سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

کیهان، فرقه رجوی و اسرائیل

چکیده :مشابه بودن رفتار بخشی از اصول گرایان در دفاع از انقلاب و اسلام را با شيوه مجاهدين خلق در ذات رفتار مشترک آنها باید جستجو نمود . خصوصیات بارز مشترک این دو : "مخالفت با دموكراسي"، "تمامیت خواهی" و "بنيادگرایی" بوده، همچنین به "قدرت" اصالت مي‌دهند و به "حذف خشونت‌بار" منتقدان و مخالفان خود معتقدند. با اين تفاوت كه فرقه رجوی به سهولت تمام مي‌تواند عملكرد خود را به مباني "انقلابيگري حرفه‌اي" به روايت ماركسيسم روسي مستند كند، ولي اقتدارگرايان متأخّر با تكلّف، تصنّع و صعوبت نيز نمي‌توانند رفتارشان را مستند به انديشه و روش امام و حاكميت برخاسته از انقلاب اسلامي كنند. ...


کلمه – محمدرضا ملکیان:

لمس رفاه زندگی ایرانیان در دولتهای اصلاحات(خاتمی) و اصولگرا( احمدی نژاد)، ما را از هرگونه توضیح در باب بصیرت اقتصادی آن دو جریان بی‌نیاز می گرداند. ولی حال که هشت سال از دولت اصلاحات گذشت، بررسی عملکرد سیاسی اصلاحات و اقتدارگرایان(کیهان) نسبت به دو دشمن جمهوری اسلامی فرقه رجوی و اسرائیل، مفهوم بصریت سیاسی اقتدارگرایان قابل لمس خواهد بود.

۱- از دوم خرداد ۷۶ یکی از جریان هایی که به شدت برآشفت و خود را در خطر اساسی دید، فرقه مسعود رجوی( سازمان مجاهیدن خلق) بود. رجوی اولین فردی بود که صفت”فتنه” را به فعالیت اصلاح طلبان نسبت داد(۱) وی “دوم خرداد” را “فتنه خاتمی” نام نهادند. و نشریات فرقه رجوی با بهره گیری از سند‌های روزنامه کیهان(۲)، حملات خویش را روی اصلاح طلبان متمرکز ساختند. بعدها مشخص شد که مسعود رجوی خطر را از ناحیه خود با بصیرت و به درستی درک کرده بود چرا که با تقویت سیاست تشنج زدایی دولت خاتمی سازمان متبوع وی در کشورهای اروپایی و امریکا به عنوان یک گروه تروریستی شناخته شد و حتی در مقطعی همسر وی و بسیاری از کادرهای این سازمان در فرانسه بازداشت شدند و فعالیت آنان در غرب به شدت محدود شد. در این باره ” دکتر مارتین ایندیک” – دستیار وزیر امور خارجه در مسائل مربوط به شرق نزدیک در سال ۱۹۹۷ – استاد دانشگاه کلمبیا می‌گوید: “دولت آمریکا به محمد خاتمی به عنوان فردی میانه‌رو می‌نگریست. یکی از دلایلی که سازمان مجاهدین خلق در فهرست تروریستی قرار گرفت، تمایل دولت کلینتون به گفت‌ و گو با خاتمی بود.”

۲- در دوران دولت اصلاحات، صهیونیست ها خیلی سعی کردند با بزرگ جلوه دادن بحث انرژی اتمی و غنی سازی اورانیم در ایران فشار وارده از روی اسرائیل را به سوی ایران برگردانند، اما خاتمی با دیپلماسی قوی و سیاستهای مسالمت جویانه عملاٌ باعث عقیم شدن این فعالیت‌ها شد. نتیجه این اقدامات ایران، شکل گیری مواضع معترضانه به اسرائیل از سوی کشورهای مختلف بود که میتوان به مطرح شدن عدم پیوستن اسرائیل با وجود صدها کلاهک هسته‌ای به آژانس انرژی اتمی سازمان ملل و پیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی و معاهده‌های مربوطه و نیز مسائل داخلی اسرائیل از جمله رفتار ارتش و پلیس اسرائیل با فلسطینیان،حملات ارتش به غزه و لبنان ، دیوار حائل و بحث حقوق بشر در سطوح بسیار بالای مجامع جهانی اشاره داشت.

