سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سازمان تامین اجتماعی و سندیکالیزم...

سازمان تامین اجتماعی و سندیکالیزم

چکیده :در طی نزدیک به بیست سالی که از تاریخ تاسیس کانون بازنشستگان در خانه کارگر دولت جمهوری اسلامی میگذرد این کانون بزرگترین خدمتها را به دولتهای وقت برای ساکت نگه داشتن میلیونها بازنشسته انجام داده است، بطوریکه همه دولتها قادر شده اند سازمان تامین اجتماعی را به حیات خلوت خود تبدیل کنند و با سرمایه های آن هر کاری را که خود میخواهند انجام دهند تا جایی که امروز از هر گوشه ایی خبر اختلاس و تاراج و ورشکستگی صندوق سازمان تامین اجتماعی به گوش میرسد. بطوریکه در مناظره ای که روز جمعه 22 شهریور ماه در تلویزیون در مورد سازمان تامین اجتماعی برگزار شد تنها گوشه کوچکی از ابعاد غارت این صندوق در معرض افکار عمومی قرار گرفت. ...


اتحادیه آزاد کارگران ایران

سندیکالیزم یک رگه در جنبش کارگری جهانی برای رفرم و بهبود شرایط معیشتی کارگران در چهارچوب سیستم سرمایه داری است. گذشته از اینکه در شرایط حاضر سندیکالیزم در کدام نقطه از مبارزات جاری کارگران جهان ایستاده است و چه نقدهای جدی بر آن وارد است، باید بگوئیم تا آنجا که به ما کارگران بر میگردد هر گونه رفرم در چهار چوب مناسبات سرمایه داری برای بهبود شرایط معیشتی کارگران یکی از اولویتهای مهم و حیاتی ماست. به همین دلیل نیز ما در اتحادیه آزاد کارگران ایران در تمامی لحظات مبارزه سندیکای کارگران شرکت واحد تهران خود را در کنار این سندیکا یافتیم و دوشادوش کارگران شرکت واحد تهران برای موفقیت و پیروزی آنان مبارزه کردیم و چنین نیز خواهیم کرد.

لذا مبارزات سندیکائی در ایران تا آنجا که به ابزاری در جهت به تمکین کشاندن کارگران تبدیل نشود و تا آنجا که منجر به بهبود شرایط معیشتی کارگران گردد برای ما مهم است و ما در مقام دفاع از ایجاد سندیکاهای کارگری و هر درجه بهبود شرایط معیشتی کارگران اجازه نخواهیم داد جریاناتی رفرم خواهی کارگران و خواست آنها برای تشکیل سندیکاهای کارگری را وسیله ای برای حقنه کردن نهادها و تشکلهای دست ساز دولتی کنونی به جای سندیکای خواهی ما کارگران قرار بدهند. یکی از نمونه های چنین تلاشی، کاری است که اخیرا در مورد کانون بازنشستگان صورت گرفته است و کسانی با نام سندیکا و سندیکا خواهی، اعضای این کانون را قهرمانان جنبش کارگری ایران نامیده اند و این نهاد بر آمده از دل خانه کارگر و دست ساز دولتی را حامی سر سخت مطالبات میلیونها کارگر بازنشسته خوانده و برخی امتیازات قانونی همچون افزایش مستمری سالیانه بازنشسته ها و تعلق عیدی وحق عایله مندی به مستمری بگیران تامین اجتماعی و… را حاصل مبارزات این کانون و اعضای هیات مدیره آن دانسته اند.

این در حالی است که مادتین *96 و **111 مربوط به افزایش سالیانه مستمری بازنشستگان در سال 1354 مصوب و توسط شورایعالی تامین اجتماعی در آندوره به مورد اجرا گذاشته شده است. اما اینکه این قوانین پس از پایان جنگ و از دهه هفتاد به این سو، همچون ماده 41 قانون کار در مورد حداقل مزد کارگران چقدر اجرائی شده است، مسئولیت اش مستقیما متوجه نهادهای کارگری دست ساز دولتی در مورد حداقل مزد کارگران شاغل و در مورد افزایش سالیانه حقوق مستمری بگیران مستقیما متوجه نهادهای دست سازی همچون کانون بازنشستگان است. به این ترتیب همانقدر که افزایش حداقل مزد کارگران بر طبق ماده 41 قانون کار با همسوئی تشکلها و نهادهای دست ساز دولتی با کارفرمایان و دولت، آنچنانکه این قانون صراحت دارد، اجرا نشده است مادتین 96 و 111 قانون تامین اجتماعی نیز با همسوئی کانون بازنشستگان با سازمان تامین اجتماعی و دولت، آنچنانکه این مادتین صراحت دارند اجرائی نشده است و حاصل آن همین شرایط بسیار فلاکتباری است که امروز میلیونها کارگر شاغل و بازنشسته در سراسر کشور با آن دست به گریبانند.

