سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ادامه حصر پیشکسوتان انقلاب نشان می دهد برخی پیام مردم را نشنیده اند...
» در بیانیه پایانی گردهمایی اعضای ستاد ملی جوانان اصلاح طلب مطرح شد

ادامه حصر پیشکسوتان انقلاب نشان می دهد برخی پیام مردم را نشنیده اند

چکیده :پافشاری برخی از جریانات بر ادامه حبس زندانیان بی گناه حوادث سال 88 که امروزه دوره دولت عوامل اصلی آن به سر آمده است و نیز ادامه حصر سه تن از پیشکسوتان انقلاب و جمهوری اسلامی جناب مهندس میرحسین موسوی، خانم دکتر زهرا رهنورد و حجت الاسلام مهدی کروبی برای آن است که نشان دهند با انتخابات بیست و چهار خرداد چیزی تغییر نکرده است. آنها می خواهند با این عمل خود مسیر تعادل را بر هم زنند. آنها پیام مردم را نشنیده و عواقب کار خویش را نمی سنجند...


بیانیه پایانی گردهمایی اعضای ستاد ملی جوانان اصلاح طلب سراسر کشور صادر شد. این بیانیه که پیش نویس آن با حضور موسسین و دیگر اعضای این ستاد در گردهمایی دو روزه که در روزهای چهاردهم و پانزدهم شهریور ماه در شهرکرد برگزار شد به تصویب رسیده بود، طی اعلامیه ای رسمی از سوی این ستاد منتشر شد.

در بخشی ازاین بیانیه آمده است: پافشاری برخی از جریانات بر ادامه حبس زندانیان بی گناه حوادث سال 88 که امروزه دوره دولت عوامل اصلی آن به سر آمده است و نیز ادامه حصر سه تن از پیشکسوتان انقلاب و جمهوری اسلامی جناب مهندس میرحسین موسوی، خانم دکتر زهرا رهنورد و حجت الاسلام مهدی کروبی برای آن است که نشان دهند با انتخابات بیست و چهار خرداد چیزی تغییر نکرده است. آنها می خواهند با این عمل خود مسیر تعادل را بر هم زنند. آنها پیام مردم را نشنیده و عواقب کار خویش را نمی سنجند.

البته می‌دانیم که ترمیم این داغ، کاری نیست که جناب آقای روحانی و دولت او به تنهایی از پیش ببرد. اما امید داریم تدابیر و رایزنی‌های مؤثر و پی‌گیر ایشان در این مسیر متوقف نگردد و به زودی با به آغوش کشیدن آن محصوران مظلوم، شادمانی ملی دیگری را تجربه کنیم.

و در بخشی دیگر آمده است: در این میان، نمی‌توان و نباید نقش جوانان متعهد و میهن‌پرست ایران عزیز را در این تحول و پیچ تاریخی نادیده گرفت. جوانان اصلاح‌طلبی که در سال‌های دشوار و پر از بی‌انصافی و ناجوانمردی که بر آنان گذشت، جز بی‌مهری ندیدند و گوش‌های غفلت‌زده‌ و ضمیرهای دل‌مرده و سقف‌های کوتاه و ذهن‌های بسیطی که زمام بسیاری از امور را در دست داشتند، نَفَس نشاط جوانان اصلاح‌طلب را گرفته و گلوی آرامش و امنیت و امیدِ آنان را تا سر حد خفقان فشرده بودند. اینان با استفاده از اسم رمز «فتنه»، کینه‌های خویش را بر سر جوانان پاک‌نهاد که جز طلب اجرای بی‌تنازل قانون اساسی و تثبیت و تحکیم مشروعیت مردمی نظامشان گناهی نداشتند آوار کردند و تأسف‌آورتر اینکه لایه‌هایی از نهادهای پرافتخار اطلاعاتی و امنیتی کشور نیز با این جریان همراه شد تا به بهانه‌ی امنیت و اقتدار، سکوتی گورستانی بر کشور حاکم کنند.

