سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تندروهای ایرانی و آمریکایی؛ عامل بر هم زدن توافقات میان ایران و غرب...

تندروهای ایرانی و آمریکایی؛ عامل بر هم زدن توافقات میان ایران و غرب

چکیده :در حقیقت فشار بر طرف مقابل برای بهترین توافق ممکن، پاداشی است که ما به کسانی می دهیم که خواهان هیچگونه توافقی نیستند. اگر تند رو های آمریکایی توافق را از بین ببرند خطر واقعی آنجاست که تند رو های ایران خواهند گفت: حالا که ما با ترمز کردن به جایی نرسیدم باید گاز بدهیم....


کلمه- گروه بین الملل:

بیل کلر نویسنده روزنامه نیویورک برنده 18 جایزه پولیتزر است که از جولای 2003 تا سپتامبر 2011، او سردبیر اجرایی نیویورک تایمز بود. او از دسامبر 1986 تا اکتبر 1991 خبرنگار نیویورک تایمز در مسکو بود و گزارش های این روزنامه در مورد سقوط نهایی حکومت کمونیست و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را می نوشت که برای نوشتن این گزارش ها برنده پولیتزر شد.

آقای کلر در مقاله اخیر خود در نیویورک تایمز تندروهای ایرانی و آمریکایی را با هم مقایسه کرده و هر دو گروه را عامل بر هم زدن توافقات میان ایران و غرب می داند:

اولین گام با احتیاط و موقت ایران و آمریکا و دیگر قدرت های جهانی در مذاکرات هسته ای، به دلایل زیادی تحسین برانگیز است. یکی از دلایل چنین تشویقی این است که این توافق موقت در میان ترس و بی میلی دوجانبه تندروهای آنها و ما بدست آمده است. هنگامی که جان بولتون بر صندلی جنگ طلبان تشکیلات جورج دبلیو بوش تکیه زده و محمد رضا نقدی رئیس شبه نظامیان بسیج ایران، هر دو ناراضی هستند، احتمالا شما کار خود را درست انجام داده اید.

در سنگر نومحافظه کاران واشنگتن، شاهین های ما (جنگ طلبان) نگران این توافق شش ماهه هستند توافقی که شامل اهداف وسیعی برای یک توافق بلند مدت است و در وهله اول چانه زنی در مورد کاهش برخی از تحریم های اقتصادی ایران را بر سر میز مذاکره آورده است. در تهران موقعیت دشواری وجود دارد چرا که بسیاری از تحریم های سنگین در بانکداری و صادرات نفت بر جای خود باقی است. تند رو های ایرانی از محدودیت غنی سازی و تشدید بازرسی ها با هدف توقف تولید سوخت هسته ای در زمان مذاکرات متنفر هستند. تندرو های ما از این که آمریکا و غرب با غنی سازی هسته ای در ایران موافقت کرده اند خشمگین هستند.

این قرارداد موقت نشانه تمایل دوطرفه برای سنجیدن طرف مقابل است. هدف این است که دو طرف از میان دو گزینه بد عبور کنند. که این دو گزینه: مسلح شده ایران به سلاح هسته ای و یک جنگ فاجعه بار برای از بین بردن برنامه هسته ای ایران است. در واقع ما نمی توانیم اطمینان کامل حاصل کنیم که ایران هرگز سلاح هسته ای نخواهد ساخت اما می توانیم مطمئن باشیم که هشدارهای زیادی در مورد خط قرمز تسلیحاتی داده ایم. با توجه به بدگمانی های متقابل و عمیق میان دو طرف این معامله باید بر اساس بی اعتمادی باشد و راهی برای راستی آزمایی طرف مقابل.

اما ارزش این مرحله وابسته به واکنش جنگ طلبان دو کشور است. زیرا هنر و ترفند اساسی در ماه های آینده کنترل افراطیون ناراضی است و اجازه ندادن به آنها برای اجرای پروژه خرابکاری.

