رشد صعودی طلاق در یک نگاه
چکیده :در سالهای اخیر رشد طلاق در نقاط روستایی این استانها بهجز ایلام رشد چشمگیری داشته است. این وضعیت نسبت به کل کشور وضعیت غیرعادی و متفاوتی را نمایان میسازد. توجه محققان و پژوهشگران به چنین پدیدهای میتواند ما را با ابعاد دیگری از روند رشد طلاق در کشور و در غرب ایران آشنا سازد. همچنین آمارهای موجود نشان میدهد متغیر مذهب یا تفاوت استانی تأثیر مستقیم بر آمار طلاق بر جای نمی گذارد، براي نمونه در مهاباد و بوکان سنیمذهب (اهل سنت و جماعت) آمار طلاق بالاست، اما در شهرستان همسایه یعنی پیرانشهر یا سردشت این آمار پایین است. در بیجار شیعهمذهب آمارها پایین و کرمانشاه با اکثریت شیعه بسیار بالاست. دوری یا نزدیکی به مرز یا درجه توسعهیافتگی نیز در این آمارها تأثیر چندانی ندارد. ...
احسان هوشمند
نگاهی به روند رشد طلاق در کشور، بویژه درچهار استان کُردنشین غرب کشور
مقدمه
دیرپایی نهاد خانواده و نقش بیبدیل آن در حیات اجتماعی و تحکیم مناسبات و همبستگی اجتماعی و همهجایی و همهزمانی این نهاد، با اشکال متنوع آن و نیز خصيصه ذاتی این نهاد یعنی جمعی زیستن افراد خانواده و نیز نقش قابل توجه آن در جامعهپذیری نسلهای آتی، از دلایلی است که جامعهشناسان زیادی را علاقهمند به بررسی این نهاد کرده است. به همین دلیل در جامعهشناسی، حوزهای با نام جامعهشناسی خانواده اهمیت قابل ملاحظهای یافته است. در ایران نیز توجه به جامعهشناسی خانواده در حال گسترش است و در دانشگاهها و مراکز علمی کشور روز به روز دامنه تحقیقات مربوط به این حوزه در حال افزایش است و آثار درخوری نیز تاکنون تألیف یا ترجمه و منتشر شده است.(1) جامعهشناسی برای مطالعه و پژوهش، نیازمند استفاده از دستاوردها وروشهای رشتههای دیگری از جمله جمعیتشناسی است تا تحولات ساختاری خانواده را از خلال دادههای مربوط به رخدادهای حیاتی چهارگانه مرتبط با خانواده و روند تغییرات آن یعنی تولد، فوت، ازدواج و طلاق و همچنین سایر دادههای جمعیتی همچون ُبعد خانوار، رشد جمعیت و… شناسایی کند. در ایران کسب اطلاع درباره وضعیت ازدواج و طلاق و آمارهای مربوطه را میتوان از دو منبع کسب کرد: یکی همچون بسیاری از دیگر کشورها سرشماریهای عمومی کشور است که تا این اواخر هر 10 سال یکبار و در سال 90 پس از پنج سال صورت گرفت.(2) منبع با اهمیت دیگر که در سالهای اخیر با گشادهدستی اقدام به انتشار عمومی دادهها و آمارهای سالیانه در قالب سالنامههای آماری کرده است، برخلاف سایر سازمانهای دیگر که در ارائه آمارهای خود تنگنظرانه برخورد میکنند، سازمان ثبت احوال کشور است که با انتشار سالنامه آماری کشور نقش با اهمیت و مسئولانه خود را در ارائه آمارهای حیاتی چهارگانه ایفا میکند.(3)
در خصوص خانواده موضوعهای متنوعی مورد توجه جامعهشناسان قرار گرفته و میگیرد. یکی از موضوعهای مهم و مورد توجه پژوهشگران در حوزه جامعهشناسی خانواده، ازدواج و نیز مسئلهای به نام طلاق است که نهاد خانواده را مورد تهدید قرار میدهد. ازدواج آغاز شکلگیری ساختار جدید از روابط نهادمند شده و طلاق فرایند فروپاشی این ساختار است. افزایش یا کاهش و تثبیت نرخ ازدواج و طلاق محصول زمینهها و علل و عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی متنوعی است که در جامعهشناسی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. اما این نکته قابل ملاحظه است که در دهههای اخیر، نرخ طلاق در ایران روندی رو به تزاید را طی کرده و رشد قابل توجهی داشته و در همان حال نرخ ازدواج کاهش ملموسی داشته است. در خصوص طلاق و علتهای رشد آن نیز تحقیقات و پژوهشهای متعددی در کشور به انجام و ثبت رسیده است.(4)
انتشار آمارهای تازه توسط سازمان ثبت احوال کشور در خصوص وقایع حیاتی چهار گانه یعنی نرخ تولد، مرگ، ازدواج و طلاق(5) در کشور در سال 1390 نشان میدهد در این سال نرخ ازدواج کاهش و نرخ طلاق افزایش داشته است. در مقاله حاضر با بررسی دادههای منتشر شده در سالنامه سال 1390 و 1389 سازمان ثبت احوال و نیز دادههای سالنامههای استانی این سازمان و سرشماری 1390 و همچنین سالنامه آماری کشور و چهار استان کردنشین که توسط مرکز آمار ایران و استانداریها منتشر شده است و نیز سایر منابع، در خصوص ویژگیهای جمعیتشناختی ازدواج و طلاق در کل کشور و استانهای مورد بحث که جمعیت قابل ملاحظهای از مردم ساکن در آنها خود را کُرد مینامند،(6) ابعاد جمعیتی ازدواج و طلاق و روند آن مورد توجه قرار گرفته است. دادهها وآمارهای متنوع و متعدد مندرج در این مقاله میتواند ابعاد جامعهشناختی و جمعیتشناختی موضوع این بحث یعنی ازدواج و طلاق را مکشوف سازد و در سایر مطالعات و پژوهشهای دیگر پژوهشگرانِ حوزه خانوادهشناسی ایرانی مورد استفاده قرار گیرد. در مقاله حاضر با پرهیز از کاربرد فرمولهای پیچیده جمعیتشناسی و آماری برای توصیف یا تحلیل اطلاعات موجود، تلاش شده است تا با استفاده از شاخصههای آماری ساده و قابل فهم و در نهایت آمارهای توصیفی برای خوانندگان محترم به تحلیل و بررسی موضوع پژوهش پرداخته شود.
ازدواج و طلاق درکل کشور و در چهار استان این بررسی
استانهای آذربا یجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام چهار استان غربی کشور با مساحتی در حدود 111679 کیلومتر مربع حدود 9/6 درصد از مساحت خاکی کشور را تشکیل میدهند. این چهار استان شامل 49 شهرستان، 117 بخش، 118 شهر و 322 دهستان است. طبق نتایج سرشماری سال 1390 حدود 7077047 نفر در این چهار استان ساکن هستند(7) که با احتساب جمعیت 75149669 نفری کشور در سال 1390 حدود 4/9 درصد از جمعیت کشور را شامل میشود.(8) در این سال از کل جمعیت کشور حدود10/4 درصد در استان آذربایجان غربی، 4/7 درصد در استان ایلام، 99/1 درصد در استان کردستان و 59/2 درصد در استان کرمانشاه ساکن بودهاند. درصد تراکم نسبی جمعیت در کل کشور 46 نفر در هر کیلومتر است. در استان ایلام این نرخ کمتر از معدل کشوری و 28 نفر در هر کیلومتر مربع و در استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی این رقم به ترتیب 51 نفر، 78 نفر و 82 نفر ساکن در هر کیلومتر مربع است.
از سال 1385 تا 1390متوسط رشد سالانه جمعیت کشور29/1 درصد ثبت شده است. برای استانهای آذربایجان غربی، ایلام، کردستان و کرمانشاه این رقم به ترتیب 40/1، 43/0، 73/0 و 69/0 درصد است. رشد جمعیت در آذربایجان غربی بالاتر از معدل کشوری و در استانهای دیگر این بررسی کمتر از معدل کشوری است. در استانهای چهارگانه مورد بررسی شهرنشینی همچون سایر نقاط کشور رشد چشمگیری داشته است. البته درصد شهرنشینی در هر چهار استان از معدل کشوری کمتر است. در سال 1390 حدود 4/71 درصد جمعیت کشور شهرنشین بوده است. درسال 1390 جمعیت شهرنشین در استان آذربایجان غربی 7/62 درصد، در استان ایلام 64 درصد، استان کردستان 66 درصد و در استان کرمانشاه 7/69 درصد بوده است. به سخن دیگر اگر چه نرخ شهرنشینی در چهار استان این بررسی کمتر از معدل شهرنشینی در کشور است، اما اکثریت جمعیت این چهار استان، شهرنشین هستند. متوسط رشد سالانه جمعیت شهرنشین کشوردر دوره پنج ساله 1385 تا 1390 حدود 14/2 درصد است. این نرخ برای آذربایجان غربی 30/2 درصد، برای ایلام 50/1درصد، کردستان 87/2 درصد و برای کرمانشاه 54/1 درصد بهدست آمده است. لازم به ذکر است نرخ رشد جمعیت روستایی در هر چهار استان مورد بررسی منفی است. بالاترین نرخ منفی رشد جمعیت روستایی این چهار استان نیز مربوط به استان کردستان است که77/2- است. نرخ رشد منفی جمعیت روستایی سه استان ایلام، کردستان و کرمانشاه از نرخ منفی کشوری بالاتر (منفیتر) است.
توزیع جمعیت در 4 استان آذربایجان غربی، ایلام، کردستان و کرمانشاه بر حسب گروههای عمده سنی در سال 1390 در جدول و نمودار شماره 1 آمده است.

