مشاور وزیر امور خارجه: موفقیت دیپلماسی رابطه مستقیمی با عملكرد داخلی دولت دارد
چکیده :آقایانی كه میگویند ایران به غرب در جریان مذاكرات ژنو امتیاز داده است باید بگویند ایران چه امتیازی را به غرب داده است؟ رهبری و دولت اعلام كردهاند كه ما به دنبال سلاح هستهای نیستیم بنابراین برداشت این دوستان از امتیاز شامل چه مواردی است؟ از آنجا كه ما به دنبال استفاده صلح آمیز از انرژی هستهای هستیم باید امكاناتی داشته باشیم كه بتوانیم ضمن حفظ منافع ملی خود از این امكانات بهرهمند شویم. باید گفت با وجود توافق ژنو این امكانات همچنان حفظ شده و هیچگونه خدشهای هم تا كنون به آن وارد نشده است....
دیپلماسی نیاز به تجربه و دانش دارد. بنابراین سخن گفتن درمورد موفقیت یک توافق دیپلماتیک نیاز به داشتن دانش و تجربهای است که برخی تحلیلگران و مفسران این روزهای ایران از آن بیبهرهاند. درمورد توافق ژنو وعملکرد سیاست خارجی ایران این روزها در رسانهها و گعدهای سیاستمداران سخن بسیار گفته میشود. اما تا کنون کمتر دیده شده است؛ که تحلیلی درست بر مبنای واقعیتهای موجود ازسوی مفسران ارائه شود.
چند روز پیش وقتی تحریمهای جدیدی علیه کشورمان از سوی برخی از کشورهای غربی ارائه شد. برخی از رسانهها و مفسرین ناجوانمردانه به عملکرد 100 روزه دستگاه دیپلماسی ایران تاختند و تا جایی که امکان داشت، توافق ژنو و عملکرد مذاکرهکنندگان ایرانی را زیر سوال بردند.
هرچند به قول دکترعراقچی تحریمهای جدید روح توافق ژنو را دچار آسیب کرد. اما باید دانست که برخی تحلیلگران معتقدند که توافق ژنوهنوزپایدار است و توافقی موفق درجهت منافع ملی ایران شمرده میشود. کارشناسان باتجربه وزارت خارجه معتقدند که مذاکره کنندگان ایرانی نه تنها امتیازی ندادهاند؛ بلکه تحرکی چشمگیر را درسیاست خارجی ایران رقم زدهاند.
برای درک درست عملکرد سیاست خارجی دولت یازدهم و روح توافق ژنوباید نظر یک صاحبنظر و باتجربه را پرسید. آرمان سوال خود را از سیدمحمد صدر، دیپلمات باسابقه ایرانی پرسیده است. او در زمان دولت رجایی وارد وزارتخارجه شد و مدیرکل امور اروپا – آمریکای وزارتخارجه شد. وی در دولت خاتمی معاون عربی – آفریقای وزارتخارجه بود که به همراه محسن امینزاده دو مدیر ارشد وزارت خارجه در دولت اصلاحات بودند.
او مشاور خاتمی و نیز مشاور محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه دولت یازدهم و از با تجربه ترین دیپلماتهای کشورمان است. محمد صدر فرزند آیتا… سید رضا صدرو برادرزاده سیدموسی صدر است.
مشروح گفتوگوی آرمان با مشاور وزیر امورخارجه در ذیل آمده است:
اكنون مشغول چه كاری هستید؟ به لحاظ شخصی و حوزه كاری؟
به پیشنهاد دكترظریف بهعنوان مشاور ایشان در وزارت خارجه مشغول فعالیت هستم. معمولا درشورای معاونین ودر فرصتهایی كه با ایشان جلسه داریم تجربیات خود را منتقل میكنم.
قصد انتشار خاطرات خود را در این 30 سال فعالیت در وزارت خارجه ندارید؟
من همیشه خاطرات خود را مینویسم. جلد اول خاطراتم كه مربوط به دوران قبل از انقلاب و دوران مدیر كلی من در وزارت امور خارجه است. بهزودی چاپ خواهد شد.
