پایان فتنه
چکیده :... از اسب که بهزیر افتاد، عمرسعد نفس راحتی کشید، و چون از تمام شدن کار حسین اطمینان پیدا کرد، پیکی را برای رساندن خبر پیروزی روانه کوفه کرد. ابن زیاد سرمست از باده پیروزی، برای تبریک فرونشستن فتنه حسین فرستاده ویژهای را راهی شام نمود.... از اسب که بهزیر افتاد، ساعت شنی واژگون شد، شمارش معکوس برای سرنگونی یزید آغاز...
علی اصغر خدایاری
1- پایان فتنه
… از اسب که بهزیر افتاد، عمرسعد نفس راحتی کشید، و چون از تمام شدن کار حسین اطمینان پیدا کرد، پیکی را برای رساندن خبر پیروزی روانه کوفه کرد. ابن زیاد سرمست از باده پیروزی، برای تبریک فرونشستن فتنه حسین فرستاده ویژهای را راهی شام نمود.
به شکرانه غلبه امیرالمؤمنین بر فتنهگران جمعی مجلس عیش و میگساری برپا کردند، جمعی سجده شکر بهجای آوردند، گروهی نماز شکر بهپا داشتند، و خطیبان و امامان جمعه و جماعت از خطر بزرگی که به لطف پروردگار و تلاش لشگریان خدا از سر اسلام و مسلمین رفع شده است، خطابهها خواندند…
…مسلمین در همه بلاد آسوده بخوابند، که بلا برطرف شده است…
2- کاروان آزادی
… از اسب که بهزیر افتاد، زینب به پا خاست. کاروان آزادی و آزادگی مدینه- مکه- کوفه- شام، که قریب دو هفته در دشت کربلا اطراق کرده بود، با کاروانسالار جدید مجدداً بهراه افتاد، با همان پیام و با همان رسالت، اما این بار قویتر و اثربخشتر. پیامی که با خون آن 72 تن غنیسازی شده بود.
در دشت نینوا جز زیبایی ندیدم، زینب گفت. آنها که با سانسور، هجمه تبلیغاتی، ارعاب، تطمیع، و دربند کردن حقجویان و حقگویان پردهای بر روی حق و حقیقت کشیدهاند، مهلتی را که به آنها دادهایم فرصتی برای طغیان بیشتر نپندارند، این مهلت صرفاً به این منظور به آنها داده شده است که بر سرکشی و خودکامگی خود بیفزایند، زینب از قول خدا گفت…
کاروان همچنان در راه است، با همان پیام و همان رسالت…
3- شمارش معکوس
… از اسب که بهزیر افتاد، ساعت شنی واژگون شد، شمارش معکوس برای سرنگونی یزید آغاز گردید…
منبع: فیس بوک شخصی خدایاری













