بازتاب امیدبخش دیدار رئیس جمهور با هنرمندان
چکیده :در پی دیدار 4شنبه گذشته رئیس جمهور با جمعی از هنرمندان، برخی از اصحاب هنر در پاسخ به پرسش روزنامه اعتماد درباره تحلیلشان از این دیدار و دیدگاهشان درباره آینده هنر در کشور مطالبی را گفتند که به نقل از این روزنامه، پاسخ آنها را می خوانید: شامگاه چهارشنبه 14 دي ماه، رييسجمهور در تالار...
در پی دیدار 4شنبه گذشته رئیس جمهور با جمعی از هنرمندان، برخی از اصحاب هنر در پاسخ به پرسش روزنامه اعتماد درباره تحلیلشان از این دیدار و دیدگاهشان درباره آینده هنر در کشور مطالبی را گفتند که به نقل از این روزنامه، پاسخ آنها را می خوانید:
شامگاه چهارشنبه 14 دي ماه، رييسجمهور در تالار وحدت ميزبان هنرمندان بود. اين ديدار كه اهالي موسيقي، ادبيات، سينما، تئاتر و هنرهاي تجسمي در آن حضور داشتند، چنان تاثيرگذار بوده كه پس از گذشت چند روز همچنان همه هنرمندان را به صحبت درباره اين نشست واداشته است. از هنرمندان پرسيديم شما سخنان رييسجمهور و آينده هنر در ايران را چطور ديديد؟
جوانه اميدي در دل و لبخندي بر لب
شهرام ناظري (موسيقيدان و خواننده )
همين حضور رييسجمهور در جمع هنرمندان اميدبخش است. همين گردهمايي صميمانه -اتفاقي كه ساليان سال در كشور نيافتاده بود- مدبرانه است. همين ديدارها براي آينده كشور و وضعيت هنر اين مرز و بوم ضروري است. همين صحبتها و نظرگاههاي رييسجمهور و وزير ارشاد، نور اميدي است كه در دل همه ما افروخته ميشود. همين برنامههاي دولت جديد كه شكوفه اميد را در دل مردم رويانده و لبخندي به روي لبها نشانده، غنيمت است. همين اميد، همين لبخند، دريچه بزرگي است كه ساليان سال به روي مردم اين كشور بسته بود. همين حركت هوشمندانه آقاي روحاني در انتخاب آقاي مرادخاني، خود نويد روزهاي روشني براي موسيقي است. پس به فال نيك ميگيريم اين اميد را، اين تدبير را، اين لبخند را و اين ادبيات محترمانه در برخورد با هنرمندان را. اما يكشبه نه ميتوان به سرمنزل مقصود رسيد و نه به عملي شدن تمامي وعدهها اميد داشت. تا ساخته شدن بناي دوباره هنر بر خرابههايي كه از سالهاي گذشته بجا مانده چند گام بلند ديگر فاصله است. اما تا به اينجا، با همين اميد كه در دل مردم و به طبع هنرمندان اين كشور زنده شده، ميتوان به استقبال روزهاي روشن آينده رفت.
كوك شدنِ دوباره سازها
لوريس چكناواريان (موسيقيدان و رهبر اركستر)
من پيش از هر چيز تحت تاثير علم و دانش و شخصيت آقاي روحاني قرار گرفتم. احساس مسووليت عميق و توجه ايشان نسبت به فرهنگ و هنر بسيار جالب توجه است. براي من سخنراني ايشان در حكم يك مونولوگ تئاتري باشكوه بود، و هر چه گفتند به قلب مردم نشست وبا تشويقهاي مكرر آنها همراه بود. براي شخص من اشاره رييسجمهور به بازسازي اركستر سمفونيك بسيار جالب توجه و اميدبخش بود. چرا كه اركستر هر كشور، ويترين و نماينده فرهنگ و هنر آن مملكت است و توجه ايشان به اين نكته مهم براي من بسيار جاي خوشوقتي است. آنچه در اين نشست اتفاق افتاد، براي همه هنرمندان و مردم الهام بخش بود. از چهره همه آنهايي كه در مراسم حاضر بودند هنگام خروج از سالن ميشد، شادي و اميد و تاثير صحبتهاي رييسجمهور را به وضوح ديد. اميدوارم تمامي اين صحبتهاي صميمانه و وعدههاي اميدبخش، هر چه زودتر به عمل نزديك شود و شاهد فعاليت دوباره تمامي هنرمندان به ويژه هنرمندان عرصه موسيقي و كوك شدن سازهاي اركستر سمفونيك باشيم.
