مرخصی دائمی برادر حسین!
چکیده :من اگر اختیاری داشتم، حال که همه چیز آشکار شده و برخلاف تحلیل برادر حسین! نقش و وزن آیت الله هاشمی درعرصه انتخابات و نیز اقبال عموم مردم نسبت به ایشان برهمگان روشن شده است، به برادرحسین بابت زحمت و دقتی که درارائه این تحلیل دقیق پیامبر گونه! و تحلیلهای دقیقتر! قبلی کشیده است، به او درموسسه کی؟ هان! تا پایان عمر مرخصی میدادم تا درکنار جناب احمدینژاد و مشایی و رحیمی بنشیند و حال معافیت! و مرخصیش را ببرد!...
کلمه- غلامعلی رجایی:
این روزها که یادداشت چهارشنبه گذشته عجیب وغریب حسین آقای شریعتمداری نماینده – متاسفانه! – ولی فقیه وسرپرست موسسه کی؟ هان! را در باب رهنمود ایشان به نمایندگان در مورد فهرست اعضای پیشنهادی کابینه دکتر حسن روحانی میخواندم که چنین افاضه فرموده است:
«بزرگترین خدمت مجلس شورای اسلامی به ملت و رئیس جمهور منتخب، آن است که فهرست اعضای پیشنهادی کابینه را به نفع مردم و در جهت خواست و رغبت واقعی دکتر روحانی تغییر داده و اصلاح کند. این دقیقا همان انتظاری است که دکتر روحانی از نمایندگان مردم دارد ولی به دلیل پارهای از ملاحظات و رودربایستیها نمیتواند این خواسته قلبی خود را با صراحت و به طور علنی ابراز کند!»
و در ادامه رهنمود خود به مجلس چنین تکلیف فرموده است:
«اکنون نوبت مجلس شورای اسلامی و نمایندگان مردم است که به وظیفه قانونی و تکلیف اسلامی، انقلابی و مردمی خود عمل کنند و کابینه دولت جدید را از حضور اصحاب وطنفروش فتنه ۸۸ پاکسازی کرده و از این طریق علاوه بر کمک به رئیس جمهور منتخب و خدمت به مردم شریف این مرز و بوم، دستهای آلوده مثلث آمریکا، اسرائیل وانگلیس را که در پوشش اصحاب فتنه به سوی کابینه جدید دراز شده است، با قاطعیت قطع کنند».
با خود اندیشیدم که اگر ختم نبوتی در کار نبود و احمدینژاد میتوانست بقول بعضی پاچه خواران دولت الحمدلله رفتهاش! در عداد پیامبران – البته از نوع…!! – باشد، چرا این برادر حسین با این پیشگوییها و طرّهای اندیشهاش نتواند پیامبر بشود و باشد؟ ا
از پریروز که این یادداشت برادرحسین! را در روزنامه کی؟ هان! دیدم با خود گفتم این برادر حسین باید پیامبر میشد. باور نمیکنید؟ بیایید یک یادداشت وی را در دو ماه قبل در کی؟ هان! با هم مروری کنیم تا شما نیز در این گفته با من هم پیمان بشوید.
مگر این همان برادر حسین نیست که در ایامی که شایعه ثبت نام آیت الله هاشمی مطرح شده بود در یادداشتی در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ماه باعنوان «شکایت آیت الله!» از تشویق آیت الله هاشمی برای ثبت نام توسط برخی!! مقامات امریکایی و اروپایی و رسانهای خارجی! چنین نوشت:
«علاوه بر اصرار اصحاب وطنفروش فتنه ۸۸، برخی از مقامات و مراکز آمریکایی و اروپایی نیز ایشان- آیت الله هاشمی- را برای نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم تشویق و ترغیب میکردند!! رسانههای خارجی در تفسیر و تحلیلهای پی در پی و با توهم پراکنی درباره آماده بودن زمینهها برای نامزدی و نهایتا پیروزی ایشان، آقای هاشمی را به کاندیداتوری تشویق میکنند.»
و با طعنه عدم طرح اقبال مردم به هاشمی نوشت که:
«در این فاصله چند گروه مختلف…… به دیدار آقای هاشمی میروند و با سخنان تکراری و مشابه از آمادگی جامعه برای پذیرش ریاستجمهوری ایشان خبر میدهند و اینکه مردم از آقای هاشمی انتظار دارند به عنوان منجی وارد گود شود!»
