احمد منتظری: آیت الله منتظری مخالف هرگونه بگیر و ببند بود
چکیده : در حقیقت آیتالله منتظری اولین فرد در نظام و داخل محدوده نظام بود که انتقاد میکرد. خیلیها بودند که انتقاد میکردند اما خارج از نظام بودند. شاید حساسیت و تاثیر بیشتر انتقادهای ایشان به همین دلیل بود که ایشان جزو ارکان نظام بود و انتقاد میکرد. لذا باید اقرار کرد که در ایجاد بسیاری از تحولات فکری امروز مؤثر بودهاند....
روز تشییع پیکر آیت الله منتظری در حوالی بیت او ده ها هزار نفر سوگوار و محزون شعار می دادند که « منتظری زنده است/ مرجع پایبنده است»
او برای کسانی که مقلدش بودند نه فقط یه مرجع دینی بلکه یک مرجع سیاسی به شمار می رفت. فقیهی که مهم ترین ویژگی اش پایبندی به اصول فکری و پرهیز از مصلحت سنجی بود. او به سبب صراحت لهجه و پرهیز از مصلحت سنجی، علیرغم دارا بودن عنوان قائم مقامی رهبری جمهوری اسلامی سرانجام توسط آیت الله خمینی و اطرافیان وی طرد شد و پس از آن نیز برای سالها در حصر خانگی قرار گرفت. با این حال چه در زمان حصر و چه پس از آن بی پروا و پایبند به اصول اش بود و مهم ترین صدای آزادی خواهی بخش مذهبی جامعه ایران به شمار می رفت. در چهارمین سالگرد درگذشت این مرجع عالی قدر شیعه با فرزند او حجت السلام احمد منتظری گفتگو کردیم که در پی می آید:
از آیت الله منتظری با عنوان رهبر معنوی جنبش سبز نام برده میشود. به نظر شما تحولاتی که در چند سال اخیر در جامعه رخ داد تا چه حد متاثر از اندیشههای آیت الله منتظری بود؟
به گفته برخی از دوستان که میگفتند ایشان از تاریخ جلوتر حرکت میکند. برای مثال انتقاد کلی که ایشان میکردند مبنی براینکه جمهوری اسلامی با اقداماتی که انجام میدهد، نه جمهوری است و نه اسلامی، و بعد از چندین سال دیگران از جمله آقای کروبی به آن اذعان کردند. میتوان گفت که انتقادات ایشان در مسئولین نیز تاثیر داشت، اگرچه در بیان اقرار به آن نداشتند اما در رفتار میبینیم که اثر خود را میگذاشت. نمونه آن هم انتخابات اخیر بود که حاکمیت اجازه داد تا حدی آزادی باشد. آیتالله منتظری مطرح میکردند که ما قبل از پیروزی و در سالهای اولیه انقلاب شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» را داشتیم و منظور از جمهوری، حکومت مردم و منظور از اسلامی، حاکمیت اسلام است که همه بر سر آن توافق داشته باشند؛ نه اینکه یک نفر نظر خود را اسلام بداند و بخواهد آن نظر را بر دیگران تحمیل کند. در حقیقت آیتالله منتظری اولین فرد در نظام و داخل محدوده نظام بود که انتقاد میکرد. خیلیها بودند که انتقاد میکردند اما خارج از نظام بودند. شاید حساسیت و تاثیر بیشتر انتقادهای ایشان به همین دلیل بود که ایشان جزو ارکان نظام بود و انتقاد میکرد. لذا باید اقرار کرد که در ایجاد بسیاری از تحولات فکری امروز مؤثر بودهاند.