اما چراغ امید هنوز کورسوی خود را از چشم آنان نشسته بود،این بود که که در پرتو گرمابخش آن امید و آرزو و زانوان خسته را با نهایت عزم و جسارت و پشتکار به کار گرفتند و به ویژه بعد از محذوریت خاتمی برای نامزدی در انتخابات و رد صلاحیت معنادار و یأس‌آور هاشمی، خونِ گرم خویش را در جبهه‌ی اصلاحات دواندند و در کوتاه‌ترین زمان ممکن، به بازسازی درونی خویش و تسخیر میدان رقابت نابرابر نائل آمدند.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

انتخابات اخیر ریاست جمهوری نقطه‌ی عطفی حیاتی در تاریخ پر فراز و نشیب جمهوری اسلامی ایران بود. ملت ایران،‌ بعد از تجربه‌‌های تلخ و ناکامانه‌ای که در دهه‌ی گذشته از سر گذراندند و به رغم ابهامات جدی و تردیدهای بر حقی که نسبت به اعتبار و فصل الخطاب بودن صندوق‌های رأی داشتند، و در شرایطی که اراده‌های دست به کار بود تا شخصیت‌های موجه و محبوب را از صحنه‌ی گزینش و انتخاب مردم کنار گذارد و با برگزاری انتخاباتی کم‌رمق و تضمین‌شده، گفتمان آسیب‌زای حاکم بر هشت سال گذشته مجدداً بر سریر قدرت بنشاند،‌ اراده‌ی ملی خود را بر اراده‌های ناهمسو با منافع و آرمان های خویش تحمیل کردند و با تصمیمی سنجیده و کوبنده، که ناشی از تحلیل واقع‌بینانه از شکاف‌های درونی جناح حاکم و تهدیدها و فرصت‌های بین‌المللی بود، حضوری حماسی را در انتخابات ریاست جمهوری رقم زدند و به گفتمان اخلاق و عقلانیت و اعتدال به جای دروغ‌ و عقلانیت‌گریزی و افراطی‌گری رای دادند. این پیروزی و سرافرازی ملی مرهون صبر و ایستادگی و حاصل زنده نگاه‌داشتن چراغ امیدی بود که در لحظه‌ لحظه‌‌ی این سال‌های سرد و تاریک،‌ بر راه سبز ملت نور می‌تاباند؛ چراغی که از ایمان به یزدان پاک و باور به نصرت الهی شعله می‌گرفت. «يُرِيدُونَ أَن يُطْفِواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ يَأْبىَ اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَفِرُونَ»؛ «آنهامى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند ولى خدا جز اين نمى‏خواهد كه نور خود را كامل كند، هرچند كافران ناخشنود باشند!» (توبه / 32).

این انتخابات نشان داد فرهنگ مردم سالاری در اعماق جامعه ریشه دوانیده و دیگر نمی توان به روش های اقتدارگرایانه ادامه داد.

تحلیل واقع‌بینانه‌ و جامعه‌شناسانه‌ی این انتخابات و بازشناسی درس‌ها و عبرت‌های آن، مجالی دیگر می‌طلبد و تا سال‌ها موضوع پژوهش‌ها و واکاوی صاحب‌نظران و مجامع علمی خواهد بود. اما با هر مبنا و از هر منظری که به انتخابات اخیر بنگریم، نقش تعیین‌کننده‌ی عوامل زیر را نمی‌توان نادیده‌ گرفت:

اول) شناخت درست آسیب‌ها و کاستی‌ها و ضعف‌ها و تهدیدها در ساحت‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی ، دیپلماسی، بازگویی حساب‌شده، شجاعانه، صادقانه، فصیح، تأثیرگذار و همه‌فهم آن از سوی جناب آقای دکتر روحانی، که در منش ایشان وجود دارد، چهره‌ای مقبول و محبوب از وی ساخت.

