زنان در عصر ظهور(2)
چکیده :شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، بسيارى از حقوق ويژه بانوان از نابرابری با حقوق مردان حکایت میکند؛ در اینجا باید گفت که اولاً غالب تفاوتها از نوع تفاوتهاى حقوقى است و هر تفاوتى حتماً تبعيض و ستم نيست همانطوری كه هر برابرى و تساوى نيز حتماً عدالت و انصاف نیست، ثانیاً آیا اين تفاوتها از مسلّمات اسلام و تغييرناپذيرند يا قابل تعديل و تغيير میباشند، البته در چهارچوبهاى اجتهادى و طبق شرايط متغيّر و...
زهرا ربانی املشی
برابري زن و مرد در ارزش هاي انساني
قرآن درآیات متعدد و با صراحت کامل سرشت و فطرت زن و مرد را یکسان میداند: “فأقم وجهك للّدين حنيفاً فطرت الله الّتى فطر النّاس عليها…” (روم / 30 )”به يكتاپرستى به دين روى آر با همان سرشتى كه خدا همه مردم را بدان سرشت آفريده است.”
و در آیات دیگری آنها را در آفرينش یکسان می خواند و برای هيچ يك امتيازى قائل نیست “ياايها الناسُ اتّقُوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبثّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً…” “اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، آن كه شما را از يك نفس(جنس) آفريد و از آن(نَفس واحد) همسر او را و از آن دو، مردان و زنان بسيار پديد آورد.”
در آیه بالا عبارت «خلق منها زوجها» این مطلب را روشن می کند كه جفت حضرت آدم از جنس خود او بوده و زن و مرد هر دو در كنار هم حضور داشته و در بندگی و هبوط و توبه با هم بودهاند و شيطان نیز، هر دو نفر آنان را فريفته است .
قرآن در داستان آدم و حوا هرکس را به طور مستقل مسئول کارهای خود می داند و هیچ تفاوتى را بین زن و مرد قائل نيست و حتی آنجا كه پاى وسوسه شيطانى به ميان مى آید، ضميرها را به شكل تثنيه می آورد: (فوسوس لهما الشيطان), شيطان آن دو را وسوسه كرد. (فدلّاهما بغُرور), شيطان آن دو را به فريب راهنمايى كرد, (و قَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ)( شيطان در برابر هر دو سوگند ياد كرد كه جز خيرآنها را نمى خواهد). چگونه می شود که خداوند به طور مساوی زن و مرد را مکلف بداند ولی در دادن حق و حقوق به آنها تفاوت قائل باشد؟ استاد مطهری در اين باره مى نويسد: “قرآن در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيّت مربوط نيست, به ايمان و عمل مربوط است, خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. قرآن در كنار هر مرد بزرگ و قدّيسى، از يك زن بزرگ و قدّيسه ياد مىكند. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانى ناشايست براى شوهران شان ذكر مى كند, از زن فرعون نيز به عنوان زن بزرگى كه گرفتار مرد پليدى بوده یاد كرده است, گويى قرآن خواسته است در داستان ها توازن را حفظ كند و قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننمايد”.
بر اساس انديشه اسلامی، حقیقت وماهیت انسان را نفس و روح او شکل می دهد. زن و مرد از نظر اين حقيقت و نوع يكسانند یعنی هر دو از نوع بشرند و پديدة جنسيت و تفاوت ميان زن و مرد مسئله خارج از ماهيت انساني آنها ميباشد.
قرآن خود را “هدی للناس” معرفی می کند و در کسب کمالات و فضایل، انسان را مخاطب قرار داده است ونه مرد یا زن را. زندگی پاکیزه و حیات طیبه را جزای عمل و پاداش هر مرد و زنی میداند که عمل صالح انجام میدهد و میفرماید: “من عمل صالحاً من ذکرٍ او إنثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیاه طیّبه”(97 نحل) هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزهاى حيات [حقيقى] بخشيم”. در این آیه به مساوات روح زن و مرد توجه دارد و تفاوتى ميان زن و مرد در امكان پيمودن راه هاى قرب الهى و كسب مقامات قائل نیست. آیت الله جوادی آملی در این باره میگوید: “انسان موجودی است که حقیقت او را، روح ملکوتی و خداگرای او تشکیل میدهد؛ روح ملکوتی “مجرد” است و موجود مجرد نه زن است و نه مرد”.