از سوی دیگر سیاست خارجی اصلاح طلبان در قبال همسایه‌های خود که به بهبود شدید روابط آنها منجر شد و تقویت و بهبود رابطه با مصر و جهان عرب به طور موثر و استفاده هوشمندانه از ریاست بر کنفرانس اسلامی توسط رئیس جمهور ایران(خاتمی) باعث شد روابط اعراب و اسرائیل خصوصا کشورهایی مانند مصر و عربستان سعودی که نقش موثر بر رابطه و صلح اعراب و اسرائیل دارند به ضعیف‌ترین وضع خود برسند و عملا از سوی کشورهای عربی که مدتها بود در قبال اسرائیل سکوت کرده و در عین حال به سوی عادی سازی روابط تجاری با اسرائیل می رفتند ،تحرک و اعتراضاتی شروع شده که نتایج خوش آیندی برای اسرائیل به همراه نداشت.

۳- گروهی سومی که از عملکرد دولت اصلاحات بشدت عصبانی بودند، بخش اقتدارگرا جریان اصولگرای بودند. اگر نگاهی به تیتر‌ها و مقالات روزنامه کیهان در زمان دولت اصلاحات میسر نباشد، با بررسی کتاب “مافیای رسانه‌ای و پرسش‌های فروخورده ( نگاهی به کیهان و آنچه می نگارد) “(۳) دلیل این عصبانیت عیان خواهد شد. در آن ایام سیاست دولت خاتمی در عرصه بین المللی هم اسرائیل را منزوی می ساخت و هم جایگاهی جهانی خاتمی سبب شد ابتدا وزیر خارجه آمریکا و پس از آن شخص کلینتون مجبور شوند، بخاطر دخالت‌های گذشته (کودتا علیه دولت مصدق) آن کشور در ایران اظهار تأسف کنند که این امر ظاهراً تا کنون در قبال هیچ کشور دیگری صورت نپذیرفته است. در این شرایطِ مطلوب ایران، با ادامه بی‌بصیرتی بخشی از اصول گرایان ، روزنامه ایران ( دولت) مجبور شد درروز ۲ مرداد۷۹ با تیتر بزرگ بنویسد :”کیهان یکی از مهترین منابع خبری رادیو اسرائیل” و همان روزنامه در سوم مرداد ۷۹ تیتر زد :”بیشتر منابع منافقین در خاتمی از روزنامه کیهان است.” پس از تحقیق و پژوهش بر مطبوعات منتشره از سوی منافقین و رادیو اسرائیل انسان شگفت زده می شود که منافع جناحی بخشی از اصولگرایان در حمله به جریان اصلاح طلب مهمتر از موفقیت بین المللی نظام بود. شاید اقتدارگرایان اعتقادی به این سخن امام خمینی نداشته باشند : “اگر در این نظام کسی یا گروهی خدا نکرده بی‌جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بداند، حتما پیش از آنکه به رقیب یا رقبا ضریب بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است.”(۴)

علتِ داشتن منافع مشترک بخشی از اصول گرایی با دشمنان انقلاب اسلامی از منظر جامعه شناختی قابل توجیه است. مشابه بودن رفتار بخشی از اصول گرایان در دفاع از انقلاب و اسلام را با شيوه مجاهدين خلق در ذات رفتار مشترک آنها باید جستجو نمود . خصوصیات بارز مشترک این دو : “مخالفت با دموكراسي”، “تمامیت خواهی” و “بنيادگرایی” بوده، همچنین به “قدرت” اصالت مي‌دهند و به “حذف خشونت‌بار” منتقدان و مخالفان خود معتقدند. با اين تفاوت كه فرقه رجوی به سهولت تمام مي‌تواند عملكرد خود را به مباني “انقلابيگري حرفه‌اي” به روايت ماركسيسم روسي مستند كند، ولي اقتدارگرايان متأخّر با تكلّف، تصنّع و صعوبت نيز نمي‌توانند رفتارشان را مستند به انديشه و روش امام و حاكميت برخاسته از انقلاب اسلامي كنند. با وجود اين اقتدارگراها با تشبيه عملكرد خود به رفتار امام و حاكميت قصد دارند همه منتقدان و مخالفان خود را از جنس “مجاهدين خلق” جلوه دهند و به اين طريق زمينه حذف خشونت‌بار آنان را فراهم می كنند.”(۵)

منابع:
۱- خبرگذاری فارس – سه شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۱- مصاحبه با عباس عبدی
۲- مقاله “سال ۶۰” ، مصطفي تاج زاده، روزنامه ياس نو، ۲۸/۱۲/۸۱
۳- به قلم رحمت اله صادقی – چاپ سال ۱۳۷۹
۴- امام خمینی، صحیفه نور ج ۲۱ ، ص ۴۸
۵- مجله چشم‌انداز ايران، شماره ۲۸، آبان و آذر ۸۳، مصاحبه با مصطفي تاج‌زاده،


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.