دوم) عقلانیت و صبوری در میان چهره‌های تصمیم‌ساز و تأثیرگذار جبهه‌ی اصلاحات وترجیح منافع کلان ملی بر اولویت‌های جناحی و نیز بهره‌گیری‌شان از حافظه‌ی تاریخی و خضوع در برابر خرد جمعی، که نقطه‌ی اوج آن حمایت صریح و سرنوشت‌ساز جناب آقای هاشمی رفسنجانی و جناب آقای خاتمی از دکتر روحانی و کناره‌گیری مبتنی بر عقلانیت و اخلاق جناب دکتر عارف از صحنه‌ی انتخابات بود.

سوم) رویکردها و مواضع اصولی و بی‌طرفانه رهبری بزرگوار نظام در ماه‌ها و هفته‌های منتهی به انتخابات،‌ به ویژه در به رسمیت شناختن حق انتخاب و اعلام رأی از سوی منتقدان و مخالفان ساختار نظام و “حق‌ الناس” خواندن آرای مردم، که راه را بر هرگونه هوا و هوس‌های شیطانی بست و انتخابات مقبول را بر دفتر افتخارات نظام جمهوری اسلامی ثبت کرد.

در این میان، نمی‌توان و نباید نقش جوانان متعهد و میهن‌پرست ایران عزیز را در این تحول و پیچ تاریخی نادیده گرفت. جوانان اصلاح‌طلبی که در سال‌های دشوار و پر از بی‌انصافی و ناجوانمردی که بر آنان گذشت، جز بی‌مهری ندیدند و گوش‌های غفلت‌زده‌ و ضمیرهای دل‌مرده و سقف‌های کوتاه و ذهن‌های بسیطی که زمام بسیاری از امور را در دست داشتند، نَفَس نشاط جوانان اصلاح‌طلب را گرفته و گلوی آرامش و امنیت و امیدِ آنان را تا سر حد خفقان فشرده بودند. اینان با استفاده از اسم رمز «فتنه»، کینه‌های خویش را بر سر جوانان پاک‌نهاد که جز طلب اجرای بی‌تنازل قانون اساسی و تثبیت و تحکیم مشروعیت مردمی نظامشان گناهی نداشتند آوار کردند و تأسف‌آورتر اینکه لایه‌هایی از نهادهای پرافتخار اطلاعاتی و امنیتی کشور نیز با این جریان همراه شد تا به بهانه‌ی امنیت و اقتدار، سکوتی گورستانی بر کشور حاکم کنند.

اما چراغ امید هنوز کورسوی خود را از چشم آنان نشسته بود،این بود که که در پرتو گرمابخش آن امید و آرزو و زانوان خسته را با نهایت عزم و جسارت و پشتکار به کار گرفتند و به ویژه بعد از محذوریت خاتمی برای نامزدی در انتخابات و رد صلاحیت معنادار و یأس‌آور هاشمی، خونِ گرم خویش را در جبهه‌ی اصلاحات دواندند و در کوتاه‌ترین زمان ممکن، به بازسازی درونی خویش و تسخیر میدان رقابت نابرابر نائل آمدند. مهم تر از پیروزی بیست و چهار خرداد بلوغی بود که جامعه بویژه جوانان نشان دادند و ایران از تکرار چرخه معیوب استاد د و انقلاب که پس از مشروطیت گرفتار آن شده ایم رهایی بخشیدند و در زمان کنونی نیز ایران را از چرخه خشونت و جنگ و حوادث ناگوار منطقه دور نگه داشتند.

