سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه هایی از مردم برای کروبی، رهنورد و میرحسین...
» "مردم نامه" دعوتی برای نامه نگاری به همراهان محصور مردم

نامه هایی از مردم برای کروبی، رهنورد و میرحسین

چکیده :این طرح دعوتی است برای همه! طرحی برای نامه‌نویسی خطاب به عزیزان محصور جنبش سبز، برای گفتگو و مفاهمه، برای تجدید پیمان، برای ... شما نیز دعوتید، دعوتید که بنویسید و سخن بگویید، دعوتید که دغدغه‌های خود را مطرح کنید، و دعوتید که با میرحسین و رهنورد و کروبی سخن بگویید....


نزدیک هزار روز از حبس و حصر همراهان بزرگ و آزاده ملت ایران، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد می گذرد.هزار، اینجا تنها یک عدد نیست. تنها نشان دهنده ارقام ایامی نیست که حقوق و زندگی این سه، قربانی مطامع و تفرعن و تکبر و ترس حاکمان شده است. هزار نشان دهنده این معناست که فصلی طولانی از حیات آرمانی و زندگی طبیعی سه نماد ملی، دستخوش آسیب و ذبح حقوقی شده است که برای اصلاح وضع زندگی مردم ایران و بازگشت مسیر امور به قانون اساسی و زندگی سالم و آزاد در کشوری که تک تک ایرانیان حق زندگی در آن را دارند، متحمل شدند. مردم این آرمان ها و تلاش ها را به یاد داشتند، جنبش سبز اساسا مطالبه ای بر این مقصود بود و نقطه تکاملی حرکت ها و جنبش های آزادیخواهانه 100 ساله اخیر ایران شد که حلقه بسته تصمیم گیری و تصمیم سازی اجتماعی سیاسی را تا عمیق ترین اقشار اجتماعی و تمامی آنچه مردم نامیده می شد، گسترش داد.

مرام همراهان خود را در تظاهرات و راهپیمایی ها، در شب های ساکت و تنهایی و روزهای شلوغ و پرهیاهو، در میانه کار و زندگی، از یاد نبردند. خاکستر بر آتش شد و آب نپاشید تا خاموش نشود و در انتخابات خرداد 92 شعله گرم و روشن آن هرچند کوچک و لرزان سر بیرون زند. مقاومت همراهان و مردم نتیجه داده بود و حاکمیت مجبور بود به جبران تمام خطاهای گذشته، در نوع مدیریت نظام تجدیدنظر کند و نسبت به آرای مردمی خیانت نورزد و از هر دستکاری رای و صندوق رای بپرهیزد که چاره ای هم جز این نبود و نداشت.

راه در این سال ها به قدر کافی ویران شده بود که هراس از هدم ایران جلوه گر بود. مردم پس از انتخابات نیز خواسته های خود را باز فریاد زدند و از آزادی زندانیانی گفتند که به خاطر پیگیری حقوق ملی و آزادی، آزادی خود را در زندان می گذراندند. مردم نام آنها را بارها در شادی های پس از انتخابات فریاد زدند. کمتر کسی بود که بگوید این حرفها هزینه دارد و تندروی است، بلکه عموم ملت در تمام شهرها و شهرستان ها در شادی های پس از انتخابات به دنبال صرف شادی و جشن نبودند بلکه می خواستند زودتر و هرچه زودتر این جشن را کامل کنند. آنها عمیقا می دانستند که مشکلات پیشاروی دولت در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی، هسته ای و تحریم ها، جدی و اساسی است با این حال خواسته شان که آزدی زندانیان سیاسی بود را بارها فریاد زدند. از رهبران جنبش نام بردند و با یاد آنها در شادی گریستند. آزادی میرحسین و رهنورد و کروبی، ته ذهن تک تک مردم رسوب کرده بود و نخستین پرسش آنان این بود که پس کی زمان آزدی اینان می رسد؟ این سوالی بود که نه فقط ذهن فعالان سیاسی و مدنی و سیاستمداران و دانشجویان، بلکه عموم مردم از کسبه و کارمندان دولت را دربر می گرفت و شکل مطالبه ملی داشت. مطالبه ملی زمانی رخ می دهد که خواسته ای یا شعاری که به دلیل وجود مدیریت سرکوب، فضای امنیتی و سخت گیری های قضایی زیر لایه های اجتماعی پنهان می شود، در مواقع تغییر فاز سیاسی و تحول در رویکرد مدیریتی سیاسی بیرون می زند و خود را در اجتماعات و حضور ملی نشان می دهد. یعنی جای بروزش هم ملی و عمومی است نه فقط شخصی و خصوصی.

