تقدیر کیانوش راد از مرحوم محمد رشیدیان
چکیده :به پاس عمری جهاد در راه خدا وبه یاد زنده یاد محمد رشیدیان، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان قانون اساسی ونماینده چهار دوره مجلس شورای اسلامی از شهر قهرمان آبادان.خدا را باور داشت، با تمام وجودش. این اصلی ترین شاکله وجودی اش بود. خدا در زندگی او همه چیزش بود. زندگیش رنگ خدائی داشت. با قرآن محشور و مانوس بود. قرآن رهنمای راهش بود.با او که مينشستی از خداترسی اش یاد خدا ميافتادی وپس از ترک دیدارش تا ساعتها جذبه کلام اش تو را با خود ميبرد...کلامش بر اساس عقیده اش بود و عقیده اش با عقده همراه نبود. دینداری و دین خواهی اش بازی نبود، او تجسم ایمان وتدین بود. ...
پيكر مرحوم محمد رشيديان نماينده آبادان در ۴ دوره مجلس شوراي اسلامي و عضو مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي امروز با حضور جمعي از نمايندگان ادوار مجلس و فعالان سياسي اصلاحطلب در تهران تشييع شد.
محمد رشیدیان نماینده آبادان در مجالس اول، دوم، سوم و ششم بود و در مجلس اول خبرگان (قانون اساسی) نیز عضویت داشت. وی تا قبل از انقلاب به شغل معلمی و دبیری در مدارس خوزستان اشتغال داشت، یکی از نمایندگان جناح چپ مذهبی در اوائل انقلاب و در مجلس ششم نیز جزو فراکسیون اکثریت (اصلاحطلبان) بود. به گزارش خبرنگار بهارنیوز، مرحوم رشیدیان متولد ۱۳۱۷ شهرستان بهبهان خوزستان و بزرگ شده شهر آبادان بود که امروز صبح در سن ۷۶ سالگی بر اثر سابقه بیماری قلبی در بیمارستان پیامبران تهران درگذشت. مراسم تشییع پیکر این فعال سیاسی و نماینده ادوار مجلس، صبح پنجشنبه در بهشت زهرای تهران برگزار خواهد شد.
محمد رشیدیان که طی چند سال اخیر به علت بیماری اغلب ساعات را در خانه سپری میکرد زمانی که مهدی کروبی در مجلس ششم فریاد برآورد و دادخواهی خواست تا بگوید منظور از نظارت در قانون اساسی چیست کسی نبود جز او که فریاد برآورد که من اینجا هستم.
محمدکیانوش راد نماينده مردم اهواز در مجلس ششم در يادداشتي به مناسبت درگذشت رشيديان نوشت:
به پاس عمری جهاد در راه خدا وبه یاد زنده یاد محمد رشیدیان، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان قانون اساسی ونماینده چهار دوره مجلس شورای اسلامی از شهر قهرمان آبادان.
خدا را باور داشت، با تمام وجودش. این اصلی ترین شاکله وجودی اش بود. خدا در زندگی او همه چیزش بود. زندگیش رنگ خدائی داشت. با قرآن محشور و مانوس بود. قرآن رهنمای راهش بود.
با او که مينشستی از خداترسی اش یاد خدا ميافتادی وپس از ترک دیدارش تا ساعتها جذبه کلام اش تو را با خود ميبرد…کلامش بر اساس عقیده اش بود و عقیده اش با عقده همراه نبود. دینداری و دین خواهی اش بازی نبود، او تجسم ایمان وتدین بود.
با بحث و گفتگو شاداب ميشد و ساعتها با گرمی و نشاط آن را پی ميگرفت. تا آخرین روزهای این جهانی اش پر انرژی و چالاک بود. در دفاع از دین،پرغیرت و پر صلابت و بی انعطاف بود، اما بدون تعصب خشک و بی منطق. ساده زیست و کم معونه و خاکی و خودمانی بود. هر گاه به دیدارش ميرفتی تفسیر قرآن در کنارش بود. در برابر زیاده خواهی و بی عدالتی، ابوذروار فریاد ميکشید. در برابر ستم دیدگان، محرومان و جنگ زدگان ایام جنگ، خادم وخاضع و مهربان، و در برابر ستمگران وزیاده خواهان، آتشین گفتار بود. در شماتت و تندی اش با مخالفان، بوی کینه وکبر نمی دیدی و در سکوت و ستایشاش با موافقان بوئی از ریا و سازش به چشم نمی آمد.
این دنیا و آن دنیا برایش یکی بود. از مرگ هراسی نداشت و در انتظارش بود. گفتار و کردارش، همان بود که بود. بود و نمودش یکی بود. به امام خمینی عشقی کم نظیرداشت، او شیفته خمینی بود و مخالفت با امام که جای خود را داشت، او حتا نقد امام را بر نمیتابید. زندگی رشیدیان، سراسر تلاش وکوشش و تکاپو در را ه خدا و مردم بود. از اوضاع زمانه دلخور، و از آنچه بر انقلاب ميگذرد ناخشنود گشته بود. ميگفت این آنچه نیست که امام ميخواست. ایده و اندیشه امام خمینی را همچنان رهنما و ره گشا ميدانست.
از زندگیش شکایتی نداشت و شاکر بود، اما در انتظار دیدار دوستان لحظه شماری ميکرد.افسوس که او از میان ما رفت. او بر گردن همه ما، مردم ایران و خوزستان حقی ماندگار دارد. حقی که فراموش شدنی نیست. حقی که مردم خوزستان و آبادانِ قهرمان همیشه در یاد خواهد داشت. زندگی و مرگش حقیقتا برای خدا بود. تنها باید او را ميدیدی تا به درستی آنچه گفته شد، بی کم و کاست اقرار مينمودی. اوباتمام وجود، به خدا باور داشت. او تو را به یاد خدا ميانداخت. روحش شاد.