و اکنون، دولت تدبیر و امید ققنوس‌وار از آن‌همه رنج و محنت و محرومیت، سر برآورده و نشاط و امید و آرامش را تا اینجای کار برای ایران و ایرانی به ارمغان آورده است. شرط اول دوام و قوام و پایداری دولت اعتدال،‌ در گرو عزم متعهدانه و پی‌گیری صادقانه‌ی وعده‌ها و پای‌بندی به آرمان‌ها و شعارهایی است از سوی دکتر روحانی در ایام تبلیغات انتخاباتی به معرض انتخاب ملت گذاشته شد و از سوی ایشان قاطعانه تأیید شد. بی‌تردید، پی‌گیری و تحقق این برنامه‌ها بدون مشاوره و مشارکت کارشناسان و دست‌اندرکاران و عاملان و حاملان حوزه‌ها و ساحت‌های متعدد جامعه، میسر نیست. بر این اساس، ما به منزله‌ی جمعی از جوانان اصلاح‌طلب ایران که در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری در قالب ستاد ملی جوانان اصلاح‌طلب سامان یافته و بر حسب وظیفه‌ی ملی و اسلامی خود، افتخار حمایت از گفتمان اصلاحات و اعتدال را یافت ضمن اعلام پایان فعالیت های این ستاد و حضور مجدد در احزاب و تشکل های متبوع خود در پیوست برخی “معضلات و مسائل حوزه‌ی جوانان” و “راه‌کارهای پیشنهادی رفع معضلات جوانان” را تقدیم می‌کنیم و برای هرگونه همکاری و جان‌فشانی داوطلبانه در تحقق مطالبات مزبور،‌ اعلام آمادگی می‌کنیم.

بی‌گمان، آنچه در این ضمیمه خواهد آمد،‌ صرفاً نمونه‌هایی است از آنچه جوانان این مرز و بوم با آن موجه‌اند و پیشنهادهایی است که به ذهن ما رسیده و می‌تواند در گفت و گوها و تعاملات آتی جوانان با دولت تدبیر و امید، تعدیل و تکمیل گردد. آرزوی ما چیزی جز اعتلای اسلام رحمانی، اقتدار مردمی و دموکراتیک نظام جمهوری اسلامی و عزت و سرافرازی ایران و ایرانی نیست رییس جمهور محترم تا کنون با اتخاذ مواضع روشن و قاطع و اصولی و چینش کابینه‌ای متخصص و قدرتمند، نشان داده‌اند عزم بر پافشاری و پی‌گیری شعارهایشان دارند و نیش و کنایه‌ها و کارشنکنی‌ها و اختلاف‌افکنی‌ها و شبهه‌پراکنی‌های اقتدارگریان و افراطیون خللی در تصمیم و عزم و جدیت ایشان ایجاد نمی‌کند. هراس افراطیون جناح موسوم به اصول‌گرایی از جوشش و زایش دوباره‌ی جوانان آرمان‌خواه و تحول‌طلب، در رأی عدم اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی دکتر روحانی برای سه وزارتخانه‌ی مربوط به حوزه‌ی جوانان نمودار شد و نشان داد که روحانی در راهی که به پشتوانه‌ی ملت در پیش گرفته است از تنگه‌های سختی باید بگذرد. ما صمیمانه خطاب به ایشان خاطرنشان می‌کنیم که کوچک‌ترین عقب‌نشینی و خضوعی در برابر خواسته‌های فزون‌‌طلبانه و انحصارگرایانه‌ی افراطیون و کاسبان فتنه، خراش‌های ترمیم‌ناپذیری بر امید و اعتماد جوانان به قافله‌سالار دولت تدبیر و امید بر جای خواهد گذاشت و تردیدی نداریم که ایشان بیشتر و بهتر از ما بر این امر واقف‌اند و این بادهای مخالف، لرزه‌ای بر تنه‌ی مستحکم اراده‌ی ایشان ایجاد نخواهد کرد. باید همگان در برابر تحریکات مشکوک بنیادگران هوشیار باشند و فرصت تندروی و برهم زدن تعادل را از آنان سلب کنند.

در پایان این نوشتار، نمی‌توانیم نامی و یادی از عزیزان محبوس و محصورمان به میان نیاوریم. به باور ما گل‌های بنفشی که در 24 خرداد 92 از صندوق‌های انتخابات سر بر آورد، بر ساقه‌های سبزی ایستاده‌اند که در 22 خرداد 88 روییده‌ بودند. شایسته نیست جفایی که در حق باغبانان آن ساقه‌ها شد، در دولت تدبیر و امید ادامه یابد.

