سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

روز معلم چگونه روز معلم شد؟

چکیده :همزماني اين رويداد با روز معلم كه مناسبتي صنفي و حرفه يي بود باعث شد كه روز معلم توسط انقلاب اسلامي به رسميت شناخته شود و انقلاب اسلامي روز معلم را امضا كند. اين مراسم به تدريج صورتي دولتي و آييني پيدا كرد و نقش معلمان در برگزاري و گراميداشت آن كمرنگ شد. ابوالحسن خانعلي معلمي ساده و معمولي و بدون گرايش حزبي بود. برخي او را داراي گرايش نزديك به جبهه ملي دانسته اند. اما احمد احمد از فعالان سياسي آن دوره، در خاطرات خود او را »معلم متدين دبيرستان جامي« ناميده است. به نوشته احمد احمد، خانعلي از همكاران خود باسوادتر بوده است. معلمان در روز 12 ارديبهشت هم ياد استاد مطهري را گرامي مي دارند و هم ياد شمع مرده فرهنگيان ابوالحسن خانعلي را. ...


اين يادداشت، روايتي است تاريخي و مستند كه نشان مي دهد روز 12 ارديبهشت چگونه روز معلم شد؟

جعفر شريف امامي در اسفندماه سال 39 كابينه خود را به مجلس شوراي ملي معرفي كرد و پست وزارت فرهنگ را به دكتر جهانشاه صالح سپرد. در جلسه روز يكشنبه دهم ارديبهشتماه سال 1340 جهانشاه صالح، وزير فرهنگ لايحه »اشل حقوقي جديد فرهنگيان« را تقديم مجلس شوراي ملي كرد.

انتشار خبر، واكنش معلمان به ويژه دبيران دبيرستان هاي تهران را برانگيخت. چندصد نفر از معلمان به دعوت باشگاه مهرگان كه رياست آن با محمد درخشش بود، براي اعتراض به لايحه دولت، از صبح روز سه شنبه 12 ارديبهشت ماه سال 40 در ميدان بهارستان مقابل مجلس شوراي ملي تجمع كردند. ساعتي بعد كه معلمان شعارهايي عليه دولت سردادند، ماموران براي متفرق كردن معلمان از ماشين هاي آب پاش استفاده كردند.

خانم معلمها كه در صف جلو ايستاده بودند سر تا پا خيس شدند. چند نفر از معلمان مرد جلو رفتند تا سر لوله هاي آب را به سمت ديگري برگردانند. يكي از آنها معلم جوان 29 ساله يي به نام ابوالحسن خانعلي بود. سرگرد ناصر شهرستاني، رييس كالنتري ميدان بهارستان، با اسلحه كمري به سمت معلمان شليك كرد. گلوله يي به سر ابوالحسن خانعلي خورد و بر زمين افتاد. دو نفر ديگر هم مجروح شدند.

ابوالحسن خانعلي، اهل روستاي كن تهران، مجرد و دبير فلسفه و عربي دبيرستان جامي در خيابان اسكندري بود. ابوالحسن با مدرك ليسانس معقول و منقول درسال 1335 به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. هنگام شهادت علاوه بر شغل معلمي دانشجوي دوره دكتراي فلسفه دانشگاه تهران بود. خانعلي فاقد گرايش حزبي بود و در تظاهرات ميدان بهارستان هم نقش رهبر، سخنران يا سخنگو نداشت.

بعد از تيراندازي اوضاع متشنج شد. معلمان فرياد مي زدند و شعار مي دادند )عليه دولت و نخست وزير(. ماموران تير هوايي شليك مي كردند وعده يي از آنها با باتوم معلم ها را ميزدند. صداي تيراندازي پليس و سر و صداي معلمان در صحن مجلس شنيده مي شد. يكي از نمايندگان بلند شد و گفت: »بيرون معلمان را مي كشند ما اينجا لايحه حقوق معلمان رابررسي مي كنيم!« به دنبال اين سخنان جلسه مجلس به هم خورد.

معلمان همكار زخمي خود را به بيمارستان بازرگان منتقل كردند كه به دليل شدت جراحات درگذشت. پيكر بيجان خانعلي به مسجدي در خيابان اسكندري در غرب تهران منتقل شد و معلمان خود را براي تشييع جنازه با شكوه او در روز بعد آماده كردند.