گذشته از نکات فوق:

1- کانون بازنشستگان همچون دیگر نهادهای کارگری دست ساز دولتی در هر دوره ای نه تنها تسلیم رای و تصمیم دولتها بوده است بلکه در جنگ قدرت نیز برای حمایت از جناحهای حکومتی از هیچ کوششی دریغ نکرده است. نمونه اخیر چنین حرکتی از سوی کانون بازنشستگان و آقای علی اکبر خبازها و شرکایش را در جمع آوری طومار حمایتی از مرتضوی شاهد بودیم اما خوش خدمتی اینان برای مرتضوی و دیگر مقامات فراتر از این بوده است بطوریکه کانونیها از هیچ تلاش و هزینه کردی برای رای آوردن همسر آقای مرتضوی در انتخابات شورای شهر تهران از دادن پیامک تا دادن شام دریغ نکردند.

2- اینان در راستای تحکیم حاکمیت مرتضوی بر سازمان تامین اجتماعی، پارسال بدروغ وعده افزایش 100 هزار تومان در ماه را علاوه بر افزایش سالیانه مستمری بازنشستگان طی مصاحبه هایی در بوق کردند و آقای خبازها برای رای گیری کانون بازنشستگان تهران در سالن نگین به جای پاسخ به عملکرد گذشته خود که مورد سوال حاضرین قرار گرفته بود، قول محقق شدن صد در صدی این افزایش را داد اما خود بیش از هر کس دیگری خوب میدانست که چنین وعده هایی برای تثبیت ریاست مرتضوی بر سازمان تامین اجتماعی است و لاغیر.

3- کانون بازنشستگان به ریاست خبازها و شرکا در برابر دزدی آشکار از افزایش مستمری بازنشستگان که هر ساله از طریق تاخیر چندین ماهه در پرداخت آن صورت گرفته است نه تنها هیچ اعتراضی را سازمان نداده اند بلکه در جا انداختن این روند و دعوت بازنشستگان به تمکین در برابر این وضعیت نقش بسیار مهمی داشته اند

4- در سال 1389 و بدنبال افزایش بسیار ناچیز سالیانه مستمری بگیران به میزان 6 درصد، نه تنها کانون بازنشستگان علیرغم خواست اعضایش برای اعتراض به این وضعیت، حرکتی را انجام نداد بلکه اعضایش را از طرح شکایت در دیوان عدالت اداری نیز منع کرد

5- تعداد بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی بیش از دو میلیون و سیصد هزار نفر “اصلی” است اما علیرغم اینکه کانون بازنشستگان از بین دو میلیون و سیصد هزار نفر مستمری بگیر، فقط چهارصد و سی هزار عضو دارد با اینحال 1 درصد از حق مسکن ماهیانه همه ی دو میلیون و سیصد هزار نفر بازنشسته در سطح کشور که اکثریت قریب به اتفاق آنان هیچ نفعی در کانون ندارند بطور خودکار کسر و به حساب کانون بازنشستگان واریز میشود. مبلغ حاصل از این کسر از حقوق بازنشستگان، گذشته از مبلغی است که سازمان تامین اجتماعی هر ساله جهت سفرهای زیارتی و همچنین دادن وام به بازنشسته ها بر اساس آمار دو میلیون و سیصد هزار نفری بازنشستگان در اختیار کانون قرار میدهد و هیچکس نیز از میزان این بودجه خبری ندارد. این بودجه های کلان از برکت وجود دو میلیون و سیصد هزار بازنشسته در شرایطی در اختیار کانون بازنشستگان قرار میگیرد که این کانون تمامی این بودجه را که متعلق به همه بازنشستگان در سراسر کشور است فقط هزینه چهار صد و سی هزار عضو خود(اگر کرده باشد) و در این میان بطور ویژه ای هزینه اعوان و انصار خود میکند.

6- اعتراض دائمی بازنشسته ها در جلسات کانون به عملکرد ضد کارگری خبازها و شرکاء طی سالهای گذشته کار را به جائی رساند که آنان مجبور شدند برای جلوگیری از این اعتراضات ابتدا جلسات هفتگی را به دو هفته یکبار و سپس به ماهی یکبار و اخیرا به 45 روز یکبار تقلیل دهند چرا که این قهرمانان پوشالی و ضد کارگری دیگر نمیتوانستند بازنشسته های معترض را ساکت و رام کنند. این به اصطلاح سندیکالیست ها همچنین از حضور زنان بازنشسته در جلسات مردانه ی کانون جلوگیری میکنند بطوریکه در موردی ، سلطانی این قهرمان پوشالی سندیکالیزم دولتی در مقابل اصرار شرکت یکی از زنان در جلسات مردان به وقیحانه ترین شکلی اقدام به فحاشی این خانم کرد.