مطالبه آزادی رهبران جنبش سبز هنوز ادامه دارد. در این ایام، مردم از اقشار و لایه های مختلف، مردم به معنای واقعی کلمه، که ممکن است همسایه بغلی ما یا مغازه روبرویی شما باشد، درددل ها و آرزوهای خود را برای همراهان در حصرشان نوشتند. شایعه فراوان بود اما مردم نوشتند و جمع کردند و سعی کردند از راه های مختلف آن را منتشر کنند تا نشان دهند این مطالبه و حافظه برجای خود باقی است؛ میرحسین، رهنورد و کروبی نه از یاد رفته اند نه آزادی شان بی اهمیت شده است. شایعه گاهی همراهان سبز مردم را به سفر می برد، در ویلایی در شمال! گاهی شایعه می گفت که انها آزادند و به تمام کارهای خود می رسند فقط از خانه بیرون نمی آیند وگرنه خوش و سلامتند! اما خبرهایی که نزدیکان و فرزندان می دادند که هرگز نمی توانند از پدر و مادر خود اطلاعی بگیرند و گاه تا ماه ها آنها را نمی بینند، شایعه را خنثی می کرد. جز این، مردم می فهمیدند که این چطور زندگی خوب و خوشی است که اصلا صدایی از اینان در نمی آید و در جامعه حضور ندارند؛ صدای کسانی که هر هفته یا ماه، حداقل با نامه ای یا سخنی با مردم حرف می زدند چرا به گوش نمی رسد؟ پس حتما وضع به گونه ای دیگر است. شایعه اینجا کشته شد که مردم صدای مسلط را باور نکردند و به سکوتی که تمِ صدای یاوران پیشینشان بود باور آوردند. برای باروری آن باور نامه نوشتند و خواستند حرف های خودمانی و درددل هاشان را به گوش منتخبان و همراهان بزرگشان برسانند و با آنها حرف بزنند و از خاطره هاشان بگویند؛ نه عملی سیاسی یا خلاف قانون و شرع بلکه بر منهاج عمل به وجدان و حفظ حافظه جمعی که با آن زیسته بودند. این کار را بی هیچ کلیشه ای انجام دادند، بی هیچ ضوابط و گیرهای بی معنای اداری و بوروکراسی تا صمیمت و زلال ملی خود را از دست ندهد و در چم و خم روزمرگی فراموش نشود. چراکه می دیدند 4 قرن یا 1000 سال نگذشته که واقعه ای چون خرداد 88 و حصر و حبس همراهان مردم به تحریف درآید یا فراموش شود.

با مشاهده این وضعیت و درک چنین دغدغه‌ای بود که جمعی از همراهان سبز مردم ایران طرح نگارش نامه برای این سه تن را آغاز کردند؛ طرح بسیار ساده و صمیمانه است: هرکس (از هر قشر و صنف و جنس و سن و سواد و قوم و مذهب و …) نامه‌ای خطاب به زهرا رهنورد یا میرحسین موسوی یا مهدی کروبی بنویسد و هر آنچه را که دوست دارد در این روزها با این همراهان و دوستان صادق خویش در میان بگذارد، بر کاغذی ثبت کند. این نامه‌ها اگرچه ممکن است خیلی زود به دست مخاطبان‌شان نرسد، اما به دست «خودمان» که می‌رسد! خودمان که در خرداد امسال دوباره به چشم خود دیدیم که در پیمان جمعی‌مان هرگز تنها نشده‌ایم.

نامه‌هایی می‌نگاریم خطاب به همراهان سبزمان؛ با آنها از روزگار می‌گوییم، از غم و شادی‌هایی که در این ایام بر ما گذشت، از آنچه فکر می‌کنیم درست است و باید باشد اما نیست؛ از دلتنگی‌های خودمان می‌گوییم؛ از خاطراتی که با آنها و یا با دیگر همراهان سبز مردم ایران زمین داشته‌ایم، حتی انتقادهای خود را از آنچه در طول این چهار سال در دل جنبش اتفاق افتاد بیان می‌کنیم؛ به بیانی ساده‌تر، هر کدام «از ظن خود» یار این قافله می‌شویم و آنچه می‌پنداریم بیان‌اش در این روزها می‌تواند نفسی گرم بر اشتیاق جمعی ما برای رفع حصر و حبس باشد، را با دیگران به اشتراک می‌گذاریم.

زین پس، اینجا و در این ستون هر روز  نامه هایی  کوتاه یا بلند از مردم خطاب به همراهان محبوس و مظلوم و محصورشان منتشر می شود؛ نامه هایی که نشان می دهد مردم در مطالبه خود جدی و نافراموش کارند و این خواسته را از منتخب خود می خواهند تا او و همراهانش در دولت نشان دهند که مطالبه آزادی حصر رهبران جنبش سبز، مطالبه ای ملی است و جامعه از رئیس جمهور خود می خواهد که چنین خواسته ای را به سرانجام رساند.

همه ما می توانیم در نوشتن این نامه ها با مردم شریک شویم؛ شهرت و نام و آوازه در پیمودن این راه اهمیتی ندارد بلکه هرآنکس که به مطالبه ملت می پیوندد، به پیمودن راهی ملی و مطالبه ای برحق مفتخر شده است. نامه هایی که با همراهان سبز خود از هردری و درباره هر چیزی سخن می گویند و احوال خود به ایشان خبر می دهند که چون در حصر و بندند از روزگار مردم میهن آگاه شوند.

این طرح دعوتی است برای همه! طرحی برای نامه‌نویسی خطاب به عزیزان محصور جنبش سبز، برای گفتگو و مفاهمه، برای تجدید پیمان، برای … شما نیز دعوتید، دعوتید که بنویسید و سخن بگویید، دعوتید که دغدغه‌های خود را مطرح کنید، و دعوتید که با میرحسین و رهنورد و کروبی سخن بگویید.

نامه های خود را میتوانید به نشانی   info@kaleme.com    با عنوان مردم نامه  به کلمه ارسال کنید.

 

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.