نابودي عرصههاي طبيعي کشور؛ آتش در جان جنگلهاي ايران
چکیده : آتشسوزي سريال تلخ اما هميشگي جنگلهاي ايران است، از جنگلهاي سبز و پرپشت شمال تا بلوطزاران تُنُک زاگرسي، اين آتشسوزيها بهويژه در روزهاي گرم سال بيشتر از هميشه تکرار ميشود و هر سال بخش ديگري از باقيمانده ذخيره جنگلي ايران را خاکستر ميکند. ...
آتشسوزي سريال تلخ اما هميشگي جنگلهاي ايران است، از جنگلهاي سبز و پرپشت شمال تا بلوطزاران تُنُک زاگرسي، اين آتشسوزيها بهويژه در روزهاي گرم سال بيشتر از هميشه تکرار ميشود و هر سال بخش ديگري از باقيمانده ذخيره جنگلي ايران را خاکستر ميکند.
در روزهاي تابستاني و گرم امسال، درست شبيه بيشتر سالهاي گذشته اخباري از آتشسوزيهاي سلسلهوار در نقاط مختلف کشور منتشر شد، پارک لتيان تهران، پناهگاه حياتوحش ميانکاله، جنگلهاي نورآباد ممسني، جنگلهاي پاريز کرمان، اراضي شهنشاه خرمآباد، جنگلهاي گلستان، سنندج، دالاهو، پاسارگاد، جنگل ابر، ارسباران و استهبان در استان فارس بخشي از اين موارد است.
به نوشته شرق، اين در حالي است که هنوز هم مانند هميشه تنها اقدامها براي خاموشکردن هرم آتش از دامن جنگلهاي ايران اقداماتي کوچک با امکاناتي اندک است. بر اساس آماري که سال گذشته از طريق مسوولان سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري کشور در اختيار «شرق» قرار گرفت، مانورهاي نظامي، درگيريهاي قومي و تفريح و تفرج مردم، عامل 50درصد از آتشسوزي جنگلها و مراتع کشور است. 50درصد آتشهاي ديگر را نيز عواملي چون آتشزدن پس چر مزارع، تردد رهگذران، عوامل طبيعي مانند رعد و برق، تصرف منابع طبيعي و فعاليتهايي عمراني و معادن تشکيل ميدهد.
از سوي ديگر وقوع خشکساليهاي اخير و کمبارشي در کشور نيز بر وقوع و گسترش اين آتشسوزيها افزوده است، با اين حال در مرداد سال 90 بود که در استان کرمانشاه، پايگاهي تحت عنوان پايگاه يکم اطفاي حريق کشور که طبق محاسبات بايد 11 استان زاگرسي کشور شامل آذربايجانغربي، کردستان، ايلام، همدان، کرمانشاه، چهارمحالوبختياري، کهگيلويهوبويراحمد، خوزستان، اصفهان و فارس را تحت پوشش قرار دهد، افتتاح شد. اين پايگاه به منظور پيشگيري و مقابله با آتشسوزي در جنگلهاي زاگرس به بهرهبرداري رسيد.
پايگاه يکم اطفاي حريق کشور که با اعتبار دوميلياردتوماني راهاندازي شده است، يک فروند بالگرد، 10 دستگاه خودرو مجهز به دستگاه اطفاي حريق و چهار دستگاه خودرو دومنظوره براي آبياري جنگلها و مهار آتش در اختيار دارد.
با اين حال ناگفته پيداست که اين يک پايگاه با امکانات محدود به هيچوجه براي پوشش و مهار آتشسوزيهاي رخداده در وسعت ششميليونو 40هزارهکتاري جنگلهاي زاگرسي در گستره 30ميليونهکتاري رشتهکوههاي زاگرس کافي نخواهد بود.
علاوه بر اين بايد در نظر داشت که اين پوشش جنگلي در وسعتي به اضلاع هزارو 760 کيلومتر طول و 200 کيلومتر عرض از پيرانشهر آذربايجانغربي در شمالغربي کشور تا فيروزآباد استان فارس در جنوبغربي امتداد دارد. آمارهاي گفتهشده نشان ميدهد بيش از يکسوم مساحت جنگلهاي زاگرس از انبوهي پنجدرصدي برخوردار است. بيترديد اين پايگاه با يک فروند بالگرد و چند دستگاه ماشين براي مهار آتشسوزيهاي هميشگي در استانهاي زاگرسي کفايت نميکند، استانهاي انتهايي و ابتدايي قرارگرفته در دامنه زاگرس دستکم بيش از هزارو200کيلومتر از هم دور افتادهاند، اگر آتشي در يکي از نقاط استان آذربايجانغربي يا فيروزآباد فارس رخ دهد تا رسيدن ماشينهاي اطفاي حريق اين پايگاه همهجا را خاکستر خواهد کرد.
در ديگر نقاط کشور هم البته وضع تفاوت چنداني با ماجراي زاگرس ندارد، خبرهاي وقوع آتشسوزي در جنگلهاي شمال هم کم از ديگر نقاط کشور ندارد، با اين حال اما سطح رطوبت به نسبت بالاي اين مناطق به نسبت ديگر نقاط يکي از عوامل حفاظت جنگلهاي شمال در برابر آتشسوزي است.
يوسفحسين عليزاده، کارشناس ارشد منابع طبيعي در اين رابطه به «شرق» ميگويد: «بديهي است که تعداد آتشسوزيها و سطحسوخته، ارتباط مستقيم با وضعيت پوشش و بارشهاي سالانه دارد. منطقه زاگرس از نظر حريق به دو بخش مناطق حساس از قبيل عرصههاي قرق، ذخيرهگاههاي جنگلي، جنگلکاريهاي جوان، جنگلهاي سوزنيبرگ طبيعي و دستکاشت و مناطق بحراني شامل عرصههايي که به دفعات طي 10 سال اخير دچار حريق شدهاند که از نظر بررسي علل و انگيزه عوامل ايجاد حريق حايزاهميت است.
با توجه به وضعيت پوشش گياهي منطقه زاگرس و وضعيت اجتماعي و اقتصادي و بررسيهاي صورتگرفته روي علل و عوامل تخريب بهويژه حريق و با توجه به ابعاد گسترده منطقهاي و ملي تخريب منابع طبيعي در منطقه زاگرس، مشارکت کليه دستگاههاي اثرگذار در اعمال مديريت بهينه منابع و استفاده از تمامي ظرفيتهاي موجود دستگاههاي لشکري و کشوري به عنوان يک خطمشي در مديريت کلان کشور و منطقه زاگرس مورد انتظار است. باتوجه به اينکه بروز آتشسوزي در منابع طبيعي به عنوان حادثه در اين عرصهها وجود دارد، به منظور اتخاذ تدابير پيشگيرانه و جلوگيري از مبدلشدن اين حوادث به بحران، اتخاذ سياستهاي اجرايي و اعتباري از ضروريات اين مهم است.













