سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیت الله دستغیب: بزرگان قم برای آزادی آقایان موسوی، کروبی و زندانیان سیاسی پا درمی...
» امروز موقعیت خوبی برای این کار وجود دارد و مشکلی پیش نمی آید

آیت الله دستغیب: بزرگان قم برای آزادی آقایان موسوی، کروبی و زندانیان سیاسی پا درمیانی کنند

چکیده :آیت الله دستغیب که طی مدت حصر این حبس خانگی را غیرقانونی و غیرشرعی می داند گفته است: سخن ما پيش آقايان خريدارى ندارد و روى ما را نمى گيرند، ولى هستند كسانى كه آبرويى دارند و حرفشان خريدار دارد. سخن گفتن ايشان باعث خوشحالى مردم مى شود. ...


آیت الله دستغیب برای چندمین بار طی چند هفته گذشته گفته است: باز هم عرض مى كنم كه بزرگان قم پا در ميانى كنند تا آقاى موسوى و همسرش و آقاى كروبى و ديگر زندانيان سياسى آزاد شوند. امروز موقعيت خوبى براى اين كار وجود دارد و جو جامعه اين آمادگى را دارد و هيچ مشكلى به وجود نمى آيد، مخصوصآ كه انتخابات هم در فضاى خوبى برگزار شده است. حتّى احتمال تهديد و خطر بدگويى كردن از آقايانى كه بخواهند پا در ميانى كنند، بسيار اندك است.

این مرجع تاکید کرده است: علماى شيعه حافظ دين خدايند. محافظت از جمهورى اسلامى در گروى نظارت و مراقبت بر بزرگان و مسؤلين كشور است. آقايان علما و مراجع بايد با زبان خوب مسائل لازم را به كسانى كه در رأس هستند تذكّر بدهند و حقايقى را كه گاه به دلايل مختلف بر آنان مشتبه مى شود، برايشان بازگو كنند. قطعآ اين كار تأثير دارد.

آیت الله دستغیب که طی مدت حصر این حبس خانگی را غیرقانونی و غیرشرعی می داند گفته است: سخن ما پيش آقايان خريدارى ندارد و روى ما را نمى گيرند، ولى هستند كسانى كه آبرويى دارند و حرفشان خريدار دارد. سخن گفتن ايشان باعث خوشحالى مردم مى شود.

این مرجع تقلید هفته گذشته نیز گفته بود: در ميان بزرگان مملكت برخى هستند كه هيچ مقام و مسؤليتى ندارند، امّا حرفشان خريدار دارد. چرا اين افراد به ميدان نمى‌آيند و براى آزادى آقاى موسوى و كروبى و زندانيان سياسى كارى نمى‌كنند؟ چرا كار خوبى را كه از دستشان بر مى‌آيد انجام نمى‌دهند و بر عكس، زخم زبان مى‌زنند.

متن کامل جلسه تفسیر قران آیت الله دستغیب به نقل از سایت مسجد قبا به شرح زیر است:

تفسير سوره مبارکه بقره ، آيات 174 و 175 ، چهارشنبه 1392/05/23
بسم الله الرحمن الرحیم

اِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أنْزَلَ اللهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنآ قَليلاً أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ في بُطُونِهِمْ اِلّا النّارَ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أليم( 174)
كسانى كه بخشى از كتاب آسمانى را كه خدا فرستاده پنهان مى كنند و آن را به بهاى اندك مى فروشند در شكم هايشان جز آتش نمى ريزند و خداوند در روز قيامت با آنان سخن نمى گويد و پاكشان نمى كند و براى آنان عذابى دردناك خواهد بود.
أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَما أصْبَرَهُمْ عَلَى النّارِ( 175)
آنان كسانى هستند كه گمراهى را به هدايت و عذاب را به آمرزش خريدند. وه، چه بردبارند بر آتش!

اِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أنْزَلَ اللهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنآ قَليلاً؛ مطابق اين آيه كسانى كه آيات كتاب خدا را به خاطر دنيا پنهان مى كنند، چهار عقوبت خواهند داشت. اول : آتش در شكم هايشان مى ريزند. دوم: كلام خدا را نمى شنوند. سوم: خدا پاكشان نمى كند و چهارم: عذاب دردناك در انتظارشان است.
اجماع مفسرين بر اين است كه اين آيه درباره اهل كتاب نازل گرديده است. طبق نظر بيشتر آنان، آيه مربوط به علماى يهود از قبيل كعب بن اشرف و حىّ بن اخطب و كعب بن اسد است. آنها اميدوار بودند پيغمبرى كه در انتظارش هستند از يهود باشد و چون هدايايى از افراد عادى يهود دريافت مى كردند و داراى موقعيتى بودند، وقتى كه پيامبر اسلام از غير يهود مبعوث شد، موقعيّت خود را در خطر ديدند و اوصاف پيغمبر را كتمان كردند و تغيير دادند. در اين حال خداوند اين آيه را نازل فرمود.
خداوند در تورات و انجيل خبر آمدن رسولش، محمّد بن عبدالله صلّى الله عليه وآله را داده، بعضى از صفات او را ذكر كرده است. امّا علما و بزرگان يهود و نصارا كه از كتاب خدا اطلاع داشتند، اين آيات را مخفى و يا تأويل و تحريف كردند و منكر نبوّت خاتم انبيا گرديدند تا رياستشان باقى باشد و پيشوا و مورد احترام مردم باشند و هدايايى را كه دريافت مى كردند، برقرار باشد.
البتّه آيه منحصر به شأن نزول نيست و شامل عالمان مسلمانى كه آيات قرآن را به تأويل مى برند و از گفتن حقايق آن خوددارى مى كنند نيز مى شود.
أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ في بُطُونِهِمْ اِلّا النّارَ؛ اين آيه يكى از دلايل تجسم اعمال در عالم برزخ و قيامت است؛ يعنى عمل هر كس، چه خوب و چه بد در عالم ديگر تجسم مى يابد و به صورت نعمت هاى بهشتى يا عذاب هاى دوزخ ظاهر مى شود.
كسانى كه آيات خدا را براى به دست آوردن دنيا مخفى كردند، كالاى گرانمايه اى را به بهاى اندكى فروختند و حتّى اگر همه ى دنيا را در مقابل آن به دست آورده باشند، باز ثمن قليل به دست آورده اند. كار به همين جا هم ختم نمى شود بلكه حقيقت كار آنان؛ يعنى اموالى كه از طريق كتمان آيات خدا از آن خود مى كنند، جز آتشى كه در شكم مى ريزند نيست. نه فقط اموال بلكه هر مقام و موقعيتى كه از اين رهگذر نصيبشان مى شود، آتش عذابشان را افزون مى سازد.
وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ؛ يكى از نعمت ها و بهجت هاى روز قيامت، ندايى است كه از جانب خداوند به بندگان صالح مى رسد. خداى تعالى جسم و مركب نيست و براى سخن گفتن نيازى به اجزا و ابزار ندارد. او با آفرينش صوت سخن مى گويد، همان طور كه با حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السلام سخن گفت. مؤمن از هنگام ورود به عالم برزخ با خداى تعالى گفتگو مى كند، همان طور كه با رسول خدا و ائمه اطهار عليهم السلام و اولياى خدا سخن مى گويد. اين خود لذت و بهجتى وصف ناپذير است و گاه لذت يك گفتگو با پروردگار عالم سال ها براى انسان باقى مى ماند و البتّه اين لذت و نعمت به حساب درجات هر كس، متفاوت است.
دوزخيان نيز مورد خطاب خداوند قرار مى گيرند، امّا با خطاب غضب پروردگار، نه با نداى رحمت و آمرزش او. در آيات متعددى از قرآن كريم گوشه هايى از گفتگوى خداى تعالى با اهل دوزخ بيان شده است. از جمله در سوره مؤمنون، كه خداى تعالى به آنان مى فرمايد: آيا اين طور نبود كه آيات من براى شما تلاوت شد و شما آن را تكذيب كرديد؟ آنان مى گويند: پروردگارا شقاوت بر ما غلبه كرد و ما قومى گمراه بوديم. پس خداوند با عبارتى كه درباره سگان به كار برده مى شود، به آنان مى فرمايد :
(قالَ اخْسَوُا فيها وَ لا تُكَلِّمُونِ)[1]
«گم شويد در دوزخ و با من سخن مگوييد.»
اين خطاب به خاطر خوى درندگى و غضب آنان است كه به خاطر مقام خود مردمان بسيارى را مى كشتند.
وَ لا يُزَكِّيهِمْ؛ سومين اثر كتمان آيات خدا، عدم تزكيه و پاك نشدن است. تزكيه از دو راه تحقق مى يابد. اول آن كه انسان از گناهان دورى كند و به عبادات و اعمال صالح اهتمام ورزد و نفسش پاك و نورانى شود. ممكن است در اينجا خلقيات و صفات ناپسندى وجود داشته باشد، امّا مانع ظهور آن مى شود؛ مثلا ممكن است شخص حسد داشته باشد، ولى آن را در اعضا و جوارح خود اعمال نمى كند، يا در دلش نسبت به كسى كينه باشد، امّا هرگز انتقامجويى نمى كند.
راه دوم تزكيه، تزكيه ى الهى است؛ يعنى خداى تعالى خلقيات انسان را عوض مى كند و او را از اخلاق ناپسند پاك مى سازد و به جاى آن اخلاق خوب مى نشاند؛ يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ[2] يعنى خداوند به جاى حسد، غبطه؛ به جاى كينه، نصيحت؛ به جاى كبر، تواضع و به جاى شرك، توحيد مى نشاند. اين تزكيه ى خاص است و شامل كسانى مى شود كه تزكيه ى اول را در خود فراهم آورده، آماده ى دريافت تزكيه ى دوم باشند.
دليل اين كه خداوند علماى يهود ـ و هر كس كه آيات حق را مخفى مى كند ـ از اين تزكيه خاص محروم مى كند، اين است كه آنان زمينه ى اين نعمت را ندارند؛ يعنى كارى نكردند كه شايسته ى اين عنايت باشند.
وَ لَهُمْ عَذابٌ أليمٌ؛ چهارمين نتيجه ى پوشاندن آيات حق، عذاب دردناك پروردگار است. اين عذاب غير از آن سه عقوبت قبلى و به مراتب دردناك تر از آنها است. در حقيقت افسوس از اين سرانجام شوم و حسرت زيان بزرگ معاوضه ى دنيا با آخرت، بزرگ ترين عذاب اين اشخاص است.
أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى؛ خداى تعالى زمينه ى هدايت را در همگان قرار داده است و فطرت بشر، او را به سوى پروردگار فرا مى خواند، امّا گروهى با وجود اين زمينه و فطرت، از هواى نفس پيروى كرده، گمراهى را به جاى هدايت و عذاب را به جاى رحمت و آمرزش به جان مى خرند.
نفس بشر دوست مى دارد بزرگ و آقا باشد و از بندگى خدا مى گريزد، حتّى اگر در ظاهر دم از خدا بزند، در باطن خود را مى خواهد و دوست مى دارد ديگران را به خود جلب كند، حتّى گاهى علماى دين هم گرفتار اين نفس مى شوند و نمى توانند از خود بگذرند.
زمانى حضرت آيت الله العظمى نجابت درس رسائل مى گفتند و ده، دوازده شاگرد داشتند. شخصى به ايشان گفت: يكى، دو شاگرد خود را به من بده تا به آنها درس بدهم. در آن زمان داشتن اين تعداد شاگرد در اين سطح بسيار مهم بود و كمتر كسى چنين افتخارى نصيبش مى شد. حضرت آيت الله العظمى نجابت به او گفتند: «همه ى شاگردهابراى تو باشد».
وقتى پاى خود در ميان باشد حتّى از يك شاگرد هم نمى توان گذشت، امّا وقتى براى خدا باشد، نيازى به شاگرد نيست. كم نبودند اساتيدى كه براى حفظ شاگردان خود بعضا تهمت های ناروا به اساتيد ديگر مى زدند. اين كار نفس است.
فَما أصْبَرَهُمْ عَلَى النّارِ؛ كاش وسط راه باز مى گشتند و حق را براى مردم باز گو مى كردند، ولى اين كار را نكردند و راه اشتباه خود را تا آخر ادامه دادند. اين همه صبر بر آتش و گمراهى جاى بسى تعجب دارد.

