سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » همسر رضا شهابی: وضعیت همسرم در بیمارستان وخیم است...

همسر رضا شهابی: وضعیت همسرم در بیمارستان وخیم است

چکیده :خواسته‌ام اینه که نه تنها از رضا، کلا فعالین از همدیگه دفاع کنن. و هوای همدیگر رو داشته باشن. نه تنها رضا. تنها شخص رضا نیست که توی زندانه، الان تنها رضا نیست که فعاله، خیلی از فعالین هستن و خودشما، همه فعالند. پشت همدیگه باشند. هوای همدیگر رو داشته باشند....


کلمه – گروه کارگری: رضا شهابی عضو زندانی هیئت مدیرهٔ سندیکای کارگران شرکت واحد بعلت تشدید درد کمر و بی‌حسی پای چپ مجددا» روز شنبه به بیمارستان امام خمینی اعزام شد. شهابی به علت فعالیت‌های سندیکایی و دفاع از «اصول و حقوق بنیادین کار» به شش سال حبس تعزیزی و هفت میلیون جریمه نقدی محکوم شده است.

تارنمای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در هفته گذشته گزارش داده بود که پزشکان معالج رضا شهابی تاکید کرده‌اند که برای ادامه درمان، شهابی باید از امکانات فیزوتراپی و آب درمانی در محیطی خارج از زندان استفاده نماید و نامبرده با این شرایط قادر به تحمل کیفر نیست و کوتاهی در این موارد می‌تواند باعث بروز مشکلات جسمی حادی از جمله احتمال بی‌حسی سمت چپ بدن گردد، که بمرور زمان منجر به فلج شدن نامبرده می‌شود.

نشریه «پیام سندیکا» مصاحبه‌ای با ربابه رضایی همسر این فعال حقوق سندیکایی انجام داده است که نسخه‌ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته است.

متن کامل مصاحبه به شرح ذیل است:

در حال حاضر وضعیت رضا شهابی چگونه است؟

دیروز که تو بیمارستان امام خمینی دیدمش، متاسفانه هر روز حال رضا بد‌تر می‌شه. در حال حاضر کمر درد، پا درد، کلیه ناراحت، کبد و معده‌اش ناراحته وهمش با هم جمع شده، یه ناراحتی بزرگی شده. دکتری که اونو معاینه کرد می‌گه باید کمرش حتمن عمل بشه و ولی چون عملش خطرناکه نباید برگرده زندون. باید تو بیمارستان باشه یا توی خونه باشه، استراحت کنه. به همین خاطر هم رضا قبول نمی‌کنه، می‌گه «به من یه مرخصی یکی و دوماهه بدن که من برم بیرون با هزینه خودم جراحی کنم، بعدشم توی خونه‌ام یا بیمارستان استراحت کنم.» این جوری که بخوان کمرش رو جراحی کنن و برگردونن به زندان نمی‌شه، واقعا هم نمی‌شه. خیلی‌ها هستن که عمل شدن ولی با برگشتن به زندان بد‌تر هم شد. الانه یه موقع‌هایی گردن رضا مشکل داره و نمی‌تونه گردنش رو بچرخونه. یه موقع‌هایی می‌گه «احساس می‌کنم توی گردنم یه چیزی داره تکون می‌خوره» دیروز هم به دکتر گفت، گفتن به خاطر اینه که استراحت نداشتی، بخاطر اینه که مراقبت نداشتی، استرس هم که جای خود داره.

آیا با مسوول پرونده‌اش هم صحبت کرده‌اید؟

من یه نامه برای آقای صلواتی نوشتم و توی اون نامه تمام مشکلاتم را گفتم. وقتی پیشش رفتم، گفت من از همه مشکلات شما باخبرم. نمی‌دونم خبر دارید یا نه به رضا گفته بودن انفرادی هاش


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.