سه پیشنهاد سیدمصطفی تاجزاده به رهبری
چکیده :انتظار مهم و فوری از رهبر آن است که صدا و سیما را هرچه سریعتر از وضعیت تک گویی خارج کند. در یک نظام جمهوری اعم از اسلامی یا غیراسلامی، رادیو-تلویزیون باید منعکس کننده صدا و دیگاه تمام گرایشهای فکری و سیاسی باشد که حاضرند در چارچوب قانون فعالیت کنند. هیچ نظام دموکراتیکی رادیو-تلویزیون مجیزگوی حاکم و تحقیر کننده منتقدان را برنمی تابد چرا که چنین وضعیتی سزاوار رژیمهای استبدادی است. امید است با تذکر قاطع رهبری، بعد از این امکان نقد عملکرد قوای سه گانه و همه نهادهای لشکری و کشوری در صدا و سیما فراهم شود. ...
سیدمصطفی تاجزاده در آخرین پیام خود از زندان اوین برای بهبود وضعیت کشور سه پیشنهاد به رهبری ارائه داده است.
به گزارش کلمه، معاون زندانی وزیر کشور دولت سیدمحمد خاتمی در یادداشت خود آورده است: انتظار مهم و فوری از رهبر آن است که صدا و سیما را هرچه سریعتر از وضعیت تک گویی خارج کند. در یک نظام جمهوری اعم از اسلامی یا غیراسلامی، رادیو-تلویزیون باید منعکس کننده صدا و دیگاه تمام گرایشهای فکری و سیاسی باشد که حاضرند در چارچوب قانون فعالیت کنند. هیچ نظام دموکراتیکی رادیو-تلویزیون مجیزگوی حاکم و تحقیر کننده منتقدان را برنمی تابد چرا که چنین وضعیتی سزاوار رژیمهای استبدادی است. امید است با تذکر قاطع رهبری، بعد از این امکان نقد عملکرد قوای سه گانه و همه نهادهای لشکری و کشوری در صدا و سیما فراهم شود.
متن یادداشت سیدمصطفی تاج زاده که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
عزم دکتر روحانی برای تشکیل کابینهای شایسته سالار و استفاده از چهرههای کاردان همه جناحها به این انتظار به حق دامن زده است که دیگر نهادهای لشکری و کشوری و به ویژه رهبری نیز فراجناحی عمل کنند. به گونهای که بعد از این دیگر ۹۰% منسوبان ایشان از اصولگرایان نباشند و تنها ۱۰% آنان اصلاح طلب یا مستقل به شمار روند! در حقیقت جایگاه رهبری ایجاب میکند که پیشتاز انتصاب نیروهای شایسته از همه گرایشهای فکری و جناحهای سیاسی باشد تا دیگران نیز تنگ نظری را کنار بگذارند. برای مثال هفته آینده آقای روحانی ریاست شورای عالی امنیت ملی را به عهده خواهد گرفت و علی القاعده باید فرد دیگری به عنوان نماینده ولی فقیه در آن شورا منصوب شود. پیشنهاد میکنم که رهبری، جناب آقای ناطق نوری را جایگزین آقای روحانی کند چرا که وی ۴ سال وزیر کشور بود و ریاست امنیت کشور را به عهده داشت. بعد از آن نیز ۸ سال به عنوان رئیس مجلس عضو ثابت شورای عالی امنیت ملی بود. انتصاب ایشان تقریبا همه فعالان سیاسی اعم از اصلاح طلب، اصول گرا و مستقل را خشنود خواهد کرد. افکار عمومی نیز آن را نشانه حسن ظن رهبر به دولت جدید و حمایت عملی از آن ارزیابی میکنند ضمن اینکه چنین انتصابی بر اعتبار شورای مزبور نیز خواهد افزود.