فاصله همدلي تا همكاري
نگار اسكندرفر (مدير موسسه فرهنگي كارنامه)
هنرمنداني كه در اين مملكت ماندهاند، يك دليل مشخص دارند و آن علاقه به مملكت و اعتلاي فرهنگ و هنر كشور است. همچنين آنها ماندهاند تا با همه موانع و مشكلات بزرگ و كوچكي كه وجود دارد حرفهشان را حفظ كنند و آن را ارتقا دهند. حال با اين قصد و عمل در ميان هنرمندان اگر رييسجمهوري نيز باشد كه خواستار اين پيشرفت و اعتلاي فرهنگي باشد، طبعا شرايط پيشرفت كار در حوزه فرهنگ و هنر هموارتر خواهد بود. ما بيشتر، در زندگي حرفهييمان به اين فكر كرديم كه دولت چه كمكي ميتواند به ما برساند، اما بهتر است به اين وجه نيز بينديشيم كه ما اهالي فرهنگ و هنر چه كمكهايي را ميتوانيم براي پيشرفت امور فرهنگي به دولت انجام دهيم و از قابليتها و امكانات حرفهيي و فرهنگيمان براي ايجاد اين تعامل به بهترين وجه بهره ببريم. آنچه از حرفهاي دكتر حسن روحاني دريافتم، به طور خلاصه و موجز اين بود كه دولت تدبير و اميد، نهتنها قصد ايجاد مزاحمت و اختلال براي اهالي فرهنگ و هنر ندارد بلكه ميخواهد، تعاملي كارساز و موثر با هنرمندان براي پيشرفت و اعتلاي فرهنگ ايران داشته باشد. بايد به اين سخنان اميدبخش، اميد داشت چرا كه با اميد ميتوان زندگي كرد و به آينده چشم دوخت. آنچه در اين تعامل در اولويت قرار ميگيرد اعتمادسازي بين دولت و اهالي فرهنگ و هنر است و اين اعتمادسازي، ميتواند از طريق انجام كارهاي بنيادي، احياي سازمانها و نهادهاي هنري كه طي هفت، هشت سال گذشته از دست دادهايم و فراهم كردن بستري براي ظهور قابليتهاي فرهنگي اين مرز و بوم صورت گيرد. آدمها و نهادهاي مختلفي در حوزه هنر طي چند سال گذشته كنار گذاشته شدهاند كه از پتانسيل و قابليت اجرايي بالايي برخوردارند و بازگشت آنها به عرصه اجرايي در حوزه هنر ميتواند كارگشا باشد. همين كه رييسجمهور در سخنرانياش بهطور مشخص به احياي اركستر سمفونيك و اركستر ملي اشاره ميكند، نشانگر اين است كه ميتوان به احياي نهادهاي هنري و فرهنگيمان اميدوار باشيم. با توجه به اينكه رييسجمهور مشي صداقت را در پيش گرفته است و رايدهندگانش به فردي صادق اميد بستهاند، بايد در تعامل دولت و اهالي فرهنگ و هنر هرچه بيشتر كوشا باشيم تا وعدههايي كه رييسجمهور در سخنرانياش و پيش از آن در دوره رقابتهاي انتخاباتياش داده بود، محقق شود.
