معنویت «اسلام ایرانی»، لنگرگاه بشر امروز
چکیده : هانری کربن فیلسوف، شرقشناس، ایرانشناس، اسلامشناس و شیعهشناس فرانسوی بخشی از عمر خود را در ایران و خاورمیانه سپری کرد. او محضر فیلسوفان بزرگی چون ادموند هوسرل، ارنست کاسیرر، امیل بریه، اتین ژیلسون و لویی ماسینیون را درک کرده است. کربن به زبانهای آلمانی، عربی و سانسکریت مسلط بوده است. او به واسطه استادش، لویی ماسینیون، با شهابالدین سهروردی آشنا شد و سالها به مطالعه آثار او و پژوهش در حوزه عرفان اسلامی و ایرانی پرداخت. کربن استاد شیعهشناسی دانشگاه سوربن، مدیر بخش تحقیق در مدرسه عالی مطالعات همان دانشگاه و نیز مدیر بخش ایرانشناسی انجمن ایران و فرانسه بوده است. از اینرو رویکردها و آثار او برای محققان و پژوهشگران و حکمای ایرانی اهمیتی بسزا دارد. ...
نقد و بررسی کتاب اسلام ایرانی «کربن» در میزگرد داریوش شایگان، کریم مجتهدی، غلامرضا اعوانی و انشاءالله رحمتی
هانری کربن فیلسوف، شرقشناس، ایرانشناس، اسلامشناس و شیعهشناس فرانسوی بخشی از عمر خود را در ایران و خاورمیانه سپری کرد. او محضر فیلسوفان بزرگی چون ادموند هوسرل، ارنست کاسیرر، امیل بریه، اتین ژیلسون و لویی ماسینیون را درک کرده است. کربن به زبانهای آلمانی، عربی و سانسکریت مسلط بوده است. او به واسطه استادش، لویی ماسینیون، با شهابالدین سهروردی آشنا شد و سالها به مطالعه آثار او و پژوهش در حوزه عرفان اسلامی و ایرانی پرداخت. کربن استاد شیعهشناسی دانشگاه سوربن، مدیر بخش تحقیق در مدرسه عالی مطالعات همان دانشگاه و نیز مدیر بخش ایرانشناسی انجمن ایران و فرانسه بوده است. از اینرو رویکردها و آثار او برای محققان و پژوهشگران و حکمای ایرانی اهمیتی بسزا دارد. جلد اول کتاب «اسلام ایرانی» نوشته کربن به همت انشاءالله رحمتی به فارسی برگردانده شده است. این کتاب، بیست و چهارم بهمن در مرکز فرهنگی شهر کتاب با حضور متخصصان و علاقهمندان به این حوزه نقد و بررسی شد. در این نشست علاوه بر مترجم، داریوش شایگان، کریم مجتهدی و غلامرضا اعوانی حضور داشتند.
آهنگ روحی حکمای بزرگ!
کریم مجتهدی، ابتدا در باب گستره مطالعات و پژوهشهای کربن توضیحاتی داد. وی گفت: کربن را نمیتوان تنها یک شرقشناس تلقی کرد، او محصول فرهنگ زیربنایی و عمیق غرب و وارث آن است. کربن در حد قابلتوجهی با افلاطون و قرون وسطا انس داشت و فلسفه شرق را نیز به خوبی میشناخت. مقدمه درخشان او بر کتاب عبهرالعاشقین گواه بر این مدعاست. کربن با اتکا به اطلاعات وسیع و بار فرهنگی خود، علاوه بر درک ارزشهای فرهنگی ایران، زمینههای همصحبتی با آن را نیز دریافت. وی افزود: از دیگر مشخصات و ویژگیهای کربن اراده او به شناخت است. افلاطون در رسالات متعدد خود همواره تاکید کرده که ارزش ما درجات شناسایی ماست. هر قدر شناخت ما بیشتر شود، وجودی سرزندهتر، عمیقتر و با ارزشتر خواهیم داشت. کربن با اتکا به این ویژگی، حکما و فلاسفهای را در ایران شناسایی کرده است که ما از آنها غافل بودهایم و همچنان هستیم. این مباحث در جهت ارضای غرور ایرانی مطرح نمیشوند، سطح فرهنگ ما بسیار بالاتر از آنچیزی است که امروز هستیم، نیرویی باید تا آن در دل ما زنده شود. مجتهدی مباحث خود را در نقد و بررسی کتاب «اسلام ایرانی» پیگرفت و ادامه داد: نام کتاب خود قابل تامل است. مترجم در مقدمه، تحلیلی بجا از این موضوع ارایه کرده است. آیا اسلام را ایرانیها ساختهاند؟ آیا غیراز ایرانیها، مسلمان و اهل تشیع در دنیا نیست؟ اینها سوالاتی هستند که در رویارویی با نام کتاب طرح میشوند. آنچه در موضوع و عنوان کتاب کمی مبهم است و ممکن است موجبات سوءتفاهم را فراهم کند، در چارچوب گفتههای کربن قابل حل است. او در پی تاکید بر این نکته بوده است که ایرانیها سعی در شناخت عمق اسلام داشتهاند که از طریق تعمق در فلسفه، حکمت و عرفان محقق شده است. وی ادامه داد: مترجم در جایی تاکید کرده است که سنت، خود مطرح نیست؛ من با این قول مخالف هستم، چرا که سنت به معنای عمیق کلمه مطرح است؛ آنچه مطرح نیست، سنت کاذب و تحمیلی است و نه آن سنتی که در روح ما ریشه دارد. از این روی، آنچه در کتب کربن مطرح میشود برای مخاطب ایرانی تازگی نخواهد داشت، چرا که آن مطالب زبان درونی او هستند، زبانی که آن را فراموشکرده است، لذا میتواند آن مطالب را دریابد و از آنها تاثیر بپذیرد. یکی از ارکان یادگیری و یادآوری و شاید مهمترین آن، حافظه است. چه چیزی در حافظه ما مرده است؟ همان معنویت عمیقی که داشتهایم. این معنویت بهصورت بالفعل در بیان حکمای ما وجود دارد. یکی از وسواسها و اهداف اصلی کربن این بود که آن معنویت فراموش شده را فراهم آورد. قسمتی از آن معنویت همچنان باقیاست؛ کربن در دوستی با آشتیانی و علامه طباطبایی این همدلی را تجربه کرده است. مجتهدی ضمن تعریف مفهوم پدیدارشناسی نزد کربن، سخنان خود را پایان داد. وی گفت: پدیدارشناسی به زعم کربن، با آنچه هیوم، کانت، هگل و حتی هوسرل بیان کردهاند، متفاوت است. پدیدارشناسی او با هرمنوتیسم توام شده است. کربن در کتاب خود، ضمن بیان جنبههای معنویت اصیل ایرانی طی قرنهای متمادی، بر عدمضرورت در تکرار عینی و ظاهری افکار عمیق در طول تاریخ، تاکید کرده است. به نظر او حکمای بزرگ، آهنگ روحی خود را منعکس کردهاند و امروز انعکاس اصوات روحی آنها به ما میرسد.
در جستوجوی معنویت «ابژکتیو»
انشاءالله رحمتی، ضمن شرح علت غایی کربن در تالیف آثارش، تاکید کرد که خود نیز با هدفی مشابه به ترجمه آثار او روی آورده است. وی گفت: به اعتقاد من اگر نه غایت اصلی، که یکی از اصلیترین غایات کار او مقابله با وضعیت عرفی و سکولاری است که بر بشر امروز غلبه کرده است. کربن به نوعی در پی نجات بشر از این وضعیت بوده است. به زعم او انسان غربی و شرقی هر دو گرفتار این موضوع هستند. وی دیگر ویژگیهای شخصیتی و اعتقادی کربن را شرح داد و افزود: کربن از سوی اندیشمندان ایرانی، همواره به عنوان یک سنتگرا و منتقد دنیای مدرن معرفی شده است، ولی به نظر من او به آن معنا سنتگرا نیست، بلکه یک متفکر مدرن است، حال آنکه خلأهای دنیای مدرن را تشخیص داده است و در پی پوشش آنها به مدد معنویت بوده است؛ البته معنویتی راستین که به نوعی مبتنی بر کتاب است. به تعبیر او این معنویت مبتنی بر پدیدار کتاب قدسی است، به این معنا که بشر میباید معنایی را در جهان بیابد تا بتواند در پی معنویت باشد. کربن همواره در پی یافت آن معنا بوده است تا بتواند بر آن اساس معنویت را مطرح کند. وی ادامه داد: بحث معنویت در جهان امروز بسیار مطرح میشود. به زعم بشر امروز، معنویت در ساحتی ذهنی و سوبژکتیو محقق میشود، اما کربن به دنبال معنویت ابژکتیو بوده است، معنویتی که مابهازایی در عالم دارد. به این معنا که احوال معنوی در پی ارتباط با وجودهایی در بیرون از انسان برای او بهوجود میآیند. تاکیدات کربن بر مباحث فرشتهشناسی و امامشناسی در واقع موید این معناست.