علاوه بر این نسبت خانوارهای 1 نفره و 2 نفره در استانهای چهارگانه کمتر از معدل کشوری است. درحالیکه نسبت خانوارهای 5 نفره و بیشتر، از معدل کشوری بالاتر است(جدول شماره 2). این وضعیت معّرف تفاوت سبک زندگی، هرچند در ابعاد اندک، در استانهای این بررسی با معدل کشوری است.
بُعد خانوار در سال 1390 در کل کشور 5/3 نفر است، اما در استانهای مورد توجه مطالعه از معدل کشوری بالاتر و در آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه به 7/3 نفر و در ایلام به 1/4 نفر میرسد. هر چند روند موجود نشان میدهد شاهد کاهش تدریجی بُعد خانوار در استانهای این بررسی مانند سایر استانهای کشور هستیم.

به سخن دیگر خانوارهای ساکن در استانهای چهارگانه بزرگتر و پر جمعیتتر از معدل کشوری هستند. هر چند روند کاهش بُعد خانوار در این 4 استان نیز قابل مشاهده است. اگر بر این آمار یعنی بالاتر بودن بُعد خانوار در چهار استان این بررسی این واقعیت را نیز بیفزاییم که نرخ بیکاری در استانهای مورد بررسی رقم بالا و قابل ملاحظه است میتوان چنین نتیجه گرفت که بُعد بالاتر خانوار همراه با دست و پنجه نرمکردن با مسائل اقتصادی و تورم و بیکاری میتواند بر ساختار خانوادههای ساکن در این مناطق(همچون دیگر مناطق کشور) تأثیری منفی ایفا کند. بر اساس گزارشهای رسمی در سال 1389 در استان آذربایجان غربی 83000 نفر، استان ایلام 49000 نفر، استان کردستان 99000 نفر و در استان کرمانشاه 143000 نفر بیکار در جستوجوی کار، شناسایی شده است.(8)
جدول شماره 3ـ وقایع حیاتی در استانهای مورد بررسی در سال 1390

جدول شماره 3 براساس آمارهای مندرج در سالنامه 1390 سازمان ثبت احوال کشور(9) فراوانی وقایع حیاتی چهارگانه شامل ولادت، فوت، ازدواج و طلاق را در سالهای 1388 تا 1390 برای کل کشور و نیز فراوانی وقایع چهارگانه را برای سال 1390 در چهار استان مورد بررسی نمایش میدهد. در سه سال 1388 تا 1390 در کل کشور نرخ ولادت رشد حدود 49/2 درصدی را طی کرده است. نرخ فوت هم در این سه سال 8/6 درصد رشد داشته است؛ یعنی نرخ رشد فوت بیش از رشد موالید و زاد و ولد بوده است. نرخ ازدواج هم در سال 1390 نسبت به سال 1389 حدود 9/1 درصد کاهش داشته است. نرخ طلاق هم با افزایش سرسامآور در سال 1390 نسبت به سال 1388 حدود 6/13 درصد رشد را نمایش میدهد. استمرار این وضعیت حکایت از سیر جمعیتی کشور به سوی پیری و کهنسالی دارد. در سالیان گذشته ایران از نظر ساختار جمعیتی یکی از جوانترینها در جهان بود. ضمن آنکه گسترش طلاق و سست شدن پایههای خانواده یکی از نتایج استمرار این روند است.
نمودار شماره 2 ـ روند رشد طلاق در کشور از سال 1385 تا سال 1390

نمودار شماره 2 نشان میدهد روند رشد طلاق در کشور از سال 1385 تا سال 1390 روند شتابان و افزایش چشمگیری داشته است. افزایش شتابان نرخ طلاق در سالهای اخیر بویژه از سال 1385 تاکنون در کل کشور و در استانهای این بررسی بخصوص در استان کرمانشاه و استان کردستان و برخی شهرستانهای این استانها همچون کرمانشاه، سنندج، سقز، بوکان، قروه، جوانرود، پاوه، ارومیه و مهاباد چندان مورد توجه مسئولان، کارشناسان و فعالان حوزه عمومی نبوده است. استمرار این روند و افزایش طلاقها در کشور میتواند پیشزمینهای برای گسترش آسیبهای اجتماعی دیگری در کشور باشد. پیامدهای چنین وضعیتی در حوزههای مختلف اجتماعی تأثیر ساختاری زیادی بر جای خواهد گذاشت. گسترش خانوارهای تک سرپرست، فرزندان طلاق، فقر، آسیبهای روانی، فحشا و چند همسری و… از جمله پیامدهایی است که بیتوجهی به این مسئله اساسی میتواند جامعه را با بحرانهای زیادی روبهرو سازد. این سونامی طلاق با تمام پیامدهای آن است که جامعه ایران امروز را مخاطب قرار داده است.

با مقايسه آمار ازدواج ثبت شده در استانهاي مختلف كشور ميتوان شاهد اين امر بود كه استانهاي تهران، خراسان رضوي، خوزستان، فارس و اصفهان به ترتيب بيشترين تعداد ازدواج را در سال 1390 داشتهاند و استانهاي سمنان، ايلام، كهگيلويه و بويراحمد، خراسان جنوبي، بوشهر به ترتيب كمترين تعداد ازدواج ثبت شده را در سال 1390 در بين استانهاي كشور دارا بودهاند.(10)
جدول شماره 3 نشان میدهد نرخ طلاق در سال 1390 به رقم بیسابقه 3/16درصد در مقایسه با ازدواج در همان سال رسیده است. همین جدول نشان میدهد در سال 1390 نرخ طلاق برای استان آذبایجان غربی 635/12، ایلام 2/7، کردستان 4/15 و کرمانشاه 9/17 درصد است؛ به عبارتی نرخ طلاق در سه استان از چهار استان مورد بررسی یعنی در ایلام، آذربایجان غربی و کردستان کمتر از معدل کشوری و در استان کرمانشاه بالاتر از معدل کشوری است. استان کرمانشاه رتبه پنجم طلاق در سطح کشور را در سال 1390دارد. در سال 1390 استانهای البرز، تهران، مازنداران، گیلان، کرمانشاه و قم بالاترین نرخهای طلاق را در کشور تجربه کردهاند.
جدول شماره 4 ـ ثبت طلاق در کشور در سالهای 1386 تا 1390

