سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه سرگشاده یک فعال حقوق سندیکایی در اعتراض به عدم رعایت مقاوله نامه های بنیادین کار در کشور...

نامه سرگشاده یک فعال حقوق سندیکایی در اعتراض به عدم رعایت مقاوله نامه های بنیادین کار در کشور

چکیده :باور ندارید به کارگاه های دوزندگی، بسته بندی و طلاسازی و هریک از هزاران پستوی کارگاه نام، سری بزنید و یا به تاریخ سه روز پس از مصاحبه خود با مهر به روزنامه کار و کارگر نگاه کنید در صفحه سومش که گاه بیانگر درد از دردهای ما است، بخوانید از دستمزد 180 الی 190 هزار تومانی برای یک ماه کارکردن که چه عرض کنم، برای یک ماه جان کندن توسط زنان و دختران این خاک و بوم. ...


عبدالله وطن خواه، از فعالان حقوق سندیکایی و حقوق بنیادین کار، در نامه ای سرگشاده به دبیرکل “مجمع عالی نمایندگان کارگران کشور” برخی از مشکلات جامعه کارگری و تشکل های رسمی کارگری در کشور را بررسی کرده است. این فعال کارگری در نامه خود بر استقلال تشکل های کارگری از دولت و کارفرما و خودسازمان یابی کارگران بر اساس مقاوله نامه 87 سازمان بین المللی کار، “آزادی سندیکاهای و حمایت از حقوق سندیکایی” تاکید کرده است.

متن این نامه به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کارگر نیوز به این شرح است:

آقای آرش فراز دبیر مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران اخیرا ً در مصاحبه ای با مهر مندرج در کار و کارگر شنبه یک تیر 92، از ارائه خدمات فنی به کارگران ایران توسط آی، ال، او سازمان بین المللی کار گلایه کرد که هیأت کارگری اعزامی به ژنو شکایت ایران در این باره را تحویل دادگاه ادارای آی، ال، او داده است، و ضمنا ً مشکل را با آقای گای رایدر مدیرکل سازمان بین المللی کار مطرح نموده است. همچنین خبر داده اند که ایشان در جواب هیأت ایرانی حرف های کلی و ایرادات تکراری تحویل داده اند و ما منتظر پاسخ دادگاه اداری آی، ال، اوهستیم.

سازمان بین المللی کار که منحصرا ً در امور روابط کارگر و کارفرما در سطح جهانی و با مقبولیت عموم دولت های حاکم فعالیت می کند. مقداری از حقوق کارگری را در برابر حقوق کارفرمایی به رسمیت رسانده و همه کشورهای عضو که نزدیک به 200 دولت هستند، این مقدار از حقوق کارگری را به عنوان حقوق حقه پذیرفته اند و باید این مقدار از حقوق را در روابط کارگری و کارفرمایی کشور خود رعایت کنند و هم کارگران تا حدی آزاد بوده و به بخشی از نیازها و خواسته های خود دست یابد.

همانطور که می دانیم دولت ایران از اعضای قدیمی این سازمان بین المللی بوده و قول قرارهای مکتوبی که به نام مقاوله نامه های بین المللی کار شناخته شده است را امضا نموده. اگر از بحث کدام مقاوله نامه را امضا کرده و کدام مقاوله نامه را نپذیرفته خارج شویم و زمان را هدر ندهیم می توانین در باب یکی از پایه ای ترین مقاوله نامه ها که جزء حقوق بنیادین کار شناخته شده است، بحثی مورد نیاز را مطرح نموده و با دامن زدن به آن امید داشته باشیم به یکی از مطالبات کارگری مان دست یابیم.

بدنیست بدانیم مقاوله نامه، همان قول و قرارگذاشتن و آن قول قرار را نوشتن است. گرچه علت اصلی معروفیت مقاوله نامه ها را به شماره هایش نمی دانیم اما شاید این شماره گذاری ها به زمان ارائه طرح و یا تصویب آن مربوط باشد، این مقاوله نامه ها به عنوان بنیانی ترین حقوق بین المللی کار شناخته می شوند، از آن جمله مقاوله نامه های شماره 87 و 98 و 111 و 138 از معروفیت و عملکردی پایه ای تر برای کارگران برخوردارند.

مقاوله نامه شماره 138 درباره حداقل سن اشتغال است که معنای آن برای ما کارگران ایرانی می شود ( لغو کار کودکان یا همان ماده 79 قانون کار خودمان) که کار کودکان را نفی می کند. همه دوست داریم کودکان بازی کنند و کودکی تا….

