توصیه های مصباح یزدی به جبهه پایداری: انحراف فکری در ایران خانه کرده، تکلیف شما تاثیرگذاری است
چکیده :مصباح یزدی در توصیه به اعضای جبهه پایداری بار دیگر بر " تکلیف " آنان در تاثیر گذاری در جامعه تاکید کرده و با التقاطی خواندن خواص جامعه از گسترش رسانه ها در کشور اظهار نگرانی کرده و آنها را وسیله ای برای گسترش انحرافات در جامعه دانسته است. ...
کلمه- گروه خبر: مصباح یزدی در توصیه به اعضای جبهه پایداری بار دیگر بر ” تکلیف ” آنان در تاثیر گذاری در جامعه تاکید کرده و با التقاطی خواندن خواص جامعه از گسترش رسانه ها در کشور اظهار نگرانی کرده و آنها را وسیله ای برای گسترش انحرافات در جامعه دانسته است.
مصباح یزدی که در این سخنان در جمع اعضای جبهه پایداری خواص را التقاطی و منحرف می خواند، پیشتر هم ادعا کرده بود که کسانی که مستقیمااز طرف امام مسؤولیت داشتند کارشان به جایی رسیده که اصل نظام را به باد می دهند.
این در حالی است که مصباح یزدی در حالی مطرح می شود که وی در سالهای قبل از انقلاب اسلامی و دهه اول جمهوری اسلامی هیچ نقشی نداشته است و تنها فعالیت سیاسی وی بعد فوت امام خمینی وی به عضویت مجلس خبرگان در آمد و پس از آن تلاش دارد در حرکت های سیاسی کشور نقش مهمی داشته باشد.
شاید بارزترین حرکت مصباح یزدی و شاگردانش در حمایت از احمدی نژاد باشد، وقتی ادعا داشتند که دولت وی دولت کریمه امام زمان است و مقدمات ظهور را فراهم می کند. او حتی اطاعت از دولت احمدی نژاد را اطاعت از خدا دانست و طرح استیضاح او را همراهی با دشمن خوانده بود.
اینک او با التقاطی خواندن خواص جامعه ادعا کرده است: ما نفهمیدیم که در ایران چه شد الآن هم انحراف فکری خانه کرده است و بقایای التقاط در طبقه خواص معنادارتر گشته است و دین و دستوران آن کاری نمیتواند بکند. بله، اگر از اسلام و ولایتفقیه میگویند در واقع میخواهند دلها را خوش کنند. آنها میگویند دوران اجرای احکام اسلام گذشته است. همان حرفی است که مجاهدین میگفتند، ولی اینها همان را در دل دارند، میگفتند که اسلام تاریخبند بوده و تاریخ مصرفش گذشته است. اینها به ظاهر نمیگویند اسلام تاریخ مصرفش گذشته ولی همان عقیده را دارند که گاه میگویند با رساله نمیتوان حکومت کرد.
مصباح یزدی که همواره با تشکیل حکومت اسلامی مخالف بود، طی سالهای اخیر به یکی از حامیان تشکیل حکومت اسلامی تبدیل شده و طی دو دوره قبل با تحمیل احمدی نژاد به کشور می خواست دولت او را به دولت امام زمان وصل کند، گفته است: نمیبینید که میگویند امکان ندارد بدون ربا اقتصاد را جلو ببریم، خوب در ظاهر بانکداری اسلامی درست کنیم ولی در واقع میگویند نمیشود، این خطرها گسترش مییابند؛ با گسترش رسانهای بیشماری که حادث شده کار سختتر خواهد شد؛ تلاش و فعالیت رسانهای میکنند. چون نوشتهها، مجلات، روزنامهها، کتب به شکل داستان و رمان، فیلم، سینما و تئاتر و …. به سرعت انحرافات را جلو میبرد، در این وضع باید نگران بود که نسل آینده چه اندازه اسلام واقعی را خواهد دانست.
وی در ادامه گفته است: این تشخیص که هر که اطراف را ببیند و جهان را مییابد که بزرگترین وظیفه کار فرهنگی است؛ منظورم از کار فرهنگی؛ ادبیات، شعر، و هنر، رقص و موسیقی و … نیست، بلکه تنها اثرگذاری در باورهای جامعه یعنی دین که تکلیفی است که هرگز از گردن کسی ساقط نمیشود، خواه در حال افول و یا صعود، در عالیترین منصب کشور و یا پائینترین.
وی بر این باور است که حفظ میراث اسلامی وظیفه بزرگی است که باید آن را سالم و بدون دخل و تصرف به آیندگان بسپریم. وی می گوید: این وظیفه هیچگاه سبب نمیشود در سختترین شرایط ولو یک فرد زندانبان باشد که با او سر و کار داشته باشیم باید در این زندانبان اثر بگذاریم، ولو از جامعه منقطع باشیم، این تکلیف استثناء ناپذیر است که اولاً خود عمل کنیم، ثانیاً به دیگری منتقل کنیم.
