سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » وزير راه: انتقال پايتخت فكري خام است/ 78ميليارد دلار براي جابه‌جايي تهران...

وزير راه: انتقال پايتخت فكري خام است/ 78ميليارد دلار براي جابه‌جايي تهران

چکیده :وحال مجددا اين موضوع با دستاويز قرار گرفتن آلودگي شهر تهران يا موضوع زلزله بر سر زبان‌ها افتاده است و حتي نمايندگان مجلس سه‌شنبه گذشته با راي 51 درصدي خود موجب شدند تا دوباره اين طرح به صورت جدي در مجلس طرح و بررسي شود....


روزنامه اعتماد در گزارشی می نویسد:

تهران چندان پيشينه كهني به عنوان پايتخت ندارد، اين قاجارها بودند كه در پي مدتي كوتاه، پايتخت‌شان را در تهران برپا كردند؛ چون هم شهري كم‌جمعيت و امن بود و دور از دسترسي اقوام مهاجم و هم نزديك به تيره تركمني قاجارها. پيش از قاجارها، كريمخان زند در پي پايتخت كردن تهران بود و حتي در آنجا روي ساختمان معروف به ارگ از دوران شاه طهماسب صفوي، پايه‌هاي قصري را ريخت كه امروز با نام كاخ گلستان كهن‌ترين ساختمان در سراسر تهران است… كريمخان اما سرانجام شيراز را كه سابقه پايتختي هم داشت، به تهران ترجيح داد. همچنان كه آقا محمدشاه قاجار، تهران را به ساري ترجيح داد و از آن زمان تا امروز، 228 سال است كه تهران به پايتختي خود مي‌نازد.

پايتختي كه البته در سالگرد 200 سالگي خود براي نخستين‌بار سخن از تغييرش به ميان آمد. سال 1364 در بحبوحه جنگ تحميلي بود كه بحث تغيير پايتخت بر سر زبان‌ها افتاد و با توجه به شرايط جنگي اين بحث تا پايان جنگ يعني سال 1368 مسكوت ماند. دولت سازندگي كه در آن زمان علاقه‌مند به انجام كارهاي بزرگ بود، طرح مطالعه انتقال پايتخت را در دستور كار خود قرار داد. برآوردهاي اوليه در آن زمان نشان داد، هزينه انتقال پايتخت از تهران چيزي حدود 5 هزار ميليارد تومان هزينه خواهد داشت اين هزينه در سال 68 معادل 10 برابر بودجه عمومي دولت و شش برابر بودجه كل كشور بود. اين هزينه به قدري سرسام آور بود كه دولت تصميم گرفت روي طرح‌هاي ديگر كار كند. در آن زمان دولت بايد به مشكلات به جا مانده از جنگ رسيدگي كند. هزينه‌هاي سنگين باز‌سازي خرابي‌هاي جنگ به قدري بود كه دولت نمي‌توانست به اين گونه طرح‌ها بپردازد. هر چند پايان جنگ بار ديگر اين موضوع را مطرح كرده بود اما عملا تا سال‌هاي پاياني دهه 70 سخن ديگري درباره تغيير پايتخت به گوش نرسيد تا اينكه غلامحسين كرباسچي، شهردار خبرساز تهران از تغيير پايتخت ايران ياد كرد. او مي‌گفت: هيچ معنايي ندارد كه همه كالاها را از هزاران كيلومتر دورتر به بازار تهران بياوريم و از آنجا به سراسر ايران بازپخش كنيم. به گفته وي، همين انديشه تغيير پايتخت بود كه خيلي‌ها، به ويژه بازاري‌هاي بانفوذ را خوش نيامد و سرانجام كار آقاي شهردار را به محاكمه و زندان كشاند. بسياري، در همان زمان، استدلال مي‌كردند كه تهران، اگر مشكلاتي دارد، كه دارد، بايد آنها را حل كرد وگرنه بردن پايتخت به شهري ديگر، نه مشكلات تهران را حل خواهد كرد و نه مانع بروز مشكلات در پايتخت جديد خواهد شد.

اين موضوع هر چند دوباره به كناري رفت اما در سال 86 بود كه دوباره تغيير پايتخت با بزرگ شدن بيش از پيش تهران مجددا مطرح شد. در سال 86 و همزمان با طرح مجدد اين موضوع در دولت و تاييد آن در قالب مصوبه توسط مجمع تشخيص مصلحت نظام دوباره بحث انتقال پايتخت در دستور قرار گرفت. در آن زمان مجمع تشخيص مصلحت نظام براي اجرايي شدن اين طرح شش پيش شرط در نظر گرفت. هر چند اين مصوبه مورد استقبال دولت نهم قرار گرفت، اما تا پايان عمر دولت نهم هيچ اقدام عملي براي انجام اين مصوبه انجام نگرفت. اين بحث در دولت دهم مورد توجه قرار گرفت و در ابتداي سال 89 شاهد اقداماتي از سوي دولت در اين زمينه بوديم. نخستين اقدام دولت دهم در اين زمينه را بايد در مصاحبه رييس دولت با رسانه ملي در فروردين‌ماه و بحث انتقال پنج ميليون نفر از تهران را به عنوان راه‌حل معضلات تهران مطرح و جست‌وجو كرد. همچنين بحث انتقال كاركنان دولت به شهرستان‌ها كليد خورد و با افتتاح سايتي به عنوان انتقال جمع‌آوري اطلاعات متقاضيان خروج از پايتخت آغاز شد كه البته در دو ماه اول تنها 1400 نفر از كاركنان دولت در اين سايت ثبت نام كردند در حالي كه تعداد كاركنان دولت مستقر در تهران چيزي در حدود 600 هزار نفر برآورد مي‌شوند.