شمول آيه در مورد علماى اسلام
علماى اهل تسنّن كه براى حفظ موقعيت خود فضائل اهل بيت پيامبر را از مردم مخفى كردند و آيات نازل شده راجع به اميرالمؤمنين و فرزندان ايشان و نيز احاديث رسول خدا صلّى الله عليه وآله را تحريف كردند يا معناى آن را به تأويل بردند. مشمول اين آيه مى شوند.
از نظر ما همه ى فرقه هاى اهل تسنّن، به جز نواصب، مسلمان هستند و احكام اسلام از قبيل دفن در قبرستان مسلمين، طهارت بدن، حلّيت ذبيحه، نكاح، ارث و غيره بر آنها بار مى شود. فقط در صورتى كه ازدواج دختر شيعه با مرد سنى باعث فساد مذهب زن شود، اين ازدواج جايز نيست.
ما هرگز جايز نمى دانيم كه به صورت علنى و بر منابر و در رسانه ها به علما و خلفا و امامان اهل تسنّن ناسزا گفته شود. اين كار باعث رسوخ اختلافات شديد ميان امّت اسلامى و به هدر رفتن خون مسلمين مى شود و به هيچ وجه صحيح نيست. گاهى كشته شدن بعضى علماى شيعه توسط اهل تسنّن به خاطر نادانى خودشان و بى توجهى به سفارشات حضرات معصومين بود.