پافشاری برخی از جریانات بر ادامه حبس زندانیان بی گناه حوادث سال 88 که امروزه دوره دولت عوامل اصلی آن به سر آمده است و نیز ادامه حصر سه تن از پیشکسوتان انقلاب و جمهوری اسلامی جناب مهندس میرحسین موسوی، خانم دکتر زهرا رهنورد و حجت الاسلام مهدی کروبی برای آن است که نشان دهند با انتخابات بیست و چهار خرداد چیزی تغییر نکرده است. آنها می خواهند با این عمل خود مسیر تعادل را بر هم زنند. آنها پیام مردم را نشنیده و عواقب کار خویش را نمی سنجند.

البته می‌دانیم که ترمیم این داغ، کاری نیست که جناب آقای روحانی و دولت او به تنهایی از پیش ببرد. اما امید داریم تدابیر و رایزنی‌های مؤثر و پی‌گیر ایشان در این مسیر متوقف نگردد و به زودی با به آغوش کشیدن آن محصوران مظلوم، شادمانی ملی دیگری را تجربه کنیم.

اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ : تُعِزُّ بِهَا الاْسْلامَ وَاَهْلَهُ ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ ، وَتَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِکَ، وَالْقادَةِ اِلى سَبیلِکَ ، وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ

اعضای ستاد ملی جوانان اصلاح‌طلب

شهرکرد –شهریور 92

برخی از مسائل و معضلات اساسی حوزه‌ی جوانان و راه‌کارهای پیشنهادی جهت حل و رفع آنها

1) مسائل و معضلات

1. 1) حوزه‌ی اشتغال

– وجود موانع مختلف ساختاری، سلیقه‌ای و خطی در امر اشتغال و به کار گیری جوانان توانمند در نهادهای عمومی، دولتی و خصوصی

– وجود نظام سخت‌گیرانه‌ی گزینش در ادارات و نهادها که باعث شیوع نگران‌کننده‌ی خوی ریا و تظاهر و دورویی و خودسانسوری و تملق و چاپلوسی در میان جوانان جویای کار می‌گردد

– قلت و کمبود شدید ظرفیت‌های شغلی متناسب با مهارت‌ها و رشته‌ی تحصیلی جوانان، به ویژه در حوزه‌ی علوم انسانی

1. 2) روابط اجتماعی و ازدواج

– عدم توجه به اقتضائات و تحولات زمان در ارتباطات اجتماعی و حاکمیت نگاه سنتیِ غیر مطابق با ضروریات عصر در این زمینه، که غالباً‌ فراتر از مرزهای فقهی و شرعیِ اجماعی است.

– عدم برنامه‌ریزی و بسترسازی قانونی و شرعیِ مناسب جهت ارتقای آگاهی در زمینه‌ی مدیریت غرایز طبیعی بشری

– عدم بسترسازی‌های آموزشی، پرورشی و فرهنگیِبه‌روز در راستای شناخت متقابل انسانی و غیر جنسیِپسران و دختران از یکدیگر

– عدم مطابقت نگرش‌های حاکم بر خانواده‌ها در امر تشریفات ازدواج با واقعیت‌های و محدودیت‌ها و تنگناهای روز

– وجود شکاف فرهنگی بینانسلی در معیارهای انتخاب همسر و فرایندهای منتهی به ازدواج

– تشریفاتی و تبلیغاتی بودن اکثر مشوق‌های ازدواج بهنگام جوانان و عدم بسترسازی حقوقی، فرهنگی، اقتصادی و تسهیلاتی لازم برای این تحقق آن

– افزایش بی‌رویه‌ی اختلافات خانوادگی و طلاق و متارکه و یا روابط خارج از ازدواج در میان زوج‌های جوان

1. 3) مشارکت‌های سیاسی، اجتماعی و مدنی

– تسلط و فراگیری نگرش منفی و امنیتی نسبت به تشکل‌های مدنی جوانان، به ویژه در حوزه‌هایی چون محیط زیست، میراث فرهنگی، حقوق شهروندی، حقوق زنان، حقوق کودکان و …