عملكرد وزارت خارجه در دوره 100 روز اخیر را چگونه ارزیابی میكنید؟
همیشه عملكرد وزارت امور خارجه در چهارچوب سیاستهای كلی دولت مورد بررسی قرار میگیرد و در واقع راه خودش را باز میكند.اگر بخواهیم یك مثال در این مورد بزنیم باید اذعان كرد كه یكی از دورانهای موفق در سیاست خارجی ایران دوران اصلاحات است.
در دوران اصلاحات علت اصلی موفقیت در سیاست خارجی رویكرد كلی دولت اصلاحات بود كه در داخل به دنبال توسعه سیاسی، آزادی احزاب، روزنامهها و كلا باز شدن جو جامعه و در خارج سیاست تنشزدایی و اعتمادسازی و… دنبال میشد. پس درواقع موفقیت در سیاست خارجی رابطه مستقیمی با عملكرد و رویكرد دولت در سیاست داخلی دارد. در دوران دولتهای نهم و دهم این جو مثبت بینالمللی علیه ایران تغییرکرد.
در واقع رویكردهای دولت گذشته باعث شد كه ما سیاست داخلی ناموفقی را داشته باشیم و درادامه آن سیاست خارجی مسیر پیشرفت حداکثری را نداشته باشیم. من همیشه به این نظریه اعتقاد دارم كه سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است؛ نمیتواند این دو موضوع از هم منفك باشد.
در همین جا لازم است مثالی برای این نظریه بزنم شاه واقعابه دنبال یك سیاست خارجی موفق بود. وسعی داشت در چارچوب پیمان ناتو و غرب سیاست خارجی اش را تنظیم کند. اتفاقا در سیاست خارجی همه ویژگیهایی كه آنها از دولت ایران انتظار داشتند را به دست آورده بود. اما تمام كارشناسان سیاست خارجی اذعان دارند كه شاه در نهایت سیاست خارجی موفقی نداشت. چرا؟ برای اینكه سیاست داخلی شاه یك سیاست؛ منجمد بود. به همین دلیل بود كه شاه سعی میكرد از مصاحبه با خبرنگارهای خارجی فرار كند.
سیاست خارجی موفق ادامه سیاست داخلی موفق یك دولت است. در دوران آقای احمدینژاد رویكرد مناسبی و در حد انتظار همگان در سیاست داخلی اتخاذ نشد. در عین حال هم با توجه به موضعگیریهایی كه ایشان در سیاست خارجی داشتند. مانند رویكردهای تهاجمی و ادبیات غیردیپلماتیكی كه ایشان درمجامع بینالمللی به كاربردباعث شده بود كه سیاست خارجی ایران هم وضعیت مناسبی نداشته باشد.
با آمدن دولت آقای روحانی در واقع خوشبختانه به مقدار زیادی این جو تغییر پیدا كرد. اولین چیزی كه باعث تغییر در سیاست خارجی ایران شد خود نفس انتخابات بود. خارجیها تصور میکردند كه انتخابات سالم و آزادی را در ایران شاهد نخواهیم بود و مانند انتخابات گذشته شاهد درگیریهای جناحهای سیاسی میباشیم. آنها اینگونه تحلیل میكردند كه حاكمیت به دنبال به قدرت رساندن چهره غیرمعتدلی است. اما وقتی این اتفاق رخ نداد؛ تحلیلگران سیاسی در غرب شوكه شدند. آنها دیدند كه یك انتخابات ریاستجمهوری واقعی با مشاركت حداكثری مردم در 24 خرداد 92 برگزار شد. همین رخداد زمینهای را فراهم كرد برای تغییر دید جامعه بینالملل نسبت به دولت جدید ایران زیرا رئیسجمهور جدید كشورمان واقعا منتخب مردم ودارای پشتوانه اکثریت است.
