سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هادی قابل: احمد قابل عقل را حجت اصلی برای بشر می دانست...

هادی قابل: احمد قابل عقل را حجت اصلی برای بشر می دانست

چکیده :امیدواریم دولت جناب آقای روحانی همانگونه که وعده داده اند و سوگند یاد کرده اند زمینه عمل به قانون را فراهم کنند. ما نمی خواهیم بگوییم که قانون اساسی ما از هر عیب و نقصی بری است چراکه قانونی است که بشر تدوین کرده و کسانی هم که این قانون را تدوین کرده اند دارای اندیشه ها و گرایش هایی بوده اند، اما به هر جهت الان این قانون بین مردم و حاکمان ما یک میثاق است. ...


یکسال از درگذشت احمد قابل گذشت. روشنفکر و پژوهشگر دینی که در طول حیات سیاسی و فکری اش شهره به حق طلبی و دفاع از حق و آزادگی بود.

احمد قابل به روایت برادرش، از زندان و محرومیت ها هراس نداشت و معتقد بود اساسا روحانی و عالم دین باید اینگونه باشد و اگر همه اینگونه عمل کنند دیگر کسی نمی تواند راه را برای بیان حقایق ببندد.

حجت الاسلام هادی قابل امیدوار است تا با رفع محدودیت ها بتوان اندیشه و آراء این اندیشمند و روشنفکر دینی را در دسترس عموم مردم بویژه نسل جوان قرار داد تا به این وسیله یک احمد قابل دیگری از درون جامعه برخیزد و راه او را ادامه دهد.

متن کامل گفتگوی «جرس» با حجت الاسلام والمسلمین هادی قابل برادر مرحوم احمد قابل را بخوانید:

آقای قابل، لطفا در ابتدا از محل و زمان برگزاری اولین سالگرد درگذشت مرحوم احمد قابل بگویید و اینکه چرا در تهران مراسمی برگزار نخواهد شد؟

با توجه به اینکه خانواده ایشان و مادر و خواهر بزرگمان و برادران در مشهد حضور دارند و بیشتر اقوام و دوستان هم که در آنجا هستند، اصرار داشتند که مراسم سالگرد در مشهد برگزار شود. ما هم به خواست اعضای خانواده تمکین کردیم و مراسم سالگرد را در روز جمعه در مشهد برگزار خواهیم کرد. البته سالگرد ایشان اول آبان ماه یعنی روز چهارشنبه است، اما با توجه به اینکه چهارشنبه تعطیل نیست و روز پنج شنبه هم عید غدیر است مراسم در روز جمعه سوم آبان برگزار خواهد شد.

چه برنامه هایی در مراسم در نظر گرفته شده است؟

ابتدا مراسمی بر سر مزار خواهد بود و بعد ازظهر همان روز هم جلسه ای از ساعت دو و نیم تا چهار و نیم در حسینیهٔ انصارالحسین (ع) خواهیم داشت که اگر محل آن تغییر کند اطلاع رسانی خواهیم کرد. در این جلسه دو سخنران خواهیم داشت و کلیپی از سخنان مرحوم احمد قابل و برخی از پیامهایی که به مناسبت فوت ایشان داده شده نیز خوانده خواهد شد.

آقای قابل، معروف است كه تاثير افراد بزرگ بعد از مرگ شان بيشتر آشكار مى شود؛ آيا اين را درباره استاد احمد قابل هم احساس كرده ايد؟

