فتنهی كربلا!
چکیده :واقعهی کربلا، فتنه اگر بود فتنهی تحريف «اسلامِ عدالت» به سودِ «اسلامِ قدرت» بود. جنگ فرزندِ رسول خدا با مدعيان نمایندگىِ خدا بود. جنگ امام مسلمین با ولی امر مسلمین بود و لشگری که مقابل حسینبنعلی ایستاد براساس تکلیف شرعی با حسین جنگید! امام سجاد، بازمانده واقعه كربلا بعدها روايت كرد كه “کلٌ یتقربون الی الله بدم الحسين” مسلمانانِ مهاجم، هر یک با ریختن خون حسين به دنبال نزدیکی بيشتر به خدا بودند....
کلمه- محمدجواد اکبرین:
همواره كربلا را از نگاه امام حسين عليه السلام و پيروان و محبانش خوانده اند، حكومتِ ما نيز همواره از عقيده و محبت هواداران خود به امام حسين بهره برده و خود را شبيه ترين كسان به مظلومان واقعه كربلا دانسته و مخالفانش را يزيدى خوانده است.
اين تصوير و تصور چقدر مستند تاريخى دارد؟ كربلا را بايد از چشم مخالفان رفتار امام حسين نيز ديد و خواند تا دريافت كه «آگاهى كاذب» با هيئت هاى مذهبى ما چه كرده است!
خلاصهی مهمترين دلائل كسانى كه ايستادگى در برابر بيعت با يزيدبن معاويه را فتنه و در نتيجه واقعه كربلا را فتنه مى دانند و در آثارشان به تفصيل آمده به اين شرح است:
١) در آيه ٥٩ سوره نساء آمده است كه هر نزاع و اختلافى را به خدا و پيامبرش ارجاع دهيد؛ بنا بر آيه ٧ سوره آل عمران، نيز برداشت فردى از قرآن، زمينه ساز فتنه است و مراد از آيات “متشابه” قرآن را فقط پيامبر مى داند.
٢) در نزاع ميان معترض و حاكم نيز بايد به سخن پيامبر مراجعه كرد؛ در روايات وارده از پيامبر هم آمده است كه در برابر حاكم بايد خاضع بود و نبايد سركشى كرد. از جمله روايات وارده از پيامبر اين است كه: «من رأى من أميره شيئًا يكرهه فليصبر» هر كس از فرمانروايش جبر و زور مى بيند صبورى كند. در روايتى ديگر آمده است: «إنَّكم ستلقون بعدي أثرة، فاصبروا حتى تلقوني على الحوض» بنا بر اين نقل، پيامبر از امت خود خواسته تا در برابر حكومت هاى خودكامه اى كه پس از او بر سرنوشت شان مسلط خواهند شد، صبورى كنند تا در بهشت به پيامبر برسند؛ “عمرو العاص” مشاور بزرگ حكومت أموى نيز گفته كه از پيامبر شنيده است: حاكم اگر درست عمل كند دو ثواب مى برد و اگر خطا كند يك ثواب! “معاوية بن ابى سفيان” نيز بنا بر همين آموزه ها به اين نتيجه رسيده بود كه: “ان أمر يزيد قضاء من القضاء و ليس للعباد الخيرة من أمرهم” حكومت يزيد، سرنوشت مقدّر الهی است و بندگان را اختیاری نیست جز آن که مشیّت الهی را بپذیرند.
٣) جمال بن فريحان الحارثى، از منتقدان رفتار امام حسين در واقعه كربلا مى گويد كه او بنا بر مقدمات فوق، به جاى اطاعت از امير مسلمانان، با برداشت شخصى از قرآن و عدم توجه به روايات وارده از پدربزرگش در مقابل حكومت اسلامى ايستاد و باعث فتنه شد البته چون قصد معصيت خدا را نداشت و اشتباه كرد خدايش بيامرزد!
آنان كه تصميم امام حسين بر عدم بيعت با يزيد را حق و صواب مى دانند استناد اين سخنان به پيامبر گرامى اسلام را انكار مى كنند و آن را با آيات صريح قرآن و داورىِ وجدان اخلاقىِ انسان در تعارض مى دانند و براى اثبات مدعاى شان به “محكمات” قرآن استناد مى كنند؛
به صراحت آيه ٨٢ سوره انعام، “آنان که بر قامت ایمان خود جامهی ظلم پوشیدند نه ایمان دارند و نه اهل هدایتاند” یعنی ایمان، ترازوی سنجش عدل و ظلم نیست بلکه التزام به عدل یا ارتکاب ظلم است که ایمان انسان را نشان میدهد و عدالت و ظلم هم با “فطرت آدمی” قابل تشخیص است. بنا بر آيه ٩٧ سوره نساء نيز انسان اگر نمیتواند در برابر ظلم کاری كند مى تواند از سرزمین اش “هجرت” کند اما همراهی نكند!
آنان كه امام حسين و يارانش را “فتنه گر” نمى دانند به حديثى صريح از پيامبر استناد مى كنند كه “أفضل الجهاد کلمة عدل عند امام جائر” برترین مبارزه در راه خدا، سخن از عدالت گفتن در پیشگاه امام و حاکم ظالم است؛ چنانكه حسینبنعلی هم در وصف یزید، تعبیر “سلطان جائر” را به کار برده است.
واقعهی کربلا، فتنه اگر بود فتنهی تحريف «اسلامِ عدالت» به سودِ «اسلامِ قدرت» بود. جنگ فرزندِ رسول خدا با مدعيان نمایندگىِ خدا بود. جنگ امام مسلمین با ولی امر مسلمین بود و لشگری که مقابل حسینبنعلی ایستاد براساس تکلیف شرعی با حسین جنگید! امام سجاد، بازمانده واقعه كربلا بعدها روايت كرد كه “کلٌ یتقربون الی الله بدم الحسين” مسلمانانِ مهاجم، هر یک با ریختن خون حسين به دنبال نزدیکی بيشتر به خدا بودند.
بهرام بیضایی در فيلمنامه “روز واقعه” جانِ سخن را نوشت و از زبان جوانِ نصرانى پرسيد “مسیح را مسیحیان نکشتند؛ چگونه است که مسلمانان امامِ خود را میکشند؟”













