سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیت الله دستغیب: به خدا توسل می‌کنیم تا این زندان ها و حصرها پایان بیابید...

آیت الله دستغیب: به خدا توسل می‌کنیم تا این زندان ها و حصرها پایان بیابید

چکیده :از خدا مى‌خواهيم هر چه زودتر زندانیان سیاسی آزاد شوند. اگر انسان در يك باغ بزرگ هم يك هفته زندانى شود و همه‌ى وسايل هم برايش مهيا شود، طاقتش طاق مى‌شود، چه خواسته اگر در خانه‌ى كوچكى باشد و اطرافش حصار بكشند و سرهنگ و سرتيپ‌ها باشند. باز در زندان مى‌توان چند نفر را ديد و با آنها حرف زد. باز هم از خدا مى‌خواهيم با آمدن عيد غدير همه‌ى زندانيان سياسى على الخصوص اين سه بزرگوار هم آزاد شوند. ...


آیت الله العظمی سیدعلی محمد دستغیب در جلسه درس روز یکشنبه ی خود گفت: از خدا مى‌خواهيم هر چه زودتر زندانیان سیاسی آزاد شوند. اگر انسان در يك باغ بزرگ هم يك هفته زندانى شود و همه‌ى وسايل هم برايش مهيا شود، طاقتش طاق مى‌شود، چه خواسته اگر در خانه‌ى كوچكى باشد و اطرافش حصار بكشند و سرهنگ و سرتيپ‌ها باشند. باز در زندان مى‌توان چند نفر را ديد و با آنها حرف زد. باز هم از خدا مى‌خواهيم با آمدن عيد غدير همه‌ى زندانيان سياسى على الخصوص اين سه بزرگوار هم آزاد شوند.

متن کامل تفسير سوره بقره، آيات 197 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَجُّ أشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللهُ وَ تَزَوَّدُوا فَإنَّ خَيْرَ الزّادِ التَّقْوى وَ اتَّقُونِ يا أُولِي الاْلْبابِ( 197)

حج در ماه‌هاى معيّن است پس هر كس در اين ماه‌ها حج را بر خود واجب مى‌كند، در حج آميزش با زنان و گناه و جدال جايز نيست و هر كس كار نيك كند خدا بدان آگاه است و توشه برگيريد كه بهترين توشه پرهيزكارى است و از من پروا كنيد اى خردمندان!

الْحَجُّ أشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ؛ مراسم حج در زمان معلوم و محدودى برگزار مى‌شود. شوال و ذيقعده و هشت روز اول ذيحجه، ماه‌هايى هستند كه عمره تمتع در آن انجام مى‌شود و از نهم تا سيزدهم ذيحجه، حج تمتع انجام مى‌شود. پس از عمره تمتع مى‌توان براى حج تمتع محرم شد ولى بهتر است هر چه نزديك‌تر به روز نهم قصد احرام حج كرد. ميقات حج، شهر مكه و بهترين مكان آن، مسجد الحرام است. حج قِران و افراد، عمره‌ى تعمتع ندارند و بعد از حج تمتع بايد عمره مفرده به جا آورده شود كه اين عمره زمان خاصى ندارد. در مابقى اعمال تفاوتى ميان اين دو حج با حج تمتع نيست فقط در حج قِران بايد قربانى را با خود به عرفات و مشعر و منى برد.

فَمَنْ فَرَضَ فيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ؛ «رفث» به معناى نزديكى با زن است. «فسوق» معناى مطلق گناه را مى‌دهد ولى در حج شامل دروغ گفتن، فحش دادن و فخر كردن مى‌شود. «جدال» در ادبيات حج به معناى سوگندهاى جلاله است؛ يعنى بگويد: «نه والله» يا «بلى والله». در حال احرام هرگونه تماس شهوى با همسر ممنوع است، اعم از نگاه شهوت آلود، دست زدن و مقاربت كردن. علاوه بر اين عقد كردن و شاهد شدن براى عقد هم بر محرم حرام است. حج در لغت به معناى قصد است و در شريعت قصد خانه‌ى خدا به منظور انجام اعمال خاص را گويند. فايده‌ى حج براى مردم عادى پاك شدن از گناه و براى اولياى خدا، بالا رفتن درجه است.

حج قرب الاهى

ما هم مى‌توانيم در هر زمان و از هر كجا، محرم به احرام حج شويم و قصد قرب خداى تعالى كنيم و در حرم او مشغول طواف دائمى شويم و قربان او گرديم. براى اين احرام ابتدا بايد لباس تعلقات مادى را از تن در آورد و از محبّت دنيا عريان شد، ولى اين عريانى به سادگى امكان‌پذير نيست و نيازمند فضل و عنايت خداى تعالى است و فضل و عنايت او منوط به خواست خود انسان است، خواستنى واقعى و هميشگى، نه آن كه فقط سالى سه بار در سه شب قدر، در دعاى ابوحمزه بگويد :

«سیّدی أخرِج حُبّ الدُنيا مِن قَلْبى»

لباس احرامى دو جزء دارد: لنگ و ردا. لنگ پوشاننده‌ى عيب‌ها و ردا استغفار به درگاه خداوند است، پس اين احرامى چيزى جز توبه و انابه نيست و خوشا به حال آنان كه در محشر با اين لباس پرودگار خود را ملاقات مى‌كنند.