او به این اعتبار معنویت ایران اسلامی را سراغ گرفته است. رحمتی با استناد به این فرضیه، رویکرد کربن در قبال ایران را تشریح کرد و گفت: کربن به دلایلی که ذکر شد، وضعیت غرب را ناخوشایند و آن را تهی از معنا میدانست. ناخوشایندتر اینکه غرب همواره در پی صدور احوال معنوی خود در کنار تکنولوژی بوده است. از اینرو کربن منتقد رویکردهای غربی بود و به نوعی خود را در مقابل بازخوردهای آن در جهان مسوول میدانست. کربن عالمان ظاهراندیش دینی و پوزيتیویستها را در بروز این وضعیت دخیل و موثر میدانست. عالمان دینی در پی سازگار کردن دین با ذائقه عموم مردم و پوزيتیو یستها از طریق تقلیل دین به حداقلها نزد عامه در تشکیل جبهههای سکولار موثر بودهاند. وی ادامه داد: از این طریق ما دچار الهیات سلبی میشویم. کربن میخواهد بگوید که اگر ما خدایی را میپرستیم که نمیدانیم چیست، با او ارتباط برقرار نمیکنیم و در زندگی ما حضور ندارد، بود و نبودش خالی از معناست. در نهایت کسانی محترمانه انکارش میکنند و برخی جسورانه. بنابراین اگر بناست زندگی معنوی ما غنی و سرشار شود باید وجودهایی را در منظومه دینمان بپذیریم و به آنها اعتقاد بیابیم. رحمتی در نهایت به ابعاد و وجوه اسلام ایرانی نزد کربن اشاره کرد و گفت: به اعتقاد او اسلام ایرانی دو بعد دارد: اشراق و تشیع. تاکید سهروردی بر فرشتهشناسی و اعتقاد او به عالم مثال و مکاشفات، به امامشناسی و اعتقاد به امام غایب، نزد علمای شیعه منطبق است. کربن به رغم اعتقاد به نوعی الهیات سلبی، بر وجود واسطههایی بین ما و خداوند نیز تاکید کرده است. با این نوع نگاه، معنویت اسلام ایرانی میتواند به مثابه کمکی باشد برای بشر امروزی که لنگرگاه معنوی خود را از دست داده است.
«کربن» در راه سفری پایدار
هانری کربن (۱۹78 – ۱۹03) ایرانشناس و اسلامشناس فرانسوی و استاد دانشگاه سوربن پاریس بوده است. او بخشی از عمر خود را در ایران و خاورمیانه گذراند. در چهارم آوریل 1903م. در شهر پاریس دیده به جهان گشود. در دوران کودکی آموزشهای مذهب کاتولیک را آموخت. سپس به مدرسه علوم مسیحی رفت و به نهضت پروتستان علاقهمند شد. وی برای ادامه تحصیل به دانشگاه سوربن رفت و در سال 1925م. لیسانس گرفت. یک سال بعد، گواهینامه عالی فلسفه و در سال 1928م. دیپلم تتبعات عالی دانشگاه پاریس و سرانجام در سال 1929م. دیپلم مدرسه السنه شرقی پاریس را اخذ کرد. در همین سالها با زبانهای عربی، فارسی و پهلوی آشنا شد. وی بعدها، نزد لویی ماسینیون رفت و نسخهای از کتاب حکمتالاشراق سهروردی را از او دریافت کرد. این کار تاثیر روحی فراوانی بر کربن نهاد و او را راهی شرق کرد. نخستین مقالهاش در نشریه بررسیهای فلسفی درباره یکی از آثار سهروردی به طبع رسید و اولین اثر مستقل او به زبان فرانسه، درخصوص سهروردی در سال 1939م. تحت عنوان «سهروردی موسس حکمت اشراق» چاپ شد. کربن مدتها ریاست انستیتو فرانسه و ایران را عهدهدار بود و به همت او مشاهیری چون سهروردی، روزبهان و ملاصدرا برای جامعه علمی و فرهنگی اروپا به نامهایی آشنا مبدل شد. مطالعات او در آثار عرفانی، لطف و جذبه وصفناپذیری به آثارش بخشیده است. کربن خود در اینباره میگوید: پرورش من از آغاز فلسفی بود. به همین دلیل، نه به معنای دقیق کلمه متخصص زبان و فرهنگ آلمانی هستم و نه مستشرق؛ فیلسوفی رهروام به هر دیاری که راهبرم شوند. اگرچه در این سیر و سلوک از فرایبورگ، تهران و اصفهان سر درآورده ام اما این شهرها از نظر من، مدینههای تمثیلیاند؛ منازلی نمادین از راه و سفری همیشگی و پایدار.
منبع: روزنامه شرق