این اولین ظرفیت مثبتی بود كه برای دولت ایجاد شد. از آن گذشته آقای روحانی به دلیل آنكه در دوران اصلاحات مذاكرات هستهای مفصلی را با سه كشور اروپایی انجام داده بود؛ غربیها شناخت كافی از ایشان داشتند. یعنی میدانستند كه رئیسجمهور جدید ایران دیپلماسی و سیاست خارجی را به درستی میفهمد. نكته سوم هم بر میگردد به موضع گیریهای خود دکتر روحانی در 100 روز اخیرازجمله سخنرانی ایشان در سازمان ملل و رویكرد دولت یازدهم كه به دنبال تعامل با دنیاست، تمام اینها همه دست به دست هم داد تا آن جو منفی بینالمللی كه در دو دولت قبل نسبت به ایران وجود داشت از بین برود.
در این خلال استفاده از دكتر ظریف بهعنوان وزیر امورخارجه؛ دیگر عملكرد مثبت آقای روحانی بود.آقای روحانی با چنین پشتوانه و رویكردی تیم سیاست خارجی ایران را تشكیل داد. میتوان گفت اولین تحرك دستگاه دیپلماسی ایران بحث مذاكرات هستهای بود. البته باید اذعان کرد که همین امرمهمترین مساله سیاست خارجی ایران در چندین سال گذشته بوده است. در چند سال گذشته مذاكرات هستهای ایران و 1+5 بینتیجه بود. 1+5احساس میكرد كه طرف ایرانی اصلا نمیخواهد مذاكرات جدی را راجع به پرونده هستهای این كشور صورت دهد. به دنبال چنین دیدی نسبت به فعالیتهای ایران پرونده هستهای کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل منتقل شد و چهارقطعنامه تحریم علیه ایران به تصویب رسید.
درداخل ایران هم متاسفانه همیشه یك دید منفی نسبت به مذاكرات هستهای از قبل وجود داشته است. اما اینبار کشورهای 1+5به وضوح مشاهده كردند كه ایران برخلاف گذشته به صورت جدی پای میز مذاكره نشسته است و واقعا میخواهد برای پرونده هستهای راهحل پیدا کند.
البته با توجه به دو موضوع؛ همیشه طرف ایرانی از مذاكرهكنندگان خواسته است كه حقوق قانونی ایران را محترم و به رسمیت بشناسند. در عین حال طرف غربی هم همیشه ادعا كرده كه نسبت به برنامه هستهای ایران نگرانیهایی دارد. آنها نگرانند كه مبادا برنامه هستهای ایران از مسیر صلحآمیز منحرف شده و به سمت تولید سلاحهای هستهای حركت كند. بنابراین ایران در دور جدید مذاكرات به دنبال این بود كه هم حق ایران حفظ شود و هم نگرانیهای بینالمللی نسبت به برنامه هستهای ایران از بین برود. بنابراین همگان اذعان کردند که لازمه انجام این دو بحث مذاكره است.اما مذاكره باید با افراد خبره و آشنا به مسائل بینالمللی صورت بگیرد. خوشبختانه با انتخاب تیم مذاکره این لوازم آماده شد و مذاكره میان ایران و غرب شروع شد.
فكر میكنید خروج پرونده هستهای ایران از دستور كار شورای عالی امنیت ملی ودر اختیار گرفتن سكان مذاكرات توسط وزارت خارجه چه كمكی توانست به روند مذاكره كند؟ و چه امكاناتی را در اختیار ایران قرار داد؟
این نكته مهمی است كه شما میگویید. اما بحث این است كه در واقع تیم گذشته با روابط بینالملل به اندازه تیم جدید آشنا نبودند؛ البته باید گفت كه یك اندیشه خاصی هم داشتند كه تبلوراش در اندیشههای آقای احمدینژاد و بینشهای ایشان نسبت به دنیا دیده میشد. خوشبختانه این بارافرادی مسئولیت سیاست خارجی وپرونده هستهای ایران را عهدهدار شدند كه دارای تجربه 25 ساله در وزارت خارجه بودند.