7- در قوانین سازمان تامین اجتماعی قانونی به نام “قانون الزام” وجود دارد که تامین اجتماعی را مکلف میکند بیمه شده خود را تا آخرین مرحله درمان در هر سطحی حتی نیاز به اعزام به خارج از کشور به طور کاملا رایگان درمان کند. اما کانون بازنشستگان به جای اصرار بر اجرای این قانون، در همدستی با سازمان تامین اجتماعی بیمه تکمیلی را به میان کشید و به عنوان وکیل تمامی کارگران بازنشسته در سطح کشور و نه اعضای معدود خود، دست در دست مافیای دزدان سازمان تامین اجتماعی راسا اقدام به عقد قرارداد با بیمه تکمیلی نمود تا این اقدام غیر قانونی سازمان تامین اجتماعی، اقدامی مستقیم از سوی بازنشستگان برای بهبود شرایط درمانی شان تلقی شود. در قرارداد کانون بازنشستگان با بیمه دی مبلغ ده درصد از پول از حاصل از هر بیمه گذار به عنوان پورسانت متعلق به کانون بازنشستگان است. اینکه چه میزان از این پورسانت نجومی حاصل از مبلغ قرارداد دو میلیون و سیصد هزار بازنشسته در سطح کشور و پورسانتهای غیر رسمی معمول به جیب آقای خبازها و شرکاء رفته است روشن نیست اما با دستگیری آقای خبازها و سپس آزادیش به قید وثیقه در طی هفته های گذشته، وی به ناچار به استعفا از سمت اش در کانون عالی بازنشستگان شد و اگر دادگاه عادلانه ای برگزار شود به زودی اختلاسها و دزدیهای این قهرمان جنبش سندیکائی دست ساز و شرکایش روشن خواهد شد. گذشته از همه اینها در طول سالهای گذشته از آنجا که در نتیجه اقدام ضد انسانی و ضد کارگری کانون بازنشستگان بخش اعظمی از بازنشسته ها ندانسته و بی خبر از همه جا با کسر مبلغی از حقوق شان تحت پوشش بیمه تکمیلی قرار گرفته اند، به دلیل کم سوادی و کهولت سن و ندادن فیش حقوق از طرف شعب تامین اجتماعی متوجه نشده اند که بیمه تکمیلی هستند و به همین دلیل با عدم استفاده این دسته از بازنشستگان از بیمه تکمیلی سودهای کلانی به جیب بیمه دی سرازیر شده است.

8- در طی نزدیک به بیست سالی که از تاریخ تاسیس کانون بازنشستگان در خانه کارگر دولت جمهوری اسلامی میگذرد این کانون بزرگترین خدمتها را به دولتهای وقت برای ساکت نگه داشتن میلیونها بازنشسته انجام داده است، بطوریکه همه دولتها قادر شده اند سازمان تامین اجتماعی را به حیات خلوت خود تبدیل کنند و با سرمایه های آن هر کاری را که خود میخواهند انجام دهند تا جایی که امروز از هر گوشه ایی خبر اختلاس و تاراج و ورشکستگی صندوق سازمان تامین اجتماعی به گوش میرسد. بطوریکه در مناظره ای که روز جمعه 22 شهریور ماه در تلویزیون در مورد سازمان تامین اجتماعی برگزار شد تنها گوشه کوچکی از ابعاد غارت این صندوق در معرض افکار عمومی قرار گرفت.

*ماده‌ 96: سازمان‌ مكلف‌ است‌ ميزان‌ كليه‌ مستمريهاي‌ بازنشستگي‌،از كارافتادگي‌ كلي‌ و مجموع‌ مستمري‌ بازماندگان‌ را در فواصل‌ زماني‌ كه‌ حداكثر از سالي‌ يكبار كمتر نباشد باتوجه‌ به‌ افزايش‌هزينه‌ زندگي‌ با تصويب‌ هيأت‌ وزيران‌ به‌ همان‌ نسبت‌ افزايش دهد.

**ماده‌ 111: مستمري‌ از كارافتادگي‌ كلي‌ و مستمري‌ بازنشستگي‌و مجموع‌ مستمري‌ بازماندگان‌ در هر حال‌ نبايد از حداقل‌ مزدكارگر عادي‌ كمتر باشد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.