“باخت” برای همه با احمدی نژاد، “برد” برای همه با روحانی
چکیده :مهندس موسوی دارای پیشینه چپ اسلامی بود اما در دوره های سازندگی و اصلاحات و نیز دولت اول آقای احمدی نژاد حاشیه نشین سیاست بود. او در این مدت با حکم رهبری عضو مجمع تشخیص مصلت نظام و مشاور ایشان در موضوع انرژی هسته ای بود. به همین دلیل موقعیت سیاسی وی به گونه ای بود که علاوه بر اصلاح طلبان بخشی از اصولگرایان که از احمدی نژاد فاصله گرفته بودند نیز او را قبول داشتند. در آن یادداشت استدلال شده بود که چگونه انتخاب احمدی نژاد علاوه بر اصلاح طلبان، برای رهبری نظام، بخش بزرگی از اصولگرایان و حتی خود احمدی نژاد "باخت" محسوب می شود و چگونه انتخاب موسوی "برد برای همه" به حساب می آید. ...
علی شکوری راد
انتخاب آقای روحانی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نتیجه ای برد- برد بود. معنای آن این است که انتخابات بازنده نداشته است. این نتیجه گیری عمومیت دارد اما مطلق نیست .در عرصه داخلی افراطیون بحران زی بازنده انتخابات بودند. افراطیون وقتی میدان دار شوند عقلا و نخبگان به حاشیه رانده می شوند و وقتی عقلا و نخبگان به میدان بیایند ناگزیر به حاشیه می روند. آنها پس از هشت سال میدان داری اکنون باید به حاشیه بروند. اگرچه از نگاه عاقبت اندیشان این اتفاق برای آنها نیز خیر است اما از آنجا که خودشان آن را خیر نمی دانند ممکن است از نگاه خودشان تعبیر شود که بازنده هستند. در عرصه خارجی نیز تردیدی نیست که یک بازنده اصلی وجود دارد و آن اسرائیل است که صدای واویلایش گوش فلک را کر کرده است.
پایگاه اصلی حسن روحانی راست سنتی بوده است. او عضو جامعه روحانیت مبارز بوده و اکنون نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی و با حکم ایشان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است ولی در گذر ایام و سیر تحولات سیاسی در جایگاه راست مدرن و میانه قرار گرفته است. او تا پیش از انتخابات از یک سو بدلیل هویت و پیشینه راست مورد پذیرش اصلاح طلبان نبود و از سوی دیگر بدلیل فاصله گرفتن از هسته مرکزی راست مورد تایید آنها قرار نداشت و به تعبیری دارای موازنه منفی نسبت به هر دو جناح اصلی جامعه بود. اما شرایط به گونه ای پیش رفت که اکنون در موقعیت موازنه مثبت بین این دو جناح قرا گرفته است و هر دو جناح از انتخاب او احساس پیروزی می کنند.
این یک تجربه مثبت در تاریخ سیاسی معاصر و اولین از نوع خود است. نقش اساسی در پیش برد این سناریوی هوشمندانه بر عهده ی آقای خاتمی بوده است و آقای هاشمی نیز با درایت و هوشمندی نقش مکمل و تعیین کننده ای را عهده دار شد. در دیدار اخیری که خدمت آقای هاشمی بودیم وقتی یکی از دوستان از نقش برجسته ایشان در انتخابات تجلیل کرد، ایشان با فروتنی یادآور شدند که نقش محوری بر عهده ی آقای خاتمی بوده است. این دومین بار بود که این تاکید را از ایشان می شنیدم. البته ادعای من این نیست که این سناریو از ابتدا به همان نحو که پیش رفت طراحی شده بود اما تقوا و درایت سیاسی آقای خاتمی و میدان داری تمام عیار ایشان در این انتخابات موجب بروزچنین نقش برجسته ای شد.
امروز همه به جز افراطیون خرسند و راضی هستند. البته بخشی از افراطیون نیز برای پوشاندن شکست خود اظهار شادمانی می کنند که آن هم مغتنم است و اثر بخشی این سناریو را جامع تر نشان می دهد.
این مقدمه را گفتم تا برسم به بازخوانی انتخابات دهم در سال 88.
در آستانۀ انتخابات سال 88 یادداشتی نوشته بودم با عنوان ” برد برای همه با موسوی، باخت برای همه با احمدی نژاد “. آن یادداشت را در وبلاگم قرار دادم و در روزنامه چهار صفحه ای ستاد مهندس موسوی بنام ” اندیشه نو ” نیز چاپ شد. فکر می کنم اکنون و پس از پایان دوره برای همه ثابت شده باشد که اعلام پیروزی برای احمدی نژاد نتیجه ای جز “باخت برای همه” نداشته است.
