آیت الله دستغیب: امیدوارم که بعد از سه سال آقايان موسوى و كروبى و ديگر زندانيان سياسى آزاد بشوند
چکیده :آیت الله دستغیب مثل همیشه در آخر سخنان خود اظهار امیدواری کرده که به حق محمّد و آل محمّد بعد از سه سال آقايان موسوى و كروبى و ديگر زندانيان سياسى آزاد بشوند. ...
آیت الله دستغیب مثل همیشه در آخر سخنان خود اظهار امیدواری کرده که به حق محمّد و آل محمّد بعد از سه سال آقايان موسوى و كروبى و ديگر زندانيان سياسى آزاد بشوند.
به گزارش مسجد قبا، این مرجع تقلید در سخنانی در روز عید فطر اظهار داشت: در اين روز عيد به همهى دوستان عزيز سفارش مىكنيم هرگز از رحمت خدا نااميد نباشند؛ اگر بيمارى دارند اميدوار به رحمت خدا باشند. اگر گناهى كردهاند نگويند خدا ما را نمىبخشد! به آمرزش خداوند اميد داشته باشند. خداوند اجر نيكوكاران را تباه نمىكند، خودمان هم سعى كنيم اجر روزهدارى خود را تباه نكينم و از خدا بخواهيم مرتكب گناهان بزرگ نشويم. خود و خانواده خود را از جهات ظاهرى و باطنى به خدا بسپاريد. به درگاه خدا بسيار دعا كنيد و دنيا و آخرت خود را از او بخواهيد.
متن کامل این سخنان به شرح زیر است:
تفسير سوره بقره ، آيه 177 ، جمعه 1392/05/18 ، عید فطر 1392
بسم الله الرحمن الرحیم
لَيْسَ الْبِرَّ أنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْيَوْمِ اْلآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ اِذا عاهَدُوا وَ الصّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ( 177)
نيكى آن نيست كه روى خود را به جانب مشرق و مغرب كنید، بلكه نيكويى آن است كه كسى به خدا و روز قيامت و فرشتگان و كتابهاى آسمانى و پيامبران ايمان آورد و مال خود را با وجود علاقهاى كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان و گدايان و بردگان بدهد و نماز به پا دارد و زكات بدهد و كسانى كه چون عهدى بندند به آن وفا كنند و در تنگدستى و بيمارى و جنگ شكيبا باشند. آنان راستگويند و به راستى پرهيزكارند.
در اين آيه خداى تعالى نشانههاى راستگويان و پرهيزكاران را برشمرده است. بخشى از اين آيه راجع به اعتقادات است، بخشى درباره اعمال صالح و بخشى درباره اخلاق است. كسى كه خصوصيات نامبرده در اين آيه را داشته باشد، از منظر قرآن كريم نيكوكار محسوب مىشود.
منظور از نيكوكار، عنوان يا مفهوم و يا معناى آن نيست بلكه منظور عمل نيك است؛ يعنى كسى كه تمام اعمالش نيك گشته، بدين معنا كه عمل و گفتار و قلبش مطابق هم باشد. معناى دقيق صدق نيز همين است. پس كسى كه در زبان چيزى مىگويد و عملش غير آن است، يا قلبش با زبان و عملش مطابق نيست، خالى از صدق، بلكه خالى از ايمان است و منافق يا شبهه منافق قلمداد مىشود.
اميرالمؤمنين عليه السلام از قول رسول خدا صلّى اللهعليه وآله مىفرمايد :
«لا يَستَقيمُ ايمَانُ عَبدٍ حَتّى يَستَقيمَ قَلبُهُ وَ لا يَستَقيمُ قَلبُهُ حَتّى يَستَقيمَ لِسانُهُ»[1]
«ايمان بندهاى استوار نگردد مگر دلش استوار شود و دلش استوار نشود مگر زبانش استوار گردد.»
كسى كه خود را مؤمن مىداند و به حقّانيت معاد و مرگ و قبر و صراط و بهشت و جهنّم اقرار مىكند، بايد اين حقايق در قلبش قرار گرفته باشد. در اين صورت آثار ايمان در عمل او ظاهر مىشود.