اما حدود 50 نفر از نمایندگان مجلس نظر شما را ندارند آنها معتقدند كه آقای ظریف و دستگاه دیپلماسی ایران در جریان مذاكرات هستهای از حقوق ایران عقب نشینی كرده و تا كنون در زمینه سیاست خارجی عملكرد درستی نداشته است؟
طبق قانون اساسی افراد و بهویژه نمایندگان مجلس حق اظهار نظردارند. اما واقعیت این است که آقای دكتر ظریف باعث شده كه مشكل 8 ساله اخیر ایران كه همانا عدم ارتباط حداکثری بینالمللی بهواسطه سیاست خارجی کمتجربه است از بین برود. باید دانست كشوری كه تحریم بینالمللی میشود، اثرات آن بر اقتصاد تاثیر میگذارد اما اثرگذاری مثبت هم دارد. تحریمهای یكجانبه و چندجانبه بینالمللی هم یك بحث دیگری بود.
اكنون بهواسطه تحرك دستگاه سیاست خارجی ایران و مذاكرات ژنو درحال بازگشت است. در عین حال شدت تحریمهایی كه روی اقتصاد ایران تاثیر منفی داشت تا حدی در حال کاهش است. این آقایانی كه میگویند ایران به غرب در جریان مذاكرات ژنو امتیاز داده است باید بگویند ایران چه امتیازی را به غرب داده است؟ رهبری و دولت اعلام كردهاند كه ما به دنبال سلاح هستهای نیستیم بنابراین برداشت این دوستان از امتیاز شامل چه مواردی است؟ از آنجا كه ما به دنبال استفاده صلح آمیز از انرژی هستهای هستیم باید امكاناتی داشته باشیم كه بتوانیم ضمن حفظ منافع ملی خود از این امكانات بهرهمند شویم. باید گفت با وجود توافق ژنو این امكانات همچنان حفظ شده و هیچگونه خدشهای هم تا كنون به آن وارد نشده است.
اگر بخواهیم بهصورت ریز وارد بحث توافق ژنو شویم چه عواملی در طرف ایرانی موجب شد كه توافق ژنو به دست آید؟
یكی از دلایل توافق ژنو ارائه پیشنهادهای درست و منطبق با واقعیتهای موجود از سوی طرف ایرانی بود. وقتی كه دكتر ظریف اولینبار پیشنهاداتاش را ارائه میدهد واز طرف مقابل میخواهد كه به این پیشنهادات پاسخ دهند. نمایندگان 1+5 اذعان میكنند كه آنقدر این پیشنهادات جدید است؛كه ما شوكه شدیم. این پیشنهادات آنقدر مهم و دقیق است كه پاسخ دادن به این پرسشها در عرض چند ساعت برای ما امكان ندارد.
بنابراین نیازاست ما به پایتختهای خود برگشته و پس از مشاوره با مقامات و كارشناسان كشورمان اخذ تصمیم كنیم. آقای ظریف از آنان میخواهد در ژنو پاسخ طرف ایرانی را بدهند. خود اینكه میگویند ما شوكه شدیم، دلیل این است كه تجربه چندین ساله در مذاكرات نمود عینی به خود گرفته است. آنها با تجربهای كه از تیم مذاكرهكننده قبلی داشتند این انتظار را نداشتند. طرف ایرانی با ارائه پیشنهادات عملی نشان داد كه اراده سیاسی جدی دارد. به همین دلیل بود كه مذاكرات پس از مدت كوتاهی به نتیجه رسید.
ظاهرا پیشنهاداتی كه از سوی ایران ارائه میشد چندان ارتباطی با پرونده هستهای نداشت؟!
بله متاسفانه مسائلی كه از سوی ایران طرح میشد در بسیاری از موارد ارتباطی با پرونده هستهای نداشت. آقای دکتر ولایتی هم در جریان مناظرهها اشاراتی به این موضوع داشت.