و مراکز امریکایی و اروپایی را خوشحال از احتمال ثبت نام آیت الله دانست:
«نکته درخور توجه اینکه تمامی جریانات داخلی و خارجی یاد شده و مراکز استراتژیک آمریکایی و اروپایی از کاندیداتوری آقای رفسنجانی با کلید واژههای مشابهی نظیر «آخرین پنجره»! «آخرین شانس»! «فرصت غیرقابلتکرار»!، «بازیآخر» و مانند آن یاد میکنند و…»
و بعد انگار ذوق زده از کشفی بزرگ در تحلیلی متقن! آورد:
«و سرانجام آقای هاشمی رفسنجانی تحت تاثیر عوامل یاد شده و مخصوصا اصرار نزدیکان خود که از یکسو با اصحاب فتنه در ارتباط پیوسته هستند و از سوی دیگر آقای هاشمی بارها نشان داده است تاب مقاومت در برابر اصرار آنها را ندارد، تسلیم میشود و چند روز قبل از ثبتنام، موافقت خود را اعلام میکند و بدین ترتیب «قربانی» برای قربانی شدن چند باره- و این دفعه برای آخرین بار- آماده میشود!»
و با ارائه جزئیات مذاکرات جلسه خصوصی اصلاح طلبان و خاتمی در باب قربانی کردن! هاشمی به نفع خود! با بیان شدت زاید الوصف خوشحالی خاتمی از اعلام آمادگی هاشمی برای ثبت نام دراین جلسه نوشت:
«آقای خاتمی در حالی که از خوشحالی در پوست خود نمیگنجد، خبر اعلام آمادگی آقای رفسنجانی را به نشستی که به طور پیدرپی با حضور تعدادی محدود از اصحاب فتنه و بدون حضور آقای هاشمی تشکیل میشود میرساند و در همان نشست تصمیم گرفته میشود که…»
به این استناد که قطعا برمبنای امر قانونی!! شنود از جلسات داخلی اصلاح طلبان میباشد – که البته امری عادی برای… است! – بیشتر دقت کنید.
انگار مخبر برادر حسین! درجلسه نشسته و ریز مذاکرات جلسه را نوشته است:
“آقای «م» میگوید: باید حمایت اصلاحطلبان از هاشمی به گونهای باشد که گروههای اصلاحطلب مخالف ایشان انگیزه بیشتری برای فعالیت به نفع نامزدی وی را داشته باشند و جای اصلاحطلبان را در این حرکت خالی احساس نکنند. آقای «م» میافزاید؛ حمایت پررنگ اصلاحطلبان از هاشمی، این تلقی را نیز پدید میآورد که اصلاحطلبان- منظورش اصحاب فتنه است و نه همه اصلاحطلبان- مجوز ورود به نظام را یافتهاند! در پی این تذکر، تصمیم گرفته میشود که از نامزدی آقای رفسنجانی با عنوان گزینه هاشمی- خاتمی یاد شود. تصمیمهای اتخاذ شده در آن نشست بلافاصله به تیم رسانهای فتنه در داخل و خارج کشور ابلاغ میشود و فردای آن روز آقای خاتمی در مصاحبهای این جمله از قبل توافق شده را مطرح میکند که» خدا کند هاشمی بیاید!”
و بعد خبر از تسلیم هاشمی در برابر نزدیکان و اصحاب فتنه میدهد و نتیجه میگیرد:
“سرانجام آقای هاشمی رفسنجانی تحت تاثیر عوامل یاد شده و مخصوصا اصرار نزدیکان خود که از یکسو با اصحاب فتنه در ارتباط پیوسته هستند و از سوی دیگر آقای هاشمی بارها نشان داده است تاب مقاومت در برابر اصرار آنها را ندارد، تسلیم میشود و چند روز قبل از ثبتنام، موافقت خود را اعلام میکند و بدین ترتیب «قربانی» برای قربانی شدن چند باره- و این دفعه برای آخرین بار- آماده میشود!”
همه اینها در حالی است که در ابتدای این یادداشت از قول آیت الله هاشمی اظهاری عجیب و غریب و بدون ذکر منبع و اینکه ایشان این اظهارات را کی و کجا گفته است، میآورد که ایشان گفته است:
“معتقدم رئیس جمهور شدنم خلاف شرع و به زیان نظام خواهد بود.”
حقیقتا باید گفت نقل این اظهارات از قول آقای هاشمی بدون ذکر سند از آن شاه کارهای! کی؟ هان! ی است!