با اين حال دولت دهم هم، اقدامي عملي در اين زمينه انجام نداد. تنها تلاش كرد تا مانند دولت سازندگي، به اصلاح جزيي در اين زمينه بپردازد، اما اين‌بار با شيوه خود. در بهمن ماه 91 طرحي با عنوان انتقال پايتخت در مجلس مطرح شد تا در تاريخچه بررسي تغيير پايتخت از تهران به شهري ديگر سال پاياني دولت دهم نيز ثبت شده باشد.

وحال مجددا اين موضوع با دستاويز قرار گرفتن آلودگي شهر تهران يا موضوع زلزله بر سر زبان‌ها افتاده است و حتي نمايندگان مجلس سه‌شنبه گذشته با راي 51 درصدي خود موجب شدند تا دوباره اين طرح به صورت جدي در مجلس طرح و بررسي شود.

ناگفته پيداست كه اگر در سال 68 هزينه انتقال پايتخت 10 برابر بودجه عمومي دولت در آن سال برآورد شده بود با رعايت همين نسبت با در نظر گرفتن بودجه عمومي 236 هزار ميليارد توماني سال 92 بايد 10 برابر اين رقم را براي انتقال دولتي با ابعاد امروز از تهران تخصيص پيدا كند، اين رقم براساس نرخ دلار 3000 توماني هم هزينه‌يي معادل 78 ميليارد دلار بر اقتصاد كشور تحميل مي‌كند. گذشته از اين صحبت‌ها، دلايل موافقان طرح انتقال پايتخت نيز استدلالاتي در خور توجه است چرا كه آنان «تمركززدايي» و «تقسيم عادلانه امكانات» و مهم‌تر از سايران «حل مشكلات و معضلات شهر تهران» را از اصلي‌ترين دلايل دفاع و موافقت خود با اين طرح

بر مي‌شمارند اما در آن سوي گود نيز مخالفان طرح انتقال با طرح پرسش‌هايي همچون مكان پايتخت بعدي و نحوه انتقال آن نكات درخور توجهي را بيان مي‌كنند.

با تمام اين تفاسير در جلسه روز سه‌شنبه گذشته بهارستان‌نشينان «كليات طرح انتقال پايتخت سياسي از تهران» با 51 درصد آرا موافق و با وجود مخالفت دولت و بيان اين مطلب از سوي معاونت پارلماني رياست‌جمهوري كه انتقال پايتخت منوط به نظر و راي مقام معظم رهبري است، مورد تصويب نمايندگان قرار گرفت. مطابق آن دولت موظف شد، حداكثر تا دو سال آينده با بررسي‌هاي كارشناسي مكان پايتخت بعدي را معرفي كند.

هرچند عبدالرضا رحماني‌فضلي، وزير كشور دولت تدبير و اميد در حاشيه جلسه هيات دولت در روز چهارشنبه گذشته از موافقت و نگاه مثبت دكتر حسن روحاني، هفتمين رياست‌جمهوري ايران اسلامي با اصل طرح انتقال پايتخت سياسي كشور خبر داد. امري كه از نظر كارشناسان و حتي وزير راه وشهرسازي دولت تدبير و اميد طرحي غيركارشناسانه است. عباس آخوندي، وزير راه و شهرسازي كه سابقه طولاني در مباحث شهرسازي دارد معتقد است كه انتقال پايتخت نياز به مطالعات جامع در ابعاد مختلف دارد.