مساله مشترک میان مخالفان در ایران و غرب این است که هر دو درگیر کشمکشی وجودی هستند و دیپلماسی مقاومتی در پیش گرفته اند. تندروهای ایرانی بر این باورند که هدف واقعی آمریکا سرنگونی رژیم مذهبی در ایران است و تندروهای آمریکایی نیز پنهان نمی کنند که این دقیقا چیزی است که می خواهند. در نتیجه هر دو گروه توافق را با تسلیم یکی می دانند. (جناح راست آمریکا توافق با ایران خیانت می داند و آن را با مماشاتی که با هیتلر در مونیخ در سال 1938 شد، مقایسه می کند و شاید حتی بدتر از آن.)

هر دو گروه تند رو بر این باورند که نقش آمریکا در خاورمیانه حول محور اسرائیل می چرخد. برای جناح تند ایرانی، اسرائیل یک مزاحم مسلح به بمب هسته ای و آمریکا دوقلوی بهم چسبیده اش است تند روهای ایرانی گمان می کنند که ارزش ها و منافع اسرائیل را برای آمریکائیان مهمتر از کشور خودشان است و تندروهای آمریکایی نیز نتانیاهو را مدافع قابل اعتماد تری برای امنیت امریکا در مقایسه با اوباما می دانند.

تندروها در هر دو کشور در حال مبارزه برای اثبات خود هستند. در امریکا جنگ طلبان می ترسند که نفوذ خود را در مقابل رئیس جمهوری جنگ گریز که از حمایت افکار عمومی نیز برخوردار است از دست بدهند. در ایران، تندروها با خشم و سرخوردگی روزافزون بخش بزرگی از جوانان به دلیل مشکلات اقتصادی و نارضایتی هایی که در سال 2009 در انتخابات پیش آمد روبرو هستند.

با این حال در هر دو کشور جنگ طلبان نفوذ زیادی دارند در واشنگتن این نفوذ به این دلیل است که هیچ شخصیت سیاسی نمی خواهد به عنوان فردی با موضع نرم در قبال ایران دیده شود و در تهران به این دلیل که شخص رهبری آیت الله علی خامنه ای عمیقا به ایجاد رابطه حسنه با غرب مشکوک است و غرب را از نظر اخلاقی فاسد می داند.

تندروهای ایران و آمریکا به یکدیگر نیاز دارند تا روایت خاص خود از اینکه دنیا چگونه کار می کند را حفظ کنند.

تند روهای ایران به یک شیطان بزرگ برای توجیه حکومت نیاز دارند. جنگ طلبان آمریکایی هم به نوبه خود تمایل دارند که تصویر جنگ طلبانه آمریکا حفظ شود و همچنان در مورد محور شرارت سخن بگویند.

بنابرین شکست مذاکرات می تواند هر دو گروه را ذوق زده کند. تندروهای امریکا از این جهت شاد می شوند که اسرائیل می تواند به تهدید بمباران ایران ادامه دهد و تندروهای ایران از این جهت ذوق زده می شوند که حمله به یکی از کفار می تواند باعث اتحاد همگانی و حمایت از یک رژیم اقتدارگرا شود.

اکنون، تندروهای ما مشکل بزرگتری نسبت به ایران محسوب می شوند. تحرکات جدید در کنگره برای تصویب تحریم های جدید در خلال توافق موقت به طور موثری خرابکارانه است.

اقدام آنها موقعیت رئیس جمهور روحانی را در ایران با مشکل مواجه می کند و به طور کاملا غیر منطقی کمکی که اوباما به سختی از سوی قدرت های جهانی دریافت کرده را به خطر می اندازد و موقعیت رهبری آمریکا در تحریم های بین المللی را زیر سوال می برد. در این صورت آمریکا در ایجاد یک جبهه متحد با حضور چین و روسیه در برابر اتمی شدن ایران شکست خواهد خورد و بهانه ای به دست تندروهای ایرانی می دهد که نشان بدهند حق دارند و انگیزه واقعی آمریکا چیست.

در حقیقت فشار بر طرف مقابل برای بهترین توافق ممکن، پاداشی است که ما به کسانی می دهیم که خواهان هیچگونه توافقی نیستند. اگر تند رو های آمریکایی توافق را از بین ببرند خطر واقعی آنجاست که تند رو های ایران خواهند گفت: حالا که ما با ترمز کردن به جایی نرسیدم باید گاز بدهیم.

ترجمه: زهرا امیری


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.