انتظار مهم و فوری دیگر از رهبر آن است که صدا و سیما را هرچه سریعتر از وضعیت تک گویی خارج کند. در یک نظام جمهوری اعم از اسلامی یا غیراسلامی، رادیو-تلویزیون باید منعکس کننده صدا و دیگاه تمام گرایشهای فکری و سیاسی باشد که حاضرند در چارچوب قانون فعالیت کنند. هیچ نظام دموکراتیکی رادیو-تلویزیون مجیزگوی حاکم و تحقیر کننده منتقدان را برنمی تابد چرا که چنین وضعیتی سزاوار رژیمهای استبدادی است. امید است با تذکر قاطع رهبری، بعد از این امکان نقد عملکرد قوای سه گانه و همه نهادهای لشکری و کشوری در صدا و سیما فراهم شود. نه اینکه صرفا دولت مورد نقد قرار گیرد اما هیچ فرد و گروهی اجازه نیابد تا در صدا و سیما عملکرد قوه قضائیه، شورای نگهبان، فرماندهان نظامی، مجلس خبرگان، نیروی انتظامی، نمایندگان ولی فقیه در مراکز استانها، دانشگاهها و دیگر نهادها را مورد نقد و ارزیابی قرار دهد. روشن است که نهاد رهبری نیز از این حکم عقلی و حقوقی نباید مستثنی شود. اگر این ادعا درست است که نقد همه جانبه قوه مجریه به سود کشور و مردم است که سخن درستی است و دولت باید از آن استقبال کند، پس این حکم درباره تمام نهادهای دیگر هم باید صادق باشد و جاری شود. در غیر این صورت باید به این سوال بسیار مهم پاسخ داد که طبق کدام موازین شرعی، قانونی و اخلاقی میتوان و باید عملکرد رئیس دولت را که هم صلاحیتش تأیید شده و هم از اقبال و رأی اکثریت مردم بهرهمند است و نیز عملکرد هیأت دولت نقد شود اما عملکرد شورای نگهبان هرگز؟ معلوم است که بحث من درباره تمکین از آراء و تصمیمات نهادهای حکومتی نیست که در آن زمینه هم نباید با معیار دوگانه اقدام کرد. بلکه سخن از عملکرد و تصمیمهای قوا و نهادهای مختلف است. به همین دلیل پیشنهاد میکنم که با پایان یافتن دوره مدیریت کنونی، رهبری کسی را به ریاست صدا و سیما منصوب کند که علاوه بر آنکه بتواند این سازمان فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و بین المللی را اداره کند، به تضارب اندیشهها معتقد بوده و قادر به جلب همکاری شخصیتهای توانمند و صاحب نظر از همه جناحها باشد.
در ناکارآمدی تک صدایی در صدا و سیما همین بس که اکثریت رأی دهندگان در ۲۴ خرداد چهرهای را برگزیدند که در ۸ سال گذشته مورد شدیدترین نقدها و حتی اهانتها توسط آن سازمان قرار داشت. بدون آنکه حتی برای یک بار تأکید میکنم حتی برای یک بار به او اجازه دفاع از عملکرد خود داده باشند. به باور من رادیو-تلویزیون تک صدا در عصر ارتباطات و ماهواره و اینترنت و تلفن همراه، حتما به اندازه غنی سازی اورانیوم توسط یک دختر ۱۳ ساله در زیرزمین منزلش کارآیی دارد و میتواند پاسخ گوی نیازهای امروز و فردای میهن و آئین و مردم باشد.
پیشنهاد آخر من در مورد «خاص» کیهان است و مایلم توجه رهبر را به این نکته جلب کنم که دفاع مطلق و آشکار و پنهان از راهبرد آن روزنامه و شخص مدیر مسئول آن، همان پیامدی را دارد که حمایت تمام عیار آقای احمدینژاد از رئیس دفترش داشت. یعنی نارضایتی کثیری از دوست داران و علاقمندان ایشان به قیمت پشتیبانی از یک نفر. آن هم فردی که بزرگترین رسالت خود و قلم خود را دامن زدن به تفرقه و کینه و نفرت میداند. و میان اهالی فرهنگ و هنر و ادب و نیز نزد اصحاب مطبوعات بسیار بدنام است. امیدوارم رهبری در این زمینه نیز اقدام مناسب را معمول دارد. به گونهای که جامعه اثر آن را در روزنامهای که به طور «خاص» منتسب به ایشان است، مشاهده کنند.













