سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

پاداش «صبر و استقامت»

چکیده :شهید هاله سحابی، در مراسم تحلیف محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۸، با یک پلاکارد در میدان بهارستان حاضر شده‌بود. خدایش بیامرزد، روی آن چنین نوشته‌بود: «شاه صدای مردم را دیر شنید». قیاس حکومت فعلی و پیشین شاید مع‌الفارق باشد، اما انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۲ و حضور حماسی ملت در آن، صدایی بود که امید آن می‌رود که بالأخره به‌گوش حاکمان رسیده باشد....


کلمه- یوسف رحمانی

رهبری سخن از «نرمش قهرمانانه» می‌گوید و سپاه را از دخالت در امور سیاسی برحذر می‌دارد؛ مقامات ۵+۱ از عزم جدی‌شان برای مذاکره با ایران دَم می‌زنند؛ ظاهراً جریان گفت‌وگوهای پشت پرده در قالب نامه و پیام‌های غیرمستقیم میان ایران و آمریکا هم شدت گرفته؛ رییس‌جمهور و گروهش در حال اصلاح نابسامانی‌ها هستند، و خاطره‌ی روزهایی را که اخبار دولت پر از اقدامات عقلانی ـــ نه شعار ـــ بود زنده کرده‌اند؛ شماری از زندانیان سیاسی آزاد شده‌اند؛ دانش‌جوهای ستاره‌دار و استادان بازنشسته به خانه‌ی‌شان ـــ دانش‌گاه ـــ بازگشته‌اند، و دانش‌گاه دوباره دارد نفس می‌کشد. پس از ۴ سال سخت، ۴ سال پر از نومیدی، خبرها امیدوارکننده شده‌اند.

یک. شهید هاله سحابی، در مراسم تحلیف محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۸، با یک پلاکارد در میدان بهارستان حاضر شده‌بود. خدایش بیامرزد، روی آن چنین نوشته‌بود: «شاه صدای مردم را دیر شنید». قیاس حکومت فعلی و پیشین شاید مع‌الفارق باشد، اما انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۲ و حضور حماسی ملت در آن، صدایی بود که امید آن می‌رود که بالأخره به‌گوش حاکمان رسیده باشد.

اگر واقعا نظام سخن دل‌سوزان را شنیده باشد و زمینه‌ی اجرای آن‌چه در ۸سال گذشته، و به‌ویژه در ۴سال گذشته مداوماً ابراز می‌شد، فراهم کره باشد، باید از مقامات عالی‌رتبه‌ی جمهوری اسلامی، تقدیر کرد. این مروت است که اشتباهات برادران‌مان را به آنان گوش‌زد کنیم، و وقتی آن‌ها در مسیر اصلاح اشتباهات‌شان گام برداشتند، آن‌ها را تشویق کنیم و از اقدامات‌شان تقدیر کنیم.

دو. حسن روحانی تا امروز لااقل نشان داد به عهدی که با ملت بسته پای‌بند است چرا که تاکید می‌کند بر قول هایی که به مردم داده بود و مردم را ناظر وعده های داده شده می‌داند. امید است که وی دقیقاً برای تک‌تک روزهای این ۴ (۸؟) سال برنامه داشته باشد. از او هم ـــ به‌قول رفقای فیس‌بوک ـــ «مچکریم». جناب محمود فرش‌چیان، که در مراسم رونمایی از نگارگری تازه‌ی‌شان حضور یافته‌بودند، در پاسخ به پرسشی درباره‌ی این‌که دولت جدید در زمینه‌ی فرهنگ‌وهنر چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد، گفتند: «باید برای دولت‌مردان‌مان دعا کنیم و امیدواریم آن‌ها موفق باشند. آقای روحانی و هم‌کاران‌شان استاد هستند و می‌دانند چه کاری انجام دهند». البته ما که جوانیم و خام، هم دولت‌مردان‌مان را دعا می‌کنیم، و هم، چون دوست‌شان داریم، گاهی ازشان انتقاد می‌کنیم.

سه. اکنون وقت تندروی نیست، در واقع هیچ‌وقت تندروی جایی در جنبش سبز نداشته‌است، و مقایسه‌ی وضعیت امروز ایران و مصر، نشان می‌دهد حرکت آرام و تدریجی در یک دوره‌ی ۴ساله، چه‌قدر بهتر از انقلاب‌های چندروزه‌ای‌ست که یک‌ساله به کودتا می‌انجامند. جنبش سبز، جنبش پی‌گیری اهدافی به‌صورت مسالمت‌آمیز بوده و هست؛ جنبشی که با شعار «رأی من کو؟» متولد شد، و از آغاز اصلی‌ترین مطالبه‌اش به‌رسمیت شناخته‌شدن حق ملت مبنی بر تعیین سرنوشت خویش و سایر حقوق او، و نیز حاکمیت عقلانیت بر اداره‌ی امور بود.