روز چهارشنبه 13 ارديبهشت تابوت معلم شهيد بر سر دست معلمان و دانشجويان از خيابان اسكندري به سوي ميدان بهارستان به حركت درآمد. تهران بعد از كودتاي 28 مرداد چنين جمعيتي در خيابانهاي خود نديده بود. تشييع جنازه چهار ساعت طول كشيد. هزاران معلم ودانشجو اشك ميريختند و با شعارهاي خود خواستار استعفاي نخستوزير و محاكمه قاتل ديوسيرت معلم عزير بودند. پس از طي مسير طولاني تابوت را در ميدان بهارستان زمين گذاشتند. جمعيت سوگوار به سخنان تند و آتشين نمايندگان معلمان گوش دادند و ساعتي بعد پيكر بي جان معلم شهيد سوار بر آمبولانس به گورستان ابن بابويه در شهرري منتقل شد.

پيكر خانعلي در ابن بابويه به خاك سپرده شد. مجالس ترحيم متعدد در تهران و شهرستان ها به ياد معلم مظلوم بر پا شد. جلسه روز پنجشنبه 14 ارديبهشت مجلس شوراي ملي توفاني بود. نمايندگان عليه دولت نطق كردند. سردار فاخر، رييس مجلس از نمايندگان معلمان دعوت كرد كه »به مجلس تشريف بياورند و صحبت كنند.« دكتر جفرودي، نماينده مخالف دولت از جبهه ملي، گفت: »قاطبه معلمان بر اثر ترقي فاحش قيمتها، مزاياي افزايش حقوق معلم را از دست داده اند.«

بعد از نطق هاي نمايندگان، جعفر شريف امامي پشت تريبون مجلس رفت و از حوادث روز 12 ارديبهشت اظهار تاسف كرد و گفت كه دولت دستور تيراندازي نداده و سفارش كرده كه به هيچوجه مزاحم جمعيت نشوند. او رسيدگي به مشكالت معلمان را وظيفه دولت دانست. هنوز صحبتهاي نخستوزير به پايان نرسيده بود كه يكي از نمايندگان به نام بهبهاني، ورقه استيضاح نخستوزير را تقديم رييس مجلس كرد. شريف امامي با عصبانيت مجلس را ترك كرد و همان روز استعفانامه خود را تقديم دربار كرد. شاه با استعفاي شريف امامي موافقت و روز شنبه 16 ارديبهشت، دكتر علي اميني، سياستمدار كهنه كار را مامور تشكيل كابينه كرد.

در كابينه اميني، درخشش نماينده معلمان به عنوان وزير آموزش و پرورش برگزيده شد. معلمان تهران در اجتماع چند هزار نفري خود در روز دوشنبه 18 ارديبهشت سال 40، روز 12 ارديبهشت را به مناسبت شهادت خانعلي روز معلم اعلام كردند. اعتصاب معلمان چند روز بعد با تقاضاي نخست وزير پايان يافت. بعد از 14 ماه دولت اميني در ميان درياي مشكالت و تفرقه احزاب مخالف غرق شد و ديكتاتوري فردي شاهانه آغاز شد.

معلمان با ظهور نخستين نشانه هاي انقلاب در سال 56 بار ديگر وارد صحنه شدند. در سال هاي 56 و 57 كانون هاي مستقل معلمان مجددا شكل گرفت و حتي باشگاه مهرگان هم فعاليت هاي خود را تجديد كرد. اما معلمان تمايل چنداني به پيگيري خواسته هاي صنفي از خود نشان ندادند.

در شامگاه روز 11 ارديبهشت سال 58، استاد مرتضي مطهري، روحاني و نظريه پرداز انقلاب، استاد دانشكده الهيات و صاحب تاليفات فراوان در حوزه ديني و اجتماعي و سياسي به دست تروريستي از گروه فرقان به شهادت رسيد.

همزماني اين رويداد با روز معلم كه مناسبتي صنفي و حرفه يي بود باعث شد كه روز معلم توسط انقلاب اسلامي به رسميت شناخته شود و انقلاب اسلامي روز معلم را امضا كند. اين مراسم به تدريج صورتي دولتي و آييني پيدا كرد و نقش معلمان در برگزاري و گراميداشت آن كمرنگ شد. ابوالحسن خانعلي معلمي ساده و معمولي و بدون گرايش حزبي بود. برخي او را داراي گرايش نزديك به جبهه ملي دانسته اند. اما احمد احمد از فعالان سياسي آن دوره، در خاطرات خود او را »معلم متدين دبيرستان جامي« ناميده است. به نوشته احمد احمد، خانعلي از همكاران خود باسوادتر بوده است. معلمان در روز 12 ارديبهشت هم ياد استاد مطهري را گرامي مي دارند و هم ياد شمع مرده فرهنگيان ابوالحسن خانعلي را.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.