لَيْسَ الْبِرَّ أنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ؛ خداى تعالى در اين آيه خطاب به يهوديان و مسيحيان و مسلمانان مىفرمايد: نيكوكارى فقط اين نيست كه كسى رو به مغرب و مشرق كند.
وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللهِ؛ نيكوكارى كه علامت صدق و تقوا است، اين است كه انسان ايمان به خدا داشته باشد؛ يعنى خدا را به عنوان خالق و ربّ و حافظ خود قبول كند؛ يعنى بداند كه تنها او است كه در ظاهر و باطن از انسان محافظت و نگهدارى مىكند. بارها اتفاق مىافتاد كه كسانى در پى اميرالمؤمنين حركت مىكردند و مىگفتند: يا على شما دشمن داريد و ما بايد مراقب شما باشيم. حضرت مىفرمودند: شما مرا از لشكريان آسمان حفظ مىكنيد يا از لشكريان زمين؟
وقتى مرگ مىرسد كسى نمىتواند مانع آن شود. اگر تمسّك به اسباب لازم است، به اندازه كفايت لازم است، نه آن كه ميلياردها تومان خرج شود براى حفظ جان بعضى افراد.
ايمان به خدا يعنى توجّه به مؤثريت خداوند. پس اگر به دكتر مراجعه مىكند و دارو مصرف مىكند، بداند كه شفا دهنده فقط خداوند است و همان طور كه در پزشك و دارو اثر قرار داده، در دعا و قرآن و صدقه هم قرار داده و اينها هم به اذن الله مىتوانند بيماران را شفا دهند. همچنان كه صلهى رحم و احسان به پدر و مادر باعث طول عمر مىشود و خداوند اين آثار را در اين كارها قرار داده است.
همهى سلولهاى بدن ما به اراده و اذن خداند زنده و فعالند. روح و نفس ما بازگشت به خدا مىكند، همان خداى واجب الوجودى كه با قلب درك مىشود و از رگ گردن به ما نزديكتر است.
شخصى به امام صادق عليه السلام گفت: خدا را به من نشان دهيد. فرمود: آيا در كشتى سوار شدهاى؟ گفت آرى. فرمود: آيا شده كه كشتىات بشكند و در دريا بيفتى؟ گفت: آرى. فرمود : آيا در آن لحظه با قلب خود فهميدى كه كسى مىتواند تو را نجات دهد؟ گفت: آرى. فرمود : همان خدا است.
اثر ايمان، فهم مؤثريت خداوند است؛ يعنى اگر كسى به ما خوبى كرد، بدانيم كه خدا او را بر اين كار گماشته است و البتّه بعد از شكر خدا، از او نيز بايد تشكر كنيم. همچنين اگر كسى بدى كرد، بعد از دادخواهى از او، يك سر رشتهى اين بدى را مشيت خدا بدانيم و بدانيم كه اين مشيت؛ يا كفاره گناهان است يا امتحانى الهى و يا سببى براى عروج معنوى ما.
وَ الْيَوْمِ اْلآخِرِ؛ اثر ايمان به روز قيامت بايد در چشم و گوش و زبان و در همهى افعال شخص ظاهر باشد؛ يعنى غيبت نكند؛ با نامحرم در جاى خلوت نماند و اگر اتفاقى چنين جايى رفت، خدا را ناظر و شاهد خود بداند و خود را از آن مكان كه شيطان سومين نفر است برهاند.
وَ الْمَلائِكَةِ؛ ملائكه الهى شاهد اعمال انسان هستند و همهى كارهاى او را ثبت و ضبط مىكنند و بر آن شهادت مىدهند. براى مؤمنين دعا مىكنند و به خاطر گناهانشان استغفار مىكنند.
وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ؛ كتابهاى آسمانى همه يك پيام از جانب خدا آوردهاند. البتّه تحريفات كتابها از فطرت و و جدان انسان خارجند.
