سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

سردشت؛ شهر بی دفاع

چکیده :بزرگترین مشکل آنانی که مسموم شدند ولی جان به در بردند خدمات پزشکی است که هنوز است که هنوز درگیر آن هستند و برای درمان باید به شهرهای ارومیه و تهران و تبریز بروند. سن ها بالا رفته ٬عوارض بیشتر شده ولی درصد جانبازی تغییری نکرده است.البته این تنها مختص مجروحان شیمیایی سردشت نیست این درد همه جانبازان است.آنان هنوز سرفه می کنند. ولی نفس و صدای شان به جایی نمی رسد. ...


سالروز حمله شیمیایی عراق به شهر غیرنظامی ایران

در کتاب «حقوق مخاصمات مسلحانه» نوشتهٔ «شارل روسو» آمده‌است: «جنگ به هیچ وجه رابطهٔ انسان با انسان نیست، بلکه رابطهٔ دولت با دولت است که در این رابطه افراد خصوصی به گونه‌ای اتّفاقی دشمنِ یکدیگر شده‌اند و این نه به عنوان دو انسان بلکه به عنوان شهروند، نه به عنوان اعضاء یک میهن بلکه به عنوان مدافع».

در جریان جنگ غیرنظامیان در آن دخالتی ندارند و بنابراین آثار جنگ هم نباید دامنگیر آنان شود. طبق مقرّرات وضع شده در سال ۱۸۷۴ (کنفرانس بروکسل) و سالهای ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ (کنفرانس لاهه) کشورهای متخاصم ملزم شده‌اند که از سرایت جنگ به افراد غیر نظامی خودداری کرده و افراد غیر نظامی را از صحنهٔ درگیری خارج نمایند. علاوه برآن از گسترش جبهه‌های جنگ به مناطق مسکونی منع شده‌اند.
اما در یک تابستان گرم شهر سردشت مورد تهاجمی قرار گرفت که در هیچ کتابی تا آن روز ثبت نشده بود.

بوی یونجه سوخته همه جا را فراگرفت٬در آن بعد از ظهر تابستانی هفتم تیرماه ۱۳۶۶. مادرها در خواب قیلوله بودند و بچه ها در حیاط خانه مشغول بازی های کودکانه. بعد از ظهر کشدار شهر سردشت به ناگه تبدیل به جهنمی شد که آتش نداشت اما می سوزاند.صدای گنگ و بلندی در شهر پیچید و بعد بوی یونجه سوخته آمد.

مادرها وحشت زده کودکان خود را صدا می کردند و پدرها می خواستند زودتر خود را به خانواده هایشان برسانند.سینه ها می سوخت و آب چشم ها روان بود.

در شهر فقط یک کلمه شنیده می شد. بمب شیمیایی. همه هراسان می دویدند. زن ها شیون می کردند . نظامیان از مردم می خواستند که شهر را ترک کنند. اما مادری که بچه اش را در آغوش داشت سمت بیمارستان می دوید. غافل از این که آنجا هم محشری برپاست.

حیاط بیمارستان پر بود از مجروح و کشته هایی که تا بیمارستان خود را رسانده بودند ولی تاب نیاورده و جان داده بودند. سینه ها می سوزد و اکسیژن لازم است اما کپسول ها کفاف این جمعیت مجروح را ندارد. دکتر و پرستار هم خود شیمیایی شده اند.

بعد از ساعتی خبر در همه شهر پیچید که عراق چهار نقطه شهر را بمباران شیمیایی کرده است.شب که نزدیک می شود ترس را هم همراه خود می آورد و شهر هم از مردم خالی شد. هر کسی سالم تر بود چیزی برای خانواده برداشته و راهی کوه و کمر و دشت شدند. نزدیک ترین جا شهر ربط است که در آن زمان روستایی بیش نبود.

شهر خالی شد ولی زندگی در آن نمرد.مدتی بعد زندگی به شهر برگشت و مردم نیز.

اما بمباران سردشت ۱۱۰ شهید به جا گذاشت و هشت هزار نفر در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند. بسیاری از آنان هنوز بعد از ۲۶ سال که از آن واقعه می گذرد عوارض ناشی از آن را به همراه دارند. سرفه و خس خس سینه چیزی است که از آن بعد از ظهر گرم تابستانی به جا مانده است.

اما واکنش ها به این حمله چه بود؟
آنچه در این باره ثبت شده این است: بمباران شیمیایی شهر مرزی سردشت فجیع‌ترین تهاجم شیمیایی بود که آثار و مشکلات منفی بسیاری به وجود آورد. جمهوری اسلامی ایران، این تهاجم را غیر انسانی اعلام داشت و شهر سردشت را اولین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان پس از بمباران هسته‌ای هیروشیما نامید. مجامع جهانی به دلیل نفوذ پشتیبانان صدام حسین، قادر به انجام اقدام قابل توجهی نبودند. در فروردین سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶) سرانجام اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد در واکنش به جنایات جنگی آشکار صدام حسین، مصوبه‌ای را در محکومیت به کارگیری سلاح شیمیایی توسط او گذراندند که با وتوی آمریکا بی‌اثر شد.

و حالا ما برای بازماندگان این واقعه چه کردیم؟
بزرگترین مشکل آنانی که مسموم شدند ولی جان به در بردند خدمات پزشکی است که هنوز است که هنوز درگیر آن هستند و برای درمان باید به شهرهای ارومیه و تهران و تبریز بروند. سن ها بالا رفته ٬عوارض بیشتر شده ولی درصد جانبازی تغییری نکرده است.البته این تنها مختص مجروحان شیمیایی سردشت نیست این درد همه جانبازان است.

آنان هنوز سرفه می کنند. ولی نفس و صدای شان به جایی نمی رسد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.