توقف ممیزی سلیقهای یا نیاز به اثبات تغییر در معاونت فرهنگی
چکیده :روزنامه بهار و شرق هر کدام در دو یادداشت از دو روزنامه نگار از سخنان وزیر ارشاد در اعتراض به ممیزی کتاب استقبال کردند....
روزنامه بهار و شرق هر کدام در دو یادداشت از دو روزنامه نگار از سخنان وزیر ارشاد در اعتراض به ممیزی کتاب استقبال کردند.
علی جنتی با انتقاد به شیوه های ممیزی پیشین اظهار داشته است: متاسفانه در بررسی برخی از کتابهایی که اداره کتاب به آن ها مجوز نشر نداده بود، دریافتم بسیاری از ایرادهای وارد شده بر حسب سلیقه بوده است. مثلا رای بر جایگزین کردن کلمه ای با کلمه ای دیگر. من فکر می کنم اگر قران وحی منزل نبود آن را به ممیزان اداره کتاب می سپردیم مجوز انتشار برای آن صادر نمی کردند و می گفتند برخی از کلمات با عفت عمومی در تناقض است.
حافظ موسوی/ بهار
ما دیر یا زود بالاخره باید به وضعیتی برسیم که سانسور برداشته شود. صحبتهای اولیه آقای وزیر و همینطور حرفهایی که دکتر روحانی در جریان انتخابات مطرح کردند هم حکایت از این دارد که این دو مقام به درک ضرورت حذف سانسور واقف هستند. اما اینکه در شرایط کنونی نمیتوانند از این موضعگیری بهطور کامل دفاع کنند، مربوط به اقتضائات خاصی است که وجود دارد و برای ما هم قابل درک است. سانسور در این سالهای اخیر چنان نهادینه شده است که بسیاری مخصوصا مسئولان نمیتوانند نفی یکباره آن را بدون خطر تلقی کنند. من و بسیاری از ما معتقدیم که حذف سانسور نهتنها منافع ملی و فرهنگی ما را با خطر مواجه نمیکند؛ بلکه باعث شکوفایی و اقتدار آن نیز میشود. با این حال برای ما هم معذوریتهای آقای وزیر و احیانا آقای رییسجمهوری قابل درک است، منتها این موازنه در طول سالها همواره علیه نویسندگان به کار گرفته شده است. انتظار حداقلی ما این است که شفافیت لازم صورت بگیرد و مقامات به مردم و نویسندگان صراحتا بگویند که با وجود میل باطنیشان مجبور به رعایت ضوابط حداقلی هستند و در حل شرایط بهگونهای تدبیر نشان دهند که ما این تغییر را حس کنیم. مشکلی که در هشت سال پیش و بهویژه چهار سال گذشته ایجاد شده این است که علاوه بر معاونت فرهنگی ارشاد سایر نهادها هم پایشان به تصمیمگیری برای کتاب کشیده شده است. بهعنوان نمونه خود من در حال حاضر دو کتاب در وزارت ارشاد دارم که یکی از آنها 15 ماه است که در انتظار دریافت مجوز است، تمام اصلاحات این کتاب حدود هشت ماه پیش بهطور کامل انجام شده، معاونت فرهنگی هم طبیعتا با حذف مواردی که از نظر آنها ایراد داشت، باید مجوز کتاب را تا به امروز صادر میکرد، اما بنا به دلایلی که ظاهرا در محدوده اختیارات آنها نیست، از صدور مجوز سرباز میزنند و بدتر اینکه جواب روشنی به مولف و ناشر نمیدهند و هر بار ناشر و مولف را با جوابهایی همچون یک ماه دیگر رجوع کنید، روبهرو میکنند تا آنها را برای این مدت ساکت نگه دارند. مطلب دیگر باز به این قرار است که مثلا برای ناشرانی که پنج یا 10سال سابقه فعالیت دارند، مجوز نشر دائم صادر نمیکنند و تنها برای مدت یک سال آن را تمدید میکنند. اگر کار نشر، یک فعالیت اقتصادی است، یک بنگاه اقتصادی چطور میتواند برای مدت یک سال برنامهریزی کند، آن هم در شرایطی که پایه برنامهریزی، چاپ، توزیع و فروش کتاب در کشور ما چیزی حدود حداقل دو سال به طول میانجامد. این خود نوعی سانسور است و ناشر در موقعیتی بلاتکلیف بهسر میبرد. ادارهای که به یک ناشر مجوز فعالیت میدهد، اگر ظرف مدت دو سال متوجه شود که این نشر، صلاحیت کار کردن را دارد، باید به او مجوز دائم بدهند، وگرنه دادن مجوزی که هر سال باید آن را تمدید کند، چه فایدهای دارد؟ مشکل حوزه نشر و کتاب آنقدر زیاد است که گمان نمیکنم در چند جمله یا حتی یک مقاله بتوان به آن پرداخت. اگرچه من شخصا با هر نوع سانسور مخالفم و این مخالفت بر این مبناست که جامعه اهل قلم ما به درجهای از شعور فرهنگی و اجتماعی رسیده است که منافع ملی و مسائل کشور را گمان میکنم اندکی بیشتر از ممیزان ناشناخته ارشاد درک میکند یا حداقل همان درک آنها را دارند، بنابراین نویسندگان و ناشران ما با حجم عظیمی از مشکلات متعدد مواجهند که بهتر است به جای این همه حرفهای مختلف، وزارت ارشاد یک قدم عملی بردارد تا بدانیم که واقعا تصمیم جدی برای تغییر و گشایش در این عرصه وجود دارد.