مقاوله نامه شماره 111 درباره عدم تبعیض در مورد کارگران است و معنای ماده 1 بند الف و الی آخرش برای ما کارگران ایرانی می شود ( دریافت دستمزد برابر در ازای انجام کار برابر، بدون در نظر گرفتن زن یا مرد بودن، شهری یا روستایی بودن، سنی یا شیعه بودن و یا هر اختلاف دیگر). مقاوله نامه شماره 98 درباره حق تشکل و مذاکره دسته جمعی است.

اما مقاوله نامه 87، اصلی ترین و مناقشه برانگیزترین مقاوله نامه سازمان بین المللی کار برای ما کارگران ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران و آی، ال، او همین قرارداد بین المللی یا مقاوله نامه 87 می باشد. به دلیل حاکمیت اقتصادی با ماهیت دلالی و رانتخوار و غیرمولد و غیرصنعتی در جامعه ما، ایران، نیازمندیم این مقاوله نامه را کمی کامل تر نقل کنیم تا شاید کمی بهتر به دلخوری آقای فراز از بهانه گیری آقای رایدر و عدم ارائه خدمات فنی توسط سازمان جهانی کار به ایران پی ببریم. مقاوله نامه 87 درباره آزادی ایجاد تشکل های کارگی یا اتحادیه ای کارگری و کارفرمایی با هر نام و نشان توسط کارگران یا کارفرمایان است، بدون اخذ اجازه از دولت ها و حاکمان. در متن این مقاوله نامه آمده است: ماده 2- کارگران و کارفرمایان بدون هیچ گونه امتیاز بر طبق تمایل خود و بدون اجازه قبلی اقدام به تشکیل سازمان هایی به میل خود نموده و یا به این سازمان ها بپیوندند، به شرط اینکه اساسنامه های آن سازمان را رعایت کنند. همچنین در ماده 3-1 می خوانیم: سازمان های کارگران و کارفرمایان حق دارند اساسنامه و آین نامه های اداری خود را تدوین و نمایندگان خویش را آزادانه انتخاب و اداره امور و فعالیت خود را تنظیم و برنامه های عملی خود را اعلام دارند.

ماده 3-2: مقامات دولتی باید از هرگونه مداخله ای که ممکن است این حق را محدود یا مانع اعمال قانونی آن باشد خودداری نمایند. ماده 4: سازمان های کارگران و کارفرمایان را نمی توان از طریق اداری منحل یا توقیف نمود.

ما کارگران در ایران بر طبق قانون کار اجازه تشکیل سه شکل از تشکل های کارگری را داریم؛ 1- شورای اسلامی کار، 2- نماینده کارگری، 3- انجمن های صنفی.

جناب آقای آرش فراز دبیرکل مجمع عالی نمایندگان کارگران ایران است و جناب آقای یاراحمدیان رئیس هیات مدیره این نهاد، و بهانه من برای نگارش این نامه حسب الظاهر مصاحبه ذکرشده جناب آقای فراز است که در ابتدای این مقاله آورده ام.

پس با عرض سلام، سلامی که به دلیل نیاز، برای بیان و ساختن بستر بحث، دیرتر از عرف و ادب اعلام می شود، آغاز می کنم.

جناب آقای فراز، با آنکه اخیرا ً به دبیرکلی مجمع عالی منصوب شده اید اما می دانم که سال ها است دغدغه کارگران با شما است و شما سال ها پی جوی مسائل کارگری بوده و مطالبی نیز در این باب دارید، پس باید چرایی های بهانه گیری های آقای گای رایدر برایتان روشن باشد و بدانید چرا در مجامع جهانی دولت جمهوری اسلامی ایران به چالش کشیده می شود.

جنابعالی به عنوان دبیر یکی از سه شکل قانونی و پذیرفته شده تشکیلات کارگری در ایران واقف و آگاه هستید ما کارگران در ایران دانایی و اطلاعات مان محدودتر از آن است که باور کنید، زیرا اگر غم نان مجالی دهد که چیزی بخوانیم یا چیزی بشنویم، اگر که آن را در ذهن و دل نشانیم قطره ای از دریا است. چراکه اصل بر بی اطلاع گذاشتن کارگران است، آن هم در عصر اطلاعات و ارتباطات، با اطلاع رسانی قطره ای یا قطره چکانی.