بله، این مسئله احساس می شود و در طول این یکسال در هر کجا که حضور پیدا کردیم افرادی که ایشان را می شناختند و با دیدگاهها و اندیشه های ایشان آشنا بودند اظهار تاسف زیادی می کردند و می گفتند شخصیتی که می توانست تحولی را در حوزه اندیشه اسلامی ـ چه در حوزه کلام و بحث های اعتقادی و چه در حوزه مسائل احکام که در حقیقت مجموعه اینها شریعت عقلانی می شود ـ ایجاد کند، از میان ما رفت. در واقع اگر خداوند عمر بیشتری به او می داد می توانست استحکامی به این مباحث ببخشد و مسایل را در این حوزه بیشتر باز کند. نظرات نویی که ایشان در حوزه اندیشه اسلامی و یا در حوزه شریعت و احکام دینی داشتند محل بحث های مثبت و منفی قرار می گرفت. این نظرات هم مورد نقد و اشکال قرار می گیرند و عده ای سعی می کنند با آوردن ادله ای آنها را رد کنند و صاحب نظرانی هم سعی می کنند به آن ادله های دیگری بیافزایند و در حقیقت آنچه در گوشه و کنار ذهن آنها بوده انسجام پیدا کند و از همین رو این بحث غنای بیشتری در مرور زمان پیدا می کرد. در هر حال همه دوستان این تاسف را دارند اما من احساس می کنم نگاه ایشان در حوزه ها نسبت به فقهای جوان و خوش فکر حوزه تاثیر خود را گذاشته است و ما نمی توانیم بگوییم که این اندیشه به فراموشی سپرده شده است. اندیشه ایشان توسط همفکران و دوستان و سایر شاگردان آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه) مورد بحث قرار می گیرد. انشالله این بحث شریعت عقلانی چارچوب خوبی پیدا کند و برای جامعه علمی، حوزه ها و همچنین مردم و بویژه نسل جوان که نگاه نویی به دین و مسائل دینی می طلبند مورد استفاده قرار گیرد و در گذر زمان غنای بیشتری پیدا کند.

جدای از شریعت عقلانی که به آن اشاره فرمودید با توجه به اقبالى كه در اين مدت، نسبت به آراء متفاوت استاد احمد قابل ديده شده، اگر بخواهيم پس از يكسال بار ديگر مهمترين سرفصل هاى مبانى نظرى ايشان را مرور كنيم، كدام عناوين مهمترين و برجسته ترين سرفصل ها هستند؟

به لحاظ عناوینی که مرحوم احمد قابل توفیق پیدا کردند و بر روی آن کار کردند از جمله بحث های کلامی و نگاهی که ایشان نسبت به ادیان، مذاهب و مکاتب دیگر دارند، طبیعتا با نگاه فراگیر و نگاه درون حوزه های علمیه مقداری متفاوت است. ایشان بر این باور است که انسانها باید در اندیشه بر اساس شناخت، عقل و خرد خود به نتیجه برسند و آن چیزی که با تحقیق به آن رسیده اند برایشان حجت است. ولو اینکه مسیر اشتباهی را رفته باشند و کسی آنها را از اشتباه در نیاورده باشد زیرا انسان بطور طبیعی همواره در جستجوی کشف حقیقت است و اگر اندیشه اشتباهی هم انتخاب کرده باشد با آگاهی هایی که در جهان اطلاعات و ارتباطات امروز است می تواند مسیر خود را تغییر دهد و مسیر صحیح را انتخاب کند. لذا ایشان آن بحث ارتداد که در حوزه های علمیه رایج شده را قبول نداشتند و صرفا همان دیدگاه استادمان مرحوم آیت الله العظمی منتظری را داشتند مبنی بر اینکه ارتداد نسبت به کسانی مطرح می شود که “عن علما و عن عنادا” یعنی با اینکه می داند اسلام حق و دین واقعی و کامل است اما با این مسئله از روی دشمنی اقدامی بر علیه اسلام انجام دهد. اگر اقدامی نکرده باشد نسبت با آن برخوردی نمی شود، اما اگر اقدامی علیه اسلام انجام دهد در اینجا مرتد است. در بحث حکم شرعی مرتد آقای احمد قابل نقطه نظر دیگری داشتند مبنی بر اینکه حکم شرعی مرتد این نیست که مرتد را حتما باید اعدام کرد.

بحث کرامت انسان و حقوق بشر که برخواسته از عقل و خرد است اصولا حوزه شریعت را در منطقه الفراق عقل می داند. مرحوم احمد قابل عقل را حجت اصلی و اولیه برای بشر می داند و معتقد است که شرع مقدس در جایی که عقل هیچ حکمی نتواند داشته باشد وارد می شود و حکم صادر می کند. برخلاف بسیاری از نظرات که می گویند اصل با شرع است و عقل را در منطقه الفراق شرع را می دانند. احمد قابل عقل را حجت اولیه و اصلی می داند و حتی سایر حجج الهی و انبیاء و اولیاء الهی را با عنوان کسانی که آمده اند مشیر به سمت عقل باشند و انسان را به سمت عقل و خرد دعوت کنند در نظر می گیرد. بر اساس همین نگاه، از نظر ایشان در حوزه احکام شرعی، عقل یکی از منابع اصلی استنباط است و هیچگاه حکمی برخلاف عقل نباید داشته باشیم و اگر احساس کنیم در جایی بر خلاف عقل است باید در آن حکم شرع تردید کرد. با این نگاه و دید، ایشان نظرهای نویی را مطرح کردند که می توان به بحث رجم اشاره کرد. ایشان چندین مقاله در این باب نوشتند اگرچه توفیق پیدا نکردند این بحث را به پایان برسانند. من از برخی منابع شنیدم که بحث های رجم ایشان که بحثی کاملا فنی حوزوی است، حتی در میان قضات دستگاه قضایی هم مورد توجه و استفاده قرار گرفته است.