فرهنگ دستوربردار نيست
علي نصيريان (بازيگر سينما و تلويزيون)
هم سخنراني رييسجمهور و وزير ارشاد و هم صحبتهايي كه نمايندگان شاخههاي گوناگون هنري ايراد كردند، بسيار مثبت بود. خانم دكتر نغمه ثميني به نمايندگي از جامعه تئاتر كشور، متن به آن زيبايي را خواند كه خيلي جامع و دقيق دغدغهها، مسائل و خواستههاي اهالي نمايش را بازتاب ميداد. اين ديدار در كل فضاي بسيار خوبي داشت و اميدواركننده بود. جالب اين بود كه آقاي دكتر روحاني و آقاي علي جنتي هم در واقع از طرف هنرمندان صحبت كردند و حرف دل آنان را زدند. معلوم بود آنان به تمام مسائل و مشكلات كار هنري و هنرمندان آگاهي داشتند. آنچه آنان گفتند و به عنوان سياستهاي فرهنگي و هنري دولت تشريح كردند، خيلي جالب بود كه اميدوارم در عمل هم اجرا شود. قطعا رييسجمهور و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به دنبال اجراي برنامههاي هنريشان هستند و اميدوارم فضا و شرايط بهگونهيي باشد كه آنان بتوانند به گفتههاي خود جامعه عمل بپوشانند. از شروع به كار دولت هنوز پنج ماه نميگذرد و اگر قرار باشد كارها درست پيش برود و كشور سامان بگيرد، همه بايد فارغ از اختلاف فكري و جناحي، با هم همكاري كنند. فرهنگ دستوربردار نيست و همانطور كه رييسجمهور گفت، كشوري كه حافظ و فردوسي داشته، امروز هم بايد در سطح هنر و ادبيات جهان بدرخشد.
دولت رنگينكمان
مهناز افشار (بازيگر)
اين دولت با گشودن خانه سينما نخستين اميد را به اهالي فرهنگ و هنر بازگرداند و اكنون منتظريم تا تكليف اركستر سمفونيك مشخص شود و با احياي مجدد آن خيالمان راحت خواهد شد. به نظرم مشكلات در عرصه هنر بسيار زياد است و سردي و غمگيني بر اين حوزه مستولي شده است. نميتوانيم از دكتر روحاني انتظار داشته باشيم كه بهسرعت همه مشكلات را حل كند. ما اهالي هنر وظيفه داريم كه در برابر اقدامات دولت صبور باشيم. سخنان رييسجمهوري در جمع اهالي هنر يك ويژگي مهم داشت و آن اين بود كه مطالب شب گذشته وي با سخنان توامان روزهاي آغازين دولت و پيش از انتخابات تفاوتي نكرده بود. اين دولت نام خود را تدبير و اميد گذاشته است و من نيز نام رنگينكمان را بر آن ميگذارم. ما بايد در كنار هم با هر سليقه و نگاهي كه داريم با صلح زندگي كنيم. سينما و هنر متعلق به يك نوع نگاه نيست بلكه به همه باورها و نگاهها در كشورمان تعلق دارد.
آقاي روحاني خودش سر شوخي را باز كرد
شهرام شهيدي
– رييسجمهور در ديداري كه با هنرمندان داشت خودش سر شوخي با اعتماد را باز كرد و گفت به هم اعتماد كنيم. زيرا دوران، دوران اعتماد است. حالا كه اين طور است و ما رييسجمهوري داريم كه هنر را دوست دارد و آدم جرات ميكند با او شوخي كند و گل بگويد و گل بشنود گفتيم امروز بيخيال پا و اندازه گليم شويم و پابرهنه بدويم ميان حرفهاش. آدم پابرهنه تا كفشش را سوي كسي پرت نكرده آدم بدي نيست و تهديد به حساب نميآيد.
