سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حسن سبحانی: با ادامه این روند حمایت بزرگان از شورای نگهبان رنگ می بازد...

حسن سبحانی: با ادامه این روند حمایت بزرگان از شورای نگهبان رنگ می بازد

چکیده :اگر بی‌ضابطه‌گی احتمالی غیرقابل تبیین و توضیح از کارکرد شورای نگهبان ماندگار بماند، نه تنها به‌طور منطقی حمایت بزرگان هم از آن شورا رنگ می‌بازد، که عدم قابلیت و توانایی به تحقق سازوکارهای منجر به کارآمد شدن انجام تکالیف بر عهده شورا هم، قصه‌ هر کوی و برزنی...


حسن سبحانی نماینده دوره های پنجم، ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی در نامه ای به شورای نگهبان نسبت به رد صلاحیت خود در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و همین طور عدم پاسخگویی شورای نگهبان نسبت به اقداماتش اعتراض کرد.

به گزارش کلمه، در بخشی از این نامه آمده است:  اگر بی‌ضابطه‌گی احتمالی غیرقابل تبیین و توضیح از کارکرد شورای نگهبان ماندگار بماند، نه تنها به‌طور منطقی حمایت بزرگان هم از آن شورا رنگ می‌بازد، که عدم قابلیت و توانایی به تحقق سازوکارهای منجر به کارآمد شدن انجام تکالیف بر عهده شورا هم، قصه‌ هر کوی و برزنی می‌شود.

این نامه می افزاید: اینجانب بر آن هستم که سکوت من و امثال من نسبت به عملکرد شورای نگهبان در زمان اعلام اسامی احراز شرایط شده، به هر دلیلی که بوده باشد منطقاً به هیچ وجه نافی مسئولیت‌های عظیم شورای نگهبان در پاسخ‌گویی به مردم، قانونگرائی و شفافیت در امور مرتبط نخواهد بود. و این به معنای آن است که وقتی مجموعه‌ای عادل از بزرگان، باب تجدید نظر در عملکرد خود را مسدود و موضوع تبیین و اطلاع‌رسانی به حتی رجال مذهبی و سیاسی کشور را، منتفی می‌نماید، قاعدتاً آن قدر باید دغدغه دقت در اعمال قانون و شفاف نمودن کارکردهای خود را داشته باشند، که در تعاملات فیمابین آن‌ها و ذینفعان، حضور جریانی حتی فراتر و پیشرفته‌تر از اعمال قانون ظهور یابد.

تا این نکته اثبات شود که عدم تقاضا برای پاسخ‌گویی شورا، در واقع ترجمه مناسبی از اقناع داوطلبان از شورای نگهبان است. این که میلیون‌ها انسان جستجوگر نتوانند اطلاعاتی قانع کننده برای اقدامات بدون توضیح شورای نگهبان بیابند، بر اقتدار شورا نمی‌افزاید. حتی اگر آن‌ها به احترام یا به مصلحت و یا به هر دلیل دیگری سکوت کنند و حتی مطالبی را بر زبان خویش برانند که حکایت از پذیرش تصمیم شورا کند. اقتدار شورا وام‌دار به منصه ظهور رسیدن و تجلی عدالت در کارکرد شورا است.

آن هم نه عدالتی که اعضای شورا مدعی آن باشند، بلکه عدالتی که میانگین عقول انسان‌ها بر تحقق آن گواهی دهد. اگر چنین شود، آن گاه شورای نگهبان در ذهنیت مردم و عینیت نظام سیاسی از جایگاه بایسته‌ای برخوردار می‌شود، که دیگر حتی به حمایت‌های معنوی بزرگان کشور هم از آن شورا احتیاجی نخواهد داشت.

اگر بی‌ضابطه‌گی احتمالی غیرقابل تبیین و توضیح از کارکرد شورای نگهبان ماندگار بماند، نه تنها به‌طور منطقی حمایت بزرگان هم از آن شورا رنگ می‌بازد، که عدم قابلیت و توانایی به تحقق سازوکارهای منجر به کارآمد شدن انجام تکالیف بر عهده شورا هم، قصه‌ هر کوی و برزنی می‌شود.

در بخش دیگری از این نامه آمده است :

آیا این طبیعی‌ترین حق انسان نیست که شرایط صیانت از حیثیت او فراهم آید؟ آیا اصل چهلم قانون اساسی که می‌گوید هیچ‌کس نمی‌تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد، در ارتباط با احراز یا عدم احراز شرایط نباید رعایت کرد؟ این سئوالات از آن جهت مطرح می‌شود که شورای نگهبان، هم نظارت خود را بر انتخابات استصوابی می‌داند و سخنگوی آن می‌گوید در نظارت استصوابی، ناظر هم نظارت و هم تصمیم‌گیری می‌کند (مصاحبه 17/2/1392) و هم، بر آن است که تصمیم شورای نگهبان یک تصمیم نهایی است (همان) و هم، بر آن است که به زعم قانون انتخابات ریاست جمهوری، افرادی که برای انتخابات داوطلب می‌شوند و در طبقه رجال مذهبی و سیاسی قرار می‌گیرند، از شأنی برخوردار هستند که دیگر در این مرحله دعواهای ساده انتخابی را نخواهند داشت (مصاحبه 1/3/1392) و لذا اصولاً موضوعیت معترض شدن به تصمیم شورای نگهبان را منتفی دانسته است.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.