سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از وبلاگ ها/ به یاد میر اسماعیل موسوی؛ پیر پارسایی...

از وبلاگ ها/ به یاد میر اسماعیل موسوی؛ پیر پارسایی

چکیده :10فروردین،سالگرد درگذشت پدری از دیار صدق و صبر است.او که در عین سادگی و بی پیرایگی،آموزگار اخلاق ،ایمان ، عرفان و مردم دوستی بود. پاسایی از سیمایش گواهی می دادو با لبخند متواضعانه ،راه بر دلها می گشود... غم فراق فرزندش در واپسین ایم عمر غمی طاقت سوز و آهی شبگیر و جانکاه بود....


محمدصالح نقره کار در یادداشتی در وبلاگ خود به مناسبت دومین سالروز درگذشت میر اسماعیل موسوی خامنه، پدر میرحسین موسوی، این عزیز از دست رفته را پیر پارسایی توصیف کرد و نوشت:

هر نفسی که می کشیم،قدمهایی است که از دیار فانی به سمت دیار باقی بر می داریم.

امروز روز عمل است و فردا روز حساب.ای خوشا آنان که در مسیر رضای خدا قدم برداشتند و نسبت به سنگینی حق الناس وسواس به خرج دادند.

حاج میر اسماعیل موسوی خامنه که قریب به یک قرن در این عالم گذار زیست مصداق کسی بود که برترین میراث دنیایی یعنی اعمال نیک و خوشنامی در میان بندگان خدا را برای خود گزارد.به مصداق فرمایش نبوی که”

“لابد من قرین یدفن معک و هو حی…”:

پس پیمبر گفت بهر این طریق باوفاتر از عمل نبود رفیق

گر بود نیکو،ابد یارت شود ور بود بد در لحد مارت شود

خیرخواهی برای اطرافیان و گره گشایی از آلام دیگران دغدغه این پیرمرد با خدا بود.مسجد ارک و مسجد ملک در مرکز و جنوب تهران،بارها شاهد کرامت بانی او نسبت به مردمان،تقید به فرائض و اهتمامش بر دستگیری ضعفا بوده اند .

تلاش او برای موقوفه حضرت زینب سلام الله در منطقه بوزرجمهری و زمینه سازی جهت بهره وری عام المنفعه این مکان از خاطره ها محو نخواهد شد.

از تجار خیر و مومن بازار خامنه و تهران بود. اما تجارت برنج و چای این کاسب حبیب الله یک بهانه ای بود تا بدین واسطه،آنچه می تواند را برای ایتام و گرفتاران در طبق اخلاص نهد.

از آنگاه که همراه همسر و ۳ پسر و ۲ دخترش از خامنه تبریز به تهران عزیمت کرد و در محله درخونگاه ساکن شد،طی نیم قرن ،پاکبازی و خوشنامی را برای خود و اهلش به یادگار گذاشت.خانه قدیمی و کهنه او به یاد دارد که صفا و صدق و خدمت به خلق را تا واپسین ایام حیات مشق کرد.ساده و بی پیرایه اما دریادل و استوار بود.چه انگاه که پناهگاه مبارزان رژیم ستمشاهی بوده و رهبران فعلی این دیار را در خانه جای می داد و چه آنگاه که فرزندش رئیس دولت بود و چه آنگاه که نوه هایش به شهادت رسیدند.دوستانی که با وی معاشرت داشتند شهادت می دهند که او از نخست وزیری فرزندش،فقط و فقط برای آخرتش سود جست و نه آبادی دنیای خود و تبارش.زندگیش هیچ تغییری نکرد و از این فرصت برای گره گشایی از دردهای مردم و کمک به مستضعفین و خصوصا امور خانواده شهدا بهره جست که “فما ربحت تجارتهم”

فارسی سخت صحبت می کرد ولی آنقدر صفا داشت که بتوان پیامش را فهمید و آنقدر حسن خلق داشت که بتوان با نگاه مهربانانه و انسانی اش رابطه ای عمیق برقرار کرد.او مثبت این کلام بود که :

من ندیدم در جهان جستجو هیچ اهلیت بجز خلق نکو

10فروردین،سالگرد درگذشت پدری از دیار صدق و صبر است.او که در عین سادگی و بی پیرایگی،آموزگار اخلاق ،ایمان ، عرفان و مردم دوستی بود. پاسایی از سیمایش گواهی می دادو با لبخند متواضعانه ،راه بر دلها می گشود… غم فراق فرزندش در واپسین ایم عمر غمی طاقت سوز و آهی شبگیر و جانکاه بود:

گر بگویم از فراق چون شرار تا قیامت یک بود از صد هزار

پیر از فرقت چنان لرزان شده جان فرتوتش یم سوزان شده

از پس این واپسین ایام هجر گشت بی طاقت بشد در دار حشر

او از تبار امام سجاد علیه السلام بود ودر خاتمه ضمن نثار فاتحه ای به روح پاک او فرازی از دعای 38 صحیفه سجادیه را بیاد کسی که خود مقید به حق الناس بود تقدیم می کنم:

{در این دعا امام از ترک فعلهایی استغفار می کند که منتهی به زوال حقوق و کرامت بندگان خدا شده است}:

خدایا من به درگاه تو عذر می خواهم از ستم کشیده ای که به او ستم رسیده و من او رایاری نکرده ام

و از بدکرداری که از من عذر خواسته و من نپذیرفته ام

و از نیازمندی که از من چیزی خواسته و من نبخشیده ام

و از حق صاحب حقی که من ادا ننموده ام

و از عیب و نقص دیگرانی که به من رسیده و من نپوشانیده ام

و از اشتباهاتی که برای من پیش آمده و دوری نگزیده ام

خداوند همه ما و این پیر پارسایی را در جوار رحمتش امان دهد.غفرالله لنا و لکم


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.