– روحاني گفت اركستر سمفونيك را احيا ميكنيم حتي اگر كارت زرد بگيريم. اگر نتيجه احياي اركستر سمفونيك گرفتن كارت زرد است احتمالا حكم احياي انجمن صنفي روزنامهنگاران كارت قرمز و ممنوعيت از بازي در دور بعدي است.
– روحاني همچنين سفارش كرد توليد آثار ياسآور كافي است و بلافاصله گفت نميتوانيم با دستور هنر را خلق كنيم. همين پارادوكس باعث توليد اين طنز ياس آور شد و يك كارت زرد هم ما گرفتيم.
– روحاني همچنين گفت مميزي بايد در چارچوب قانون باشد. ما درخواست ميكنيم ايشان روشن كنند در چارچوب قانون بد يا قانون خوب؟ بعضي وقتها آدم فكر ميكند بيقانوني بهتر از داشتن قانون بد است.
مميز دقت كن…اي بابا جناب مميز محترم ارشاد چرا به خودت ميگيري؟ كي با شما بود؟ منظور من گرافيست معروف شادروان مميز بود.
– رييسجمهور در بخش ديگري از سخنانش گفت هنرمند نه قرار است زينتالمجالس باشد نه اپوزيسيون. هنرمند نه قرار است نوك پيكان تحولات سياسي باشد نه گوشهنشين خرابات و خانه. از وقتي اينها را شنيدهام يك كاغذ گذاشتهام جلويم و چيزهايي كه يك هنرمند نبايد باشد را تيك ميزنم.
كاش ايشان معما طرح نميكرد و خيلي خلاصه ميگفت هنرمند بايد چه چيزي باشد كه ما براي گرفتن مجوز خودمان را آن شكلي اصلاح كنيم.
– روحاني همچنين گفت: برخي صداي ملت را نشنيدهاند… خيلي چيز عجيبي نيست. آن عده وقت نكردند صداي ملت را بشنوند.
– من دو روز است هر روز صدبار مشق مينويسم: من هنرمندم. من هنرمندم… من هنرمندم. چرا؟ چون روحاني در جمع هنرمندان گفته هنر بدون آزادي معنا ندارد. پس براي آزاد بودن بايد هنرمند بود. بحث پيچيدهيي شد.
– و روحاني گفت هر كار بيعيبي هنر است. با اين حساب مميز ارشاد اگر كار با قيچي را بلد باشد و كار مميزي را مطابق آيين نامههاي نوشته يا نانوشته خوب انجام دهد هنرمند محسوب ميشود !
آنچه هنرمندان در ديدار با روحاني گفتند
از خاموشان ميگويم
نغمه ثميني نخستين سخنران هنرمندان حاضر در تالار وحدت براي ايراد سخنراني نبود اما حرفهايش چنان بر دل نشست كه اشك را به چشمان حاضر در تالار وحدت نشاند، وقتي صحبتهايش به پايان رسيد، هنوز اشك از چشمان هانيه توسلي، باران كوثري و ستاره اسكندري جاري بود. اين نمايشنامهنويس از خاموشان و حذفشدگان گفت: « به من اجازه دهيد صداي خاموش كساني باشم كه قدرتي ندارند. جز صدايي كمجان بر روي صحنه هيچ چيز ندارند. كساني كه به راحتي وزيدن نسيم ميشود حذفشان كرد و حذف شدهاند طي اين سالها. ديوار بياعتمادي بين ما و كساني كه قدرت دارند و قضاوتمان ميكنند، بسيار بلند است. آن سو آدمها هنوز همان آدمها هستند. كساني كه رغبتي به فرو افتادن ديوار ندارند. كساني كه ما تئاتريها را بهعنوان دشمن نگاه ميكنند، دشمني كه تنها ابزارش گفتوگو است. تنها ابزارش بازي است. تنها ابزارش نمايش است. حالا بگذاريد من صداي نمايشنامهنويساني كه چند سال است كتابهايشان در ارشاد به انتظار مجوز مانده است. صداي كارگردانهايي كه چهار سال است متني ايراني را به دست گرفتهاند و از اين سالن به سالن ديگر ميدوند، اما بيدليل، رانده ميشوند كه متن نويسندهيي خارجي را كار كنند. صداي دانشجويان تئاتر، دانشجويان مشتاق و با استعداد تئاتر كه هر وقت حرف آينده ميشود به ما نگاه ميكنند.