عزیز شما مصاحبه می کنید و گله مند از رفتارهای آقای گای رایدر، خبر می رسانید که هیات نمایندگی شکایتی را به اداره سازمان داده، اما از چرایی ماجرا چیزی به زبان نمی آورید.

پس یا فکر می کنید کارگران زیر مجموعه آن نهاد کارگری که شما به آن منتسب هستید، آگاه به امورهستند و شما نیازی به زیاده گفتن نمی بینید. یا خود خبر از چرایی ها ندارید. یا با خبرید و چون بسیاری از مسؤلین و مقامات! کارگران را خارج از حلقه نیازمندان این دانایی می دانید.

به هرحال چون متن مقاوله نامه 87 را آورده ایم و خوانده ایم اینک بیشتر توانایی آن را خواهیم داشت تا درحد توان کارگریمان یاری کنیم که دلخور از رفتار گای رایدرها نباشید، با آنکه گفتیم: نمی دانیم و در این آفتاب تموز سرمایه داری، اطلاعات قطره چکانی شده آقایان به کام کس نرسیده بخار می شود و باز ندانستن همزادی می شود برای کارگران!

همانطور که خواندید در متن مقاوله نامه 87 بر آزادی کارگران برای ایجاد تشکل دلخواه و تدوین اساسنامه و آئین نامه توسط خود کارگران تاکید شده و تنها شرط برای عضویت، پذیرفتن اساسنامه هر تشکلی توسط کارگران است و باز تاکید شده دولت ها با تصویب هیچ قانونی نمی توانند تشکل کارگری را منحل کنند، یا کارگران را به دلیل عضویت در این تشکل ها مورد پیگرد و آزار قراردهند و یا وادار به پذیرفتن تشکلی و خروج از تشکلی دیگر کنند و آمده که دولت حتی حق دخالت در امور داخلی تشکل کارگری را ندارد. جناب فراز شما همین چهارپنج خط آخر را دوباره بخوانید و با شرط زیستی هر سه تشکل کارگری ایران مقایسه کنید، همین.

حالا چند اسم خالی برایتان ردیف می کنم، 1-….، 2-….، 3-….، 4-…. و 5…. .

آقای فراز می دانم که می دانید کارگرانی از این دست همین پنج نفر نیستند، این اسامی خالی برای من و شما انباشته از هزاران قصه واقعی و تلخ اند و بیانگر هزاران درد ناگفته برای آقای گای رایدر بیگانه و غیر هموطن، که بهتر از من و شما و هزاران هموطن دیگرمان آنان را می شناسد و چون جهان این کارگران نام برده شده را می شناسد، ایشان نیز مجبورند درباره هیآت نمایندگی ایران و جایگاه واقعی اش، شک کنند و هرسال زیرفشار حقایقی، حدی از دلخوری را به شکلی بروز داده و جواب سربالا بدهند و حرف تکراری به قول شما بزنند.

جناب فراز اگر آقای گای رایدر اینجا بود و به کارگاه های بسیاری که زنان و دختران ما در آن کار می کنند سری می زد اوج فاجعه دردناکی را لمس می کرد که اصلا ً پذیرفتنی نیست، حتی اگر مقاوله نامه ای با شماره 111 وجود نداشت.

آقای فراز مادرم، همسرم و دخترم بشتر از من در فضای مه آلود و مسموم کار می کنند و دستمزدی به مراتب پایینتر از حد تصور دریافت م یکنند.

باور ندارید به کارگاه های دوزندگی، بسته بندی و طلاسازی و هریک از هزاران پستوی کارگاه نام، سری بزنید و یا به تاریخ سه روز پس از مصاحبه خود با مهر به روزنامه کار و کارگر نگاه کنید در صفحه سومش که گاه بیانگر درد از دردهای ما است، بخوانید از دستمزد 180 الی 190 هزار تومانی برای یک ماه کارکردن که چه عرض کنم، برای یک ماه جان کندن توسط زنان و دختران این خاک و بوم.

آقای فراز خروش ملی و حماسی هم میهنانم در خلق بهار، بهاری بی جنگ وجدال و دست رد زدن به سینه همه نا اهلانی که مردم میهنم را خودی و غیرخودی می شناختند و می شناساندند، درد دل من کارگر هم گل امید کاشت، گلی که در این کویر افتراق، بی عمل، آبیاری نمی شود و به غنچه نخواهد نشست و نشکفته پرپر می شود و آب به آسیاب دشمنان یکپارچگی میهنم که در راس شان نظام سرمایه داری آمریکا است، خواهد ریخت.