– عدم تخصیص یا بی‌عدالتی در تخصیص بودجه و تسهیلات به تشکل‌های مدنی جوانان

– عدم بهره‌گیری جدی از توامندی‌ تشکل‌های مدنی جوانان در تقلیل و حل و فصل معضلات متعدد جامعه در حوزه‌‌های محیط زیست، میراث فرهنگی، بهداشت و سلامت، زیباسازی‌های شهری، امدادگری و …

– محدودیت‌های و محرومیت‌های گوناگون تحصیلی، اعم از ستاره دار کردن و تعلیق و اخراج از دانشگاه برای فعالان جوان سیاسی و مدنی

– حساسیت‌های فراقانونی و ایجاد موانع و محدودیت‌های فراوان در گزینش و استخدام هر جوانی که بویی از اصلاح‌طلبی برده باشد

1. 4) آسیب‌های اجتماعی

– رشد آزاردهنده‌ی اعتیاد در میان جوانان کشور

– بالا بودن میزان استرس و افسردگی و پرخاشگری در میان جوانان

– فراوانی چشم‌گیر شمار زندانیان زیر سی سال در زندان‌های کشور به دلیل بزه‌های مربوط به مواد مخدر، فساد اخلاقی، نزاع‌های خانوادگی و جرایم گوناگون کیفری

– عدم توجه به اقتضائات و فرصت‌های سنین جوانی در برخوردهای انتظامی و احکام قضایی

1. 5) ورزش و اوقات فراغت

– فقر تأسف‌آور فضاهای ورزشی قابل استفاده برای عموم جوانان در سطح کشور، به ویژه در استان‌های محروم (اکثر فضاهای موجود یا در انحصار ادارات و نهادهای خاص است و یا به دلیل هزینه‌های بالای استفاده از آنها از دسترس عموم جوانان خارج است)

– کم‌بود شدید فضاهای تفریحیِ مناسب با روحیه‌ی جوانی به منظور تخلیه‌ی سالم هیجانات و شور و احساسات جوانی در اکثر شهرستان‌ها.

– توزیع نابرابر فضاهای ورزشی و تفریحی در کشور

– دخالت‌های سلیقه‌ای و اکثراً فراقانونی نهادهای متعدد انتظامی، امنیتی و قضایی در حوزه‌ی خصوصی و روابط فردی جوانان

1. 6) باورهای اعتقادی

– فقر شناخت واقعی و ژرف نسبت به ظرفیت‌های اخلاقی و انسانی تعالیم اسلام رحمانی و تشیع عقلانی در میان جوانان

– فقر شناخت حقیقی از و اصول و مبانی تعالی‌بخش انقلاب و نظام اسلامی در اثر وارونه‌نمایی‌های عمدی و سهوی داخلی و خارجی

– دفاع شعاری، انحصاری، غیر مبتکرانه، خطی و سلیقه‌ای از ارزش‌های دفاع مقدس و آرمان‌های شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی، که آثار معکوس در نگرش بخش وسیعی از جوانان به این مقولات بر جای گذاشته است

– حاکمیت و تسلط گفتمان آمرانه و تحکم‌آمیز و موعظه‌محور در تعامل و گفت‌ و گو با جوانان، که جز واکنش منفی، لجبازانه و حتی استهزاآمیز آنان را در پی ندارد

1. 7) فعالیت‌های فرهنگی و هنری

– حاکمیت نگاه تنگ‌نظرانه و سلیقه‌ای به فعالیت‌های فرهنگی جوانان، به ویژه در حوزه‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی

– عدم بسترسازی‌های سخت‌افزاری مناسب در جهت پیشرفت هنرهایی چون تئاتر، نمایش و سینما در میان جوانان شهرستانی

2. راهکارها

1) کنار گذاشتن کامل نگرشی که جوانی را به عنوان تهدید می‌انگارد و جای‌گزینی آن با نگاهی که جوانی را سراسر نعمت و فرصت ارزیابی می‌کند

