از وبلاگ ها/ مشروح محتویات مجرمانه ای! که باعث فیلتر شدن یک وبلاگ شد
چکیده :عليرغم اين كه اين يادداشت را از روي خروجي وبلاگم حذف كردهام اين سؤال همچنان باقي است كه محل نقد و بررسي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران كجاست؟ آيا بشار اسد و سوريه نيز به خط قرمزهاي نظام تبديل شدهاند كه حتي طرح چند سؤال در خصوص چرايي حمايت ايران از سوريه موجب بسته شدن وبلاگ خواهد شد؟ ...
عصر روز سهشنبه 10 ارديبهشت 92 از سوي كارگروه تعيين مصاديق مجرمانه مطالب ذيل به عنوان محتواي مجرمانه تشخيص داده و به اينجانب ابلاغ شد:
1.«حمايت از دولت بشار اسد، مايهي شرمساري ايرانيان» تاريخ انتشار 8 شهريور 1390
90درصد مطالب اين يادداشت به نقل از يكي از مأموران جمهوري اسلامي ايران كه از سوي بعثه رهبري به مدت يك سال در كشور سوريه اقامت داشته نقل شده بود. اين مطلب به نقد سياستهاي اسد در مواجهه با ناآراميهاي سوريه پرداخته بود و سؤالاتي را در خصوص حمايت ايران از دولت بشار اسد طرح و بررسي كرده بود. بنده فهرست مصاديق محتواي مجرمانه را در سايت كارگروه ياد شده به دقت مطالعه كردم و انتقاد از بشار اسد و نقد سياست خارجي ايران در هيچ يك از اين عناوين وجود نداشت. عليرغم اين كه اين يادداشت را از روي خروجي وبلاگم حذف كردهام اين سؤال همچنان باقي است كه محل نقد و بررسي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران كجاست؟ آيا بشار اسد و سوريه نيز به خط قرمزهاي نظام تبديل شدهاند كه حتي طرح چند سؤال در خصوص چرايي حمايت ايران از سوريه موجب بسته شدن وبلاگ خواهد شد؟ اين مطلب از آن جهت كه شبيه نقل قول بود و از مطالب محوري وبلاگ شهروند دردمند به حساب نميآمد، بنده هيچ اصراري به ماندن آن بر روي خروجي وبلاگ ندارم و به طرح همين سؤال بسنده ميكنم كه آيا سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران قابل نقد است يا خير؟ و اگر قابل نقد است، آداب نقد آن چگونه است؟ و آيا كرسيهاي آزادانديشي در اين خصوص فكر بكنند؟ يا صرفاً از مواضع جمهوري اسلامي ايران حمايت كنند؟
2.«اگر من مرجع تقليد بودم؛ ترويج موسيقي حلال» تاريخ انتشار 10 مهر 1390
در مهر ماه 1390 مطالبي را با عنوان «اگر من مرجع تقليد بودم …» طرح كردم كه به برخي ظرفيتها و اقداماتي كه ميتوان براي پويايي مكتب شيعه از آنها استفاده نمود و بر برخي مشكلات و معضلات ديني و فرهنگي غلبه كرد، اشاره كردم. از جمله مطلب فوق به اين رويكرد اشاره داشت كه به جاي رويكرد حذفي و سلبي در برخورد با پديدههاي فرهنگي از رويكرد اثباتي و ايجابي استفاده شود. در روانشناسي به والدين توصيه ميشود به جاي «نكن» گفتنهاي پياپي راههاي جايگزين را به كودكان معرفي كنند. مثلاً به جاي آن كه به فرزند خود بگويند اين فيلم را نگاه نكن، اين موسيقي را گوش نكن با اين افراد معاشرت نكن! خودشان فيلم، موسيقي و دوستان خوب را براي وي بيابند و به عنوان جايگزين معرفي كنند. رويكرد اثباتي و ايجابي مبتني بر يك راهحل عملي و نمايش حسن نيت و عملگرايي گوينده است كه هدفش صرفاً رفع تكليف نيست، بلكه علاوه بر معرفي راه و روش بد، راه و روش صحيح را نيز معرفي كرده است.