پيامبران الهى، از آدم تا خاتم نيز همه يك چيز مىگفتند و به يك خدا دعوت مىكردند و همگى خبر وقوع قيامت را مىدادند. «لا نُفَرِقُ بَينَ أحَدٍ مِنْ رُسُلِه».
هيچ پيامبرى به پرستش خود دعوت نمىكرد و مردم را بر خويش متوقف نمىساخت. اگر حضرات معصومين دستور به محبّت خود مىدادند، به خاطر سفارش رسول خدا و دستور قرآن كريم بود، كه آن هم به نفع خود آنها است.
(قُلْ لا أسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أجْرآ اِلّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى)[2]
«بگو من مزدى از شما نمىخواهم مگر دوستى نزديكانم.»
كسى كه اولياى خدا را فقط به خاطر خداى تعالى دوست مىدارد، اين دوستى باعث جلب خصوصيات آن شخص مىشود. پس اگر ما مولا على عليه السلام را دوست مىداريم، به خاطر آن است كه ايشان بهترين و فاضلترين و كاملترين خلق خدا بعد از رسول خدا است. هر چه اين دوستى بيشتر باشد، به ايشان نزديكتر مىشويم.
وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ؛ از نشانههاى عملى نيكوكارى و صدق و تقوا، انفاق مال است، آن هم مالى كه قابل توجّه باشد و زمينهى محبّت به آن وجود داشته باشد، وگرنه بخشش مالى كه ارزشى ندارد، ارزشى ندارد.
بعيد نيست كه ضمير «على حبه» به خداوند باز گردد؛ يعنى انفاق و بخشش مال بايد فقط به خاطر عشق و محبّت پروردگار باشد. كسانى هم كه اموال ديگران در دستشان به امانت سپرده شده بايد امانتدار خوبى باشند. در بيشتر روايات، صدق و امانت با هم آمده. در روايات متعددى اين دو خصلت از نشانههاى ايمان شمرده شده است.
ذَوِي الْقُرْبى؛ اولين گروهى كه بايد به آنان انفاق شود، خويشاوندان هستند. در روايت است كسى كه خويشان فقير دارد و در انفاق ديگران را بر آنان ترجيح مىدهد، انفاقش پذيرفته نيست. سادات نيز در زمره ذوى القربى هستند و مىتوان به عنوان خويشاوند خود به آنان انفاق كرد، البتّه خويشان خود شخص، اگر فقير باشند مقدمند.
وَ الْيَتامى؛ يتيم كسى است كه از نعمت پدر يا مادر يا هر دو محروم است. همهى ما شيعيان، ايتام آل محمّد محسوب مىشويم. مسئولين محترمى كه دوست مىدارند نامشان در زمره نيكوكاران ثبت شود، بايد نسبت به ايتام آل محمّد دلسوز و خدمتگزار باشند، مخصوصآ كسانى كه بيت المال در دستشان است و حساب و كتاب چندانى بر كارشان نمىشود.
وَ الْمَساكينَ؛ همهى مؤمنين محتاج خداى تعالى و فقير درگاه اويند. بهترين بخشش و انفاق به اين مردم، بعد از اداى حقوق مادى آنها، آموختن علم به آنان است و اولين علم، معرفت خداى تعالى است. آموختن اين علم بايد هم با گفتار باشد و هم با عمل. كسى كه مىخواهد مردم را با خدا آشنا كند بايد خدايى باشد.
خدا را سپاس مىگوييم كه بزرگان ما، فقهاى عادل و علماى دين هستند. اين فقها بايد علم خود را با زينت عمل بيارايند و در اختيار مردم قرار دهند تا مردم با تعاليم ايشان به سوى حق هدايت شوند. پس وقتى دستور به راستگويى و امانتدارى و عدالتورزى مىدهند بايد خود نيز در صف اول عمل به اين خصلتها باشند.
