سعید لیلاز: آقای روحانی! وارد جنگ بی نتیجه آمار نشوید، نظام آمارگیری را اصلاح کنید
چکیده : نخست آنکه آمارها مخدوش شده و غیرقابل اعتبار هستند، آنهم نه به گفته ما که به استناد آماری که خودشان منتشر میکنند و دوم آنکه این آمارها بسیار کهنه هستند. با هیچیک از این دو حالت دولت روحانی نمیتواند کار خود را آغاز کند. نظام آمارگیری باید بازنگری شود و این امر بر عهده رییسجمهوری آینده است، پس در نتیجه حسن روحانی باید به سرعت آن را احیا کند و وارد این جنگ بینتیجه که کدام آمار درست و کدام غلط است، نشود. ...
سعید لیلاز در یادداشتی که در بهار منتشر شد از روحانی خواسته است که سازمان آمار را اصلاح کند.
وی در این یادداشت نوشته است: بر این اعتقاد هستم، مهمتر از آنکه به صحت و سقم آمارهای احمدینژاد پرداخته، درباره آنها تشکیک کرده یا آنها را مورد تردید قرار دهیم بهتر آن است که در دولت جدید نظام آمارگیری احیا شود. در واقع این عمل، سنگ بنای هر تحولی در حوزه اقتصاد ایران است. اگر آقای حسن روحانی بخواهد با این نظام آمارگیری که به درست یا غلط اعتماد عمومی را از خود سلب کرده، کار کند مطمئنا به نتیجه نخواهد رسید. درواقع آمارهای دادهشده از سوی دولت مخدوش و با شواهد عینی در جامعه همخوانی ندارند و در تناقض بسیار هستند. از طرفی دیگر حتی اگر آمارها هم درست باشند آنقدر کهنه هستند که با سرعت تحولات اجتماعی و اقتصادی بهدرد نمیخورند. آمارهای رشد اقتصادی با آمارهای اشتغال در تناقض هستند. درباره درآمدهای مالیاتی دولت نمیتوان دروغ گفت، این آمارها براساس حسابداریهای انجامشده اعلام میشوند. آمارها نشان میدهند در سال 91 رشد اقتصادی منفی بوده، وزارت دارایی رشد درآمد مالیات ارزش افزوده برای سال 90 را معادل 50درصد برآورد کرده است، اگر 25درصد از این رشد را متعلق به افزایش نرخ مالیات ارزش افزوده از چهار به پنجدرصد بدانیم و 32درصد متوسط نرخ تورم رسمی را هم به آن بیافزاییم متوجه میشویم، اگر در آمد مالیات ارزشافزوده 57درصد افزایش مییافت، نرخ رشد اقتصادی صفر بود. حالا که آمارهای رسمی خودشان 50درصد اعلام میکنند، این به معنی کاهش شدید تولید ملی ایران است. به عبارت دیگر رشد اقتصادی ایران در سال 91 بین سه تا پنجدرصد منفی بوده است. اگر اینچنین باشد نمیتوانستیم یکمیلیون شغل ایجاد کنیم.
این تناقضها سببشده تا اعتماد کارشناسان و عموم مردم جامعه نسبت به آنچه اعلام میشود خدشهدار شود. از طرفی دیگر آمارها کهنه هستند. همین قدر بس که آمار رشد اقتصادی سال 91 در ایران جدا از اینکه مخدوش است، حتی منتشر هم نشده، زیرا سرعت تحولات اقتصادی آنقدر شدید بوده که نمیتوان به این آمار استناد کرده و سال 92 را بررسی کرد. وخامت وضعیت اقتصادی و شدتگرفتن تحریمها سرعت بیشتری به تحولات اقتصادی بخشیده است.
برای همین بهتر است که به جای تکیه به آمارهای موجود، وضعیت بررسی آمار در ایران را اصلاح کنیم. درواقع به نظر من بهتر آن است که به جای آنکه بخواهند ثابت کنند که آیا آمارهای ارائهشده از سوی محمود احمدینژاد صحیح است یا خیر، آقای روحانی برنامهریزی برای کاملکردن سیستم آمار ایران انجام دهد. در این صورت، در وهله نخست به بیاعتمادی پایان میدهند و در وهله دوم آمارهای درست تحویل مردم خواهند داد.
در نتیجه این سخن دو شاکله دارد. نخست آنکه آمارها مخدوش شده و غیرقابل اعتبار هستند، آنهم نه به گفته ما که به استناد آماری که خودشان منتشر میکنند و دوم آنکه این آمارها بسیار کهنه هستند. با هیچیک از این دو حالت دولت روحانی نمیتواند کار خود را آغاز کند. نظام آمارگیری باید بازنگری شود و این امر بر عهده رییسجمهوری آینده است، پس در نتیجه حسن روحانی باید به سرعت آن را احیا کند و وارد این جنگ بینتیجه که کدام آمار درست و کدام غلط است، نشود.