مهندس موسوی دارای پیشینه چپ اسلامی بود اما در دوره های سازندگی و اصلاحات و نیز دولت اول آقای احمدی نژاد حاشیه نشین سیاست بود. او در این مدت با حکم رهبری عضو مجمع تشخیص مصلت نظام و مشاور ایشان در موضوع انرژی هسته ای بود. به همین دلیل موقعیت سیاسی وی به گونه ای بود که علاوه بر اصلاح طلبان بخشی از اصولگرایان که از احمدی نژاد فاصله گرفته بودند نیز او را قبول داشتند. در آن یادداشت استدلال شده بود که چگونه انتخاب احمدی نژاد علاوه بر اصلاح طلبان، برای رهبری نظام، بخش بزرگی از اصولگرایان و حتی خود احمدی نژاد “باخت” محسوب می شود و چگونه انتخاب موسوی “برد برای همه” به حساب می آید.
در خبر دیدار دبیر کل و تعدادی از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت با مهندس موسوی که پیش از انتخابات دهم انجام و در خبرگزاری فارس نیز منتشر شده بود، از “گفتمان جامع اصلاح طلبی و اصولگرایی” سخن به میان آمده است. بخشی از آن خبر به شرح زیر است: “در اين ديدار ميرحسين موسوي باتشريح گفتمان جامع اصلاح طلبي و اصولگرايي از همكاري و حمايت نيروهاي دلسوز و عاقل از گرايشهاي مختلف استقبال نموده و بر رعايت اين گفتمان تا آخر تاكيد كرد. وي افزود: اگرچه در برخي موارد ديدگاههايم متفاوت است اما با شما بسيار نزديك هستيم. موسوي ادامه داد: در سوي ديگر نيز افرادي هستند كه عاقلانه و اصولي ميانديشند و در ديدارها آنها را نيز بخود نزديك مييابم؛ من از همكاري و حمايت آنها نيز استقبال ميكنم و اميدوار هستم انتخابات ديدگاههاي نيروهاي دلسوز را به هم نزديك كند.”
این سخن موسوی واگویه ای از همان گفتمان میانه روی واعتدال است که امروز با انتخاب حامل انتخاباتی آن، دکتر روحانی، همه احساس برد می کنند.
در آن زمان با اعلام حضور خاتمی بعنوان نامزد انتخابات موج امیدی شگرف برخاست که جلوه اش در استفبال بی نظیر مردمی از او در هنگام سفر به بوشهر، شیراز و یاسوج به منصه ظهور رسید. اگرچه پس از اعلام نامزدی مهندس موسوی و انصراف خاتمی آن موج با کندی پشت سر مهندس موسوی قرار گرفت اما جلوۀ آن در زنجیرۀ سبز از راه آهن تا تجریش و سپس راهپیمایی بزرگ روز چهارشنبۀ قبل از انتخابات در خیابان و میدان آزادی به اوج رسید.
صبح فردای آن انتخابات اعلام شد که آقای احمدی نزاد با کسب 63% آراء برنده شده است. جدای از بحث درستی یا نادرستی نتیجه اعلام شده و بحرانی که بدلیل عملکرد ستاد انتخابات کشور در برگزاری انتخابات و نحوۀ اعلام نتیجه آن، به کشور تحمیل شد، چهار سال حاکمیت مجدد احمدی نژاد بر دولت یک “باخت برای همه” بود. علاوه بر موسوی و هواداران او که بازنده اعلام شدند، اکنون پس از چهار سال و پس از برگزاری انتخابات یازدهم ثابت شده است که در حقیقت اصولگرایان بازندۀ اصلی آن انتخابات بوده اند. همچنین شخص رهبری و نیز حریم جایگاه رهبری در هیچ دوره ای مانند چهار سال گذشته چه از جانب معترضین و چه از جانب رئیس دولت این مقدار به چالش کشیده نشده بود. خود احمدی نژاد نیز با داشتن بیشترین درآمد نفتی کمترین خدمت را ارائه داد و بدترین کارنامه را بجا گذاشت. وی همچنین در تعارض با رهبری و اصولگرایان بیشترین تحقیر و تخطئه را متحمل و کاملا بازنده شد.
اکنون کاملا روشن است که با اعلام پیروزی احمدی نژاد در انتخابات دهم همه بازنده بوده اند و البته گناه آن به گردن کسانی است که آن سناریو را آن گونه طراحی کرده و پیش بردند.
هزینه ی آن تجربه سنگین بوده، اما حالا که اتفاق افتاده است باید از آن درس گرفت. اگر عقلانیت و اعتدالی که امروز در کشور میدان عمل یافته است و تحسین می شود تداوم یابد و اگر مشخصاّ مقام رهبری فرصتی را که با نقش آفرینی خود ایشان فراهم آمده است برای دولتمردانی که بزودی بر سر کار می آیند تداوم بخشند و با ابزارهای کارآمد خود افراطیونی را که عمدتاً عضو ویا متاثر از نهادهای عمومی غیر دولتی هستند، مهار کرده و آنها را همچنان که با موضع گیری خردمندانه خود وادار به استقبال از نتیجه انتخابات کرده اند به همراهی با رئیس جمهور منتخب ترغیب نمایند، امید می رود که دستاورد بدست آمده، پس از آن همه هزینه سنگین، بتواند آینده بهتری را برای کشور رقم بزند.