جداول شماره 3 و 4 نشان میدهند در دوره چهار ساله یعنی از 1386 تا 1390 نرخ طلاق در کشور به صورت شتابانی رشد داشته است؛ یعنی نرخ طلاق در سال 1390 نسبت به سال 1386 حدود 43 درصد رشد را نشان میدهد. در استانهای مورد بررسی نیز نرخ طلاق روند رو به رشدی را نشان میدهد. این روند در هر 4 استان مورد بررسی دارای نرخ رشد همسانی نیستند و در ضمن در استان کرمانشاه این نرخ بالاتر از روند کشوری است. البته ذکر این توضیح ضروری است که نرخ طلاق در شهرستانهای یک استان لزوماً از منطق رشد در کل استان تبعیت نمیکند، یعنی ممکن است در شهرستانی از یک استان نرخ طلاق بالاتر یا پایینتر از میانگین استانی و سایر شهرستانهای آن استان باشد.
بر اساس آماری که در سالنامه آماری کشور در سال 1389(11) منتشر شده، نرخ رشد طلاق در کل کشور و در استانهای چهارگانه این بررسی در نقاط روستایی استان کمتر از نقاط شهری است.
جدول شماره5 ـ نرخ طلاق در نقاط شهری و روستایی استانهای چهارگانه در سال 1389

جدول شماره 5 نشان میدهد درسال 1389 درمناطق شهری کشور نرخ طلاق 74/18درصد است. نرخ طلاق در مناطق روستایی کشور در سال 1389 حدود 65/7 درصد است. نرخ طلاق در مناطق روستایی کشور از مناطق شهری پایینتر و حتی از نصف درصد طلاق در مناطق شهری کشور نیز کمتر است. این نرخ در مناطق شهری آذربایجان غربی 2/16درصد، ایلام 09/7درصد و در استانهای کردستان و کرمانشاه بالاتر از میانگین کشوری به ترتیب 3/20 درصد و 5/20 درصد است. نرخ طلاق در مناطق شهری کشور رشد نگران کنندهای دارد در همان حال این وضعیت در استانهای کردستان و کرمانشاه بسیار نگران کنندهتر است. در سال 1389در مناطق روستایی نرخ طلاق در استانهای آذربایجان غربی و ایلام کمتر از درصد کشوری یعنی 2/6درصد و 6/5 درصد است اما در استانهای کردستان و کرمانشاه نرخ طلاق در مناطق روستایی در مقایسه با معدل کشوری، بالاتر و 6/11درصد برای استان کردستان و 6/9درصد برای استان کرمانشاه ثبت شده است. البته باز تأکید میشود درهر استان نیز این آمارها میان شهرستانهای آن استان روند همسانی را به نمایش نمیگذارد.

برای اینکه نرخ رشد طلاق در دورههای گذشته با وضع فعلی و روند آن مقایسه شود جدول شماره 6 نسبت طلاق به ازدواج را از سال 1347 در کل کشور، مناطق شهری و مناطق روستایی تا سال 1385 نمایش میدهد(12) یعنی در برابر هر صد ازدواج چند طلاق ثبت شده است. روند موجود نشان میدهد نسبت طلاق به ازدواج در این سالها یعنی از 1347 تا 1385 در حال افزایش بوده است.
جدول شماره 6 ـ نسبت طلاق به ازدواج در کل کشور به تفکیک شهر و روستا از 1347 تا 1385

جدول شماره 6 نمایشگر روند رو به رشد طلاق در چهار دهه پیش است. در چهار دهه گذشته یعنی از سال 1347 تا سال 1385نرخ خالص طلاق در مناطق شهری بسیار بیشتر از حوزههای روستایی بوده و همچنین روند رشد طلاق در مناطق شهری نسبت به مناطق روستایی از سرعت رشد بیشتری برخوردار بوده است. هر چند در دوره 40 ساله اخیر هیچگاه نه نرخ خالص طلاق نه روند و شدت رشد طلاق از سالهای 1347 تا 1385 چه در کل کشور، چه در حوزههای شهری و چه در حوزههای روستایی با سالهای 1385تا 1390 قابل مقایسه نیست و در پنجسال منتهی به سال 1390 نرخ و شدت رشد طلاق وضعیت تازه، بیسابقه و نگرانکنندهای را نشان میدهد. تأثیرات منفی این وضعیت بر ساخت خانواده در ایران، ساختار اجتماعی، آسیبهای اجتماعی و همچنین چرایی تشدید آن خود ضرورت انجام پژوهشهای جامعهشناختی متعددی را در این خصوص نمایان میسازد.
در جدول شماره 7 نسبت ازدواج به طلاق در سالهای 1383 تا 1390 نمایش داده شده است؛ ملاحظه میشود که در برابر ثبت هر یک مورد طلاق چند ازدواج به ثبت رسیده است.


جدول شماره 7 نشان میدهد که نسبت ازدواج در برابر طلاق در دوره زمانی 1383 تا 1390 در کل کشور و در استانهای چهارگانه این بررسی در حال کاهش است. هر چند روند این کاهش میان استانهای چهارگانه یکسان نیست. در سال 1383 در برابر هر یک طلاق 8/9 ازدواج در کشور ثبت شده است، درحالیکه به تدریج و در دوره زمانی هفت ساله بعدی به 1/6 ازدواج کاهش یافته است؛ یعنی نسبت ازدواج به طلاق حدود یک سوم کاهش را نشان میدهد. در استانهای چهارگانه مورد بررسی نیز وضعیت کمابیش به همین شکل است؛ یعنی نسبت ازدواج به طلاق روندی کاهشی داشته است. حتی در استان ایلام که پایینترین نرخ طلاق در کشور بعد از سیستان و بلوچستان را داراست نیز این روند کاهشی است. برای استان آذربایجان غربی در سال 1383 نسبت ازدواج به طلاق 5/12 گزارش شده است. این نسبت در سال 1390 به 9/7 مورد رسیده است. یعنی هر چند این نسبت برای آذربایجان غربی بالاتر از معدل کشوری است اما روند آن کاهش شدیدتری را نسبت به معدل کشوری نشان میدهد. در استان ایلام هم از 7/28 مورد ازدواج نسبت به طلاق در سال 1383 در سال 1390 و با روندی شتابان این نسبت به 9/13 مورد کاهش یافته است. در استان کردستان نسبت ازدواج به طلاق در سال 1383 حدود 5/8 مورد بوده است یعنی در برابر هر طلاق، حدود 5/8 ازدواج ثبت شده است. اما در سال 1390 این عدد به 6/6 کاهش یافته است. در استان کرمانشاه نیز در سال 1383 در برابر هر طلاق 5/7 ازدواج ثبت شده است که در سال 1390 در برابر هر طلاق به 6/5 ازدواج ثبت رسیده است. وضعیت کرمانشاه در این خصوص از معدل کشوری نامناسبتر است.
جدول شماره 8 ـ نرخ خالص طلاق ثبت شده کشور و استانهای مورد بررسی

دادههای جدول شماره 8 نرخ خالص طلاق در سال 1385 تا سال 1390 در کل کشور و در چهار استان مورد توجه این مقاله را به تفکیک نشان میدهد. 94039 طلاق در کل کشور در سال 1385 به 142841 طلاق در سال 1390 بالغ شده است. نرخ طلاق در طی این دوره پنج ساله حدود 2/51 درصد رشد داشته است. درسال 1385 استان ایلام 229 طلاق ثبت شده است این نرخ به 537 طلاق در سال 1390 رسیده است یعنی در دوره پنج ساله طلاق در ایلام 134 درصد رشد داشته است.
جدول شماره 9 ـ فراوانی ازدواج و طلاق و درصد طلاق در شهرستانهای منتخب در استانهای چهارگانه در سال 1390(13)

درجدول شماره 9 نرخ مطلق ازدواج و طلاق در 18 شهرستان منتخب از استانهای مورد بررسی و همچنین درصد طلاق نمایش داده شده است. شهرستان کرمانشاه با رکورد 78/23درصد در صدر و دهگلان با 2/7درصد در پایینترین رتبه جدول تطبیقی 18 شهرستان از نظر درصد طلاق قرار میگیرند. جدول 9 نشان میدهد درصد طلاق به صورت یکسانی در میان شهرستانهای هر استان توزیع نشده است. مثلاً در استان کردستان شهرستان سنندج با 7/18درصد طلاق در بالاترین رتبه و دهگلان با2/7درصد در انتهای جدول قرار میگیرند. آمارهای جدول شماره 9 نشان میدهد در برخی از مناطق کردنشین این بررسی در سال 1390 آمار طلاق بسیار بالاتر از معدل کشوری است. شهرستانهای کرمانشاه، سنندج یا سقز و مهاباد، جوانرود و پاوه را از این نظر براي نمونه میتوان معرفی کرد. هر چند وضع شهرستان کرمانشاه از این نظر بسیار نگرانکننده است و آمار بالای طلاق در این شهرستان (بسیار بالاتر از معدل کشوری) به همراه آمار بیکاری گسترده و سایر مسائل این شهرستان و نیز گسترش برخی آسیبهای اجتماعی در این استان میتواند آژیر هشدار برای مسئولان و متولیان امر، برنامهریزان، روشنفکران، پژوهشگران، استادان دانشگاه، روزنامهنگاران و شهروندان این استان و کشور باشد.
جدول شماره 10 ـ فراوانی و درصد طلاق ثبت شده بر حسب طول مدت ازدواج در سال 1389