2)برنامه‌ریزی مالی و اعتباری لازم برای اعطای تسهیلات بلندمدت و کم‌بهره و قرض‌ الحسنه جهت اشتغال، کارآفرینی، ازدواج و ادامه‌ی تحصیل جوانان

3) جای‌نشینی برنامه ریزی آموزشی و پرورشیِ مصونیت بخش به جای سیاست‌هاو اقداماتِ محدودیت محور

4) تأسیس حلقه‌ی مشاوران جوان در تمام نهادهای دولتی با اعطای اختیارات لازم و غیر تشریفاتی و الزام مدیران به تمکین به نظر مشورتیِ این حلقه‌ها در تصمیم‌گیریهای مربوط به امور جوانان

5) ایجاد پژوهشکده‌های مجهز در رشته‌های علمی گوناگون، به ویژه علوم انسانی در سراسر کشور و به کارگیری نخبگان و محققان جوان در آنها و تعریف حضور در این پژوهشکده‌ها به عنوان شغل رسمی

6) بازتعریف موازین شرعی مربوط به ارتباط انسانی و سالم زن و مرد در ذیل بازاندیشی های فقهی علما و مراجع روشن بین حوزه‌های علمیه

7) بسط فرهنگ عفاف و وقار و وزانت در پوشش و آرایش، به شیوه‌ی اقناعی و پرهیز از اقدامات و سیاست های ضربتی و آمرانه در این باره

8) تسهیل اعطای مجوز به تشکل‌های مدنی جوانان و برچیدن نگرش امنیتی به فعالیت‌های جمعی جوانان در حوزه‌های گوناگون مطالعاتی، فرهنگی، اجتماعی و امدادی

9) برچیده شدن محدودیت‌های تحصیلی و استخدامی برای جوانان فعال سیاسی و مدنی

10) تغییر مبنایی در شیوه‌ی تعامل نهادهای امنیتی در تعامل با جوانان فعال در احزاب و تشکل‌های سیاسی کشور و بازسازی اعتماد و احترام متقابل میان فعالان جوان و دستگاه اطلاعاتی

11) اتخاذ تمهیدات جدی برای بازگشت امن و بدون مشکل جوانانی که به سبب تنگ‌نظری‌ها و تعقیب و تهدید‌های فراقانونی سال‌های اخیر، ناچار به جلای وطن شده‌اند

12) تلاش برای ایجاد بسترهای حقوقی و قضایی لازم در راستای ارتقای نگرش عطوفت‌محور نسبت به جوانان بزه‌کار و تلاش عمومی برای بازگرداندن جوانان زندانی به دامن اجتماع و خانواده به همراه برنامه‌ریزی دقیق جهت بازپروری روانی، اجتماعی و معیشتی آنان

13)ایجاد بسترهای مناسب جهت انتقال تجربیات پیش‌کسوتان عرصه‌های مختلف علمی، اجرایی، سیاسی، فرهنگی و جهادی کشور به جوانان

14) مدیریت اوقات فراغت جوانان با نظرخواهی و مشارکت رسمی و جدی خود جوانان و التزام به تأمین اعتبارات و پیاده‌سازی پیشنهادهای معقول و مدلل آنان

15) توسعه‌ی فضاهای تفریحی، گردشی، ورزشی سالم و مناسب برای جوانان به صورت عادلانه و متوازن در سراسر کشور

16) حمایت قانونی و مالی و تأمین آتیه‌ی تضمین شده برای نویسندگان، روزنامه نگارن، هنرمندان، ورزشکاران و نخبگان جوان

17) بسط آگاهی های لازم در زمینه‌ی اهمیت حقوق و مسؤولیت‌های شهروندی در میان جوانان

18) ارائه‌ی مشاوره های تحصیلی، کاری، روانی و ازدواج به صورت کاملاً علمی، فراگیر و حتی الامکان رایگان برای جوانان سراسر کشور

19) ارائه‌ی خدمات درمانی و بیمه‌ای ویژه به جوانان به منظور تسریع روند درمان و بهبودی سریع جوانان بیمار و بازگشت آنان به فعالیت های تولیدی و خدماتی


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.