آقای فراز این انتخاب ملت ایجاب می کند به سهم خود گامی بلند در راستای اتحاد و یکدلی کارگران برداشته شود و این مهم در این اختلاف نظر و اختلاف آبشخور جریانات کارگی از آنچه می اندیشیم مهم تر است. اگر از غرالی طبقاتی در پالایش و اتحاد بهره مند شویم و بازی خودی و غیرخودی را راه ببندیم و از همین تعریف و معنای آورده شده در ماده دوم قانون کار استفاده کنیم، می توانیم بدانیم که کارگریم و بپرسیم چه داریم؟ چه مطالباتی را دست به نقد بیان کنیم و ….

در یک کلام استراتژی و تاکتیکمان چه باید باشد، تا چتری و سایبانی درخور، کارگران ایران داشته باشیم در شعله بی رحمانه جهنم سرمایه سودپرست و سیری ناپذیر.

جناب فراز تا وقتی مجموعه نمایندگان کارگری قبل از انتخابات شش پرسش از نامزدهای ریاست جمهوری می پرسند و بعد از انتخابات مجموعه شوراهای اسلامی کار شش درخواست بهتر از سؤالات شما از رئیس جمهور منتخب دارند، همه تلاش و جبهه ها یک شبه ساخته برای رأی آوری و ورود به شورای شهر و یا هر آرمان و خواست دیگری را به ثمر رساندن، بی ثمرتر وابتر از آنی خواهد شد که گمان می کنید.

شاید نخستین دلیل این شکست ها برنخاستن این حرکات از درون بدنه کارگی موجودتان باشد، یعنی قبل از نشر شش پرسش از نامزدهای ریاست جمهوری به دلیل هراس مدیران نشسته در راس تشکل کارگری و شاید بی اعتقادی آنان به شم طبقاتی کارگران، از آنان پرسیده نمی شود، و یا بی تعارف بگویی به آنان گوش داده نمی شود وگرنه دسی بل فریاد کارگران رساتر از آن است که شنیده نشود.

جناب فراز، چگونگی برآوردن یک تشکل کارگری(فرمایشی یا خودساختگی)آن ، شاید برای بسیاری معیار و ملاک انحصاری برای سنجش ماهیت آن باشد، مثل آنانی که با پیاده نظام دانستن کارگران قصد پیش انداختن دعوای سواری خوردن بر دوشمان را دارند، و امروزه روز فقط رنگشان سرخ نیست و طیف متنوعی از رنگ های سرخ و سبز و غیره اند.

علیرغم درستی این ملاک، حقیقت انکارناپذیر کارگران است در هر تجمعی و با هر نامی که در نهایت پیش برنده منافع جمعی و طبقاتی خود خواهند بود، پس نباید دل خوش داشت که همیشه می شود مدیریت و راهبری کرد، خود دعوت کردگان کارگر را شاقول وجودی کارگریمان در جوامع طبقاتی چنان درک و شم طبقاتی ارزانیمان داشته که کوچکترین ریزمغزی های منافع طبقاتیمان را در خروارها حرف و عمل دیگران پیدا می کنیم.

آقای فراز دوست داریم هرکسی با نام ما حرف می زند یا از طرف ما می گوید آنی بگوید که ماحصل بحث و خرد جمعی حتی اگر شخصا با آن مخالف باشیم، قابل تحمل تر است تا بیانگر منافع فرادستی خود باشند با نام ما و حتی اگر خرد جمعی به خطا برود عیبی ندارد زیرا جمع در حرکت جمعی خود صیقل می خورد و ذاتا رو به پیش خواهد داشت.

جناب فراز همانطور که گفته شد مردم میهنمان با خلق این حماسه چنان مهیبی به همه مسؤلان زد که همه ناچار پنبه از گوش درآورده و آماده همکاری اند پس دنگ جایز نیست و باید برای برخورداری بیشتر کارگران از مواهب زندگی و زیستنی انسانی و درخور تلاش کنیم و در درجه اول اتحاد همه کارگران ایران را مد نظر قراردهیم و بستر سازی ها لازم را با نظرسنجی و کمک از خود کارگران فراهم سازیم که بتوانیم از تصویب لوایح ضد کارگری که در مجلس من


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.