در حاشیه برپایی خانه سینمای دولتی: این خانه امن نیست، ملت ایران فقط یک خانه سینما دارد
چکیده : ملت ایران یک «سینما» دارد و یک «خانه سینما». «خانه سینما»یی که 20 سال در خاک سینمای ایران ریشه دوانده است فیلمسازانی پرورده و به واسطه همانها افتخارات بسیاری برای سینمای نجیب جمهوری اسلامی ایران به ارمغان آورده است. این فیلمسازان که به دلیل منافع مشترک -که چیزی به جز اعتلای سینمای ایران نیست- و مطالبات صنفی و قانونی، خود را متعلق به «خانه سینما» میدانند، در هیچ خانه دیگری خود را امن نمیبینند. آنها همواره به اولی وفادارند. و هیچ دویی را نمیپذیرند؛ نه «اتحادیه 2»، نه «کانون فیلمنامهنویسان 2» و نه «خانه سینما 2». «خانه سینما 2» - گذشته از تخلفات قانونی که شرح آن در یادداشتها و بیانیهها آمده و جای ذکرش اینجا نیست - به واسطه آنکه فاقد تنه اصلی سینماگران ایرانی است، وجاهت قانونی ندارد. سینماگران ایرانی به روشنی میدانند این خانه «امن نیست»؛ چرا که منافع جمعی سینمای ایران در آن لحاظ نشده است....
جابر قاسمعلی، رییس کانون فیلمنامهنویسان سینمای ایران در یادداشتی با عنوان ” این خانه امن نیست ” به انتقاد از اقدام دولتی ها در تشکیل خانه سینما پرداخته و نوشته است: آشکارا قابل حدس بود؛ هدفی که از «اتحادیه 2» آغاز شد و در مسیر خود از «کانون فیلمنامهنویسان 2» گذر کرد، به قاعده باید به «خانه سینما 2» میانجامید. اگر چند سال پیش هنگام جدایی «اتحادیه تهیهکنندگان» از تنه اصلی تهیه و تولید سینمای ایران، چنین وانمود میشد که این انشعاب رنگ و بو و صبغه دولتی ندارد و صرفا به واسطه تعریف متفاوت از شرایط و مکانیسم تولید فیلم در سینمای ایران اتفاق افتاده، اکنون دیگر تردید نمیتوان کرد انشقاق موجود در سینمای ایران ماموریتی دولتی است و به شیوهای رادیکالیستی تنها به کار تخریب سینمای ایران میآید.
نکته اما اینجاست؛ از این وضعیت چه کسانی سود میبرند و چه کسانی زیان میبینند؟ چه کسانی بر قله کوه مینشینند و کیان بر پایه آن؟ کدام گروه به اوج میرود و کدام دسته بر حضیض مینشیند؟ تفکری که خیل عظیم سینمای ایران از نویسندگان و کارگردانان گرفته تا تهیهکنندگان و بازیگران و دیگر صنوف را نادیده میگیرد و دایره وسیع سینمای ایران را تا اندازه حلقه اندک دوستان، کوچک میسازد، در گام نخست، خود را ایزوله میکند و در گام بعدی، به فرض دست یافتن به قدرت، آزادی را از سینما میگیرد. با محدودسازی، تنوع و تکثر از سینما رخت برمیبندد و در نهایت تماشاگر دل از این سینما برخواهد کند. در کمال تاسف باید گفت مسیری که «خانه سینما 2» طی میکند، ضربهزدن به سینمای ملی ایران است. انحصارطلبی، رفتارهای سازمانیافته دولتی، تمرکزگرایی از بالا، نادیدهگرفتن صنوف مستقل غیردولتی و بیتوجهی به تنه اصلی سینما، جز به محو سینمای ایران نخواهد انجامید. ایجاد نمونههای «ژنریک» با وجود ادعای قانونمندی – که طبعا در مقایسه با اصل بدلی به نظر میرسد – جز غبارآلودکردن فضا فایدهای نخواهد داشت. ملت بزرگ ایران که طی سالها حماسه بسیاری خلق کرده- و آخرین نمونهاش انتخابات بیست و چهارم خرداد است- اصل را بدل و سره را از ناسره به روشنی تشخیص خواهد داد.
ملت ایران یک «سینما» دارد و یک «خانه سینما». «خانه سینما»یی که 20 سال در خاک سینمای ایران ریشه دوانده است فیلمسازانی پرورده و به واسطه همانها افتخارات بسیاری برای سینمای نجیب جمهوری اسلامی ایران به ارمغان آورده است. این فیلمسازان که به دلیل منافع مشترک -که چیزی به جز اعتلای سینمای ایران نیست- و مطالبات صنفی و قانونی، خود را متعلق به «خانه سینما» میدانند، در هیچ خانه دیگری خود را امن نمیبینند. آنها همواره به اولی وفادارند. و هیچ دویی را نمیپذیرند؛ نه «اتحادیه 2»، نه «کانون فیلمنامهنویسان 2» و نه «خانه سینما 2». «خانه سینما 2» – گذشته از تخلفات قانونی که شرح آن در یادداشتها و بیانیهها آمده و جای ذکرش اینجا نیست – به واسطه آنکه فاقد تنه اصلی سینماگران ایرانی است، وجاهت قانونی ندارد. سینماگران ایرانی به روشنی میدانند این خانه «امن نیست»؛ چرا که منافع جمعی سینمای ایران در آن لحاظ نشده است.
این یادداشت در روزنامه شرق منتشر شده است.