گاه پيش مى آمد كه امام صادق عليه السلام پشت سر بعضى از اصحاب و شاگردان ممتاز خود بدگويى مى كردند تا آنان را از گزند مخالفان حفظ كنند و بعد هم مى فرمودند: اين سخن براى حفظ جان تو بود.

با اين وجود سخن گفتن و مناظره و محاجه ى علماى شيعه و سنى با هم، هيچ اشكالى ندارد و از زمان خود ائمه اين گفتگوها وجود داشته و حتّى امام باقر و امام صادق عليهماالسلام بعضى شاگردان خود را در اين رشته تربيت مى كردند و كم نبودند كسانى كه از اين طريق شيعه گشتند.
خطاب كلى اين آيه شامل علماى شيعه هم مى شود. كسانى كه از قرآن و سنّت آگاهند و بر احكام اسلام تسلط كامل دارند، هرگز نبايد در مقابل تعطيلى احكام و به خطر افتادن آنها سكوت كنند، كه اگر به خاطر موقعيت خود سكوت كنند، تهديدات اين آيه در انتظارشان است. لازم نيست ناسزا بگويند و تندى كنند، تنها بيان كردن احكام كافى است.

علماى شيعه حافظ دين خدايند. محافظت از جمهورى اسلامى در گروى نظارت و مراقبت بر بزرگان و مسؤلين كشور است. آقايان علما و مراجع بايد با زبان خوب مسائل لازم را به كسانى كه در رأس هستند تذكّر بدهند و حقايقى را كه گاه به دلايل مختلف بر آنان مشتبه مى شود، برايشان بازگو كنند. قطعآ اين كار تأثير دارد.

باز هم عرض مى كنم كه بزرگان قم پا در ميانى كنند تا آقاى موسوى و همسرش و آقاى كروبى و ديگر زندانيان سياسى آزاد شوند. امروز موقعيت خوبى براى اين كار وجود دارد و جو جامعه اين آمادگى را دارد و هيچ مشكلى به وجود نمى آيد، مخصوصآ كه انتخابات هم در فضاى خوبى برگزار شده است. حتّى احتمال تهديد و خطر بدگويى كردن از آقايانى كه بخواهند پا در ميانى كنند، بسيار اندك است.

سخن ما پيش آقايان خريدارى ندارد و روى ما را نمى گيرند، ولى هستند كسانى كه آبرويى دارند و حرفشان خريدار دارد. سخن گفتن ايشان باعث خوشحالى مردم مى شود.

[1] ـ مؤمنون، 108.
[2] ـ فرقان، 70.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.