چه چالشهایی برای برقراری ارتباط بین فقه سنتی و اندیشههای مدرن و امروزی پیش روی آیتالله منتظری قرار داشت؟
زمانی که یک فقیه میخواهد فتوایی بدهد چارچوبهایی را باید در نظر بگیرد. تمام فقها مطابقت با قرآن، سنت و روایات مورد اعتماد را رعایت میکنند و آیت الله منتظری هم از این امر مستثنی نبودند و این اصول را رعایت میکردند. ایشان برای برقراری ارتباط بین فقه سنتی با مسائل امروزی موفق بودند و جمود نداشتند. در صحبتهایی که برای شاگردان خود داشتند همیشه تاکید میکردند احکام شرع گزاف نیست. به عبارت دیگر مصلحتی وجود داشته که این احکام وضع شده است. استثنائاتی درعبادات وجود دارد که علت آن مشخص نیست مانند اینکه چرا نماز صبح دو رکعت و یا نماز مغرب سه رکعت است؛ که در این موارد، با وجود اینکه علت آن را نمیدانیم اما چون امر خالق بوده اطاعت میکنیم و ارزش بیشتری هم دارد. ولی جدای از اینها، بسیاری از عبادات و مسائل دیگر مانند روزه، حج، جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و شاید تمام احکام معاملات و حدود و دیات و دیگر احکام شرعی، انسان از مصلحت آن آگاهی دارد و دلیل آنها مشخص است. بطور مثال دلایل حرمت ربا مشخص و حرمت آزار دیگران مشخص است. همچنین هر کسی میداند اگر کسی فردی را به قتل برساند قصاص میشود و دلیل آن این است که جلوی قتل افراد گرفته شود و یک حرکت بازدارنده برای ارتکاب چنین اعمالی است. از نظر آیت الله منتظری مسائل جدیدی که به وجود میآید لازم نیست در قرآن و سنت از آنها صحبت شده باشد و مورد تایید قرار گرفته باشد، بلکه کافی است با احکام شرع مخالف نباشد. بنابراین یک آشتی بین سنت و مدرنیته برقرار میشود. یعنی زمانیکه عقلا تشخیص دادند که این مسئله درست است و در قرآن و سنت و روایات صحیح مخالفتی با آن یافت نشود، از نظر شرعی اشکال ندارد و به قول طلبهها کلّ ما حکم به العقل حکم به الشرع و بالعکس. یعنی عقل و شرع مخالف یکدیگر نیستند بلکه مویّد یکدیگرند.
نظر ایشان در مورد حصر مخالفان حکومت چه بود؟
ایشان کاملا با حصر و سیاستهای بگیر و ببند مخالف بودند. در آغاز پیروزی انقلاب حتی میگفتند تیمسار مقدم شخص دوم ساواک را نباید اعدام کرد و باید از تجربیاتش استفاده کرد و شاید این نظر به گوش برخی رسید و زودتر او را اعدام کردند. ایشان میگفتند تا جایی که میشود باید از اعدام جلوگیری کرد، نباید زندانی داشته باشیم. حصر که دیگر جای خود داشت که کسی را بدون محاکمه آزادیهایش را سلب کنند و او را محدود کنند؛ این برخلاف قانون اساسی و دین ماست. متاسفانه حصر خانگی یک امر من درآوردی است که وجود داشته و هنوز هم وجود دارد.
برخی ایشان را مورد انتقاد قرار میدادند که در خصوص حصر آیت الله شریعتمداری و آیت الله قمی سکوت کردند آیا این قضاوت صحیح است و واکنش ایشان در آن زمان به حصر آنها چه بود؟
ایشان هم در مورد آیت الله شریعتمداری و هم پیش از آن در مورد آیت الله قمی که در مشهد محصور بودند، انتقاد داشتند و در چندین مورد به بنیانگذار جمهوری اسلامی تذکر داده بودند که این حصر صلاح نیست و آقای قمی همرزم شما بوده و برای انقلاب زحمت کشیده و در زمان شاه در کرج تبعید بوده است، اما متاسفانه موثر واقع نمیشد. آیتالله منتظری هیچگاه در قبال حصر آنان سکوت نکرد.
درخواستهایی از سوی روحانیون در خصوص اجازه نشر آثار علمی آیت الله منتظری منتشر شده است. الآن وضعیت نشر آثار ایشان چگونه است؟
متاسفانه بعد از رحلت آیت الله منتظری یعنی در طول این ۴ سال اخیر اجازه نشر حتی یک جلد کتاب را ندادند و برای مثال کتاب شرح خطبه حضرت زهرا (س) که ۶ بار در زمان حیات ایشان تجدید چاپ شد اما بعد از رحلتشان برای چاپ هفتم اجازه ندادند. اما برخی از آثار ایشان به طور زیراکس و بدون اجازه ارشاد پخش میشود و در فضای مجازی هم آثارشان بر روی سایت قرار گرفته است.
کلیه آثار علمی و فقهی ایشان منتشر شده است؟
متاسفانه خیر، حتی نوشتهای از تقریرات درس آیت الله بروجردی بود که چاپ نشده بود و نهایتاً آیتالله شبیری زنجانی گفتند که این باید چاپ شود و آیت الله استادی را که زمانی عضو شورای نگهبان بودند و الآن امام جمعه قم هستند مامور کرده بودند که این نوشته آیت الله منتظری چاپ شود (حدود هشت ماه قبل) و اداره ارشاد قم هم به یکی از ناشرین مجوز داده بود؛ اما باز هر چه پیگیری کردیم تاکنون به مرحله عمل در نیامده است. اینقدر تصمیم حاکمیت در این زمینه جدی است که حتی آیت الله شبیری زنجانی که به وسیله آیتالله استادی مجوز را هم گرفتند باز نگذاشتند به چاپ برسد. در حقیقت اطلاعات در اینجا حاکم است و امر و نهی میکند. یعنی با وجود اینکه مجوز گرفته شده و ناشر هم مشخص شده باز اطلاعات از نشر آن جلوگیری میکند.