و سرانجام در تحلیلی عجیب و غریب که اکنون که حقیقت نادرستی آن بر همه آشکار شده است و وزن آیت الله هاشمی در عرصه انتخابات برکی؟ هان! و غیر کیهانیان! آشکار شده است، حتی مرغ پخته را هم از تعجب به خنده و آواز در می آورد، نتیجه میگیرد:
“بنابراین با استناد به مختصات صحنه کنونی میتوان بدون کمترین تردیدی گفت؛ اصحاب فتنه و مدیران بیرونی آنها برای هاشمی یک بازی دو سر باخت تدارک دیدهاند.”
و با تکیه به اسناد و شواهد موجود خود نتیجه عجیب وغریبی میگیرد:
“شواهد موجود و برخی اسناد که کیهان به آن اشاره داشته است حکایت از آن دارد که مجموعه مشترک دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها در پی قربانی کردن آیتالله هاشمی بودهاند و از این روی عدم احراز صلاحیت ایشان از سوی شورای نگهبان را میتوان اقدامی در جهت نجات آیتالله رفسنجانی از دام خطرناکی دانست که برای ایشان تدارک دیده بودند.”
این فراز آخر یادداشت برادرحسین انصافا خیلی خواندنی است آنجا که برادرحسین به شورای نگهبان ارائه رهنمود میکند که به وظیفه الهی خود عمل کنند و با استناد به اسناد و دلایل قانونی!! آیت الله تسلیم شده و فریب خورده توسط اطرافیان و اصلاح طلبان را رد صلاحیت کند و وی را از دامی حطرناک که فقط برادر حسین آن را میبیند ولی آیت اللهی که به اندازه سن او کار سیاسی کرده است! آن را نمیبیند، نجات دهد:
“و اما، در این میان وظیفه الهی، خطیر و سنگینی بر عهده شورای محترم نگهبان است. این وظیفه خطیر در یک کلمه نجات آیتالله هاشمی رفسنجانی از دام خطرناکی است که دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها پیش پای ایشان پهن کردهاند. شورای محترم نگهبان اسناد و دلایل قانونی قابل توجهی برای رد صلاحیت ایشان در اختیار دارد و با استناد به آن میتواند چرخه فریبی که برای وی تدارک دیدهاند را مختل کند.”
این قسمت را انصافا با دقت تامل کنید:
“حالت آقای هاشمی را بعد از پایان این بازی دو سر باخت در نظر بگیرید،”
بعد پیامبرانه! از مکنونات قلبی بعدی! و آرزوی! آیت الله پس از دریافت خبر رد صلاحیت خود خبر میدهد و مینویسد:
“آیا به ایشان حق نمیدهید که آرزو کند کاش نامزد نشده بود و یا کاش شورای نگهبان صلاحیت وی را احراز نکرده بود؟! تا از این دام نجات پیدا میکرد؟”
این فراز انصافا دیگر شاهکاراست که برادر حسین در ایفای نقش رهنمود بخش خود مدعی میشود که آقای هاشمی در صورتی که صلاحیت وی تایید شود، حق دارد:
“آیتالله هاشمی در صورت احراز صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان حق دارد فردای قیامت از اعضای محترم این شورا شکایت کند که چرا ایشان را از دامی که پیش روی او گسترده بودند، نجات ندادهاند؟!”
این همان برادرحسین است که در سال ۸۸ وقتی خواهرزاده جناب مهندس موسوی به هنگام شرکت در راه پیمایی ترور شد – که ۴ سال است متاسفانه حکومت انگار نه انگار که این خون بناحق برزمین ریخته شده است! – با.. تمام ادعا کرد موسوی برای اینکه چند روز بیشتر بر روی آنتن رسانهها باشد و از یادها فراموش نشود، خواهرزاده خود را به کشتن داده است!
من اگر اختیاری داشتم، حال که همه چیز آشکار شده و برخلاف تحلیل برادر حسین! نقش و وزن آیت الله هاشمی درعرصه انتخابات و نیز اقبال عموم مردم نسبت به ایشان برهمگان روشن شده است، به برادرحسین بابت زحمت و دقتی که درارائه این تحلیل دقیق پیامبر گونه! و تحلیلهای دقیقتر! قبلی کشیده است، به او درموسسه کی؟ هان! تا پایان عمر مرخصی میدادم تا درکنار جناب احمدینژاد و مشایی و رحیمی بنشیند و حال معافیت! و مرخصیش را ببرد!