برخلاف تصورات رایج رخداد طلاق محدود به سالهای اول پس از ازدواج نیست و طلاق میتواند در هر دورهای از زندگی زناشویی روی دهد. آمارهای جدول شماره 10 نشان میدهد در سال 1390 و در کل کشور تنها حدود 14 درصد از طلاقها در12 ماه اول زندگی مشترک روی داده است، درحالیکه بیش از 15 درصد از طلاقها در پانزدهمین سال و بالاتر از زندگی مشترک روی داده است. 5/55 درصد از طلاقها در کل کشور در سال چهارم از زندگی مشترک یا بالاتر از آن به ثبت رسیده است. این وضعیت در استانهای چهارگانه این بررسی نیز با کمی تفاوت قابل مشاهده است. در استان آذربایجان غربی 5/19درصد، در استان ایلام 3/25 درصد، در استان کردستان06/23درصد و در استان کرمانشاه 9/20درصد از طلاقها در 12 ماه اوّل زندگی مشترک زوجین روی داده است. 67/12درصد طلاقهای کشور از 1 تا 2 سال پس از ازدواج روی داده است در استان آذربایجان غربی2/14درصد، در ایلام9/15درصد، در کردستان 5/15 درصد و در کرمانشاه 1/14درصد طلاقها در يك تا دو سالگی ازدواج اتفاق افتاده است. روند طلاق در سالهای اول زندگی در چهار استان این بررسی بالاتر از معدل کشوری است.
در استانهای آذربایجان غربی 48 درصد، ایلام40درصد، کردستان 41درصد و کرمانشاه46 درصد طلاقها در سال چهارم یا سالهای پس از تشکیل زندگی زناشویی روی داده است. وضعیت این چهار استان درخصوص طلاق در سال چهارم و بالاتر زندگی زناشویی نشان میدهد نرخ طلاق در این استانها در مقایسه با وضعیت کشوری آمار پایینتری داشته است. به سخنی دیگر هر چه سن ازدواج افزایش مییابد احتمال طلاق کاهش مییابد؛ اما این کاهش، روند خیلی متفاوتی از احتمال طلاق نسبت به سن پایین ازدواج نمایش نمیدهد. اما در کل آمارها نشان میدهد، دیگر گذشت چند سال از ازدواج و بچهداری شاخصی و عاملی برای کاهش طلاق محسوب نمیشود و روندهای اخیر حکایت از آن دارد طلاق دیگر در سالهای اول زندگی مشترک خلاصه نمیشود و در سالهای بعدی زندگی زناشویی و حتی با وجود داشتن یک یا چند فرزند، طلاق روند رو به رشدی را نشان میدهد. این روند در استانهای ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی اگر چه کمتر از میانگین کشوری است اما روند رو به رشدی را نشان میدهد.
جدول شماره 11 ـ ثبت ازدواج و طلاق برحسب اختلاف سن مرد و زن در استان کردستان در سال 1390

جدول شماره 11 و 12 از دو جهت اطلاعات مهمی را دارد. از سویی اختلاف سن زن و مرد در ازدواج و از دیگر سو اختلاف سن مرد و زن در دوران طلاق را در استانهای کردستان و کرمانشاه نشان میدهد. جدول 11 نشان میدهد که در سال ابتدایی زندگی مشترک در استان کردستان2/12 درصد از ازدواج کردهها اختلاف سنی با یکدیگر نداشته و به زبان ساده همسن بودهاند. اما در دوران طلاق در استان کردستان 4/10درصد از خانوادههای طلاق زوجین هم سن بودهاند. در میان گروههای سنی کمترین میزان طلاق مربوط به زوجینی است که مرد یکسال از همسر خویش بزرگتر است. از نظر درصد طلاق بر اساس شاخص تفاوت سنی احتمال طلاق در میان زن وشوهرانی که تفاوت سنی بالایی دارند بسیار بیشتر است. چه زن خیلی بزرگتر از مرد باشد یا اینکه مرد و شوهر از همسر و زن خود بزرگتر باشد احتمال طلاق بسیار بیشتر است. آمارهای جدول نشان میدهد هر چه اختلاف سنی زوجین بیشتر میشود و به سوی اختلاف بیشتر از 5 سال میل میکند میزان طلاق هم افزایش مییابد ضمن اینکه در میان زوجینی که زنان خیلی از شوهران خود بزرگترند، یعنی زنانی که بیش از پنجسال از شوهران خود بزرگترند درصد طلاق به شدت افزایش یافته است؛ به عنوان نمونه برای گروه سنی زنان بزرگتر از10 تا 15 سال یا 16 سال و بیشتر از شوهران خود نرخ طلاق به ترتیب 35 و 44درصد بهدست آمده است.
جدول شماره 12 ـ ثبت ازدواج وطلاق بر حسب اختلاف سن مرد و زن در استان کرمانشاه(14) در سال 1390

در استان کرمانشاه نیز کمترین درصد طلاق مربوط به زنان و شوهرانی است که اختلاف سنی زیادی با یکدیگر ندارند و زنان و شوهرانی که اختلاف سنی زیادی (بالای پنجسال) با یکدیگر دارند، امکان طلاق در میانشان به شدّت افزایش مییابد. البته این احتمال برای خانوادههایی که سن زن از شوهر بیشتر از پنج سال است خیلی بیشتر میشود، بهطوریکه در میان زنان بزرگتر از شوهر که تفاوت سنی 16سال و بالاتر از شوهران خود دارند نرخ طلاق 2/37 درصد است.
روند ازدواج دختران زیر ده سال در کشور روندی نامتقارن است، یعنی در سال 1388 حدود 449 نفر دختر زیر ده سال ازدواج ثبتی داشتهاند. این رقم با افزایشی چشمگیر در سال 1388 به رقم 716 نفر رسیده است، یعنی در یک سال افزایشی بیش از 50 درصد. در سال 1390 این رقم با کاهش چشمگیری روبهرو شده است و به عدد 220 دختر زیر 10 سال ازدواج کرده در کشور میرسد. سهم چهار استان غربی یعنی ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی از این رقم به 20 دختر زیر ده سال در سال 1390 میرسدکه در کرمانشاه صفر، کردستان يك نفر، ایلام شش و آذربایجان غربی 13 نفر بودهاند. 13 دختری که در سن زیر 10 سال در آذربایجان غربی ازدواج کردهاند 10 نفر از ارومیه، يك نفر پیرانشهر، يك نفر سردشت و يك نفر از سلماسی است. حدود 9 درصد از ازدواجهای دختران زیر 10 سال کشور در این استانها و به عبارت دقیقتر حدود9/5 درصد از ازدواج دختران زیر 10 سال کشور در آذربایجان غربی ثبت شده است. جدول شماره 13 این نرخ را درسال 1390 را به صورت توزیع درصدی در چهار استان مورد بررسی نمایش میدهد.
جدول شماره 13 ـ درصد ازدواجهای ثبت شده برحسب سن زنان در استانهای چهارگانه این پژوهش

برای ازدواج دختران بین 10 تا 14 سال این آمار بالاتر است و بر نگرانیها میافزاید، یعنی در سال 1390 بیش از 39609 دختر بین 10 تا 14 ساله ایرانی ازدواج ثبتی داشتهاند. در سال 1389 این رقم حدود 42741 مورد و در سال 1388 حدود 40160 مورد بوده است. 3104 مورد از ازدواج دختران 10 تا 15 ساله کشور در 4 استان این بررسی ثبت شده است؛ یعنی حدود 84/7درصد ازدواجهای ثبتی دختران 10 تا 14 ساله کشور. هر چند نرخ ازدواج دختران10 تا 14 ساله هر چهار استان این بررسی از میانگین کشوری پایینتر است، اما نباید از پیامدهای انسانی و اجتماعی نرخ بالای ازدواج دختران 10 تا 14 ساله در کشور و در این چهار استان غافل بود. استان آذربایجان غربی از نظر درصد ازدواج دختران 10 تا 14 ساله نسبت به کل آمار ازدواج زنان استان به میانگین کشوری نزدیکتر است.
جدول شماره 14 ـ تعداد ازدواج ثبت شده(15) برحسب سن مرد(زوج) در زمان ازدواج 1390