يادداشت ترويج موسيقي حلال نيز در واقع بيان يك استراتژي بود كه اگر ميخواهيم به جنگ تهاجم فرهنگي برويم، راهش بگير و ببند نيست. بلكه راه آن تقويت فرهنگ بومي و سنتي است. بخشي از موسيقي از ديدگاه مراجع حلال تشخيص داده شده است، توليد موسيقي فاخر مبتني بر ارزشهاي اسلامي و ايراني ميتواند به عنوان راهكاري براي مقابله با نمونههاي غربي و غير اسلامي باشد. وقتي رهبري در سال 1384 و در يك چنين روزي (ولادت حضرت زهرا –سلام الله عليها-) مداحان را از استفاده موسيقي ترانهها براي اشعار مداحي نهي كردند و افزودند: «نكتهى آخر هم آهنگ است. من شنيدهام در مواردى از آهنگهاى نامناسب استفاده مىشود. مثلاً فلان خوانندهى طاغوتى يا غيرطاغوتى شعر عشقىِ چرندى را با آهنگى خوانده؛ حالا ما بياييم در مجلس امام حسين و براى عشاق امام حسين، آيات والاى معرفت را در اين آهنگ بريزيم و بنا كنيم آن را خواندن؛ اين خيلى بد است. خودتان آهنگ بسازيد. اين همه ذوق و اين همه هنر وجود دارد. يقيناً در جمع علاقهمندان به اين جريان كسانى هستند كه مىتوانند آهنگهاى خوبِ مخصوص مداحى بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادى. [+]»
حال سؤال اين است كه با گذشت 8 سال از سخنراني فوق چه مركزي نسبت به ساخت آهنگهاي مناسب براي مراسم اعياد اسلامي اقدام كرده است؟ آيا اشكال ياد شده در عدم استفاده از آهنگ ترانهها در اشعار مداحي برطرف شد؟ آيا طرح اين موضوع مصداق توهين به مقدسات اسلام و مراجع تقليد بود كه بايد حذف شود؟
بنده بر روي اين مطلب نيز هيچ گونه حساسيت خاصي ندارم و آن را از روي خروجي وبلاگ حذف كردم، اما به رأي كارگروه تعيين مصاديق مجرمانه در اين خصوص اعتراض دارم و به صحت و حقانيت مطلبي كه نوشتم اعتقاد دارم.
3.«سالروز آن يازده روز» تاريخ انتشار 1 ارديبهشت 1391
بخش اول اين مطلب به نقل شعري از معلم عزيزم جناب آقاي عليرضا فتحيان با عنوان «غيبت كبري» پرداخته است و جالب اين كه اين مطلب فيلتر نيست. بخش دوم نيز مطلب طنزي است در خصوص آن يازده روز معروف كه رئيس دولت دهم در اعتراض به عدم توانايي تغيير وزير اطلاعات، در منزل استراحت كردند و در محل كار خود حاضر نشدند. آقاي احمدينژاد در تاريخ 24 خرداد1388 و در يك نشست خبري اعلام كردند كه آزادي در ايران فراتر از مطلق است، بنده نيز قصد داشتم اندكي از اين آزادي فراتر از مطلق استفاده كنم و با ايشان در خصوص آن يازده روز مزاحي بكنم كه ظاهراً اين يازده روز هم از خط قرمزهاي نظام است و هر گونه شوخي در اين خصوص منجر به بسته شدن وبلاگ خواهد شد. دوستان و عزيزاني كه معني آزادي فراتر از مطلق را متوجه نشدهاند، جهت دريافت توضيحات تكميلي ميتوانند با بخش ارتباطات مردمي نهاد رياست جمهوري تماس حاصل نمايند.
در ذيل لينكهاي ابلاغ شده به عنوان مصاديق مجرمانه آمده است:
لينكهاي مجرمانه به صورت تصادفي از سايت شما انتخاب شده، شما موظف به پالايش محتواي مجرمانه لينكهاي بالا و موارد مشابه كه در سايت شما ميباشد هستيد.
لينكهاي فوق از روي خروجي وبلاگ حذف شده است و بنده منتظر رفع فيلتر وبلاگ شهروند دردمند هستم.
منبع: وبلاگ شهروند دردمند