آنچه از حوزه کتاب و نشر در این یکی،دو ماهه اتفاق افتاده است، هنوز نشانی از گشایش اوضاع و احوال ندارد. امیدوارم با انتصاب معاون فرهنگی جدید نخستین نشانهها را ببینیم.
محمدعلی سپانلو . شاعر و پژوهشگر/ شرق
در همه این سالها تجربیات زیادی از ممیزی داشتهام. در همین چند سال اخیر، هشتکتاب من مورد ممیزی قرار گرفته است. در میان آن تنها دو اثر از بین کتابهایی بود که برای اولینبار منتشر میشد و ششکتاب دیگر را برای تجدید چاپ اقدام کرده بودم. جالب است که بیشترین ممیزی روی این ششکتاب تجدید چاپشده اعمال شد. همه این کتابها از سال 88 که فشار ممیزی روی کتاب بیشتر شد، یا مجوز نگرفتند یا با ممیزی روبهرو شدند. یکی از این کتابها خاطرات شفاهی من بود که نتوانست مجوز انتشار بگیرد. البته با این حرف موافق هستم که ما نویسندگان و خالقان آثار خودمان باید جوابگوی کلماتی که مینویسیم باشیم و بگوییم که چرا از این کلمات استفاده کردهایم. خوشبختانه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نوید خوبی برای ادبیات ایران داده است. شاید سادهترین راه برای حل ممیزی این باشد که قانونی شود و درمورد آن، به سلیقه افراد اکتفا نکنیم. شنیدم وزیر گفته کتابی که مجوز گرفته، نباید دوباره ممیزی شود و چیزی از آن حذف یا لغو مجوز شود. این نکته مهمی است.
بسیاری از ممیزیهایی که در این سالها روی کتابها اعمال شده به دلیل انتقامگیریهای شخصی بوده است. سالها پیش نمایشنامه «عادلها»ی آلبرکامو را به فارسی ترجمه کرده بودم. این کتاب تا سال 86، 9 بار تجدید چاپ شده بود. وقتی برای تجدید چاپ، آن را به اداره کتاب سپردم، گفتند که باید بخشهایی از آن حذف شود. من با آگاهی از اینکه کامو در آثارش مسایل غیراخلاقی را مطرح نمیکند زیر بار این حذفیات نرفتم. چرا باید کتاب من اینطوری شود؟ باید این را از وزیر پرسید که چرا کتابی که قبلا چاپ شده دوباره ممیزی شود؟ مرحوم پژمان بختیاری، وارثی نداشت. روزی در مجلسی به من گفت کسی نیست که دیوان من را چاپ کند. من دیوان او را منتشر کردم. سال 86 که آن را برای تجدید چاپ بردم 200 مورد ممیزی روی این کتاب صورت گرفته بود! حذفیات، بیشتر روی اشعاری انجام شد که درمورد استقلال ایران بود. اما با تمام اینها، حرفهای وزیر امیدوارکننده است. این امیدواری را دارم که فضای ادبیات کشور بهتر میشود. درصد این بهترشدن را نمیدانم؛ منتهی بر این واقفم که در هشتسال گذشته آنقدر مشکلات حوزه فرهنگ زیاد بوده که الان هر کاری انجام دهیم بهتر از آن دوران خواهد بود.