جدول شماره 14 نشانگرتوزیع سنی مردان در هنگام ازدواج درکل کشور و استانهای آذربایجان غربی، ایلام، کردستان و کرمانشاه است. در کشور حدود 5/5 درصد از مردان که ازدواجشان ثبت شده است در گروه سنی 19 سال یا کمتر از آن قرار گرفتهاند. در آذربایجان غربی 8/6درصد، ایلام 9/2درصد، کردستان 7/3درصد و در سال 1390 در کرمانشاه 2/3درصد از مردان ازدواج کرده 19 ساله یا کمتر بودهاند.
بالاترین درصد سنی مردان در زمان ازدواج برای کل کشور مربوط به گروه سنی 20 تا 24 ساله و سپس گروه سنی 25 تا 29 ساله است. در استان آذربایجان غربی نیز وضع همچون معدل کشوری است البته از نظر درصدی مردان بیشتری در گروه سنی 20 تا 24 سالگی ازدواج کردهاند. در استان ایلام رتبه نخست با گروه سنی 25 تا 29 سالگی است. در استان کردستان با گروه سنی 20 تا 24 سالهها و در کرمانشاه، مردان در گروه سنی 25 تا 29 ساله رتبه نخست را درمیزان ازدواج کسب کردهاند.
از نظر توزیع سنی، زن وشوهر (زوجین) در زمان ازدواج در کل کشور آمارها سلیقه سنی مرد و زن ایرانی برای ازدواج را نمایان میسازد. براساس آمارهای موجود از حدود 874792 ازدواج ثبتی کشور دامنه سنی ازدواج مردان و زنان بهصورت زیر پراکنده شده است. 3/18 درصد ازدواجهای ثبتی کشور میان مردان20 تا 24 سال با زنان 15 تا 19 ساله ثبت شده است. ازدواج گروه سنی مردان 25 تا 29 ساله با زنان 20 تا 24 ساله در رتبه دوم با 5/15درصد ازدواج ثبتی است. ازدواج مردان 20 تا 24 ساله با زنان 20 تا 24 ساله با 6/14 درصد از کل ازدواجهای ثبتی کشور در رتبه سوم سلیقههای گروه سنی ازدواج قرار میگیرد. این روند در استانهای مورد بررسی نیز کم و بیش شبیه معدل کشوری است. 4/19درصد از کل 38591 ازدواج ثبتی در سال 1390 استان آذربایجان غربی برای مردان 20 تا 24 سال با زنان 15 تا 19 ساله صورت پذیرفته است. ازدواج مردان 20 تا 24ساله با زنان 20 تا 24ساله با 06/16درصد ازدواج ثبتی در رتبه بعدی استان آذربایجان غربی قرار میگیرند. 4/13درصد ازدواجها هم در این استان میان مردان 25 تا 29 ساله با زنان 20 تا 24 ساله ثبت شده است. ازدواج مردان 25 تا 29 ساله با زنان 15 تا 19 ساله نیز با 2/9درصد در رتبه چهارم ازدواجهای ثبتی استان قرار میگیرد.
در استان ایلام 47/18درصد ازدواجها میان مردان گروه سنی 25 تا 29 ساله با زنان 20 تا 24 ساله ثبت شده است. ازدواج مردان 20 تا 24 ساله با زنان همین گروه سنی با 7/13درصد در رتبه بعدی قرار دارد. 77/11 درصد ازدواجها میان مردان گروه سنی 25 تا 29 ساله با زنان همین گروه سنی و 18/11 درصد ازدواجها میان زنان 15 تا 19 ساله و مردان 20 تا 24 ساله ثبت شده است.
در استان کردستان نیزاز 21526 ازدواج ثبت شده در ثبت احوال در سال 1390، حدود 2/19درصد ازدواجها میان مردان گروه سنی 20 تا 24 ساله با زنان 15 تا 19ساله و 1/16درصد ازدواجها میان زنان و مردان گروه سنی 20 تا 24 ساله بوده است. 4/15درصد ازدواجها میان مردان گروه سنی 25 تا 29 ساله با زنان 20 تا 24 ساله و 5/10درصد از ازدواجهای این استان میان مردان 25 تا 29 ساله با زنان 15 تا 19 ساله ثبت شده است.
در استان کرمانشاه از 24663 ازدواج ثبت شده 04/16 درصد میان مردان گروه سنی 25 تا 29 ساله با زنان 20 تا 24 ساله صورت گرفته است. 9/14درصد ازدواجهای این استان در سال 1390 هم میان مردان 20 تا 24 ساله با زنان 15 تا 19 ساله و 9/13درصد میان مردان وزنان گروه سنی 20 تا 24 ساله ثبت شده است. علاوه بر این که 4/10درصد ازدواجهای استان کرمانشاه میان مردان 25 تا 29 ساله با زنان 15 تا 19ساله بوده است.
در سال 1390 از کل 874792 ازدواج ثبت شده در کل کشور، 4/73 درصد از مردان دارای سنی بزرگتر از زنانشان بودهاند. 4/12درصد زنان و مردان همسن و در 94728 مورد زنان از شوهرانشان بزرگتر بودهاند؛ یعنی در8/10درصد ازدواجها زنان از همسرانشان بزرگتر بودهاند. در استان آذربایجان غربی از کل 28639 مورد ازدواج ثبت شده 2/74درصد مردان از زنان بزرگتر، 4/12درصد زنان و مردان همسن و در 5183 مورد از زدواجهای ثبتی یعنی در 4/13درصد زنان از شوهرانشان بزرگترند. در استان ایلام هم از کل 7459 ازدواج ثبت شده 4/76 درصد شوهران از همسران بزرگتر، 13 درصد زن و مرد همسن و در 6/10درصد زنان از شوهرانشان بزرگتر هستند.
از کل ازدواجهای ثبت شده استان کردستان در سال 1390 یعنی از 21526 ازدواج در 16422 مورد، یعنی در 3/76درصد ازدواجها، مردان از نظر سنی از زنان بزرگتر و 12درصد همسن و در 5/11درصد نیز از زنان کوچکتر بودهاند. رقم 5/11درصد، یعنی 2481 مرد در استان کردستان هنگام ازدواج از زنانشان کوچکتر بودهاند. در استان کرمانشاه از 18760 ازدواج ثبتی سال 1390 در 76درصد ازدواجها مردان از زنانشان بزرگتر و در 98/11 درصد همسن زنان و در 9/11درصد یعنی در 2946 مورد ازدواجها مردان کم سن و سالتر از زنان خود بودهاند. رقم حدود11درصد مردانی که در وقت ازدواج از زنانشان کوچکترند نشان از تغییری در الگوهای ازدواج در میان خانوادههای ایرانی و چهار استان این بررسی است.
جدول شماره 15ـ فراواني و درصد ازدواجهاي ثبت شده به تفكيك محل جغرافيايي، شهرستان و اداره در استان کرمانشاه در سال 1390

