فطر، دعوت به یکتاپرستی و کمال
چکیده :عيدفطر كه عيدبزرگ مسلمانان است نشانگر اين امتياز بزرگ فرهنگ اسلامي است كه در هرعصري قادر است ميراث انبيا كه همان دعوت به توحيد است را احيا نموده وبراساس آن تحولي اجتماعي به وجود آورد وارزشهاي توحيدي را به جهانيان ارزاني دارد. عيدبزرگ فطر به رغم محتواي ديني يك پديده وحركت اجتماعي وسياسي است كه با ايجاد تحول در ارزشهاي حاكم براجتماع همانگونه كه در حركت امام رضا(ع) به اثبات رسيد درحقيقت اقدامي است در جهت ازبين بردن موانع تكامل و ترقي وحاكميت بخشيدن به ارزشهاي تعالي بخش اسلام....
کلمه- گروه معارف:
توحيد و خدامداري روح دعوت انبيا ومكاتب آسماني است. در محيط و اجتماعي كه شرك و كفر در آن ريشه دوانده و زواياي آن را فرا گرفته باشد، ظلم و ستم وفساد به حاكميت مي رسد و صلح وصدق و صفا مهجور ومنكوب مي شود. ابراهيم خليل كه با شجاعتي كم نظير در مقابل نمرود ايستاد ونداي توحيد سرداد، در واقع مصلحي بود كه براي زدودن جامعه از ظلم وستم و فساد از طريق رواج توحيد قيام نمود. مطابق تصويري كه قرآن مجيد از ابراهيم خليل(ع) ترسيم مي كند آن حضرت با اصرار برتوحيد به دنبال ا صلاح امور جامعه خويش به واسطه تحريك انديشه و وجدان مخاطبانش بود و با آماده ساختن ذهن و دل مخاطبان پيام توحيد را مطرح مي ساخت.
علاوه برحضرت ابراهيم (ع) بيشترين همّ انبياي الهي صرف مبارزه با افكار چندگانه پرستي و شرك شده است و برائت جستن از مظاهر شرك و كفر همواره در دستور كار آنان قرار داشته است. صف بندي مشركان و كافران در مقابل انبيا جبهه اي وسيع و نيرومند بوده و انبيا چون با حق ناپذيري وعناد آنان مواجه شدند، شجاعانه و با پشتكار وجديت مسير دعوت به يكتاپرستي را پيمودند وبه صورت هاي مختلف ومتناسب با شرايط، بيزاري و نفرت عميق خويش را از شرك مشركان وكفر كافران ابراز نمودند.
بطور كلي محور تفكر وانديشه هاي انبياي الهي را توحيد تشكيل مي دهد و آنان به عنوان اسوه موحدان و يگانه پرستان در تاريخ بشر مطرحند.
در سيره تبليغي كليه پيامبران دعوت به توحيد به عنوان استراتژي آنان به وضوح به چشم مي آيد و در آيين اسلام نيز توحيد اولين پايه تكامل و ايجاد شخصيت والاي اسلامي محسوب مي شود.
طبق جهان بيني اسلام توحيد محور كليه عقايد و افعال يك فرد مسلمان است. ناگفته پيداست كه يكتاپرستي اسلامي در روابط محدود بنده با خالق خلاصه نشده و دامنه آن كليه شؤون هستي را در بر مي گيرد و همچون روح كلي بر تمامي پديده ها اعم از فردي و اجتماعي، مادي و غيرمادي سيطره و غلبه دارد.
برپايه اين جهان بيني ، يكتاپرستي اسلامي در روابط اجتماعي رنگ سياسي به خود گرفته وبا مظاهر شرك و كفر درمي افتد ومسلمانان را از اطاعت وانقياد نسبت به نظامهاي استكباري و استبدادي باز مي دارد.
بدين ترتيب اسلام مسلمانان را با وظايف خويش درقبال جامعه آشنا ساخته ومي آموزد كه چگونه رفتاري شايسته مسلماني است.
مكتب اسلام به مقتضاي فرهنگ يكتاپرستي با هرگونه سلطه الحادي و شرك آميز مخالف است و جنبش هاي سياسي واجتماعي بسياري را با انگيزه توحيد عليه نظامهاي مشرك و مستكبر سازمان داده است. بي جهت نيست كه از همان سالهاي اوليه دعوت اسلام درگيري مسلمانان با كفار و مشركين آغاز مي شود و صف بندي هاي ايمان وكفر وشرك به وجود مي آيد.
عيدفطر كه عيدبزرگ مسلمانان است نشانگر اين امتياز بزرگ فرهنگ اسلامي است كه در هرعصري قادر است ميراث انبيا كه همان دعوت به توحيد است را احيا نموده وبراساس آن تحولي اجتماعي به وجود آورد وارزشهاي توحيدي را به جهانيان ارزاني دارد. عيد بزرگ فطر به رغم محتواي ديني يك پديده وحركت اجتماعي وسياسي است كه با ايجاد تحول در ارزشهاي حاكم براجتماع همانگونه كه در حركت امام رضا(ع) به اثبات رسيد درحقيقت اقدامي است در جهت ازبين بردن موانع تكامل و ترقي و حاكميت بخشيدن به ارزشهاي تعالي بخش اسلام.