براي اجراي سرود ملي اركستر نداريم
كامبيز روشنروان در حالي به روي صحنه رفت و پشت ميكروفن قرار گرفت كه بزرگان موسيقي ايران، شهرام ناظري و لوريس چكناواريان در رديف اول سالن در كنار رييسجمهور نشسته بودند و شنواي بخشي از خواستههاي حرفهييشان از زبان روشنروان در عرصه موسيقي بودند. او خطاب به حسن روحاني گفت: «… موسيقي كشور ما حال خوبي ندارد و در چند سال گذشته حالش وخيمتر شده است. هنرمندان اين حوزه تمام بضاعت خودشان را در اختيار انقلاب قرار دادند ولي به جاي قدر، جفا ديدند. روشنروان فهرستي از مشكلات موسيقي را شرح داد و گفت: آموزش موسيقي وضعيت نامطلوبي دارد. آموزشگاههاي آزاد چندسالي است كه نظارت بر آنها به درستي صورت نميگيرد و رشد بيرويه آنها طوري شده كه گاهي فكر ميكنيم كاش اين وضعيت به وجود نميآمد. موسسات علمي و كاربردي هم به دليل نداشتن اساتيد خوب دچار مشكلات هستند. وضعيت اركستر سمفونيك و اركستر ملي طوري شده كه چندين سال است به دليل تعطيلي اين اركسترها سرود ملي جمهوري اسلامي را بهطور زنده نشنيدهايم و مدام نسخههاي ضبط شده، پخش شده است…»
هنر يك «حق» است
محمدمهدي عسگرپور كه مديرعامل خانه سينما است، شادمان از بازگشايي خانه سينما به عنوان سخنگوي سينما و سينماگران از ضروريات سينما گفت كه هنوز بدان دست نيافتهاند.او به نمايندگي از جامعه سينمايي خطاب به حسن روحاني گفت: آقاي رييسجمهور! پيش از هر چيز مايلم به نمايندگي از سينماگران مراتب سپاس خانواده بزرگ سينما را از وفاداري به تعهد انتخاباتيتان درباره بازگشايي خانه سينما اعلام دارم. به تعبيري نخستين دري كه با كليد تدبير دولت يازدهم باز شد قفل خانه سينما بود و سپاس كه به وعده خود پايبند بوديد. براي اصحاب فرهنگ و هنر، باور دولتمردان به اينكه اشتغال در عرصه فرهنگ و هنر يك «حق» است و نه يك «امتياز»، مهمترين دغدغه است. انتظار داريم كه شما اين حق اشتغال اصحاب فرهنگ و هنر را به رسميت بشناسيد. هنرمندان و اصحاب فرهنگ سرزمين ايران اسلامي در همين جامعه باليدهاند و زندگي ميكنند. آنان جداي از نظام نيستند و خود بخشي از نظام و تحكيمكننده آنند. سينما ميتواند يار خوبي براي ديپلماسي فعالي كه دولت يازدهم آن را در پيش گرفته باشد، چراكه به اعتقاد بسياري از سفراي كشورمان، سينما نه تنها بهترين سفير فرهنگي كه ميتواند بهترين سفير كشورمان باشد. مصلحت از جمله كليدواژههايي است كه معنايي دوگانه دارد. هر كسي براي دور زدن قانون از آن استفاده ميكند. در هر جامعهيي و با هر رويكردي سانسور و نظارت وجود دارد. در كشور ما نيز مناسبات اجتماعي و ارزشي وجود دارد، اما سازوكار ما بهشدت دچار اشكال است. در ديگر كشورها سانسور، نام بازبيني و ويرايش را به خود ميگيرد…»
نسبت اجنه و كتاب