نمونه دیگری از این مباحث، بحث ایشان در مقوله حجاب است. اقای قابل پوشش بدن زن را واجب می داند اما نسبت به موی سر قائل به وجوب نیست و ادله ای را مبنی بر اینکه موی سر اگر آرایشی که از حد متعارف خارج باشد را نداشته باشد پوشش آن واجب نیست، بلکه مستحب است. البته یک مقدار به غلط در میان جامعه تلقی می شود که مرحوم قابل گفته است حجاب برای زن واجب نیست؛ در صورتیکه ایشان حجاب برای زن که عبارت از پوشش بدن است را واجب می داند؛ ولیکن قائل به وجوب پوشش موی سر نیست و ادله ای هم دارد که در رساله خود آورده است.

در یکی دیگر از بحث ها، بحث ازدواج موقت است که ایشان معتقد است زمانی که دختر و پسر هر دو رضایت دارند که در حد محدود با هم ارتباط داشته باشند خود این رضایت و توافق، ازدواج موقت می شود و کلام خاصی از جمله تعابیری که در رساله ها آمده مبنی بر اینکه صیغه ای خوانده شود لازم نیست. در حقیقت مراودات بین دختر و پسر همراه با رضایت دو طرف با شرایطی که ایشان در این زمینه مطرح می کند به ازدواج موقت تبدیل می کند و می گوید که نبایستی حکم به عدم مشروعیت دهیم و این ارتباطات در جامعه را به فعل حرام کنیم بلکه اینها مراودات اجتماعی هستند و با رضایت دو طرف راه حرام بسته می شود. البته شرایط و نقطه نظراتی که ایشان در این زمینه گفته اند از طریق فضای مجازی در اختیار خوانندگان قرار گرفته است. همین نگاه نو باعث شده که بحث های ایشان مورد استقبال جوانان و حتی اندیشمندان در درون حوزه و دانشگاه قرار گیرد.

اگرچه دیدگاه های نو ایشان در حوزه ها، هم مورد نقدهای تند (که به بعضی از تعابیر ایشان را نوازش دادند) و هم مورد تامل قرار گرفت و باعث شد برخی از مسائل مورد تامل قرار گیرند. در هر حال در حوزه اندیشه چنین برخوردهایی وجود دارد و طبیعی هم هست.

ايشان با وجود نگاه نوئی که به مسائل داشتند، روشنفكرى را در بستر سنت مى شناختند. شما جايگاه احمد قابل را در كجاى منظومه «روشنفكرى دينى» مى بينيد؟

