انتخابات و گزینه های پیش رو
چکیده : اصلاح طلبی در هیچ شرایطی ، حتی بسیار بسته تر و ناهموارتر از اوضاع چند سال اخیر ، با حاشیه نشینی و عافیت جویی و سكوت و بی عملی - حتی به بهانه ی " نظریه ی بقا " سازگار نیست و نسبتی ندارد . كنش اصلاح طلبانه چیزی از جنس " دیفیوژن اكسیژن = نفوذ و نشت ماهرانه و صبورانه ی هوا " ست كه اگر از در بیرونش كنند ، از پنجره و حتی از روزنه به درون باز می گردد ، با حوصله و متانت !...
احمد پورنجاتی
من، چون تجربه ی عینی و ملموس مهاجر زیستی در بیرون از كشور را ندارم ، به ناچار از زاویه ی نگاه یك ایرانی داخل سخن می گویم . به باورم انتخابات ، هنوز و همچنان در پس زمینه ی افكار عمومی ایرانیان ، چیزی ناچیز و بی اهمیت و نادیده انگاشتنی نیست.
گمان ندارم حتی آنان كه از آغاز انقلاب با ساختار سیاسی كنونی مخالف بوده اند یا بعد ها به هر دلیل به این اردوگاه پیوسته اند،نیز با همه ی كوشش برای وانمود كردن بی اعتنایی به انتخابات ، به ویژه برای ریاست جمهوری ، تا كنون از این ” سوژه ی وسوسه انگیز ” دست و دل شسته باشند ! البته مهم است كه در مجالی فراخ تر به واكاوی و علت یابی این ” نقش مهره ی مار ” كه انگاری در برهه ی انتخابات همه را -از برانداز تا اصلاح طلب و محافظه كار و جناح حاكم -از سوراخ و خلوت بیرون می كشد، بپردازیم اما واقعیت را كه نمی توان نادیده گرفت كه به رغم همه ی چالش ها و قهر و اردوكشی ها و بگیر و ببند و حصر و غث و ثمین و یسار و یمین كردن ها، اینك در آشكار و پنهان عرصه ی سیاسی كشور ، همه _ از غالب و مغلوب یا فاعل بالاختیار و مفعول بالاضطرار – در تب و تاب اند برای عرضه اندام و وزن كشی سیاسی و زیارت آستان قدرت . فارغ از انگیزه و نیت ، كه هركس روی تابلوی تبلیغاتی اش می نگارد. والله اعلم!
در عرصه ی عمومی جامعه نیز با وجود چهره ی نزار و كم اشتهایی موجود، اما به گواهی تجربه ای كه هنوز معتبر است ، انتخاب رییس جمهوری برای بسیاری از مردم داخل كشور ، انگاری نوعی تداعی ابراز وجود است ، حتی اگر رای سفید به صندوق بریزند! اما این قلم ، قصد ندارد ” سر بی صاحب بتراشد “.
تنها به عنوان یك شهروند كه به ” پارادایم اصلاح طلبی ” هم به مثابه هدف و هم خط مشی ، باور دارد ، چند پیشنهاد را كه پیشتر نیز در برخی نوشته ها و گفتگوها ( به ویژه در روزنامه ی بهار و سالنامه ی اعتماد و بهار و شرق ) تقدیم كرده ام ، شفاف تر از پیش عرضه می كنم:
1- اصلاح طلبی در هیچ شرایطی ، حتی بسیار بسته تر و ناهموارتر از اوضاع چند سال اخیر ، با حاشیه نشینی و عافیت جویی و سكوت و بی عملی – حتی به بهانه ی ” نظریه ی بقا ” سازگار نیست و نسبتی ندارد . كنش اصلاح طلبانه چیزی از جنس ” دیفیوژن اكسیژن = نفوذ و نشت ماهرانه و صبورانه ی هوا ” ست كه اگر از در بیرونش كنند ، از پنجره و حتی از روزنه به درون باز می گردد ، با حوصله و متانت !
2- زندگی و كنش و رشد اصلاح طلبی، ملازمه ی بی برو برگرد و گریز ناپذیر با حضور در عرصه ی قدرت ندارد . اگر اسباب آن با رعایت آداب شرافتمندانه فراهم شد ، چه بهتر. اما اگر نه، رو به قبله دراز نباید كشید!
3- با توجه به هژمونی ” حضور احساسی و توده وار ” بدنه ی اجتماعی در عرصه های سیاسی و به ویژه انتخابات و كم رمق و كم عمق بودن ” پیوند اندیشگی ” در ساختار و سازمان اجتماعی جریان اصلاح طلب درون كشور ، تا اطلاع بعدی ، اولویت راهبردی اصلاح طلبی ، ” حضور فعال در عرصه ی كنش اجتماعی و گسترش مشی ” جامعه محور و نهادساز ” و البته برخورد فعال و ” مطالبه محور ” با تحولات پیرامونی ، از جمله ” انتخابات ” است.
4- در آستانه ی انتخابات 24 خرداد ، و با توجه به مجموعه ی پارامترهای سیاسی ، ارزیابی وضعیت درونی جبهه ی اصلاحات ، شرایط حاكمیت ، وضعیت پریشان طیف های غالب و مغلوب جبهه ی رقیب و نیز ذهنیت اجتماعی هواداران اصلاح طلبی و البته با رعایت قاعده ی عقلایی ” كاهش هزینه ی مبادله ” و حفظ سرمایه های اجتماعی و و جهه ی جهانی و…. پیشنهاد بنده كماكان عدم معرفی كاندیدا ست.( كه البته در حال حاضر جز آقای خاتمی و سپس آقای هاشمی اصولا شخص دیگری در مقیاس رای آوری حداكثری مطرح نیست ) دلایل خود را در مورد عدم حضور اصلاح طلبان در عرصه ی رقابت های این دوره در همان گفته ها و نوشته ا آورده ام.
5- كار بزرگ جریان اصلاح طلب در این دوره ، انتقال پیاپی دیدگاه ها و تحلیل های منتقدانه و البته مشكل گشا برای برون رفت كشور از این ورطه ی هولناك در همه ی عرصه های مدیریت كلان كشور ، اعم از سیاست داخلی و اقتصاد و فرهنگ و روابط بین المللی ست . اصلاح طلبان این بار باید در كنار بدنه ی اجتماعی خود ، مشی ” مطالبه محور ” را نه تنها از كاندیداها بلكه از مجموعه ی ساختار حاكمیت پی بگیرند.
6- چه بسا، پس از ثبت نام و نهایی شدن آرایش كاندیداها، حمایت تلویحی از نزدیك ترین آنها به برخی مواضع اصلاح طلبی ، قابل بررسی باشد . اكنون برای نام بردن از كسی ، زودهنگام است .
7- حساب انتخابات شوراها و به ویژه شورای شهر های بزرگ ( تهران ) را می توان به كلی از انتخابات ریاست جمهوری جدا كرد. و حتی لیست انتخاباتی جداگانه داد.
8- بیت الغزل پیشنهاد های من: انتشار یك بیانیه ی جامه تحلیلی از سوی آقای خاتمی در باره ی هر گونه تصمیمی كه قرار است بگیرند كه البته تاكید بنده بر مفاد یاد شده است.
منبع: صفحه فیس بوک شخصی













