سرگیجه افراطی ها
چکیده :اکنون باید دید که آیا در ادامه این جریان که امکانات کشور را قبضه کرده باز هم همان فعالیت های قدیمی مانند پرونده سازی برای چهره های سیاسی مطرح، هدایت و برنامه ریزی قتل های زنجیره ای و بسیج کفن پوشان علیه دولت و بسیاری از این قبیل اعمال را برای تغییر در ارای مردم مجددا آغاز می کند و یا این بار مردم می توانند او را به عقب برانند. ...
کلمه- نرگس پور حسین:
فراکسیون افراطیون مجلس و ارگان رسانه ای آنها کیهان این روزها، ایام بی ثباتی را می گذارنند. یک روز حسن روحانی را الترا اصولگرا میدانند و پیروزی گفتمان اصولگرایی را جشن می گیرند و روز دیگر در مقابل رییس جمهوری قرار می گیرند. این مساله نتنها مشکل روزنامه کیهان و فراکسیون افراطیون به ریاست حداد عادل نیست که مشکل کل جریان های افراطی و تندرویی است که در چند سال گذشته بر کشور حاکم بودند.
در واقع آنان که نتوانستند در سال 88 رای مردم را باور و تحمل کنند و با رای سازی نتیجه انتخابات 88 را عوض کردند، حالا که دستشان از قدرت و حتی رای سازی کوتاه شده، راه دیگری را برای مقابله با رای مردم انتخاب کردند. نامزدهای مورد تایید این جریان افراطی در رقابت انتخاباتی نتوانستند رای مردم را کسب کنند و مردم به صورت آشکار به آنان “نه” گفتند، آنها نیز به جای آنکه نتیجه را بپذیرند وسیاست های غلط خود را که کشور را تا ورطه نابودی برده عوض کنند، شروع به مصادره رای مردم کردند. یک روز پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات، روزنامه کیهان بی توجه به جشن مردم در خیابان ها و شعارهایی که با یاد میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد، زندانیان سیاسی و شهدای جنبش سبزداده میشد، خبر داد که پیروزی حسن روحانی پیروزی اصول گرایان است.
روزنامه کیهان در حالی این ادعا را مطرح می کرد که جریان اصول گرایی در انتخابات چندین نماینده داشت که احزاب و گروه های مدعی اصولگرایی و حتی خود روزنامه کیهان و جریان های همسوی آن از آنها حمایت می کردند. کما اینکه روزنامه کیهان تا پیش از انتخابات بارها با تندترین ادبیات حسن روحانی و حامیانش را مخاطب قرار داد. یک روز پس از نهایی شدن اجماع چهره های منتقد کشور ، کیهان از تمامی جریان های اصول گرا خواست که خدا و آخرت را در نظر بگیرند و متحد شوند که اجماع پیش رو برای آنها شکست به همراه خواهد داشت. کیهان و چهره های تندرویی چون احمد خاتمی تا یک روز مانده به پایان انتخابات بارها و بارها هشدار دادند اما مشخص نشد چرا پس از شکست در انتخابات هشدارها را فراموش کرده و باز مثل همیشه در یک چرخش 180 درجه ای خود را برنده معرفی کردند و اصلاح طلبان، جنبش سبز و آنها را که دل به تغییر بسته بودند را شکست خورده انتخابات خواندند.
اما آنها به این حد از مصادره از آرای مردم اکتفا نکرد و کم کم از موضع حق به جانب شروع به تعین تکلیف برای رییس جمهوری کرد. نویسند گان رسانه هایشان از در دلسوزی برای روحانی وارد شدند و به او هشدار دادند که مراقب باشد که مبادا از او سوء استفاده کنند. آنها فعالین جنبس سبز و اصلاح طلبی را چون همیشه فتنه گر و عاملان بیگانه خواندند و هشدار دادند که این افراد در حال مصادره رییس جمهور هستند. هرچند که آقایان هیچ وقت توجه نکردند که همین افراد باعث پیروزی روحانی شدند و خود در مقابل او قرار داشتند. کم کم شرط و شروط هم برای رییس جمهوری گذاشتند و از او خواستند تا حواس خود را برای انتخاب وزرا جمع کند و فقط کم مانده بود تا به او لیست هم بدهند. برخلاف تمام جو سازی ها بالاخره حسن روحانی لیستی که نسبتا مورد توافق جریان های حامی اش بود را به مجلس ارائه کرد. پس از آنکه آنان در این مرحله حریف روحانی نشدند، راه دیگری را در پیش گرفتند. نوشتند و تاکید کردند که رییس جمهور خود نسبت به لیست ارائه شده انتقاد دارد و تحت فشار اصلاح طلبان و رو دربایستی با خاتمی و هاشمی مجبور به ارائه این فهرست شده است. همچنین تاکید کردند که پیام قلبی روحانی به مجلس عدم رای اعتماد به بعضی از وزرا هست و بهتر است که نمایندگان به پیام پنهان او توجه کنند.
نهایتا حسن روحانی گام دیگر را برای نفی این جریان ها برداشت. او در آخرین ساعات منتهی به رای اعتماد مجلس به وزرای پیشنهادی اش، به صراحت پاسخ کیهان را داد و تاکید کرد که نتنها تحت فشار و رودروایستی نبوده که هیچ پیام قلبی برای مجلس ندارد و از همه نمایندگان خواست تا به وزرایش رای دهند. حسن روحانی گام بعدی را نیز در نفی تندروها برداشت. او محمد علی نجفی را به عنوان رییس سازمان میراث فرهنگی و جعفر توفیقی را به عنوان سرپرست وزارت علوم منصوب کرد. این اقدام حسن روحانی در واقع ماه و عسل جریان تندروی مقابل را با او تمام کرد و شمشیرها از رو بسته شد.
رسانه نماینده طیف افراطی با رای یک درصدی در جامعه، و امکانات زیادی که دارد بیش از همه جناح های کشور از رییس جمهوری سهم می خواست، اما حالا متوجه شده که این سهم خواهی فایده ای ندارد و کشتی بان را سیاست دیگر آمده است، پس چاره ای ندارد تا همان راه سال های 76 تا 84 را مجددا در پیش بگیرد.
اکنون باید دید که آیا در ادامه این جریان که امکانات کشور را قبضه کرده باز هم همان فعالیت های قدیمی مانند پرونده سازی برای چهره های سیاسی مطرح، هدایت و برنامه ریزی قتل های زنجیره ای و بسیج کفن پوشان علیه دولت و بسیاری از این قبیل اعمال را برای تغییر در ارای مردم مجددا آغاز می کند و یا این بار مردم می توانند او را به عقب برانند.