از نظرسنی متغیر دیگری هم قابل تأمل است. بالاترین میزان طلاق برای مردان در سال 1390 در چه سنی روی داده است؟ از 142841 مورد طلاق کشور 38673 مورد یعنی 27 درصد (بالاترین نرخ) مربوط به مردان 25 تا 29 ساله است. اگر چه در استانهای چهارگانه این بررسی نیز بالاترین نرخ طلاق مردان مربوط به گروه سنی 25 تا 29 ساله است اما در استانهای بررسی این نرخ از معدل کشوری بالاتر است، یعنی برای مردان در استان آذربایجان غربی 57/28درصد، ایلام 4/32درصد، کردستان 34درصد و در کرمانشاه7/30درصد طلاقها در گروه سنی 25 تا 29 ساله رخ داده است.
این نسبت برای زنان در استانهای مورد بررسی به این ترتیب است: از کل 142841طلاق کشور 8/24درصد یعنی 35539 مورد مربوط به زنان گروه سنی 25 تا 29 ساله است. بالاترین نرخ طلاق برای زنان آذربایجان غربی که طلاق آنها ثبت شده است مربوط به گروه سنی 20 تا 24ساله با 7/26درصد است. در ایلام 8/29درصد طلاق مربوط به زنان گروه سنی 25 تا 29 ساله است و در استان کردستان 29درصد طلاقها مربوط به زنان گروه سنی 20 تا 24 ساله و در کرمانشاه 2/26درصد طلاق مربوط به گروه سنی زنان 25 تا 29 ساله است.
در سال 1390 توزیع سنی زنان ومردان (زوجین)در زمان طلاق نشان میدهد از 142841 طلاق، 26/11 درصد طلاقها مربوط به مردان در گروه سنی 25 تا 29 ساله و زنان گروه سنی 20 تا 24ساله است. رتبه دوم طلاق نیز مربوط به گروه سنی 30 تا 34 سال مردان با زنان گروه سنی 25 تا 29 ساله با 73/9درصد طلاقهای ثبت شده است. 7/8درصد طلاقها نیز به گروه سنی 25 تا 29 ساله هم برای زنان و هم برای مردان است.
در استان آذربایجان غربی توزیع سنی زنان و مردان(زوجین) در زمان طلاق نشان میدهد 9/11درصد طلاقها مربوط به مردان 25 تا 29 ساله با زنان گروه سنی 20 تا 24 ساله است.
جدول شماره 16ـ ازدواج و طلاق ثبت شده به تفكيك شهرستان در استان آذربایجان غربی(16) سال 1390

7/8 درصد طلاقهای مردان 30 تا 34 ساله با زنان 25 تا 29 ساله و 3/8 درصد به مردان و زنان گروه سنی 25 تا 29 ساله مربوط است.
در استان ایلام بالاترین نرخ طلاق مربوط به مردان گروه سنی 25 تا 29 ساله با زنان 20 تا 24 ساله با 9/11 درصد است. 6/10درصد از طلاقها هم به مردان و زنان گروه سنی 25 تا 29 ساله مربوط است و 1/10درصد طلاقها نیز به مردان گروه سنی 30 تا 34 با زنان گروه سنی 25 تا 29 ساله باز میگردد.
در استان کردستان توزیع سنی زوجین در زمان طلاق نشان میدهد 06/14درصد طلاقها مربوط به مردان گروه سنی 25 تا 29ساله با زنان 20 تا 24 ساله، 9درصد مردان و زنان گروه سنی 25 تا 29 ساله و3/8درصد نیز به مردان گروه سنی 25 تا 29 ساله با زنان گروه سنی 15 تا 19 ساله است.
در استان کرمانشاه هم توزیع سنی مردان و زنان در زمان طلاق نشان میدهد 06/12درصد طلاقها مربوط به مردان گروه سنی 25 تا 29 سال با زنان20 تا 24 ساله ، 96/9درصد مردان و زنان 25 تا 29 ساله و 8/8درصد نیز مردان 30 تا 34 ساله با زنان 25 تا 29 ساله است.
جدول شماره 17 ـ فراواني و درصد طلاقهاي ثبت شده به تفكيك محل جغرافيايي، شهرستان و اداره در استان کرمانشاه در سال 1390