چه عواملی موجب شد كه 6 كشور طرف مذاكرهكننده ایرانی توافق ژنو را بپذیرند؟
غرب خواسته اش اعتماد سازی است. بنابراین ایران نیز سعی كرد تا نگرانیهای غرب را با دادن پیشنهادات منطقی كمتر كند. بارها غرب اعلام كرده بود، كه نگرانی اصلیاش عدم اعتماد به فعالیتهای هستهای ایران است. بنابراین ایران سعی كرد تا اعتماد غرب را در قالب پیشنهادات عملی بر طرف نمایند. ایران بارها اعلام كرده است كه نمیخواهد تولید سلاحهای هستهای را دنبال كند. فتوای مقام معظم رهبری هم دراین زمینه گویای استراتژی ایران است. ایران تولید،نگهداری و استفاده از سلاح هستهای را حرام میداند. در صحنه عمل هم این گونه است.
چه تهدایداتی پایداری توافق ژنو را تهدید میكند؟ ببینیددر دوره اصلاحات هم ایران توافقی را با سه كشور اروپایی در تهران امضا كرد عواملی در داخل و خارج باعث شد كه توافق سعدآباد پایدار نماند. آقای دكتر من میخواهم درمورد عوامل تهدیدكننده توافق ژنو با شما صحبت كنم؟
این نكتهای كه گفتید درست نیست. یعنی در زمان اصلاحات طرف ایرانی به تمام تعهدات اش عمل كرد و با انگلیس، فرانسه و آلمان به توافق رسید كه در واقع یك طرح تحقیقاتی برای برنامه هستهای ایران پذیرفته شود كه غربیها هم این توافقنامه را پذیرفتند. اما در غرب یك انسان تندروی افراطی به نام جرج بوش كه رئیسجمهور آمریكا بود با این توافق موافقت نكرد و باعث شد كه مذاكرات به نتیجه نرسد. این نكتهای بود كه جان كری وزیر امور خارجه فعلی ایالات متحده چندی پیش به آن اشاره كرد.
وی معتقد است كه در آن زمان پیشنهادات مناسبی از سوی ایران ارائه شد چون رئیسجمهور وقت آمریكا موافقت نكرد، توافق ایران و سه كشور اروپایی به ثمر ننشست. بنابراین باید گفت طرف ایرانی در شرایط فعلی هیچ مشكلی برای حل سریعتر پرونده هستهای ندارد و اتفاقا مایل است كه دو طرف به توافق پایدار دست پیدا كنند. اگر همین اراده سیاسی جدی برای حل پرونده هستهای ایران در طرف مقابل وجود داشته باشد مسلما مذاكرات به نتیجه خواهد رسید. اما اگر شخص تندرویی مانند جرج بوش دوباره برمسند امور قرار بگیرد. باید انتظار داشت كه توافق ژنو سرنوشت توافق تهران را پیدا كند. در دور قبلی مذاكرات فابیوس وزیر امورخارجه فرانسه داشت نقش جورج بوش را در دور قبلی مذاكرات بازی میكرد و باعث شدكه رسیدن به توافق یك هفته به تعویق بیفتد. اما معلوم شد كه فرانسویان مانند بوش نادان نبودند. اكنون تهدیدكنندگان توافق ژنو افراطیون در كنگره آمریكا و لابی صهیونیستی این كشور است. اسرائیل نیز به نوبه خود در تلاش است تا در روند توافق ژنو خدشهای جدی وارد كند. ضعف دولت اوباما در مقابل کنگره نیز ممکن است توافق ژنو را دچار مشکل کند.
در سال 84 ودردوران ریاست جمهوری محمد خاتمی ایران پلمب تاسیسات هستهای خود را برداشت. دلیل اصلی این كار ایران چه بود؟
دلیل اصلیاش عملكرد جورج بوش در ضربه واردكردن به توافق هستهای ایران و سه كشور اروپایی بود. طبق توافقی كه ایران و سه كشور اروپایی انجام دادند قرار شد ایران بخشی از فعالیتهای هستهای خود را در جهت اعتماد سازی متوقف كند و طرف مقابل هم قرار شد به بخشی از تعهدات خود در مقابل ایران عمل كند. منتهی طرف مقابل به تعهدات اش پایبند نبود.
ظاهرا برداشتن پلمب تاسیسات هستهای ایران به اسم دولت احمدینژاد تمام شد نه دولت خاتمی. اصولگرایان كه اینچنین تبلیغ میكردند؟
بله؛ ظاهرا ولی تبلیغات با واقعیات متفاوت است.
