سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » عاشوراییان 1 / يكسال از حبس مصطفى ريسمان باف گذشت...

عاشوراییان 1 / يكسال از حبس مصطفى ريسمان باف گذشت

چکیده :مصطفى ریسمان باف که در جریان اعتراضات سال ٨٨ از فعالان دانشجویى سبز دانشگاه علم و صنعت تهران بود مقارن ظهر روز عاشوراى ٨٨ در چهار راه ولى عصر در حالى که هنوز تجمعى شکل نگرفته بود توسط تیم عملیات وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اوین منتقل شد....


کلمه- پیام رهجو: عاشورا بى گمان از نقاط برجسته تاریخ اسلام و تشیع است که بروزى بى نظیر در فرهنگ ایرانیان داشته و به نماد ایستادگى و پاکبازى مظلومان در برابر جور حاکمان بدل شده است.

فرهنگ عاشورا در مقاطع مختلف تاریخ و به ویژه تاریخ معاصر حرکت هاى آزادى خواهانه کشورمان نیز تاثیرگذار و مبداء تحول بوده است، از راهپیمایى بى سابقه عاشوراى ۵٧ تا ششم دى ٨٨ و عاشوراى سبزى که به خون نشست.

اما باگذشت چهار سال از آن واقعه هنوز آزادى خواهان خداجو و شرافتمندى هستند که به اتهام حضور در راهپیمایى ششم دى ماه ٨٨ (عاشوراى سبز) ناعادلانه در حبس‌اند و ظالمانه مجازات مى شوند.

«دانشجوى سبز»

به گزارش کلمه، مصطفى ریسمان باف زندانى سیاسى است که اکنون یک سال از محکومیت حبس سه ساله‌اش را در بند ٣۵٠ زندان اوین گذرانده است.

مصطفى ریسمان باف که در جریان اعتراضات سال ٨٨ از فعالان دانشجویى سبز دانشگاه علم و صنعت تهران بود مقارن ظهر روز عاشوراى ٨٨ در چهار راه ولى عصر در حالى که هنوز تجمعى شکل نگرفته بود توسط تیم عملیات وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

یکى از اعضاى خانواده ریسمان باف در خصوص نحوه بازداشت مصطفى به کلمه مى گوید: «تنها کار خلافى که مى توانستند به مصطفى به عنوان جرم مشهود منتسب کنند حضور در خیابان است! واقعا هیچ مدرک و سندى در پرونده وجود ندارد».

وى مى افزاید: «روز عاشورا مصطفى را با ضرب و شتم دستگیر کردند و جاى تعجب است که بعد‌ها در اتهامات جاى شاکى و متهم عوض شد و مصطفى را به ضرب و شتم ماموران متهم کردند».

بلافاصله پس از بازداشت مصطفى ریسمان باف به بند امنیتى ٢۴٠ منتقل و در فاصله چند روز بیش از ١۶جلسه بازجویى شد که برخى از این بازجویى‌ها بیش از ١٠ ساعت به طول مى انجامید.

خانواده مصطفى ریسمان باف در مدت بازداشت موقت ۴٠ روزه‌اش در بى اطلاعى مطلق از سرنوشت وى بودند و او اجازه تماس یا ملاقات با خانواده‌اش را پیدا نکرد.

به گفته عضو خانواده ریسمان باف «بازجویان پس از آنکه هیچ سند و مدرکى علیه او به دست نیاورده و فشار‌ها براى اعتراف گیرى نیز به نتیجه نرسید، صراحتا با نشان دادن یک برگه تحت عنوان گزارش دستگیرى که چهار امضاى فاقد نام پاى آن بود گفتند که همین گزارش براى محکوم کردن تو کافى است چه اعتراف کنى چه انکار. اما محتویات این برگه هم همگى بى اساس بود از جمله اینکه متهم درحال عکاسى با گوشى خود بوده درحالى که تلفن همراه مصطفى اساسا فاقد دوربین بود!».

پس از ۴٠ روز بازداشت موقت درشرایطى که تا روز آخر مقام قضایى که طبق قانون اساسى بایستى ظرف ٢۴ساعت نسبت به تفهیم اتهام اقدام کند، حتى با این زندانى سیاسى مواجه نشده بود، با تبدیل قرار به کفالت موافقت و زمینه آزادى موقت مصطفى ریسمان باف را فراهم کرد.

«محاکمه در غیاب قاضى»

عضو خانواده ریسمان باف در مورد روند محاکمه مصطفى نیز به کلمه مى گوید: «پرونده را به قاضى صلواتى دادند، از‌‌ همان ابتدا دفتر شعبه ١۵ دادگاه انقلاب با انتخاب و حضور وکیل مخالفت کردند و تهدید مى کردند که وکیل گرفتن به ضررت تمام مى شود، در ‌‌نهایت هم مرداد ٨٩ وقت دادگاه گذاشتند و پس از چند بار تعویق جلسه یکروز مصطفى را خواستند و بدون حضور وکیل، دادستان و حتى قاضى صلواتى به این شکل برگزار شد که یک برگه و چند سوال تکرارى منشى دادگاه جلوى مصطفى گذاشت و تمام! مصطفى حتى قاضى صلواتى را ندید چه رسد به اینکه بتواند در دادگاه از خود دفاع کند، دادگاه تجدیدنظر هم که شعبه ۵۴ بود به همین شیوه ٣سال حکم بدوى را در اسفند ٨٩ تایید کرد.»

این فعال جنبش سبز در دوره آزادى موقت موفق شد تحصیلات‌اش را در مقطع کارشناسى ارشد مهندسى کامپیو‌تر به پایان رسانده و فارغ التحصیل شود.

با قطعى شدن محکومیت درحالى که بر اساس احضاریه هاى ارسالى هنوز ١٠روز فرصت معرفى به زندان وجود داشت، نیروهاى دادستانى یک روز قبل از سومین سالگرد عاشوراى ٨٨ یعنى ۵ دى ١٣٩١ با مراجعه به منزل، مصطفى ریسمان باف را باوجود بهت پدر و مادر، جهت اجراى حکم بازداشت و به زندان اوین و بند ٣۵٠ منتقل کردند.

این زندانى سیاسى طى این مدت از حق مرخصى محروم بوده و به طور مداوم در حبس بوده است.

«دوست شهید کیانوش آسا»

مصطفى ریسمان باف که اکنون روزهاى حبس‌اش را در اوین مى گذراند هیچگاه روزهاى تلخ ٨٨ و حوادث پس از انتخابات را فراموش نخواهد کرد، سرکوبى که گلوله بى رحمى آن سینه دوست صمیمى و یار دانشگاهى‌اش «کیانوش آسا» را شکافت و خونش را بر سنگفرش میدان آزادى ریخت. مصطفى و کیانوش هر دو دانشجوى تحصیلات تکمیلى دانشگاه علم و صنعت و هر دو عضو «گروه کوه» دانشگاه بودند. سرو قامت کیانوش که بر زمین افتاد مصطفى نمى توانست از پا بنشیند. مصطفى حالا ماه هاست که پاى کوهى اى که با کیانوش فتح‌اش کرده بودند، دربند است.

کسى چه مى داند شاید مصطفى ریسمان باف این روز‌ها در زندان اوین وقتى به ارتفاعات شمال تهران مى نگرد در گوش باد زمزمه مى کند: «کیانوش! هنوز سر قرار کوه‌مان ایستاده‌ام…».


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.