نمودار شماره 11 ـ طلاق ثبت شده به تفکیک محل جغرافیايی ثبت در سال 1390 در استان کرمانشاه
در سال 1390 از مجموع 874792 ازدواج ثبت شده در کل کشور 92239 ازدواج در استانهای چهارگانه این تحقیق یعنی آذربایجان غربی، ایلام، کردستان و کرمانشاه ثبت شده است؛ یعنی حدود 5/10درصد از ازدواجهای کشور. در استان آذربایجان غربی 4/4درصد، ایلام 85/درصد، کردستان 5/2درصد و کرمانشاه 8/2درصد از ازدواجهای کشور بوده است.
از مجموع 142841 طلاق ثبتی کشور 13101 مورد در 4 استان این بررسی ثبت شده است؛ یعنی حدود 1/9 درصد از طلاقهای کشور. 4/3درصد طلاقهای کشور در استان آذربایجان غربی، 38/0درصد طلاقها در ایلام، 2/2درصد در استان کردستان و 09/3درصد در استان کرمانشاه بوده است.
افزایش بیسابقه نرخ طلاق در برخی از حوزههای روستایی چهار استان این بررسی میتواند بر ابعاد نگرانیها بیفزاید. روستاها به علت روابط رو در روی روستاییان و کمی جمعیت وساختار فرهنگی و مذهبی و نیز همبستگی اجتماعی نسبتاً بالا معمولاً کمترین آمار طلاق را در مقایسه با شهرها دارند. اما اطلاعات موجود نشان میدهد در برخی از حوزههای روستایی طلاق رشد بسیار زیادی را تجربه کرده و حتی در حوزه روستایی شهرستان ثلاث باباجانی در غرب استان کرمانشاه با 31درصد (45 طلاق در سال 90 در مناطق روستایی این استان در برابر145 ازدواج) آماری کمنظیر در سطح کشور را به نمایش گذارده است. این آمار حتی در بدترین وضعیت شهرهای کشور قابل رقابت نیست. آمارها حاکی از آن است که طلاق در حوزههای روستایی شاهین دژ، مهاباد، بوکان، ارومیه و نقده در آذربایجان غربی؛کامیاران، سروآباد، قروه، دیواندره، سنندج و مریوان در استان کردستان و در استان کرمانشاه در حوزههای روستایی ثلاث باباجانی، پاوه، کنگاور، جوانرود، روانسر و شهرستان کرمانشاه رشد شدیدی داشته است.
در مناطق روستایی استان آذربایجان غربی آمارها نشان میدهد شاخص طلاق در سال 1390 به 7/7درصد رسیده است. بالاترین درصد طلاق در مناطق روستایی استان مربوط به شاهین دژ با 7/11درصد است. مناطق روستایی 3/11درصد در رتبه بعدی، روستاهای نقده با 04/11درصد در جایگاه بعدی، حوزههای روستایی بوکان با 76/10درصد، روستاهای ارومیه با 2/10درصد، اشنویه با 3/8 درصد و میاندوآب با 2/8درصد در جایگاه بعدی قرار میگیرند. سردشت و پیرانشهر هم با 8/6درصد و 4/5درصد آمار نسبتاً متعادلی در این خصوص داشتهاند.
در استان کردستان بالاترین درصد طلاق در مناطق روستایی را کامیاران با 5/ 18 درصد و سروآباد با 8/14درصد به خود اختصاص داده و روستاهای قروه با 5/13درصد، دیواندره با 5/11درصد، سنندج با 13/11درصد و مریوان با 5/10درصد در رتبههای بعدی قرار داشتهاند. این درصد برای روستاهای بیجار 5/8درصد ودهگلان 2/7درصد ثبت شده است. شهرستان بانه با 8/4درصد طلاق در حوزههای روستایی در وضعیت بسیار مناسبتری نسبت به سایر شهرستانهای استان به سر میبرد.
در مناطق روستایی استان کرمانشاه مجموعاً با 4/10درصد طلاق در مجموع و همچون کل آمار طلاق استان وضعیت چندان مطلوبی را نشان نمیدهد. مناطق روستایی ثلاث باباجانی با 31درصد طلاق یکی از بالاترین درصدهای طلاق در سطح کشور و حتی منطقه را داشته است. مناطق روستایی پاوه با 92/15 درصد کنگاور با 8/15درصد، جوانرود با 8/13 درصد، روانسر با 3/13درصد و کرمانشاه با 1/12درصد در رتبههای بعدی قرار میگیرند.
رشد شتابان طلاق در مناطق روستایی کشور و در استانهای آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه نشانگر تغییرات تازهای در روابط اجتماعی در سنتیترین بخشهای فرهنگی و اجتماعی ایران یعنی روستاهاست. باوجود اهمیت این موضوع شوربختانه تاکنون به صورت مستقل کمتر پژوهش و اثری را میتوان یافت که در پی شناسایی ابعاد و زمینههای بروز و تشدید این پدیده و علل و عوامل و ابعاد طلاق در مناطق روستایی کشور باشد. بالابودن نرخ طلاق در برخی حوزههای روستایی و حتی پیشیگرفتن آن از آمار طلاق در مناطق شهری موضوعی درخور مطالعه از زوایای گوناگونی است که کمتوجهی بدان میتواند در آینده مشکلات بیشتری را بر جامعه ایران تحمیل كند.
جمعبندی و نگاهی انتقادی به روندها و کارهای ناکرده
خانواده در جهان امروز و دیروز یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است که با عمیقترین تأثیرات در حوزههای زندگی اجتماعی و فردی و نیز بازسازی اجتماعی و شکلبندی ساخت اجتماع نقش بیهمتایی را در جهان اجتماعی و هستی اجتماعی شهروندان ایفا میکند. هویتسازی جمعی یکی از کارکردهای این نهاد اجتماعی است که در کنار سایر نهادهای اجتماعی از این طریق در تداوم حیات اجتماعی نقش با اهمیتی را دارد. از این نظر باید تحولات نهاد با اهمیت خانواده به صورت جدی و چند جانبه مورد توجه جامعه علمی و دانشگاهی، برنامهریزان و متولیان امر قرار گیرد. همچنین در ایران به واسطه دیرینگی فرهنگ باستانی و تاریخی و توصیههای آیینی خانواده جایگاه ارجمندی در فرهنگ ایرانی و بخصوص در فرهنگ مردم کُرد دارد. در متون دینی و آیینی زرتشتی همواره بر اهمیت خانواده و روابط خانوادگی تأکید شده و پس از آن نیز خانواده در میان مسلمانان ایرانی بهدلیل تأکیدات صریح دینی دارای ارج و منزلت بالایی بوده و هست. با توجه به این ظرفیت و توانایی فرهنگی با در نظر گرفتن و بهرهگیری از این بنیانهای فرهنگی و آیینی در مواجهه با مسائل مرتبط با خانواده و از جمله طلاق میتوان به یافتن راه کارهای بومی و ملی برای کاهش مسائل مبتلابه امیدوار بود.
در سالهای اخیر نهاد با اهمیت خانواده در ایران با مسائل و آسیبهای متعددی روبهرو است. یکی از این آسیبها را باید در الگوهای ازدواج و طلاق جست. ازدواج در سنین کم برای زنان و مردان یکی از این مباحث است که نیازمند بررسیهای بیشتر و درنهایت یافتن راهحلی برای کاهش آن هستیم. کما اینکه ازدواج در سنین بالا نیز با عوارض خاص خود روبهروست و باید برای آن هم چارهای اندیشید.
آمارهای موجود نشان میدهد حدود 282 هزار نفر از دختران ایران درسال 1390 در سنین زیر 20 سال ازدواج کردهاند. گروه زیادی از این افراد زیر 18 سال سن داشتهاند. حدود 39 هزار نفر از این دختران زیر 15 سال و گروه کمتری از دختران ازدواج کرده زیر 10 سال سن داشتهاند. بنا بر تعریف نهادهای حمایت از حقوق کودک، تمامي افراد زیر 18 سال سن، کودک محسوب میشوند. 48 هزار مرد ایرانی نیز در سن زیر 20 سال ازدواج کردهاند که اقلیتی از آنان بین 10 تا 14 سال سن داشتهاند. در سال 1390 همچنین 17500 نفر از زنانی که طلاق گرفتهاند 19 ساله و یا پایینتر بودهاند. که حدود 1000 نفر از آنان بین 10 تا 14 سال سن داشتهاند. حدود 20 نفر از مردانی! که زنانشان را در سال 1390 طلاق دادهاند کمتر از 15 سال سن داشتهاند.
آیا دختران و پسرانی با این سن و سال و تجارب اجتماعی و تربیتی و فرهنگی آمادگی ازدواج را داشتهاند؟ آیا برای دختران و پسرانی که در سنین کم اقدام به طلاق کردهاند جامعه راهکارهای حمایتی ویژهای اندیشیده است؟آسیبهای وارده بر این افراد توسط چه نهادهایی مورد توجه قرار گفته و اساساْ برای یاری آنها تاکنون چه گامهایی برداشته شده است؟ آیا فعالین حقوق انسانی و حقوق کودکان در این مهم وظایف خویش را به نحو مطلوب ایفا کردهاند؟ آیا رسانههای جمعی و بویژه رادیو و تلویزیون با داشتن منابع مالی بسیار گسترده، برای آگاهیبخشی اجتماعی در خصوص مخاطرات ازدواج در سنین کم تمهیداتی تاکنون اندیشیدهاند؟ برنامهریزان و متولیان امر در این خصوص چه کارنامهای دارند؟آیا نمیتوان میان گسترش تعداد زندانیان ناشی از ناتوانی در پرداخت مهریه با گسترش طلاق رابطهای آماری برقرار کرد؟
همچنین در سال 1390 از مجموع ازدواجهای کشور در 94728 ازدواج یعنی حدود 8/10درصد ازدواجها سن زنان بیش از مردان ثبت شده است. این البته به خودی خود مسئلهای اجتماعی محسوب نمیشود، اما وقتی که آمارها نشان میدهند در همان سال احتمال طلاق میان زنانی که اختلاف سنی با شوهرانشان دارند و از آنان از نظر سنی بزرگترند به شدت افزایش مییابد برای این پدیده هم باید اندیشید و تلاش کرد تا آسیبهای ناشی از آن به حداقل لازم برسد.
گفته شد در کل کشور نرخ ازدواج در حال کاهش و در همان حال نرخ طلاق در حال افزایش بسیار شدیدی است این روند چه علل و عواملی دارد؟ آسیبشناسان اجتماعی در این خصوص چه مطالعاتی را سامان دادهاند؟
