احمد شيرزاد: تحريمهاي جديد برخلاف «روح توافقنامه» بود نه برخلاف توافقنامه
چکیده :ايران ميتواند بدون هيچ غنيسازي هم به فناوري هستهاي دست پيدا كند. اين يك قضاوت عاميانه است كه بگوييم غنيسازي 60درصد و فكر كنيم حالا 12برابر بيشتر از غنيسازي 5درصد پيشرفت كردهايم. اينها در مقياسهاي لگاريتمي مطرح ميشوند و ارزش چنداني ندارند. در حال حاضر حساسترين بخش فعاليتهاي هستهاي ايران نيروگاه آب سنگين اراك است كه اصلا نيازي به غنيسازي ندارد و اتفاقا مفيدترين بخش صنعت هستهاي كشور نيز به شمار ميرود. اين اظهارنظر پشتوانه علمي نداشته و بيشتر يك بازي رسانهاي بوده است. غنيسازي 5 یا20درصد معناي خاص خود را دارند اما 60درصد شايد در موارد بسيار بسيار محدود معنا داشته باشد و به نظر من جدي گرفتن اين حرف اشتباه است....
در حالي كه بسياري گمان ميكردند با توافق صورت گرفته در ژنو داستان ايران و اختلافاتش با كشورهاي غربي رو به فراموشي ميرود اما طي روزهاي گذشته برخي رسانهها خبر دادند كه برخلاف توافق ژنو، آمريكا باز هم تحريمهاي جديدی عليه بعضي از شركتهاي ايراني به اجرا گذاشته است. خبري كه در داخل كشور نگرانيهايي را درباره اهميت اين تحريمها و خطر منتفي شدن توافق ژنو به وجود آورد. در مقابل اين حركت پيشنهاداتي از سوي شخصيتهاي مختلف ارائه شد كه يكي از اينها غنيسازي 60درصدي بود.
همين بهانهاي شد تا احمد شيرزاد، نماينده سابق مجلس و كارشناس مسائل هستهاي با آرمان به گفتوگو بنشيند و درباره وضعيت پرونده هستهاي صحبت كند كه متن اين گفتوگو در ادامه آمده است:
اين روزها اخباري درباره شكسته شدن توافق ژنو در رسانهها منتشر ميشود. نظر شما درباره اين مطالب چيست؟
به نظر من دولت و وزارت امور خارجه بايد ارزيابي و اطلاعرساني دقيقی درباره توافق ژنو انجام ميدادند تا مردم جزئيات محور توافق را بدانند و متوجه شوند چه زماني برخلاف اين توافق حركتي صورت گرفته و چه زماني در راستاي اين توافقنامه بوده است. ظاهرا توافقي كه در ژنو صورت گرفته براساس منجمد كردن (فريز كردن) وضعيت در همين حالت فعلي بوده است؛ يعني از يك طرف ايران پذيرفته فعاليتهاي هستهاي خود را گسترش ندهد و از طرف ديگر طرف غربي موافقت كرده تحريمهاي جديدي عليه كشورمان وضع نكند. ضمن اينكه در چند مورد گشايشهايي براي ايران در نظر گرفته شده بود اما اينكه توافقهاي موجود لغو شود به نظر ميرسد در اين زمينه توافقي صورت نگرفته بود.
یعني تحريمهاي جديد بر اساس تحريمهاي قبلي بوده و آنگونه كه آمريكاييها ادعا كردهاند برخلاف توافق نبوده است؟
آقاي عراقچي هم در مصاحبه خود به اين مساله اشاره كردهاند كه تحريمهاي جديد برخلاف «روح توافقنامه» بوده و نه برخلاف توافقنامه. يعني در كل به نظر ميرسد اقدام طرف آمريكايي اقدام مثبتي نبوده اما اين اقدام را نميتوان به معناي نقض توافقنامه ژنو قلمداد كرد. در عين حال مشاهده كرديم در اين مدت كاخ سفيد تلاش جدي و مثبتي را در كنگره و سناي آمريكا به كار گرفت تا تحريمهاي جديدي عليه كشورمان به تصويب نرسد و البته اين تلاشها به نتيجه رسيد و خود اين مساله يك پيروزي براي ملت ايران است.
