مشکلات کارگران در ۲ فاز پارس جنوبی؛ مسئولین پاسخگو باشند
چکیده :از جمله مشکلات کارگران مشتغل در پارس جنوبی نوع قراردادهای کوتاه مدت یک الی سه ماهه است که کاملا یک طرفه به نفع کارفرما تنظیم میشوند و هیچگونه نظارتی از سوی نهادهای قانونی در این منطقه بزرگ و با اهمیت جهانی در راستای رعایت حقوق کارگر مطلقا وجود...
توسعه میدان گازی پارس، که بزرگترين ميدان فرا ساحلی جهان است و بر روی خط مرزی مشترک ایران و قطر درخلیج فارس قرار داشته و یکی از اصلی ترین منابع انرژی کشور به حساب میاید، با هدف تامین تقاضای رو به رشد گاز طبیعی تزریق به میادین نفتی، صادرات گاز و میعانات گازی به عنوان خوراک پتروشیمی ها صورت می پذیرد. مساحت این میدان ۹۷۰۰ کیلومتر است که بخش متعلق به ایران ۳۷۰۰ کیلومتر مربع است. ذخیره گاز این بخش از میدان گازی بابت سهم ايران معادل ۱۴/۲ هزارميليارد مكعب به همراه ۱۹ میلیارد بشکه میعانات گازی است که حدود ۸٪ از کل گاز دنیا و حدود ۴۷٪ از ذخایر گاز کشور را شامل میشود.
به گزارش لحظه نیوز علیرغم پیشرفت حدودا ۶۰ درصدی در بخش خشکی فازهای ۲۲ و۲ و۲۴ و۱۳ پارس جنوبی و لزوم تسریع در عملیات اجرایی این فازها با توجه به مشترک بودن این میدان گازی با کشور قطر و همچنین مطابق قرارداد در شرایطی که این فازها میبایست ظرف مدت زمان ۴۰ ماه به بهره برداری میرسید، به دلایل نا مشخص کاهش حدود ۴۰۰۰ نفر از نیروهای کارگری فعال درفازهای ۲۲ و۲۳ و۲۴ و۱۳ پارس جنوبی، که اکثرا از نیروهای زحمت کش بومی استان بوده اند، درمدت زمان دوماه گذشته علاوه بر تاخیر در تکمیل این فازها سبب افزایش بیکاری در سطح استان شده است.
لزوم پیگیری این موضوع از سوی مقامات استانی به شدت احساس می شود و به رغم اینکه وضعیت سایر پروژه های این منطقه نیز به همین صورت است تا به حال فعالیتی از جانب مسئولین برای تغییر شرایط موجود به انجام نرسیده است.
از جمله مشکلات کارگران مشتغل در پارس جنوبی نوع قراردادهای کوتاه مدت یک الی سه ماهه است که کاملا یک طرفه به نفع کارفرما تنظیم میشوند و هیچگونه نظارتی از سوی نهادهای قانونی در این منطقه بزرگ و با اهمیت جهانی در راستای رعایت حقوق کارگر مطلقا وجود ندارد.
مشکل دیگرکارگران عدم پرداخت به وقت حقوق ماهیانه است که گاها تا ۴ الی ۶ ماه به تاخیر افتاده و دست کارگر به جایی جهت اعتراض بند نیست. پس از تصمیم خودسرانه و سلیقه ای کارفرمایان عموما دولتی و غیر دولتی به اخراج کارگر، تنها نهاد حمایتی در زمان بیکار شدن کارگران یعنی سازمان تامین اجتماعی که اتفاقا بواسطه بیمه پرداختی همین کارگران ماهانه میلیاردها تومان درآمد دارد، این کارگران را با بروکراسی اداری پیچیده و بلند مدت مواجه ساخته تا در نهایت کارگر خسته شده و از خیر بیمه بیکاری خود صرف نظر کند.