چه كشورهای از توافق ژنو سود میبرند و چه كشورهای از این توافق زیان میبینند؟
به نظر من به غیر از رژیمصهیونیستی هیچ كشوری از این توافق زیان نمیبیند.
حتی كشورهای عربی؟!
حتی كشورهای عرب منطقه؛ كشورهای عربی همسایه ما و مسلمان هستند. ما دارای فرهنگ و دین مشترك هستیم و اتفاقا ما میتوانیم از این علم و تكنولوژی كه در اختیار ایران قرار گرفته است. استفاده صلح آمیز ببریم. نه تنها تهدیدی برای آنها نیست بلكه میتواند كمكی برای آنها باشد.آنها هم میتوانند از مواهب انرژی صلح آمیز هستهای مانند برق،کشاورزی و پزشکی … استفاده ببرند.
برخی از كشورهای منطقه خلیج فارس به واسطه تحریم ایران در سالهای اخیر سود سرشاری را بهدست آوردند. به نظر میآید آنها مایل نیستند از رونق بنادر و بازارهایشان كاسته شود این طور نیست ؟!
آن بحث غیر از بحث انرژی هستهای است. بحث شما مربوط است به رقابتهای منطقهای ایران و كشورهای همسایه؛ این فقط بحث ایران نیست. مگر خود كشورهای عرب منطقه خلیج فارس با هم رقابت ندارند. در این رقابت طبیعتا اگر رقیب دارای وجاهت بینالمللی باشد. كمتر میشود با آن رقابت كرد، وبرآن فشاروارد کرد. حداقل تجربه دوران اصلاحات نشان داد كه ایران علاوه بر این كه میتواند دوست خوبی برای كشورهای منطقه باشد قادر است با همسایگان خود ارتباط موثری برقرار كند. چون ایران دارای كشوری با وجاهت بینالمللی بودموفق شد روابط اقتصادی ،سیاسی و امنیتی بسیار خوبی را باكشورهای عرب منطقه تداوم بخشد. كشورهای عرب منطقه باید دولتی را به یاد بیاورند كه دارای یك چنین ویژگیهایی بوده است بنابراین باید سعی كنند كه با دولت آقای روحانی هم كه چنین رویكردی دارد ارتباط موثر برقرار كنند. دولت یازدهم به سمت یك همكاری همهجانبه منطقهای حركت میكند. چون منافع منطقه در برقرار كردن این همكاری همه جانبه است.
دستگاه دیپلماسی ایران برای برقراركردن همكاریهای همه جانبه با كشورهای منطقه و از بین بردن بدبینیهای گذشته نسبت به ایران چه كاری را باید انجام دهد؟
من احساس میكنم كه ظاهرا كشورهای عرب منطقه آن چنان كه باید و شاید تحلیل درستی از شرایط منطقه ندارند. آنها خیال میكنند كه شرایط فعلی همان شرایط دولت قبلی است و شعارها هم ظاهری و غیرواقعی است. همسایگان ایران باید بدانند كه دولت آقای روحانی واقعا با دولت آقای احمدینژاد متفاوت است. پس عملكردهای این دولتها نیز در عرصه سیاست خارجی متفاوت است. همان طور كه دولت آقای احمدینژاد با دولت آقای خاتمی متفاوت بود.برداشت همسایگان ما این است که اظهارات مقامات ایران برای ظاهر سازی است. من فكر میكنم باید اصول همجواری در سیاست خارجی را درنظر گرفت. من یك خاطرهای را برای شما مثال بزنم كه متوجه شوید بحث همسایگی چقدر درسیاست خارجی دارای اهمیت است. یك زمانی مدیرکلی آمریكا و اروپای وزارت خارجه با من بود. یكی از این كشورها كه در حوزه كاری من قرار داشت شوروی بود یك روزآقای بولدیروف سفیر شوروی پیش من آمد و گفت «آقای صدر ما باید باهم خیلی همكاری داشته باشیم؛ یك دلیل بسیار محكمی وجود دارد كه ما باید با هم همكاری داشته باشیم» گفتم چه دلیلی؟! « اینكه خدا مارا با هم همسایه قرار داده است. دو همسایه باید با هم همكاری كنند». من گفتم اینكه ما باید با هم همكاری داشته باشیم درست است. ولی آیا خدا را قبول دارید«حالا بالاخره؛ خدا ما را همسایه قرار داده است» به هر حال به عقیده من و بسیاری از كارشناسان همسایگان میتوانندامنیت یكدیگر را برقرار كنند.