همانطور که برخی از دوستان در تحلیل های خود نوشته اند که بسیاری روشنفکری را یک امر برون دینی و خارج از چارچوب دین می بینند اما ایشان برعکس معتقد به روشنفکری درون دینی بود. لذا وقتی از روشنفکری در درون سنت صحبت می شود بر این مبنا است، نه آن روشنفکری در تقابل با سنت. مقصود از سنت در حقیقت سنت رسول خدا، اهل بیت و سنتی دینی است. مرحوم احمد قابل معتقد بود که اصولا دین برخواسته از یک تفکر نواندیشانه و روشنفکری است. در جامعه ای که قبیله ای سنتی وابسته به چارچوب های سنتی بسیار خشن بود و دین چارچوب های سنتی را شکست. سنت جدیدی که ما می گوییم به معنای روش های جدید است. برای نمونه نگاهی که به زن می شد را در نظر بگیریم. نگاهی که در آن زمان به زن می شد تنها منحصر به منطقه جزیره العرب نبود و در اروپای و ایران آن زمان هم همین نگاه وجود داشت؛ نگاهی که زن جنس دوم و ابزار بود. در برخی جاها شدت بیشتری داشت تا جایی که حتی شخصیتی برای زن جز در اعداد اموال و احشام قائل نبودند. اسلام آمد و شخصیتی هم وزن و هم سنگ شخصیت مرد به زن داد. اسلام این تفکر را که زن جنس دوم نیست را در مقابل سنت جاهلی رواج داد و این تفکر در جامعه شکل گرفت. از نگاه اسلام زن در کنار مرد مکمل همدیگر هستند و یکی بر دیگری برتری ندارد. پیغمبر اکرم به زن شخصیت داد تا جاییکه تمام قد در برابر دخترش بلند می شد و یا خم می شد و دست او را می بوسید، در حالیکه مردم دختران را مایه شرم و ننگ می دانستند و دختران را زنده بگور می کردند. این نگاهی که اسلام آورد یک نگاه نو روشنفکری است اما متاسفانه پس از رسول خدا آن سنت های جاهلی عرب در قالب جدید در درون دین قرار گرفت و رنگ دینی بخود گرفت. به عبارت دیگر اگر به گذشته تاریخ خود هم نگاه کنیم علماء زن را گوشه نشین و منزوی می خواستند امری که اساسا مورد قبول اسلام نبود. متاسفانه سنت های قبیله ای و طایفی یا ملیتی خود را به دین نسبت دادیم و کم کم زنان را از گردونه جامعه کنار زدیم. در حالیکه اسلام می خواهد زن در عرصه جامعه با حفظ پاکدامنی خودش حضور داشته باشد. لذا پیامبر در هر سفری یکی یا دو تن از همسران خود را با خود می برد و یا فاطمه زهرا عليها السلام در جامعه در زمان رسول خدا و بعد از او نقش آفرین بود و حضور اجتماعی فعالی داشت. مرحوم احمد قابل اسلام را مایه روشنفکری دینی می دانست و می گفت کسی که دنبال روشنفکری است از درون دین باید این پیرایه هایی که به آن بسته را پاک کند و باید جرات اینکار را داشته باشد. البته طبیعی است که عده ای که با این پیرایه ها خو گرفته اند و آنها را عین دین و اسلام می دانند واکنش نشان می دهند و حکم تکفیر صادر می کنند. در این زمینه مرحوم اخوی می گفتند که بایستی افراد شجاعی این پیرایه ها را از دین بزدایند تا معلوم شود در سطح جامعه جهانی، دین اسلام یک دین روشنفکری است و بر همین اساس مسلمانان باید روشنفکرترین افراد درون جامعه باشند.

به ضرورت شهامت و شجاعت از نگاه مرحوم احمد قابل اشاره کردید. بيشتر دوستان و اهالی قلم او را به بي تعلقى و دليرى توصيف كرده ايد؟ چرا اين وجه از ايشان بسيار پررنگ شده است؟