رشد شتابان طلاق در کل کشور، در مناطق شهری و اخیراً درحوزههای روستایی نیازمند بررسیهای چندجانبه و متعددی است تا بتوان با دقت علمی برای کاهش این پدیده جمعی راهکارهایی اندیشید. در تحقیقات و گزارشهایی که محقق و پژوهشگر صاحبنام و مشفق آقای دکتر سعید مدنی درخصوص روسپیگری در تهران و چند شهر دیگر کشور(17) به ثبت رسانده است میتوان دید که میان این پدیده یعنی طلاق با آسیبهای اجتماعی دیگری چون تنفروشی میتوان نسبتی برقرار است. به دیگر سخن برای برخی از زنان که دچار محرومیتهای اقتصادی و فقر مزمن هستند پس از طلاق خطراتی آنها را تهدید میکند که یکی از این خطرات رویآوری به تنفروشی است که خود خطر احتمال آلودگی به بیماری ایدز را افزایش میدهد. شاید لازم به تذکر نباشد که نقش روابط ناسالم در گسترش ایدز در ایران روز به روز در حال افزایش است.
همچنین در خلال آمارها مشخص شد از سال 1386 تا سال 1390 آمار طلاق حدود 46 درصد رشد داشته است. آیا میتوان در میان کشورهایی در تراز ایران و در منطقه خاورمیانه آسیایی یا در میان کشورهای اسلامی در آسیا یا در میان همسایگان ایران کشوری را یافت که با آمار رشد 46درصدی طلاق طی پنجسال روبهرو باشد؟ آیا این روند نشانی از مسائل و مشکلات ساختاری ایران امروز نیست؟ آیا این روند بهوضوح ناکارآمدی سیاستهای اجتماعی، تأمین اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور را به نمایش نمیگذارد؟
درخصوص وضعیت چهار استان آذربایجان غربی، ایلام، کردستان و کرمانشاه نیز تذکر چند نکته سودمند است 4/9درصد جمعیت کشور در این چهار استان ساکن هستند. نسبت ازدواج در این چهار استان 5/10درصد ازدواجهای کل کشور است که نشان میدهد نسبت ازدواج این چهار استان به کل ازدواجهای کشور از نسبت جمعیت این استانها به کل کشور بالاتر است، یعنی چهار استان در مقایسه با میانگین کشور نرخ ازدواج بیشتری داشتهاند. نرخ طلاق هم در چهار استان 1/9 درصد طلاقهای کل کشور است که از نسبت جمعیت این چهار استان به کل کشور پایینتر است. در مجموع وضعیت ازدواج و طلاق نشانگر مثبتبودن (بالاتربودن ازدواج و پایینتربودن طلاق) وضعیت کلی چهار استان نسبت به معدل کشوری است. به تفکیک استانهای چهارگانه نیز میتوان به توصیف وضعیت پرداخت. استان آذربایجان غربی 10/4درصد جمعیت کل کشور را در خود جای داده است و ازدواجهای ثبتی این استان 4/4درصد کل کشور و 4/3درصد طلاقهای کشور در این استان به ثبت رسیده است. در ایلام که 74/0درصد جمعیت کشور را دارد 85/0درصد ازدواجهای کشور و38/0درصد طلاقها ثبت شده است که وضعیت مناسبتری از دیگر استانهای این بررسی دارد. کردستان با 99/1درصد جمعیت کشور5/2درصد ازدواجهای کشور و2/2درصد طلاقهای کشور را داشته است. هم ازدواج و هم طلاق در کردستان از نسبت جمعیتی این استان به کشور بالاتر است. در کرمانشاه که 59/2درصد جمعیت کشور ساکن است 8/2درصد ازدواجهای کشور و 09/3درصد طلاقهای کشور ثبت شده است. نرخ طلاق این استان بالاتر از معدل کشوری و بالاتر از نسبت جمعیت این استان به کل کشور است.
در سالهای اخیر رشد طلاق در نقاط روستایی این استانها بهجز ایلام رشد چشمگیری داشته است. این وضعیت نسبت به کل کشور وضعیت غیرعادی و متفاوتی را نمایان میسازد. توجه محققان و پژوهشگران به چنین پدیدهای میتواند ما را با ابعاد دیگری از روند رشد طلاق در کشور و در غرب ایران آشنا سازد. همچنین آمارهای موجود نشان میدهد متغیر مذهب یا تفاوت استانی تأثیر مستقیم بر آمار طلاق بر جای نمی گذارد، براي نمونه در مهاباد و بوکان سنیمذهب (اهل سنت و جماعت) آمار طلاق بالاست، اما در شهرستان همسایه یعنی پیرانشهر یا سردشت این آمار پایین است. در بیجار شیعهمذهب آمارها پایین و کرمانشاه با اکثریت شیعه بسیار بالاست. دوری یا نزدیکی به مرز یا درجه توسعهیافتگی نیز در این آمارها تأثیر چندانی ندارد.
شهری مرزی مانند سروآباد آمار طلاق بالایی دارد و شهری دور از مرز هم مانند قروه آمار طلاق بالایی دارد. شهر مرزی دیگری چون بانه یا سردشت آمار بسیار کمتری از طلاق را ثبت کرده است. از نظر توسعه و شاخصهای آن ارومیه وکرمانشاه نسبت به سایر شهرستانهای این بررسی توسعهیافتهتر است و سروآباد از همه آنها تقریباً کمتر توسعهیافته، اما آمار طلاق هم در ارومیه هم در کرمانشاه و هم در سروآباد نگرانکننده است. بنابراین مشاهده میشود پدیدههای اجتماعی ماهیتی پیچیده و چند بعدی دارند و ممکن است در هر منطقه و حتی هر روستایی علل ظهور وبروز پدیدهای با دیگر روستا متفاوت باشد.
این آمارها نشان از یک امر بدیهی دارد. برای حل و فصل مسائل اجتماعی نمیتوان با تکیه بر پیشداوریها و بدون نیاز به اتخاذ روش و رویکردهای دانش محور و اندیشیده شده کاری را پیش برد. باید دست یاری را به سوی محققان و متخصصان گشود و از توان آنها برای حل و فصل مسائل موجود یاری گرفت. به حاشیهراندن اهل دانش و پژوهش نهتنها برای ملک و ملت سودی دربرندارد، بلکه هزینههای مضاعفی را بر مملکت تحمیل خواهد كرد. تلاش برای شناخت علل و زمینههای طلاق نیازمند تحققیات وسیع و متنوعی است و در این راه آسیبشناسان و محققان صاحبنام کشور نخستین گروهی هستند که باید از آنان یاری جست. آیا برای همراهی این دلسوزان و مشفقان کشور برنامهای تدوین شده است؟ سونامی طلاق مدتهاست ناقوس خود را به صدا درآورده است! آیا گوشهای شنوایی برای چارهیابی میتوان یافت؟
منبع:دوماهنامه چشم انداز ایران شماره79تیرماه 1392 صفحه 81تا 92
منابع:
1ـ براي نمونه ميتوان به آثار زير مراجعه كرد:
ـ باقر ساروخاني، مقدمهاي بر جامعهشناسي خانواده، ناشر: سروش، ويرايش اول، 1388، چاپ 11.
ـ سگالن، مارتين، جامعهشناسي تاريخي خانواده، ترجمه الياسي، حميد. تهران، نشر مركز، چاپ سوم 1370.
ـ تقي آزاد ارمكي، جامعهشناسي خانواده ايراني، سازمان مطالعه و تدوين كتابهاي علوم انساني دانشگاهها (سمت)، 1386.
2ـ البته نتايج تفصيلي سرشماري 1390 تاكنون منتشر نشده و تنها خلاصهاي از نتايج آن در اختيار علاقهمندان گذارده شده است.
3ـ در اينجا بايد از نقش سركارخانم طايفه، مسئول دفتر جمعيت و اطلاعات امري سازمان ثبت احوال و نيز آقايان ويسي، اميني و كاظمزاده، مسئولان مربوطه در استانهاي كرمانشاه، آذربايجانغربي و كردستان كه با محبت به مشاوره لازم با نويسنده اين سطور پرداختند يادي شود و از همگي اين كارشناسان تشكر گردد.
4ـ براي شناسايي و ارزيابي اين نوع پژوهش ميتوان به كتاب زير مراجعه كرد:
ـ نوروز هاشمزهي، آسيبهاي اجتماعي در كلانشهر تهران (فراتحليل پژوهشهاي طلاق و حاشيهنشيني) ناشر: جامعه و فرهنگ، 1390.
ـ در اين اثر تعداد 15 پژوهش مرتبط با طلاق در تهران از طريق روش فراتحليل مورد ارزيابي قرار گرفته است.
5ـ سازمان ثبت احوال، سالنامه آماري سازمان ثبت احوال كشور، 1390، تهيه و تدوين: دفتر آمار و اطلاعات جمعيتي و مهاجرت، شماره 8، تيرماه 1391.
ـ سازمان ثبت احوال يكي از محدود سازمانهاي دولتي است كه به صورت منظم آمارهاي موجود را احصا و با انتشار آن در اختيار علاقهمندان و پژوهشگران قرار ميگيرد. اين اقدام نويدبخش و ارزنده ميتواند الگويي براي ديگر سازمانها باشد.
6ـ حدود نيمي از مردم آذربايجان غربي را آذريها تشكيل ميدهند. در دو استان كردستان و كرمانشاه نيز اقليتي آذري ساكن ميباشند. در هر چهار استان، گروههاي زباني و مذهبي ديگري نيز ساكن هستند.
7ـ لزوماً همه اين جمعيت ، كُرد نيستند و در استان آذربايجان غربي حدود نيمي از جمعيت، آذري هستند. در استانهاي كردستان كرمانشاه هم اقليتي آذري ساكن ميباشند.
8ـ آمارهاي جمعيتي اين بخش و ديگر آمارهاي جمعيتي اين مقاله اخذ شده از نتايج سرشماري 1390 است كه از مركز آمار ايران دريافت شده است.
9ـ سالنامه آماري كشور، 1389، معاونت مديريت و برنامهريزي كشور، سازمان آمار، سال 1390، ص 167.
10ـ همان، ص 25.
11ـ همان، ص 306.
12ـ سالنامه آمار كشور، 1389، ص 146.
13ـ هاشمزهي، آسيبهاي اجتماعي در كلانشهر تهران، ص 15.
14ـ سالنامه آماري كشور، سازمان ثبت احوال.
15ـ سالنامه آماري سازمان ثبت احوال استان كردستان، 1390.
16ـ همان، استان كرمانشاه، 1390.
17ـ سالنامه آماري سازمان ثبت احوال كشور، ص 367.
18ـ سالنامه آماري سازمان ثبت احوال استان آذربايجان غربي، 1390.
19ـ ارزيابي سريع وضعيت روسپيگري در شهر تهران (1386ـ1385) و همچنين ارزيابي سريع وضعيت روسپيگري در شهرهاي شيراز و بروجرد (1388ـ1387) و جابهجايي جمعيت، مهاجرت و ايدز در ايران (1388ـ1387) نيز از زاويه ديگري به اين موضوع پرداخته است.
منبع: چشم انداز













