چهکنیم تا عزای حسین(ع) علیه حسین(ع) استثمار نشود
چکیده :شهید بهشتی در تشریح وضعیتی که در نهایت منجر به شکستن سکوت حسین بن علی و در نهایت شهادت ایشان شد از زبان حسین (ع) میگوید: دستگاه معاویه کسانی را که پیرامون این حکومت پلید به نام مسلمان و با شعارهای اسلامی دین و دنیای شان را می فروختند، در افکار عمومی، مسلمان ممتاز و درجه یک معرفی می کرد و مردان و زنان مسلمانی را که دین تا اعماق جان شان نفوذ کرده بود، نه از مرگ، نه از شکنجه، نه از زندان و نه از هیچ رنج و محرومیت دیگر می ترسیدند، آن ها را به عنوان کسانی که گرایش های ضد اسلامی و مذهبی دارند معرفی می کرد ...
کلمه- گروه سیاسی:
“حسین حسین” گفتن به تنهایی چه معنایی دارد؟ سوال به حقی که بسیاری از جمله نسل جوان گاهی آن را مطرح می کنند. این ندا سر دادنِ “یا حسین” در چه صورتی ارزش و معنایی موثر و واقعی تر در زندگی انسان پیدا می کند.
شهید بهشتی سال ها پیش دغدغه پاسخ دادن به این پرسش ها را شجاعانه موضوع یک سخنرانی خود کرده بود و پاسخ هایی داد که شاید حتی امروز هم برای روحانیان درباری و متعصبین متحجر خصوصا در این سالها که تفسیری وارونه و تحریف شده از عاشورا برای مردم تبلیغ میشود گران و غیر قابل هضم باشد.
او عاطفه ی نهفته در عزاداری ها را ستایش می کند، اما آن را همانند عاطفه مادری می داند که اگر درست و به جا استفاده نشود، انتقاد برانگیز خواهد شد.
آن شهید مظلوم این سوال را فراگیرتر و چالش برانگیزتر می کند. او در برابر کسانی که صرف خالصانه بودن عزاداری ها و حسین حسین گفتن ها را به عنوان دلیلی بر کفایت آنها می دانند تا در برابر آنها پرسش و انتقادی مطرح نشود، این پرسش را به میان می کشد که “آیا همه افرادی که در کشورهای بودایی پای مجسمه بودا نیایش می کنند، گریه و زاری و کرنش می کنند، و پایین تر از آن، آن ها که پای بت ها در عصر پیغمبر(ص) به گریه و زاری و نیایش می نشستند و برمی خاستند، مگرهمه دروغ بوده است؟ آیا آن اخلاص ها از نگاه اسلام کفایت می کند؟
او نکته کلیدی برای وصل شدن این حسین حسین گفتن ها به عملی درست و پسندیده از دیدگاه اسلام، عنصر “آگاهی” می داند. نکته ای که در نبود آن، ممکن است که همه آن یا حسین گفتن ها “در راه ضد حسین مورد استثمار و بهره کشی قرار گیرد.”
اماعزاداری برای حسین(ع) میتواند حتی در راهی ضد راه حسین مورد استثمار قرار گیرد. چگونه؟
شهید بهشتی معتقد بود که باید دید این حسین چرا کربلا آمد؟ و چرا کشته شد. چرا از مدینه حرکت کرد و چرا قیام کرد؟ در واقع از نظر شهید بهشتی باید به هدف حسین نیز توجه کرد و حسینی زیست وگرنه عزاداری صرف میتواند در راهی بر ضد حسین نیز استثمار شود.
این شهید والا مقام در توضیح علل حرکت حسین و الگویی که مردم میتوانند از حسین بگیرند میگوید او دید حق پایمال می شود و باطل حکومت می کند و مگر نه این است که پیغمبر(ص) فرموده است: در چنین شرایطی بیکار نشستن و دست روی دست گذاشتن گناهی بس بزرگ است.
شهید بهشتی در تشریح وضعیتی که در نهایت منجر به شکستن سکوت حسین بن علی و در نهایت شهادت ایشان شد از زبان حسین (ع) میگوید:
ای مردم! من خود دیدم و ما خود دیدیم مردان پاک و مجاهد، انسان های باایمانی را که ایمان برایشان سخت تعهدآور بود دستگاه پلید معاویه از خانه و کاشانه بیرون شان کشید، به سوی شام برد، در آن جا تهدیدشان کرد که از حقگویی و حمایت از حق دست بردارید. آن ها تحت تأثیر این تهدید قرار نگرفتند، دستگاه پلید معاویه این ها را نابود کرد و به نابود کردنشان اکتفا نکرد، در افکار عمومی آن ها را لگدمال کرد، مردان پاکی به دست عمال معاویه در کنار پایتخت حکومت اسلامی آن روز، سر به نیست شدند.
جالب این است که درست آن طور که سیدالشهدا(ع) در چند جمله بیان فرموده بود، دستگاه معاویه کسانی را که پیرامون این حکومت پلید به نام مسلمان و با شعارهای اسلامی دین و دنیای شان را می فروختند، در افکار عمومی، مسلمان ممتاز و درجه یک معرفی می کرد و مردان و زنان مسلمانی را که دین تا اعماق جان شان نفوذ کرده بود، نه از مرگ، نه از شکنجه، نه از زندان و نه از هیچ رنج و محرومیت دیگر می ترسیدند، آن ها را به عنوان کسانی که گرایش های ضد اسلامی و مذهبی دارند معرفی می کرد!
آیا امام(ع) می توانست در چنین شرایطی که مؤمنان خالص -که ایمان و اسلام برایشان مکتب است- به صورت کسانی که گرایش های ضد اسلام دارند، معرفی می شدند و با چنین مرزبندی، انحراف افکار عمومی مسلمانان از حقیقت تابناک ایمانی صورت می گرفت و در مقابل، یک مشت تجلیات توخالی و درون تُهی به نام مذهب مورد تجلیل قرار می گرفت، در چنین شرایطی امام حسین فرزند دلبند پیغمبر، فرزند علی و فاطمه ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ چگونه می توانست بی تفاوت بماند؟ ا
از این منظر ماندن در راه حسین و حسینی زیستن و حسینی بودن مبارزه با ظلم و تن به ذلت ندادن و زمینه اصلی و زمینه این کار به قول شهید بهشتی کمی آگاهی و کمی هوشیاری است تا مبادا حسین حسین گفتن در راه ضد حسین مورد استثمار و بهره کشی قرار گیرد. ببینیم حسینی که به عشقش می گرییم و به راستی می گرییم، به عشقش ضجه می کنیم و به راستی ضجه می کنیم، به عشقش پول خرج می کنیم و به راستی خرج می کنیم؛ این حسین چرا کربلا آمد؟ و چرا کشته شد؟
متن کامل سخنرانی شهید بهشتی را اینجا ببنید.