مرحوم احمد قابل تعلقات دنیایی خود را کنار گذاشته بود و به همین علت رسالتی بعنوان یک روحانی را بر دوش خود احساس می کرد. اگرچه ایشان لباس به تن نداشت و معتقد نبود روحانی حتما باید لباس روحانیت بر تن کند ولی در همه جا هم افتخار می کرد که روحانی و طلبه است و از حوزه ارتزاق می کند. ایشان معتقد بود یک روحانی باید این حریت و آزادگی را داشته باشد که وقتی به حقایقی می رسد آنها را بگوید؛ ولو اینکه آن حقایق علیه شما بکار رود، همان قول امیرالمومنین که می فرمودند “قولوا الحق ولو علي انفسكم”. لذا برادرم مرارت محرومیت ها را بر جان خرید، پیش از اینکه به زندان بیافتد از خیلی از کارها و مسندها محروم شد و با وجود اینکه همه او را به عنوان یک دانشمند قبول داشتند، حتی اجازه نیافت در حوزه های دانشگاهی و حتی در حوزه علمیه کرسی تدریس داشته باشد. اما راهی که او در پیش گرفت این بود که از راه قلم و بیان آزاد از طریق تریبون های آزادی که در اختیارش قرار می گرفت استفاده کند. تا جاییکه برایش مقدور بود در روزنامه های دوران اصلاحات قلم زد و نظراتش را بیان کرد. بعد ها هم که این امکانات محدود و بسته شد و اگر روزنامه ای هم بود جرات نمی کرد اندیشه های ایشان را منعکس کند به فضای مجازی روی آورد و بخش اعظم وقتش را به پاسخگویی به خوانندگان در سایت و وبلاگش اختصاص می داد. بنابراین ایشان اعتقادش این بود که اگر همه روحانیت البته روحانیتی که به این حقایق می رسند زبان گویایی داشته باشند و چارچوب هایی که در اطراف دین درست شده و راه را برای بیان حقایق بسته را بشکنند، نمی توانند همه را زندان ببرند و محروم کنند. برعکس وقتی بیان حقایق به عده محدودی منحصر می شود، می توانند براحتی با آنها برخورد کنند. ایشان خود را از تعلقات دنیوی و مادی رها کرده بود و حتی به زن و فرزندش هم تعلق نداشت و بر همین اساس از زندان و محرومیت ها هراس نداشت و با زبان و قلم گویا و شجاعتی که داشت حقایق را بیان می کرد و معتقد بود اساسا روحانی و عالم دین باید اینگونه باشد و اگر همه اینگونه عمل کنند دیگر نمی توانند راه را برای بیان حقایق ببندند. اما متاسفانه بدلیل بسیاری از تعلقات دنیوی که در بین برخی از ما روحانیون است این حریت و شجاعت از ما گرفته می شود.

ايشان در وصيت نامه اى كه در خرداد ٨٨ نوشته، علاج وقايع پس از انتخابات را بازگشت به قانون و «بسنده‌کردن به محدوده‌های قانونی » و «پذیرش بی‌چون و چرای حق حاکمیت ملت» مى دانستند، فكر مى كنيد تا چه اندازه وصيت و آرزوى او در انتخابات ٩٢ محقق شده است؟

من به ذکر خاطره ای می پردازم. پس از روز تنفیذ ریاست جمهوری جناب حسن روحانی برای احوالپرسی با والده تماس گرفتم و از ایشان پرسیدم که مراسم را دیدند؟ و گفتند متاسفانه متوجه نشده اند و ندیده اند. به ایشان گفتم فردا مراسم تحلیف هست از تلویزیون نگاه کنید. پس از آن به ایشان زنگ زدم و پرسیدم که مراسم را دیده اند و گفتند بله مراسم را دیدم و در عین اینکه خوشحال شدم کمی هم گریه کردم. وقتی علت گریه ایشان را پرسیدم گفتند که به یاد احمد گریه کردم و گفتم مادر جان نیستی که حاصل زحمات و رنجت را برای ایجاد چنین شرایطی در کشور ببینی… البته ما نمی خواهیم بگوییم که شرایطی صد در صد ایده آل بوجود آمده است اما واقعیت این است که در 24 خرداد بخشی از آرمان های عزیزانی مانند احمد قابل و استاد بزرگوارمان مرحوم آیت الله العظمی منتظری، بزرگانی چون آیت الله طاهری اصفهانی و آیت الله صالحی نجف آبادی و بزرگان دیگری که در حوزه اندیشه و تفکر دینی همواره بر بحث قانون و قانونگرایی، احترام به قانون و خواست و رای مردم و انتخاباتی سالم تاکید داشتند، تحقق یافت.

امیدواریم دولت جناب آقای روحانی همانگونه که وعده داده اند و سوگند یاد کرده اند زمینه عمل به قانون را فراهم کنند. ما نمی خواهیم بگوییم که قانون اساسی ما از هر عیب و نقصی بری است چراکه قانونی است که بشر تدوین کرده و کسانی هم که این قانون را تدوین کرده اند دارای اندیشه ها و گرایش هایی بوده اند، اما به هر جهت الان این قانون بین مردم و حاکمان ما یک میثاق است. اگر همین قانون بطور کامل بویژه در بخش حقوق مردم که دغدغه برادر و استاد من بود عمل شود، بسیاری از مشکلات جامعه ما حل خواهد شد و امیدواریم که جناب آقای روحانی به این توفیق کامل دست پیدا کنند و فضای همدلی و دوستی حاکم شود. البته این فضا تا حدی با وجود تندروهای طرف مقابل که شاید منافع و جایگاهشان بخطر افتاده، بوجود آمده است. مردم امیدواری پیدا کرده اند و امیدواریم جناب آقای روحانی این امید مردم را جامه عمل بپوشانند و همانطور که گفته اند دولت تدبیر و امید هستند این تدبیر را محقق کنند. قطعا اگر این امید محقق شود بخشی از خواسته ایده آل برادر و استاد من و عزیزانی که در این راه رفتند و همچنین همه ما محقق شده است.