قرآن, هيچکدام از زن و مرد را فرع وجود ديگرى نمیداند، بلكه هردو را در عرض هم و مكمل يكديگر دانسته و آنها را براى يكديگر آفريده است. ” هنّ لباس لكم وأنتم لباس لهنّ… بقره / 187″ ” زنان زينت و پوشش مردان, و مردان نيز زينت و پوشش زنان هستند.” اين تعبير یکسان در این آيه نیز نهايت ارتباط نزدیک و مساوات بین زن و مرد را حکایت مىکند.
امروزه به بهانه تساوی حقوق زن و مرد، سعى مىشود ميان آنها از جهت وضع قوانين و مقررات و حتی وظايف، بدون اعتنا به تفاوتهاى طبيعى و غريزى، وضعیت يكسانی را پديد آورند. از نظر شهید مطهرى: “تساوى حقوق زن و مرد حقيقتى مسلّم است امّا تشابه و همانندى نادرست و غيرممكن زيرا ساختار آفرينشى زن و مرد و نيازهاى جسمى و روحى آنان متفاوت است, یعنی در عین تساوى كاملى كه در انسانيّت دارند و از ارزش يكسانى برخوردارند, از جهت مسائل حقوقى، وظايف ، تكاليف، مجازات ها و… وضع مشابهى ندارند و حقوق هر کدام از توانايى و نيازهاى متفاوت و البته طبيعی آنها نشئت گرفته است و سرپيچى از تفاوت نه تنها مطابق با عدل نیست بلکه ظلم است”.
آری در اسلام حقوق زن و مرد يكنواخت نیست ولي هیچگونه امتياز و ترجيح حقوقي برای مردان نسبت به زنان هم قائل نيست و اصل مساوات انسانها را در باره آنها رعايت كرده است ولی با تشابه آن مخالف است. زن و مرد هردو انسانند و در انسانيت مساوي و مشابه يعني در آنچه كه به انسانيت انسان مربوط مي شود برابر و همانند يكديگرند ولي در عين حال درخلقت و طبيعتشان مانند احساسات ،عواطف، تواناييها و استعدادهاي بدني عدم تشابه و تفاوتهايي هست. این عدم تشابه ايجاب مي كند كه از لحاظ بسياري از حقوق و تكاليف ومجازاتها وضع مشابهي نداشته باشند.
باید توجه داشته باشیم که کمال انسانی و مناصب اجرایی دو مطلب جدا از هم هستند. انسانیتِ انسان و کمال و رشد او به روح مربوط می شود ولی مناصب اجرایی و فعالیتهای اجتماعی به جسم ارتباط دارد. در کمالات انسانی، مثل کسب علم و هر نوع فضیلت که به انسانیت انسان مربوط میشود، جنسیت شرط نیست، و لی در مناصب اجرایی، منصب باید با فیزیک وساختار بدنی تناسب داشته باشد. از این جهت است که براي زن و مرد در همه موارد يك نوع حقوق و وظيفه و حتی مجازات قائل نشده است.
به اعتقاد ارسطو نوع استعدادهاي زن و مرد متفاوت است و وظايفي كه قانون خلقت به عهده هر يك از آنها گذاشته وحقوقي كه براي آنها خواسته در قسمت هاي زيادي با هم تفاوت دارد و این تفاوتهاي طبيعي باعث مي شود كه زن و مرد دارای تساوي حقوق باشند ولی تشابه حقوقي نداشته باشند. جامعه ایده آل جامعه ایست که در آن هر کس نیازها و احتیاجات خود را، براساس فطرت خود به دست آورد که این خود معنای عدل است. پس مساوات به اين نيست كه هريك مانند ديگري حقوق و وظايف داشته باشد بلكه مساوات به معنی تعديل است که به هر صاحب حقي به اندازه استحقاق فطری و اکتسابی وی اعطا گردد.
شكّى نيست كه با نگاه ابتدايى در فقه اسلامى، بسيارى از حقوق ويژه بانوان از نابرابری با حقوق مردان حکایت میکند؛ در اینجا باید گفت که اولاً غالب تفاوتها از نوع تفاوتهاى حقوقى است و هر تفاوتى حتماً تبعيض و ستم نيست همانطوری كه هر برابرى و تساوى نيز حتماً عدالت و انصاف نیست، ثانیاً آیا اين تفاوتها از مسلّمات اسلام و تغييرناپذيرند يا قابل تعديل و تغيير میباشند، البته در چهارچوبهاى اجتهادى و طبق شرايط متغيّر و متفاوت؟
امیدوارم این مهم مورد توجه بیشتر فقهای حوزه علمیه قم قرار گیرد.













