افشاگری فرزند اولین دادستان انقلاب درباره بی قانونی های بازجویان در نامه به رئیس قوه قضاییه
چکیده :بنا نداشتم تا زمانی که در زندان هستم در مورد آنچه در بازداشتگاه های امنیتی و اطلاعاتی بر من و نیز دیگر زندانیان سیاسی گذشته و قانون شکنی ها و اقدامات خلاف قانون و خلاف شرعی که صورت گرفته و می گیرد مطلبی خدمتتان بنویسم و قصدم این بود که پس از آزادی مشروح آن را برایتان قلمی کنم. ولی 27/12/91 اتفاقی افتاد که شاید ننوشتن آن برای شما گناهی را نیز برای من به همراه داشته باشد لذا علیرغم قصد قبلی خلاصه ای را به اطلاعاتان می رسانم. روز 27 اسفند 91 هنگامیکه در حال برگشت از بهداری زندان اوین به بند 350 بودم در طول راه برای اولین بار در این مدت پانزده ماهه اخیر که در بند هستم با بازجوی خود که آن زمان خود را سید احمد طیبی معرفی می کرد و اینک به نام مهدوی مشهور است (و احتمالا هر دو نام مستعار هستند) مواجه شدم، وی بنده را صدا زد و چنین اظهار داشت:...
محمد امین هادوی، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، در نامه ای به رئیس قوه قضاییه با یادآوری مسئولیت وی و با شرحی از بازجویی ها از وی خواسته است: قاضی مستقل و شجاعی را مامور فرمایید تا به شکایت اینجانب از بازجویم با نام های مستعار مهدوی- طیبی و شکایت دیگر متهمان از بازجویان نهادهای امنیتی- اطلاعاتی رسیدگی عادلانه نموده و پس از اثبات آنها را که به ادعایشان خدای متهمان در بازداشتگاه ها هستند به اشد مجازات محکوم نمایید.
به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی، فرزند اولین دادستان کل انقلاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در نامه ی خود تصریح کرده است: متاسفانه برخورد قضات شما با این بازجویان برخورد مادون با مافوق است و این افراد فعال مایشاء هستند. خود دستگیر می کنند خود بازجویی می کنند و در مواردی شکنجه می کنند و خود نیز حکم صادر می کنند و قضات شما که باید مستقل باشند و بر اساس شرع و قانون حکم صادر کنند تابع بی چون و چرای خواست و اراده اینگونه افراد هستند. در موردی این فرد هنگام دستگیری متهمی به وی گفته 10 سال حکم به تو می دهند و در نهایت هم همین حکم با امضا قاضی برای وی صادر شده و برای خود من هم چنین پیش آمد. علاوه بر قضات که تابع آنها هستند، سازمان زندان ها نیز هیچگونه اطلاعی از بندهای اختصاصی آنها همچون بند 209- 240 اطلاعات و بند 2 الف سپاه ندارند و نمی دانند در آنجا چه می گذرد.
محمدامین هادوی در مهرماه ٨٩ به علت انجام فعالیت هایی همچون مراجعه به منزل شهدای جنبش سبز و ارتباط و ملاقات با فعالان و رهبران جنبش سبز بازداشت و از سوی قاضی پیرعباسی به تحمل شش سال حبس محکوم شد. او در دوران بازداشت به مدت ۶٠ روز دست به اعتصاب غذای تر زد، در اعتراض به اینکه ماموران امنیتی جهت تحت فشار قرار نهادن وی، فرزندش را نیز بازداشت کرده بودند.
متن کامل نامه وی به رئیس قوه قضاییه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:
جناب آیت الله صادق لاریجانی
سلام علیکم
بنا نداشتم تا زمانی که در زندان هستم در مورد آنچه در بازداشتگاه های امنیتی و اطلاعاتی بر من و نیز دیگر زندانیان سیاسی گذشته و قانون شکنی ها و اقدامات خلاف قانون و خلاف شرعی که صورت گرفته و می گیرد مطلبی خدمتتان بنویسم و قصدم این بود که پس از آزادی مشروح آن را برایتان قلمی کنم. ولی روز یکشنبه 27/12/91 اتفاقی افتاد که شاید ننوشتن آن برای شما گناهی را نیز برای من به همراه داشته باشد لذا علیرغم قصد قبلی خلاصه ای را به اطلاعاتان می رسانم.