در گفتگویی که سال گذشته با شما داشتم، گفتید که در تلاش هستید تا مجوزی برای نشر آثار مرحوم احمد قابل بگیرید. آيا در دولت جديد و اميدوارى عمومى به بهتر شدن شرايط فرهنگى، احتمال چاپ و نشر آثار او در ايران را داريد؟

البته هنوز در بحث وزارت ارشاد و ممیزی کتاب، حرف و حدیث زیاد است و تغییری در رده مدیران این قسمت ها صورت نگرفته است. برخی از معاونین عوض شده اند اما تغییری در سطح مدیران انجام نشده تا این نگاه های تنگی که به حوزه اندیشه و کتاب می شود تغییر کند و اجازه انتشار داده شود. در سال گذشته ارشاد به کتاب خود من تحت عنوان “قاعده عدالت و نفی ظلم در فقه” که بحثی کاملا فنی و فقهی است و به هیچ عنوان سیاسی نبوده مجوز انتشار نداد. این تنگ نظری ها هنوز وجود دارد و امیدواریم مقداری فضا باز شود و اجازه نشر اندیشه ها داده شود تا بتوانیم حداقل اندیشه های فقهی و کلامی مرحوم اخوی را در داخل منتشر کنیم. اندیشه هایی که هم مورد استفاده حوزویان و هم مورد نقد حوزویان و دانشگاهیان قرار گیرد و منشاء یک تحول و تکانی در اندیشه ها و ذهنها شود تا شاهد تکاپویی در حوزه شریعت باشیم. در

هر حال ما امیدواریم اما بنظر می رسد باید قدری زمان بگذرد تا آن نیروها در جایگاههای مناسب خود مستقر شوند و قطعا پس از آن ما نشر آثار ایشان را دنبال خواهیم کرد.

در زمان بازداشت ایشان ماموران امنیتی یکسری از نوشته های فقهی و علمی ایشان را با خودشان برده بودند. آیا موفق شدید آنها را پس بگیرید؟

هنوز نخیر، یک لپ تاپی از ایشان برده بودند و اطلاعات مشهد وعده داده بود که آن را برگردانند، البته هنوز نمی دانم چیزی در آن لپ تاپ مانده باشد. دست نوشته ها را هم هنوز برنگرداننده اند. ما پیغام داده ایم که کارشناس بگذارند و نوشته های فقهی و سیاسی ایشان را تفکیک کنند و آنچه که به حوزه مسائل علمی، اندیشه، فقهی، کلامی و حدیثی بر می گردد را بازگردانند تا آنها را برای تدوین و انتشار آماده کنیم اما تاکنون پاسخی داده نشده است.

در پایان اگر ناگفته ای مانده است، بفرمایید؟

در ابتدا از رسانه شما جرس و از تمامی عزیزانی که اهتمام دارند نام مرحوم احمد قابل را زنده نگه دارند تشکر می کنم. روز اول آبان اولین سالگرد ایشان است و با توجه به اینکه ما تریبون و امکانات نداریم انتظار ما این که در فضای مجازی و نشریاتی که محدودیت ندارند، دیدگاهها و اندیشه های ایشان را منتشر کنند تا به این وسیله دین خود را به عزیزی که واقعا برای ایران، مردم و اسلام زحمت کشید ادا کنیم. طبیعی است که با برگزاری یکی و دو جلسه سخنرانی از سوی خانواده حق ایشان ادا نمی شود. ای کاش امکاناتی در اختیار داشتیم تا در سال آینده کنگره ای در خصوص بحث شریعت عقلانی بگذاریم و از صاحبنظران و کسانی که ذهنیت ها و تفکراتی در این زمینه دارند بخواهیم مقاله دهند و این بحث بطور وسیع مورد بررسی قرار گیرد. این امیدی است که در اندیشه ماست، تا بلکه انشالله به این وسیله یک احمد قابل دیگری از درون جامعه برخیزد و این راه را ادامه دهد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.