وي كه از سوي ديگر مامور انجام مطالعه و بررسي طرح انتقال پايتخت شده است به هزينه 15 هزار ميليارد توماني انتقال پايتخت در سال 68 اشاره مي‌كند و مي‌گويد: براي انتقال پايتخت فقط دلايل زلزله يا آلودگي هوا كفايت نمي‌كند بلكه بايد مجموعه‌يي از دلايل گسترده از لحاظ اقتصادي، فني، سياسي و دفاع غير عامل در نظر گرفته شود. انتقال پايتخت فعلا ايده است و هفته آينده گروهي را براي شروع بررسي و مطالعه در اين خصوص تعيين مي‌كنم كه اين گروه وظيفه خواهند داشت ضمن بازنگري مطالعات گذشته، نمونه‌هاي بين‌المللي را نيز بررسي كنند و در همكاري با مجلس جهات مختلف موضوع نيز ديده شود. آخوندي يادآور شد: موضوع انتقال پايتخت در ايران نيز از اواخر دهه‌ 60 سابقه دارد و بررسي دقيق آن نياز به زمان زيادي دارد و در مجلس براي مطالعه و بررسي اين طرح دوسال زمان پيش‌بيني شده است. كشورهايي كه تغيير فيزيكي پايتخت را انجام داده‌اند فرآيند‌هاي تصميم‌گيري را نيز اصلاح كرده‌اند چون اگر اين طور نباشد تمركز منابع و انسان‌ها در جاي جديد نيز شكل مي‌گيرد. انتقال پايتخت فقط تغيير فيزيكي آن نيست بلكه بحث‌هاي ديگري همچون تغيير در فرآيند تصميم‌گيري نيز مهم است كه نيازمند تمركز زيادي است.

وي در پاسخ به سوالي درباره نظر وي پيرامون انتقال پايتخت تصريح كرده است كه: نياز به پيش‌داوري درباره نتايج بررسي‌ها نيست. در مطالعات گذشته 12 سال زمان براي انتقال پايتخت پيش بيني شده بود، در اين باره بايد با مردم هم گفت‌وگو كنيم و نمي‌توان پشت درهاي بسته براي انتقال پايتخت تصميم گرفت. هزينه پيش بيني شده براي انتقال پايتخت در سال 69 حدود 15 هزار ميليارد تومان بود كه درآن زمان نرخ دلار كمتر از 1000 تومان بود. نمي‌توان به ارقامي كه براي انتقال پايتخت اعلام مي‌شود اعتماد كرد و با بررسي‌ها، حتما مردم را در جريان پيشرفت كار قرار خواهيم داد.

هرچند كه وزير راه و شهرسازي به صراحت درباره موافقت يا مخالفت خود با اين طرح اظهارنظري نكرده است اما تجربه‌يي كه در دولت نهم درباره انتقال وزارتخانه‌ها به شهرهاي اصلي خود مطرح شده بود به دست آمد به خوبي نشان مي‌دهد اين طرح نيز همانند آن تجربه نمي‌تواند آنچه مورد نظر مجلس‌نشينان است را تامين كند. البته نيم‌نگاهي نيز به تجربه‌هاي كشورهاي ديگر مي‌تواند دولتمردان را در اين امر راهنمايي كند. كشورهاي ديگر هم البته نه به اندازه ايران، اما در گذر روزگار، بارها پايتخت عوض كرده‌اند كه مي‌توان آتن هفت هزار ساله را كهن‌ترين پايتخت با آثار بر جاي مانده از روزگار و زندگي رفتگان و درگذشتگان ناميد و قديمي‌ترين پايتخت در جهان اسلام هم قاهره در مصر با يك هزار و چهل و اندي سال پيشينه پايتختي است و بعد از آن مي‌توان به رم پايتخت ايتاليا، لندن و واشنگتن و پاريس و… اشاره كرد.

تغيير پايتخت‌ها تنها به تاريخ و گذشته‌ها مربوط نمي‌شود. در همين دوران خودمان، پاكستاني‌ها اسلام‌آباد را آباد كردند تا جاي كراچي را بگيرد. در قزاقستان، آستانه جاي آلماتي را گرفت. در برمه كه چندي است ميانمار شده است پايتختش را از رانگون به يك شهر ديگر منتقل كرده‌اند، در نيجريه ابوجا را جانشين لاگوس كرده‌اند. اما نكته ديگري كه تجربه موفق برخي ديگر از كشورهاي جهان بوده است موضوع چند پايتخت‌گزيني است كه ظاهرا موفق‌تر از تغيير پايتخت و هزينه‌هاي سر بار آن به دولت است. براي مثال هلند كه لاهه‌اش مركز دولتي است و بندر آمستردام آن پايتخت بازرگاني، يا بوليوي كه پايتخت دولتي‌اش لاپاس يا لاپاز است و پايتخت قضايي‌اش سوكري. شماري از كشورها هم در عمل، نه رسما، دو يا چند پايتخته‌اند، مثل آلمان كه پايتخت بازرگاني‌اش هامبورگ است، پايتخت بانكي‌اش فرانكفورت و پايتخت سياسي‌اش، برلين. يا خود امريكا كه پايتخت رسمي‌اش واشنگتن است اما پايتخت مالي‌اش نيويورك. در واقع، در جهان غرب، در عمل بيشتر كوشيده‌اند تا كارها را در ميان شهرهاي گوناگون پخش كنند تا بار پايتخت چندان سنگين نشود. به اين جهت به نظر مي‌رسد استفاده از تجارب گذشته درباره تغيير پايتخت يا طرح‌هاي اينچنيني در ايران و ساير كشورها مي‌تواند چراغ راه بهتري را در اين موضوع پيش پاي دولتمردان و مجلس‌نشينان روشن كند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.