روز 27 اسفند 91 هنگامیکه در حال برگشت از بهداری زندان اوین به بند 350 بودم در طول راه برای اولین بار در این مدت پانزده ماهه اخیر که در بند هستم با بازجوی خود که آن زمان خود را سید احمد طیبی معرفی می کرد و اینک به نام مهدوی مشهور است (و احتمالا هر دو نام مستعار هستند) مواجه شدم، وی بنده را صدا زد و چنین اظهار داشت:
– تو تا 5 سال دیگر اینجا هستی و تا آخر این مدت من نمی گذارم که بیرون بروی – پس از 5 سال هم که حکم فعلی تو تمام شد دوباره تو را به اینجا (بند 209) بر می گردانم.
– تا آخر عمر نمی گذارم که راحت زندگی کنی مگر اینکه با ما همکاری کنی – اگر همکاری کنی همین فردا آزادت می کنم و اگر همکاری نکنی تا اخر عمر نمی گذارم آب خوش از گلویت پایین برود.
در پاسخ به وی گفتم اینکه برای من چه اتفاقی بیفتد در دست خداست نه شما و اینکه معلوم نیست که تا آن موقع کجا باشی و چه کاری بتوانی انجام دهی اگر خدا بخواهد من فردا آزاد می شوم و تو هیچ قدرتی برای نگهداری من نداری و شاید دیگر تو هم نباشی، وی در جواب گفت: من اگر هم از این مسئولیت رفتم به فرد بعدی می گویم که همین اقدامات را با تو انجام دهد. وی این مطالب را از موضعی کاملا متکبرانه و قلدرمآبانه و لات منشانه که جزء رفتار و کردار عادی وی است بیان می کرد، شما خود در مورد این نوع برخورد قضاوت کنید.
من تا قبل از اینکه بازداشت شوم و خود مستقیما برخوردهای بازجویان را ببینم بسیاری از مطالبی را که در مورد نوع برخوردهای بازجویان گفته می شد نمی توانستم بپذیرم، ولی اینک به عنوان کسی که به مدت 147 روز در سلول های انفرادی و تحت بازجویی اینگونه بازجویان بوده ام و همه چیز را از نزدیک دیده ام هر عملی را از آنان محتمل می دانم. متاسفانه برخورد ضعیف دستگاه قضایی با بازجویان به نحوی بوده و هست که بازجوها احساس خدایی می کنند و از این موضع صحبت می کنند. برخی از آنها در ضمن بازجویی در جواب متهم که نام خدا را بر زبان می آورد گفته اند در اینجا خدا من هستم، شما در مورد مطلبی که این شخص به من گفته قضاوت کنید که اینها حرف “بنده خداست” یا حرف کسی است که “خدا را بنده نیست”.
متاسفانه برخورد قضات شما با این بازجویان برخورد مادون با مافوق است و این افراد فعال مایشاء هستند. خود دستگیر می کنند خود بازجویی می کنند و در مواردی شکنجه می کنند و خود نیز حکم صادر می کنند و قضات شما که باید مستقل باشند و بر اساس شرع و قانون حکم صادر کنند تابع بی چون و چرای خواست و اراده اینگونه افراد هستند. در موردی این فرد هنگام دستگیری متهمی به وی گفته 10 سال حکم به تو می دهند و در نهایت هم همین حکم با امضا قاضی برای وی صادر شده و برای خود من هم چنین پیش آمد. علاوه بر قضات که تابع آنها هستند، سازمان زندان ها نیز هیچگونه اطلاعی از بندهای اختصاصی آنها همچون بند 209- 240 اطلاعات و بند 2 الف سپاه ندارند و نمی دانند در آنجا چه می گذرد.
من تا قبل از اینکه بازداشت شوم برایم سخت بود شرح بازجویی ها و برخوردهای غیرانسانی، غیر اخلاقی و غیر شرعی که در نامه های افرادی چون عبدالله مومنی و شکایت نامه 26 نفر از زندانیان سرشناس حوادث پس از انتخابات تحت عنوان “ما شکنجه شده ایم” از رفتارهای غیرقانونی صورت گرفته توسط بازجویان در بازداشتگاه های امنیتی 209 و 2 الف در اردیبهشت 90 منتشر شده بود را باور کنم ولی اینک پس از تحمل 147 روز سلول انفرادی و 440 روز حبس در بند 350 و دیدن زندانیان دیگر به یقین رسیده ام که آنچه در نامه های افراد فوق الذکر آمده تنها جزیی کوچک از وقایع دردناکی بوده است که در بازداشتگاه ها و بازجویی ها می گذرد که قطعا به اطلاع شما و سایر مسئولان کشور رسیده است. ماجرای تلخ کهریزک و مرگ ستار بهشتی تنها نمونه هایی از این موارد بود که ناخواسته آشکار شد و چون عوامل آن پشتوانه دستگاه های اطلاعاتی را نداشتند ماجرا از کنترلشان خارج شد.