توافق ژنو چه اثری میتواند در توسعه اقتصادی و گسترش روابط بازرگانی ایران داشته باشد؟
حتما تاثیرگذار است. ببینید یكی از بزرگترین ضررهایی كه ما در دو دولت قبلی داشتیم. از دست دادن سرمایهگذار خارجی بود و دیگر ضررهای رفتارهای دولت گذشته میتوان به افزایش نرخ ریسك سرمایهگذاری در ایران اشاره كرد. اگر كشوری در صحنه بینالمللی تحریم شود مسلم بدانید كه سرمایههای تجاری و اقتصادی به سمت وی حركت نخواهد كرد و آنهایی كه در داخل آن كشور فعال هستند خارج خواهند شد.مانند شركتهای نفتی فرانسوی توتال ،مالزیایی و….. بنابراین حتما با تغییر جومنفی اطراف ایران سرمایهگذاران به سمت ایران خواهند آمد. چنانكه در ایران با وجود اینكه اتفاق جدی در سیاست بینالملل و توافقات هستهای رخ نداده است. سرمایهگذاران برای سرمایهگذاری تمایل پیدا كردهاند.
سفارتخانهها چه كمكی میتوانند به سرمایهگذاری در ایران انجام دهند؟
سفارتخانههای ما خودشان به طور مستقیم در كار اقتصادی دخالت ندارند. آنها فقط تسهیل كنندهاند. تسهیلكننده به این معنی كه شرایط اقتصادی ایران را به دولتهاو سرمایهگذاران كشور میزبان اعلام میكنند. از آن طرف هم امكانات كشورهای میزبان برای صاحبان صنعت، کشاورزی و… بیان میكنند. یعنی درواقع سفارتخانهها رابط اقتصادی و صنعتی بین دو طرف است.
با توجه به تجربه حضرت عالی در طول 30 سال گذشته عملكرد سفارتخانههای ایران دركشورهای مختلف چگونه بوده است ؟
باید دانست كه سفارتخانهها در شرایط تنش نمیتوانند اثرگذاری مطلوبی در حوزه خود داشته باشند. ما دو مقطع بسیار سخت در سیاست خارجی تا كنون داشتهایم یكی دوران جنگ و دیگری دوران 8 ساله آقای احمدینژاد. با توجه به تجربهام در سیاست خارجی دوران آقای احمدینژاد حتی از دوران جنگ هم سختتر بود. بهترین زمان برای كار سفارتخانهها تا كنون دوران اصلاحات بوده است.
چند روز پیش آقای لاوروف به ایران آمدند و قرارداد دومین نیروگاه هستهای را با ایران امضا كردند به نظر شما عقلانی است كه ایران با روسیه دومین قرار داد هستهای اش را امضا كند؟ باتوجه به سالها تاخیر این كشور در راهاندازی نیروگاه هستهای بوشهر؟!
بحث ساخت نیروگاه هستهای یك بحث فنی دارد كه باید سازمان انرژی اتمی پاسخگو باشد. اما یك بحث سیاسی دارد و آن این است كه روسها به وعدههایشان چندان در خصوص ساخت به موقع نیروگاه بوشهر عمل نكردند. اما این لازمه اش این است كه كشورهای دیگر آماده همكاری باشند. اگر آنها آماده همكاری باشند، اولا باعث میشود كه روسها بهتر از قبل عمل كنند. ثانیا دست دولت ایران برای استفاده از منابع مختلف در واقع باز میشود.