در چنين شرايطي بهترين واكنش در برابر اين اقدام چيست؟
در اين مرحله خود اين افراد ميگويند كه مذاكرات در مرحله «كارشناسي» است و خوب نيست كه اين مباحث دستاويز تبليغات رسانهاي براي تضعيف تيم مذاكرهكننده هستهاي قرار گیرد. مردم ايران بايد به تيم مذاكرهكننده هستهاي اعتماد كنند و اطمينان داشته باشند كه مقامات عاليه نظام از جزئيات اين توافق باخبر هستند و اگر قرار باشد در منافع ملي ايران عقبنشيني صورت بگيرد بطور يقين آنها وارد عرصه ميشوند و اجازه اين كار را نميدهند. در هر توافقي ممكن است مشكلاتي پيش بيايد و اين اتفاق جديدي نيست.
فكر ميكنيد مسئولان كشور در برابر اين اقدام چه موضعي اتخاذ كنند؟
خوب است جواب اين سوال را با يك اشاره تاريخي به شما بدهم. سال 1368 وقتي ايران قطعنامه 598 سازمان ملل متحد را پذيرفت، اتفاقاتي در مرزهاي ايران به وقوع ميپيوست و تحركاتي براي ايجاد دردسر براي ايرانيان در مناطق مرزي وجود داشت. در آن زمان بعضي نيروهاي تندرو كه از تصميم حضرت امام(ره) راضي نبودند سعي ميكردند به بهانه اين حملهها دست به «شلوغ بازي» بزنند. در اين زمان و در برابر رفتار اين افراد حضرت امام(ره) فرمودند: «ما همانطور كه در جنگ جدي بوديم در صلح هم جدي هستيم.» وقتي يك كشور آبرومند مثل نظام جمهوري اسلامي توافقي را ميپذيرد بايد عواقب آن را نيز جدي بگيرد. البته اين به معناي آن نيست كه هيچ واكنشي وجود نداشته باشد و اگر مديران ديپلماسي كشور به نتيجه ديگري برسند، طبعا سياست كشور تغيير خواهد كرد.
يكي از نمايندگان مجلس گفته ايران بايد غنيسازي 60درصد انجام دهد و طرح آن را به زودي در مجلس ايران مطرح خواهد كرد. به نظر شما اين اقدام چه تبعاتي خواهد داشت؟
هر حرف يا واكنشي كه فردي ابراز ميكند، نميتواند مبناي تحليل و صحبت شود. اگر اين طرح مثلا با 20امضا حتي از سوي نمايندگان تندروي مجلس تحويل هيات رئيسه مجلس ميشد، ميشد درباره آن صحبت كرد. اين صحبت بيشتر يك پارازيت سياسي بوده و به نظر من اهميتي ندارد و از سوي هيچ كس جدي گرفته نخواهد شد. قضيه شبيه داستان آقايي است كه اسكناس 7توماني جعل كرده بود! اصلا چرا 60درصد؟ چرا 55درصد نه و چرا 65درصد نه؟ اينها فقط حرف است و نبايد به آنها اهميت زيادي داد.
به هر حال اين مطلب تيتر يك يكي از رسانههاي منتقد دولت بوده است. از نظر علمي، غنيسازي 60درصدي چه اهميت و جايگاهي دارد و آيا به صورت كلي رسيدن به اين حد از غنيسازي در چشمانداز آينده فعاليتهاي هستهاي ايران قرار دارد؟
ايران ميتواند بدون هيچ غنيسازي هم به فناوري هستهاي دست پيدا كند. اين يك قضاوت عاميانه است كه بگوييم غنيسازي 60درصد و فكر كنيم حالا 12برابر بيشتر از غنيسازي 5درصد پيشرفت كردهايم. اينها در مقياسهاي لگاريتمي مطرح ميشوند و ارزش چنداني ندارند. در حال حاضر حساسترين بخش فعاليتهاي هستهاي ايران نيروگاه آب سنگين اراك است كه اصلا نيازي به غنيسازي ندارد و اتفاقا مفيدترين بخش صنعت هستهاي كشور نيز به شمار ميرود. اين اظهارنظر پشتوانه علمي نداشته و بيشتر يك بازي رسانهاي بوده است. غنيسازي 5 یا20درصد معناي خاص خود را دارند اما 60درصد شايد در موارد بسيار بسيار محدود معنا داشته باشد و به نظر من جدي گرفتن اين حرف اشتباه است.