النهایه گفتنی آنکه، همین بازجو (مهدوی) با این ویژگی ها مسئول تیم بازجویی اعضاء نهضت آزادی است که انواع توهین ها، تهمت ها و افتراها را نسبت به آنها نیز روا داشته است همانطور که در مدت بازجویی بنده نیز هرچه توانست و خواست نسبت به والد بزرگوارم، برادرانم، همسرم و فرزندانم می گفت و انواع تهدیدها که برخی از آنها را همچون دستگیری فرزندم و تهیه پرونده قضایی برای پدرم نیز عملی کرده است. شما به خوبی می دانید که بسیاری از این افراد از مبارزین قبل از انقلاب و سابقون در نهضتی بوده اند که انقلاب اسلامی حاصل آن بود و به دلیل همین فعالیتهایشان مغضوب رژیم گذشته بوده اند، آیا سزاوار است با چنین افراد و علاقمندان و بستگان آنها بدترین رفتارها صورت گیرد. مگر این دستور الهی نیست که: ” و لایجرمنکم شنان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی (مائده 8)
جناب آیت الله لاریجانی
با توجه به مطالب فوق تقاضا دارم قاضی مستقل و شجاعی را مامور فرمایید تا به شکایت اینجانب از بازجویم با نام های مستعار مهدوی- طیبی و شکایت دیگر متهمان از بازجویان نهادهای امنیتی- اطلاعاتی رسیدگی عادلانه نموده و پس از اثبات آنها را که به ادعایشان خدای متهمان در بازداشتگاه ها هستند به اشد مجازات محکوم نمایید.
محمدامین هادوی بند 350 زندان اوین
27/12/91














با خواندن این مطالب بی اختیار یاد این ضرب المثل ها می افتم:”ای کشته که راکشتی تا کشته شدی زار!” یا که “دنیا دار مکافات است”
بیاد بیاورید سالهای تاریک انقلاب را که همان دادستانی کل انقلاب اول انقلاب چقدر بیداد گری کرده است! چند نفر دربیدادگاههای انقلاب با دلیل یا بی دلیل محکوم شدند و فریادرسی برایشان نبود. آنچه که امروز دربیدادگاه های جمهوری اسلامی تجربه می شود نتیجه همان بیدادگریهاو بی توجهی های بدو انقلاب است. حال پیداکنید که دست اندرکاران امروز چه عاقبتی پیدا خواهند کرد!
یک سری آدم از خدا بیخبرو انداختن به جون مردم
معرفی قاضی شجاع و مستفل ، بماند انشاءالله برای بعد از ظهور حضرت حجت ، البته اگر دو پادشاه در اقلیمی بگنجند .
ا توجه به مطالب فوق تقاضا دارم قاضی مستقل و شجاعی
را مامور فرمایید تا به شکایت اینجانب از بازجویم با نام های مستعار مهدوی- طیبی و
شکایت دیگر متهمان از بازجویان نهادهای امنیتی- اطلاعاتی رسیدگی عادلانه نموده و
پس از اثبات آنها را که به ادعایشان خدای متهمان در بازداشتگاه ها هستند به اشد
مجازات محکوم نمایید
بازجویم با نام های مستعار مهدوی- طیبی
بازجویم با نام های مستعار مهدوی- طیبی
بازجویم با نام های مستعار مهدوی- طیبی
We Will Never Forget…x
We Will Never Forgive…x
Dear Mr. Hadavi:
That Day Will Come that These Savage Animals would have to
answer to People of Iran…x
All of them…x
From Top Top Top … all the way Down…x
Not to God… But to us, We the People od Iran…x
We Will Never Forget…x
We Will Never Forgive…x
We Will Never Forget…x
We Will Never Forgive…x
واقعا تعجب اور است .چرا به برخورد بازجویان اعتراض می شود انها برابر شرع ودستور مستقیم مبنی براینکه حفظ نظام از اوجب واجبات است عمل می کنند .برای حفظ نظام هر کاری لازم است .مثلا لازم است نماز نخوانی باید نخوانی لازم خشونت بورزی باید بورزی .لازم است کسی کشته شود .باید بکشی و . . . برای حل این مشکل می بایست این جمله برای یک بار وهمیشسه توسط بازماندگان امام خمینی تعریف شود . تا همه چیز حل گردد
. ن
– تو تا ۵ سال دیگر اینجا هستی و تا آخر این مدت من نمی گذارم که بیرون بروی – پس از ۵ سال هم که حکم فعلی تو تمام شد دوباره تو را به اینجا (بند ۲۰۹) بر می گردانم.