مصباح یزدی بزرگترین خطر را اسلام عوضی یا کمرنگ می داند و می گوید: امروز بزرگترین خطر برای ما و جامعه ما و به ویژه ایران شیعه اسلامی و جامعه بشریت خطری بالاتر از این نیست که اسلام را عوضی به ما بدهند، از ما بگیرند و کمرنگ کنند و یا چیزی که از اسلام نیست حذف کنند یا قاطی کنند. این خطر برای سایر مسلمین خطرناکتر از ماست، ما به واسطه امام عزیز و برکت شهداء بزرگوار غرق در نعمتیم.
وی با اشاره خطر التقاط ادامه داد: کمی به اطراف بنگرید تا ببینید چه خطر عظیمی اسلام را تهدید میکند. در بیخ گوش ما در عراق خطر تحریف اسلام و شیعهزدائی بسیار جدی است. این خطر سابق بر این هم بود. در آن زمان بزرگانی چون: آقا سید عبدالهادی شیرازی، اصطهبانانی، خوئی و حکیم همه در نجف بودند. زمانی که بنده آنجا بودم همان وقت از فضلای جوان حوزه مطلع شدم که میگفتند درصد زیادی از بچههای شیعه و حتی فرزندان علماء و مراجع گرایشهای مارکسیستی دارند و حزب کمونیزم از احزاب قوی بود که بسیاری از آنها آقازاده بودند. حوزه گرم به فقه و اصول خود بود و جوانان درگیر این مسائل. حوزه برای خود و اینها هم برای خود، هر کس به کار خود مشغول و از دیگری غافل و خطرهای بعدی چیزی شد که حوزه به زوال رفت به دست بچه شیعهها و بچه آخوندها به نابودی کشیده شد.
دو سال زمان برای جمع کردن برخی گناهان از کف جامعه
حامی صد در صدی احمدی نژاد که در برابر بحران های ایجاد شده توسط رییس دولت محبوبش سکوت کرده بود، حالا می خواهد دو ساله گناه را از جامعه جمع کند. وی گفته است: امروز بزرگترین وظیفه ما بعد از شناخت و عمل به احکام فردی، تلاش برای حفظ اسلام و انتقال به نسل آینده و تلاش در حفظ آن از آسیبها و آفتها که ممکن است به اسلام وارد کند، است. در چنین وضعیتی ممکن نیست که بتوانم به کار فردی خود بپردازم و دلخوش کنم که وظیفهام را انجام دادهام و وظایف اجتماعی ما به شکل پروژههایی اجتماعی باید انجام داد. پس این نیست که یک خانم را نهی کنیم که مویش را بپوشان! بلکه چون نهی از منکر اجتماعی است، باید گاه مقدماتی فراهم کرد تا که بتوانیم بعد از دو سال گناهی را از کف جامعه جمع کنیم. این هم امر به معروف است. من باید پای آن بایستم. باید دید این کار را در شکل اجتماعی چگونه میتوان انجام داد. همکارانی را جذب کرد و با یکدیگر همکاری کنیم تا که بهتر جلو برویم.
در مناظرهها متحدها، اختلافشان بیشتر بود
وی که از ابتدا مخالف وحدت اصولگرایان بود و بخاطر این مساله مورد انتقاد جدی بزرگان اصولگرا هم قرار گرفت باز گفته است: در مناظرههای انتخاباتی دیدید که کسانی که با هم بودند اختلاف نظرهاشان بیشتر بود. قدری چشم باز کنیم، میبینیم خودمان هم همین بودیم، ما دهها سال با برخی در میدان عمل محبت و انس داشتیم، ولی دیدیم چه اندازه زیاد اختلاف داریم، این آفت بزرگی برای کارهای جمعی و مشارکتی است. چه باید کرد؟
حزب باعث دیکتاتوری می شود
وی که باوری به رای مردم و تشکیل حکومت بر اساس آرای عمومی ندارد گفت است: یکی از راهکارها را برخی تشکیل حزب دانستهاند، تا اینجا بحث میشود که چقدر درست است؟ و چه اندازه با اسلام سازگاری دارد یا ندارد؟ کسانی تأسف میخوردند که حیف که ما حزب نداریم و برخی دیگر گفتهاند حزب پنجاهساله داریم، چون حزب مؤتلفه و … میبینید که در وقوع خارجی و درونی آن اختلافی عجیب است.
وی مدعی است: این از نظر علمی و نظری نیازمند بحث و تحقیق است ولی در هر حال، باید پولورالیسم بود که حزب واحد باعث دیکتاتوری حزبی میشود. اگر بخواهند حقوق تضییع نشود و قالب حزبی برقرار باشد یعنی خود باید اختلاف را دامن بزنند و وجود احزاب متعدد خود موجب تقویت اختلاف است. در این صورت نتیجهاش چه خواهد شد؟ همانکه در کشورهای اروپائی هست. در هر حال سؤال باقی است که در اسلام حزب داریم یا نه؟
مصباح با رد فعالیت حزبی به جبهه پایداری توصیه کرده است: راهی که هیچ اشکالی ندارد، این است که اشخاص همفکر که دارای تشخیص، تجربه و شناخت هستند، در مسائل درجه اول توافق داشته و همکاری کنند. لازمه این سخن این خواهد بود که در مسائل فرعی اختلاف سلائق را کنار نهیم، و اهمیت ندهیم وگرنه با هیچکس نمیتوان توافق در همه مسائل داشت و کار به انزوای مطلق خواهد کشید.