اکنون که با رأی تاریخی ملت در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ دست‌کم مقدمات این شناسایی فراهم شده‌اند، جنبش سبز باید به اصلاح اوضاع یاری برساند. این مهم، از راه حفظ ثبات مملکت ـــ در شرایط پرآشوب منطقه ـــ و حفظ روحیه‌ی انتقادی، در عین توجه به اقدامات شایسته‌ی حاکمان میسر می‌شود. هدف جنبش سبز، اصلاح است، و این جنبش چارچوب قانون اساسی را، با تأکید بر اجرای همه‌ی اصول آن، به‌رسمیت می‌شناسد.

جنبش سبز، یک اندیشه‌ی دراز دامن است، که گاه شعارش «رأی من کو»ست، گاه نام آن می‌شود «تدبیر و امید»، و گاه می‌شود کمپین «نه به تحریم»؛ اندیشه‌ای که اهدافی از قبیل صلح و دوستی، آزادی‌های سیاسی و مدنی، حاکمیت ملت از راه انتخابات آزاد و سالم بر سرنوشت خویش، عدالت اجتماعی، و قانون‌مندی همه‌ی امور را در تمام جهان پی‌گیری می‌کند. جنبش سبز یک مسیر است، نه یک مقصد؛ راهی‌ست که کماکان ادامه دارد، و برای احترام به حقوق ملت و اجرای تکالیف حاکمان برای قانون‌مندی و عدالت، تلاش‌های خشونت‌پرهیز خود را، در چارچوب قانون اساسی، هم‌چنان ادامه خواهدداد.

چهار. شایسته است نظام نیز رویه‌ی فعلی را حفظ کرده و ارتقا دهد. سایر زندانیان سیاسی هم می‌توانند آزاد شوند، واقعاً همه می‌دانیم آنان چیزی جز اصلاح وضع کشور را نمی‌خواسته و نمی‌خواهند. اکنون که اوضاع به‌سمت عادی‌شدن پیش می‌رود، و می‌توان اثرات یک «آشتی ملی» اعلام‌نشده را در کشور ملاحظه کرد، وقت آن است که همه‌ی زندانیان سیاسی اعتراضات ۸۸ از زندان آزاد شوند، و از راه‌بران جنبش سبز، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، و خانم زهرا رهنورد، رفع حصر شود. ایشان در تک‌تک بیانات و بیانیه‌های‌شان، تنها به ملت ایران، و باز گشت به آن عهد نورانی ای اندیشیده‌اند که از بانیان آن بوده‌اند.

پنج. آسیب‌دیدگان اعتراضات ۸۸ منحصر در زندانیان سیاسی و راه‌بران حصرشده نیستند. گروهی از عزیزترین جوانان این کشور، جان‌شان را در این ۴سال گذشته، در خیابان و زندان، بر سر آرمان‌شان گذارده‌اند، و خانواده‌های‌شان هنوز داغ‌دارند. ندا و سهراب و مهدی و کیانوش و صانع و ستار، این نام‌های آشنا، تنها چندتن از خیل شهدای جنبش سبز هستند. خانواده‌ی بزرگ شهیدان جنبش سبز، که با رشادت‌های‌شان، برای آزادی و عدالت، برای ایران، جان داده‌اند، نیازمند دریافت دیه و خسارت نیستند، از آن‌ها باید دل‌جویی شود. مهم‌ترین دل‌جویی البته، محاکمه‌ی عادلانه و قانونی عاملان و آمران این جنایت‌هاست، و این‌که تکریم شوند و محبت ببیند. نظامی که می‌تواند روندها را این‌چنین اصلاح کند، به‌سادگی می‌تواند از همه‌ی آسیب‌دیدگان این وقایع دل‌جویی کند. نیاز به گفتن نیست که این اقدام، به‌مانند تمام اقدامات امیدوارکننده‌ی دیگر، نظام جمهوری اسلامی را در برابر همه‌ی خطرات بیمه می‌کند.

هر روز، منتظر خبرهای بهتری هستیم، این پاداش «صبر و استقامت» (عنوان سال ۱۳۸۹ از سوی میرحسین موسوی) ملت ایران است، که لحظه‌ای از صراط مستقیم پی‌گیری حقوقش منحرف نشد. گرچه روزها خوب شده‌اند و حال‌مان مدام دارد بهتر می‌شود، اما منتظر روزهای خوش‌تری هستیم؛ روزهای آزادی سایر زندانیان سیاسی، و همراهان جنبش سبز.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.