بعد از احرامى نوبت به تلبيه مى‌رسد :

«لَبَيك اللهمَّ لَبَيك، لَبَيكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَيك، اِنّ الحَمدَ وَ النِّعمَةَ لَكَ وَ المُلك لا شَريكَ لَكَ لَبَيك»

خدايا آمدم، و تو مرا خواندى كه آمدم پس يارى‌ام كن تا غير تو را نخوانم و نخواهم. تو منزهى از هر شريك و كمك‌كارى و جز تو، همه هيچند. اثر هر سببى به اذن تو است و نفع‌رسان و ضررزننده‌اى جز تو نيست. نعمت از تو و حمد و ثنا تنها سزاوار تو است و مالك و فرمانراوى مطلق عالم هستى فقط و فقط تويى.

(لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ)[1]

«امروز فرمانروايى از آن كيست؟ از آن خداوند يكتاى قهار است.»

نه فقط در قيامت بلكه امروز و هر روز فرمانروا و مالك و ملكى جز خداوند يكتا نيست.

اكنون كه به احرام حرم يار در آمدى و آهنگ او كردى بايد دست از شهوات حرام بشويى! نه نگاه، نه شوخى، نه خنده و نه بدتر از آن. درباره همجنس هم بايد شهوات را ترك كنى!

همچنين بايد از هر جدلى كه در آن ظهور نفس و نشان دادن خويش است پرهيز نمايى، مگر آن كه امر به معروف و نهى از منكر و اثبات حق باشد، آن هم فقط براى خدا.

اكنون وقت دخول در حرم و طواف جان جانان است، آن هم نه هفت مرتبه، بلكه براى هميشه. بايد چنان متوجّه او شد كه هيچ چيز و هيچ كس مانع ياد او نشود و اين توجّه را نربايد.

از مستحبات طواف، خواندن اين آيه شريفه است :

(رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي اْلآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ)[2]

«پرورگارا در دنيا به ما نيكى عطا كن و در آخرت نيز به ما نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش حفظ فرما.»

«حسنه» ذكر خدا و محبّت اهل بيت است كه در دنيا و آخرت توشه‌ى راه و گره‌گشاست، و آتش، جز حاصل نفس نيست كه بايد خداى كريم بازدارنده‌ى آن باشد.

حاجيان رفتند و بازگشتند، امّا خوشا به حال آنان كه هميشه در حال احرام و طوافند و حرم قرب الاهى مسكن هميشگيشان است.

خوشا آنان كه دائم در نمازند بهشت جاودان مأوايشان بى

وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللهُ؛ تمام علم از آن خدا است. آگاهى انسان از خوبى‌هاى خود نيز علم خدا و نشانه‌ى علم او است. اين علم ابتدا در روح حاصل و بعد از آن به مغز منتقل مى‌شود. پس اصل انسان روح او است و اعضاى بدن وسيله‌ى روح هستند لذا كسانى كه روح قوى و بلندى دارند، حتّى پس از مرگ از همه چيز آگاهند.

خداى تعالى از طلب و خواست بندگانش آگاه است و اگر كسى به جدّ از او بخواهد، عطايش مى‌كند. او بندگانش را خلق كرده تا به خود نزديكشان سازد و به علم و قدرت و احاطه و ساير اسماء و صفات حسنايش آگاهشان گرداند.

(اللهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الاْرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الاْمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أنَّ اللهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ وَ أنَّ اللهَ قَدْ أحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمآ)[3]

«خداست كه هفت آسمان و از زمين مانند آن را آفريد و امر او ميان آنها در جريان است تا بدانيد كه خدا بر همه چيز تواناست و علم او بر همه چيز احاطه دارد.»

البتّه خواستن بايد همراه با استقامت باشد، نه آن كه چون بلا و سختى رسيد، يا رزقش كمى تنگ شد، ناله‌اش به آسمان رود و اظهار پشيمانى كند.

وَ تَزَوَّدُوا فَإنَّ خَيْرَ الزّادِ التَّقْوى؛ جبرئيل به رسول خدا صلّى الله‌عليه وآله گفت :

«يَا مُحَمّد عِشْ مَا شِئتَ فَإنَّكَ مَيِّتٌ وَ أحْبِبْ مَنْ شِئتَ فَإنَّكَ مُفَارِقُهُ وَ اعْمَلْ مَا شِئتَ فَإنَّكَ لاقِيهِ»[4]

«اى محمّد! هر طور خواهى زندگى كن، امّا سرانجام خواهى مُرد و هر كه را خواهى دوست بدار، ولى روزى از او جدا خواهى شد و هر چه خواهى انجام ده، لكن آن را خواهى ديد.»