دفتر و حسینیه آیت الله منتظری الآن در چه وضعیتی قرار دارد؟
دفتر و حسینیه ایشان همچنان پلمپ است؛ حدود ۲ ماه قبل قاضی دادگاه ویژه روحانیت حکم داده بود که حسینیه رفع توقیف شود تا تحت نظارت اداره اوقاف و تولیت آن یعنی من و برادرم آقا سعید و طبق نظر واقف یعنی آیتالله منتظری عمل کند. من هم نوشتم که اعتراضی ندارم و امضا کردم. پس از مدتی که به این رفع توقیف عمل نشد یکی از بزرگان حوزه علمیه قم مسئله را پیگیری کرد و مشخص شد که حتی آن قاضی حکم دهنده از تهران توبیخ شده است.
با این محدودیتها و شرایط فعلی از چه راهی میتوان، افکار سیاسی آیت الله منتظری را تشریح کرد و گسترش داد؟
در هر حال فضای مجازی وجود دارد و سعی میکنیم از این طریق آراء ایشان را در اختیار مردم قرار دهیم اما در یک سطح خاصی است و توده مردم نمیتوانند از آن استفاده کنند.
این روزها بحث رابطه با آمریکا مطرح است و صحبتهایی از اظهارات آیت الله منتظری در این زمینه مطرح میشود؛ ایشان در مورد برقراری رابطه و مذاکره با آمریکا چه نظری داشتند و از چه زمانی به این دیدگاه رسیدند؟
نظر شخصی ایشان این بود که رابطه باید برقرار شود اما اینکه چه کسی باید در مورد برقراری این رابطه تصمیم بگیرد نیاز به نظر کارشناسان سیاسی دارد. ایشان یک جملهای از آیتالله شیخ محمد حسین اصفهانی نقل میکردند که فقیه، متخصص در فقه است، نه متخصص در سیاست و اقتصاد. آیتالله منتظری چندین بار در نوشتههایشان استدلال میکردند که ولی فقیه نباید در امور سیاسی و اقتصادی شخصا تصمیم بگیرد بلکه باید این مسائل به متخصص ارجاع داده شود. در مورد مسئله رابطه با آمریکا هم میگفتند باید به کارشناسان وزارت امور خارجه واگذار شود و آنها تصمیم بگیرند. اولین باری که خاطرم است در بیستمین سالگرد پیروزی انقلاب یعنی در سال ۷۷ ایشان پاسخهایی به سوالات در این زمینه دادند و ما به صورت جزوه پخش کردیم و فکر کنم اولین بار بعد از قطع ارتباط با امریکا بود که مطرح کردند چرا این مسئله به کارشناسان وزارت امور خارجه محول نمیشود؟
نظر شما در این زمینه چیست؟
من امیدوارم مبانی فکری که به آن معتقد هستیم در عمل هم به آن متعهد باشیم. الآن صحبت مبارزه با آمریکاست و یکی از گناهان بزرگی که آمریکا کرده و باعث رنجش ملت ایران شده است کودتای ۲۸ مرداد و سقوط دولت دکتر محمد مصدق است. اما از یاد نبریم که آمریکا با چه وسیلهای این کار را کرد، توسط افرادی مانند شعبان جعفری که پول گرفتند و اراذل و اوباش را بسیج کردند و یک حکومت را ساقط کردند. حالا اگر ما مرگ بر آمریکا بگوییم اما در عمل همان کارها را انجام دهیم پسندیده نیست. در حقیقت شخصی که به ماشین دکتر روحانی در بازگشت از سفر نیویورک کفش زد، ادامه راه همان شعبان جعفری است. این اقدامات با عقل جور در نمیآید و یک تضادی وجود دارد. از یک طرف بگوییم مرگ بر آمریکا، اما از طرف دیگر شیوه آمریکای آن زمان را به کار ببریم. در هر حال امیدوارم همه متذکر شوند. ما نمیخواهیم کسی از دور تصمیمات حذف شود؛ باید بزرگان کسانی را که مرتکب این اعمال میشوند راهنمایی کنند؛ خدا نکند که بزرگان آنها را تشویق کنند بلکه باید با هدایت آنان وحدت بین همه آحاد ملت ایجاد شود، یعنی بزرگترین قدرتی که میتواند پشتیبان مذاکره کنندگان باشد.













