عكسنوشت جبههها/ سهم شما زخم زبانهايي كه زديد
چکیده :عباس در آژانس شیشه ای: جنگ که شروع شد، سر زمین بودم با تراکتور، جنگ که تموم شد، برگشتم سر همون زمین، بی تراکتور. آقاجون مو هنوز دفترچه بیمه هم نگرفتم، حالا خیلی زوره، خیلی زوره این حرفا… شما سهمتون رو دادین. سهمتون همین زخم زبون هایی بود که زدین… عکس از آسایشگاه اعصاب و...
عباس در آژانس شیشه ای: جنگ که شروع شد، سر زمین بودم با تراکتور، جنگ که تموم شد، برگشتم سر همون زمین، بی تراکتور. آقاجون مو هنوز دفترچه بیمه هم نگرفتم، حالا خیلی زوره، خیلی زوره این حرفا… شما سهمتون رو دادین. سهمتون همین زخم زبون هایی بود که زدین…
عکس از آسایشگاه اعصاب و روان