حد اکثر عمر نظام مستبد ایران دو تا سه سال آیند خواهد بود . زمانی نخواهد گذشت که جای هادوی با سید احمد طیبی و یا مهدوی و هر… که اسمش میخواهد باشد عوض خواهد شد . به خدا قسم که روز اجرای عدالت آنهم بدست خدا نزدیک است. در آن روز لاریجانی بی عرزه و ترسو و بازجویان … در دادگاهی علنی محاکمه و قصاص خواهند شد . جناب آقای هادوی مقاوم باشید که وحده خداوند نزدیک است به این… بگو قبل از 5 سال که تو به اشد مجازات خواهی رسید و به او بگوی ای بیچاره ای که خود را آلت دست سرداران میلیارد قرار داده ای بدان که هیچ پناگاهی در دنیا برای تو وجود ندارد .وهیچ کشوری به توی جلاد اجازه ورود به خاک خود را نخواهد داد .بنا بر این در همین کشور محاکمه و اعدام خواهی شد حال بستگی به خودت دارد که این 4 روز باقی عمرت را توبه و در گوشته ای عذلت جویی و یا کماکان متکبرانه به شکنجه فرزندان عزیز این مرز و بوم ادامه دهی ولی بدان که در همین دنیا تقاص خود را پس خواهی داد . و ای خاک بر سر رییس قوه قضائیه که توان حمایت از قاضی خود جهت حفظ استقلال او را نداشته باشد .
پس فرق جمهوری اسلامی با زمان شاه چیست؟!
آقای هادوی ، بعید میدانستم که با این همه تجربه تا این حد خام باشی. مترسک بالای سر فوه بیدادیه از ریز این اعمال با خبر است
اقای هادوی عزیز شما مگر نمیدانید که عدالت سالهاست از این کشور عزیز رخت بر بسته و دژخیمانی خوناشامی چون مرتضوی وپیرعباس لاریجانی و……در مقام قضاوت هستند وهیچ بوی از انسانیت نبرده اند ..
من دیگر اعتقادی بخدایی که مسئولین جمهوری تزویر و ریا میپرستند ندارم از هر چه دین و دینداری بیزار شدم معبودی دارم بنام یکانه که در خلوتم او را میپرستم و دعا میکنم شر مفسدین و دزدان ثروت کشورم را از سر مردم رنجور میهنم هر جه زودتر بردارد و انها را در اوج ذلت ببینم
طبعا ایشون نامه رو خطاب به مردم نوشته دیگه؟ وگرنه که خود آقای لاریجانی و بالاتر از اوشون هم خداتر از بازجوها هستند
مگر بعد از رحلت پیامبر چه اتفاقی افتاد و منافقین چه بلایی بر سر اسلام آوردند که توقع داشته باشیم پس از انقلاب چه اتفاقی برای انقلاب بیافتد؟
منافقین و منافقین و باز هم منافقین
قانون های خود نوشته حکومت ابوبکر و عمر و عثمان و قدرتمندانی مانند مروان باعث این شدند که فقط 50 سال بعد از رحلت پیامبر سر نوه پیامبر را به فجیع ترین ظلم ببرند و در میان شهرهای به اصطلاح مسلمان بگردانند
اسلام در کمتر از 50 سال مسخ شد و اگر خون سیدالشهدا نبود الان تنها یک بروز بیرونی از اسلام در جهان میماند وآن حکومت دیکتاتوری آل سعود بود.
در ایران هم انقلاب مسخ شد
به جای اینکه هدف اصلی انقلاب یعنی آزادی معنوی انسانها و توسعه عقلانیت در اسلام دنبال شود با دشمن سازی ها متوهمانه و عوام فریبانه ، حفظ حکومت آل امیه ای شد
پشیمانم از اینکه چرا سالها فکر میکردم این حکومت به حکومت امام زمان وصل خواهد شد
اگر همین امروز حضرت ظهور کند قطعا اگر یار و یاوری نداشته باشد که عاقلانه و روشنفکرانه آن سرور را یاری کنند در زندان های همین حکومت سرنوشت حضرت کاظم (ع) را خواهند داشت