ماموریت یک اقتصاددان روشنفکر: یاس را تئوریزه نکنید
چکیده :روشنفکران نباید یأس را تئوریزه کنند؛ اتفاقی که در سالهای اخیر افتاده، این بوده که یأس تئوریزه شده است. اگر بیمار یک پزشک با 95درصد احتمال مرگ روبهرو است، پزشک باید بر همان پنجدرصد درمان تمرکز کند و روشنفکران باید بهعنوان پزشکان اجتماعی، متوجه این مسئله باشند. ...
محسن رنانی، اقتصاددان در یادداشتی با عنوان ” ماموریت یک اقتصاددان روشنفکر ” نوشته است: روشنفکران نباید یأس را تئوریزه کنند؛ اتفاقی که در سالهای اخیر افتاده، این بوده که یأس تئوریزه شده است. اگر بیمار یک پزشک با 95درصد احتمال مرگ روبهرو است، پزشک باید بر همان پنجدرصد درمان تمرکز کند و روشنفکران باید بهعنوان پزشکان اجتماعی، متوجه این مسئله باشند.
وی بر این باور است که ما باید در تئوریپردازیها دقت کنیم ابزار تئوریک برای فروپاشی به جامعه ارائه ندهیم؛ جامعه خود مستعد درهمریزی هست. من بعد از بحث تکنیکی اقتصاد ایران، این نقد را وارد کردم و گفتم نباید یأس را به جامعه تزریق کرد. جامعه مستعد درهمریختگی است و ما نباید ابزار تئوریک به دست آن بدهیم. من بیشتر تلاش داشتم تا زنهارهایی به مسئولان کشور بدهم، زیرا ما در آستانه سیاهچاله قرار گرفتهایم و اگر امروز تصمیم نگیریم، زمان را از دست خواهیم داد.
رنانی در این یادداشت که در روزنامه بهار منتشر شد، ادامه نوشته است: مقامات کشور لازم است بحران را بپذیرند؛ ابتدا باید بحران را تئوریزه کرد تا متوجه بحران شد و بعد باید به دنبال راهحل گشت. ابتدا باید پذیرفت که در بحران هستیم. به عنوان نمونه کتاب «اقتصاد سیاسی انرژی اتمی» که پنج سال پیش برای نظامات تدبیر کشور و مقامات ارشد فرستادم و امیدوار بودم واکنشی نشان داده شود، اما یک یادداشت سپاس هم دریافت نکردم؛ بنابراین، مجبور هستیم پیامهای لازم را از طریق نخبگان و جامعه روشنفکری ارسال کنیم.
مرحوم دکتر عظیمی به نیکی بحث «همگانیسازی» اقتصاد را شروع کرده بود. یک عالم اقتصاد در سه سطح میتواند برای خود ماموریت تعیین کند؛ ابتدا در سطح مرزهای دانش جهانی که میتوان مقاله نوشت و به گسترش علم کمک کرد، ولی این سطح خیلی به توسعه کمک نمیکند. سطح دوم ماموریت اقتصاددان پیشبرد مرزهای دانش ملی است؛ در داخل کشور باید دانش اقتصاد را توسعه داد و از طریق نوشتن مقالات آیاسآی و تربیت دانشجویان متخصص کوشید که در حال حاضر این کار انجام شود. البته این حرکت خوبی است، اما باز هم به توسعه کمکی نمیکند. سطح سوم ماموریت اقتصاددان این است که بصیرت عمومی و بصیرت سیاستگذاران را بهبود دهد. سیاستگذاران ما مقام هستند و نخبه نیستند؛ فرقی نمیکند که تحصیلکرده باشند یا نباشند بلکه نگاه آنها مهم است.
رنانی اضافه کرد: در همه دولتهای گذشته، سیاستگذاران بین فرصت شغلی و اشتغال، تمایزی قائل نمیشدند. فرصت شغلی یعنی وام دادن تا عدهای بروند سر کار، اما همزمان یک عدهای در جای دیگر بیکار میشوند پس اشتغال عمومی بالا نمیرود یا اینکه فکر میکنند پخشکردن پول اشتغال ایجاد میکند؛ این یک خطای تاریخی است. مردم و سیاستگذاران هم فکر میکنند با وامدادن اشتغال ایجاد میشود و این اشتباه است؛ پول نمیتواند اشتغال ایجاد کند. اشتغال محصول نظام سیاسی است، محصول دولت یا نظام بانکی نیست. اشتغال محصول سازگاری نظام سیاسی است. اگر چیدمان نظام سیاسی سازگار باشد اشتغال ایجاد میشود.
من برای خودم این ماموریت را تعریف کردم که مفاهیم جدی، مهم و موثر را به زبان همه فهم طرح کنم تا بهاین طریق دانش اقتصاد را در سطح عمومی و کارشناسان غیراقتصادی به بحث بگذاریم و طریق مردم بتوانند بهاین مطالبهگر باشند و از این زبانبستگی، بیتکلمی و فروخفتگی بهدرآیند و فقط تماشاگر نباشند.