جاى بسى شكر دارد كه بعد از امام راحل، طلاب و علماى حوزههاى علميه مناصب مهم كشور را در دست گرفتند. خدا را شكر كه در دادگاهها بيشتر قضات روحانى هستند. به شرط آن كه طعم عدالت علوى را به مردم بچشانند و همچون اميرالمؤمنين در وقت قضاوت مراقب باشند و به راستى خود را در شفير جهنّم ببينند. مبادا قضاوت ناحق كنند؛ مبادا طبق دستور، حكم صادر كنند!
وَ أقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ؛ در اين آيه انفاق در راه خدا بر نماز و زكات مقدم داشته شده؛ چراكه اگر كسى اهل نماز باشد، بر انفاق كه در وقت خود واجب مىشود، مواظب است.
وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ اِذا عاهَدُوا؛ نشانهى بارز مؤمن، وفاى به عهد است، على الخصوص براى كسانى كه در پيشگاه ملت و در كسوت رئيس جمهور يا نماينده مجلس سوگند مىخورند و با مردم عهد مىبندند. ديگران نيز همين طور. خيلى از مردم در مثل شبهاى قدر با خداى خود پيمان بستند كه ديگر گرد گناه نروند. هر كس چنين پيمانى با خداى خود بسته بر آن وفادار بماند.
كسى كه صادق است، به ديگران تهمت نمىزند، چون تهمت خلاف راستگويى است؛ غيبت نمىكند، چون غيبت نشانهى نفاق است؛ ناسزا نمىگويد، چون ناسزا خلاف صدق و صفا است؛ به نامحرم نگاه شهوت آلود نمىكند، چون اين كار خيانت است. اينها ملزومات يكى بودن زبان و عمل است. كسى كه صادق است نماز مىخواند، چون نماز مطابق فطرت است و كسى كه نماز نمىخواند، از خداى خود تشكر نمىكند و اين خلاف فطرت و صدق است. روزه و اعمال خوب ديگر هم همين طورند.
وَ الصّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ؛ همهى مردم در طول عمر خود به سختىها و گرفتارىهايى مبتلا شده يا مىشوند. هر چه وجههى اجتماعى شخص افزايش مىيابد، بايد صبرش هم بيشتر شود. كسى كه استاندار يك استان يا رئيس يك منطقه بزرگ است و هزاران نفر زير دستش هستند، بايد بداند كه اين هزاران نفر، هزاران سليقه دارند و بايد در مقابل آنان صبر و تحمل به خرج دهد.
در صدمات و خسارتها نيز بايد صبور و شكيبا بود. اگر صبر نباشد آدمى نيكوكار نمىشود.
وَ حينَ الْبَأْسِ؛ از مهمترين زمينههاى آشكار سازى صبر، وقت جنگ است. جناب آقاى موسوى در زمان جنگ صبر زيادى نشان داد. همچنين آقاى كروبى و بسيارى ديگر از زندانىهاى سياسى زحمات بسيارى در زمان امام و زمان جنگ براى مردم كشيدند. نبايد زحمات آنان را فراموش كرد. اگر كسى فكر مىكند خطايى از آنان سرزده، اين خطاى احتمالى در مقابل زحماتشان هيچ است، در حالى كه خطايى هم نكردهاند.
أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ؛ اينها همه نشانههاى صدق و تقوا است كه در اين آيه شمرده شد.
در اين روز عيد به همهى دوستان عزيز سفارش مىكنيم هرگز از رحمت خدا نااميد نباشند؛ اگر بيمارى دارند اميدوار به رحمت خدا باشند. اگر گناهى كردهاند نگويند خدا ما را نمىبخشد! به آمرزش خداوند اميد داشته باشند. خداوند اجر نيكوكاران را تباه نمىكند، خودمان هم سعى كنيم اجر روزهدارى خود را تباه نكينم و از خدا بخواهيم مرتكب گناهان بزرگ نشويم. خود و خانواده خود را از جهات ظاهرى و باطنى به خدا بسپاريد. به درگاه خدا بسيار دعا كنيد و دنيا و آخرت خود را از او بخواهيد.
اميدواريم به حق محمّد و آل محمّد بعد از سه سال آقايان موسوى و كروبى و ديگر زندانيان سياسى آزاد بشوند.