رضا اميرخاني نخستين سخنران بود كه حرفهايش به درازا كشيد، اما همچون داستانگويي متبحر پايان سخنانش را چونان ايراد كرد كه خستگي را از فضا دور كند. او از صنعت نشر سخن گفت و اعتبار قول حسن! ديگر محور سخنان او مميزيان و كساني بودند كه نام حامي ارشاد بر آنها زده شده. اميرخاني خواست كه با شفافسازي و معرفي افراد؛ ناديدهها معرفي شوند يعني همان چيزي كه او از آن چنين ياد كرد: مميز و حامي و داور وزارت ارشاد را از لشكر اجنه انتخاب نفرماييد! او درباره وضعيت ادبيات داستاني در ايران گفت: چرا ادبيات داستاني ديده نميشود؟ دليل روشن است. به دليل انبوه عناوين كتبي كه ارشاد ساخته! چند عنوان كتاب به دست مردم ميرسد؟ جواب روشن است. به تعداد كتب موجود در قفسههاي كتابفروشي. اين رقم بين هزار تا دو هزار عنوان است. حال آنكه ارشاد آمار توليد كتاب را در سال بيش از 50 هزار عنوان اعلام ميكند. 48 هزار عنوان از اين كتابها، كتب غيرحرفهيي در صنعت نشر هستند. حمايتهاي ارشاد در همه ادوار و عليالقاعده دوره فعلي، به شرط صحت، 95درصد هرز ميرود! و فقط پنجدرصد صرف كتب حرفهيي ميشود… فدراسيون فوتبال در وهله اول موظف است به حمايت از تيم ملي كشور، بعد از آن ليگهاي برتر و پايينتر… اما در رفتار ارشاد اطفال بازيگوش فوتباليست خياباني با مليپوشان تفاوتي ندارند.
دوسالانهها را به انجمنها بسپاريد
ابراهيم حقيقي نماينده هنرمندان هنرهاي تجسمي بود و از حال و روز اين عرصه با رييسجمهور گفت. اين هنرمند پيشكسوت گرافيست به نمايندگي از هنرمندان تجسمي از وزير ارشاد درخواست كرد كه دوسالانههاي هنري را دوباره به انجمنها بسپارند و آنها را احيا كنند و خواستار گسترش فعاليت گالريها در شهرستانها شد. او با اظهار تاسف از وضعيت فعلي موزه هنرهاي معاصر هشدار داد، رده اين موزه كه جزو 10 موزه برتر دنياست در حال نزول است. در حالي كه ما در ايران در كل منطقه بيشترين هنرمندان را داريم.
فضايي براي تنفس
عبدالجبار كاكايي بيشتر از تضاد و روبهرويي شاعران و مديران گفت. او به نمايندگي از هم صنفانش خطاب به روحاني گفت: «ما شاعران متعهد به آرمانهاي مردم در سال 57 برائت خود را از مديريتي اعلام ميكنيم كه به نام حمايت از ما، قلم مخالفان را ميشكند. شعر انقلاب نهال نورستهيي بود كه امروز سرو بالندهيي شده و نفس كشيدن در فضاهاي گلخانهيي و اردوگاهي را نميپذيرد و دوست دارد در ميداني برابر تنها بر محور خلاقيت با رقيبان خود چالش داشته باشد و پذيرش مسووليت دبير جشنواره هشتم به همين منظور بود كه اميدوارم تحقق پيدا كند.»مراسم با شور و شوق صحبتهاي روحاني به پايان رسيد و هنرمندان گرد وزير اخطارگرفته جمع شدند تا باقيمانده حرفهايشان را به او منتقل كنند و ايشان اين حرفها را با دكتر حسن روحاني در ميان بگذارد.