حضرت عزرائيل مأمور خداى تعالى است و از هيچ كس نمى‌ترسد. هر كه آمده ناگزير روزى خواهد رفت و هيچ كس در اين كاروانسرا ماندنى نيست.

در زمان ما كسى چون حضرت امام خمينى رحمت الله‌عليه بود كه از جهت ظاهر و معنا قدرت فراوانى داشت و در دل همه‌ى مردم خانه داشت، امّا چون وقت موعودش فرا رسيد، روحش را به عالم بالا عروج دادند و بدنش را زير خاك دفن كردند. در آن زير او هست و اعمالش. از نظر ما ايشان آدم خوبى بود، امّا پس از مرگ خودش هست و خداى خودش.

هر چه را مى‌خواهى دوست بدار؛ زن و فرزند و مال و مقام و مسجد و منبر و… ولى بدان كه همه‌ى اين دوستى‌ها از ميان مى‌رود و فقط دوستى خدا و دوستى‌هاى خدايى مى‌ماند.

(الاْخِلّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوُّ اِلّا الْمُتَّقينَ)[5]

«در آن روز دوستان دشمن يكديگرند، مگر پرهيزكاران.»

بگو اين سيد را دوست مى‌داريم چون گمان مى‌كنيم خدايى است. بنده هم شما را دوست مى‌دارم چون مى‌دانم براى خدا آمده‌ايد.

آنچه مى‌ماند و تا آخر همراه انسان است، عمل او است.

(فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْرآ يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّآ يَرَهُ)[6]

«پس هر كس به اندازه ذره‌اى نيكى كند آن را مى‌بيند و هر كس به اندازه ذره‌اى بدى كند آن را مى‌بيند.»

خداى تعالى به مشيت خود بشر را مختار آفريده و كسى نمى‌تواند بر خلقت او ايراد بگيرد. پس چه بهتر كه در برابر اراده‌اش چون و چرا نكند و تسليم او باشد و به خاطر نعمت‌هاى ظاهرى و باطنى، مخصوصآ به خاطر نعمت هدايت، شكرگزار خداوند باشد.

وَ اتَّقُونِ يا أُولِي الاْلْبابِ؛ گاه انسان عقل خود را كنار مى‌گذارد و به حساب حيوانيتش سخن مى‌گويد، ولى اگر عقل را به ميدان آورد، مى‌فهمد كه سعادت و خوشبختى او در گروى بندگى خداى تعالى است و بهترين مرتبه‌ى بندگى، استقامت در طلب است. امّا بايد متوجّه بود كه صرف داشتن طلب، انسان را در رديف اولياى خدا قرار نمى‌دهد. طلب وقتى خوب است و باعث پيشرفت مى‌شود كه انسان هر روز خود را كوچك‌تر از قبل ببيند. اگر اين كوچك‌بينى و فروتنى در درون انسان باشد، معلوم مى‌شود كه چيزى اندوخته و به هدفش نزديك‌تر شده است.

از خدا مى‌خواهيم كه دوستى محمّد و آل محمّد چنان در قلب ما رسوخ كند كه از دنيا و ماديات كنده شويم.

در راديو مى‌گفت: قرار است عيد غدير تعدادى از زندانيان آزاد شوند. از خدا مى‌خواهيم كه آقايان موسوى و كروبى و زندانيان سياسى هم در زمره اين افراد باشند. ما فقط خدا را قادر مى‌دانيم و هيچ كس جز او كاره‌اى نيست. از نظر ما ايشان كارى نكردند كه بخواهند چنين گرفتار شوند. از خدا مى‌خواهيم هر چه زودتر آزاد شوند. اگر انسان در يك باغ بزرگ هم يك هفته زندانى شود و همه‌ى وسايل هم برايش مهيا شود، طاقتش طاق مى‌شود، چه خواسته اگر در خانه‌ى كوچكى باشد و اطرافش حصار بكشند و سرهنگ و سرتيپ‌ها باشند. باز در زندان مى‌توان چند نفر را ديد و با آنها حرف زد. باز هم از خدا مى‌خواهيم با آمدن عيد غدير همه‌ى زندانيان سياسى على الخصوص اين سه بزرگوار هم آزاد شوند. ما در ماه محرم هم توسلات و دعاهاى خود را ادامه مى‌دهيم و اين تكليف ما است و بيش از اين كارى از دست ما بر نمى‌آيد. ما جز خدا را قادر نمى‌دانيم و فقط از او مى‌خواهيم. باز هم هر چه صلاح خدا باشد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.