روزشمار انتخابات ۱ اسفند ۱۳۸۷/ ابراز نگرانی یک مقام ارشد اسرائیلی از پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات
چکیده :محسن امين زاده با اشاره به اظهار نگراني يك مقام ارشد نظامي رژيم صهيونيستي از پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري آتي، به دليل آنچه كه اين مقام نظامي آن را سد راه تلاش هاي بين المللي براي توقف برنامه هسته اي كشورمان مي دانست، اظهار داشت: صنعت صلح آميز هسته اي ايران محصول سياست خارجي اعتمادساز دولت اصلاح طلب در ايران است....
روزشمار تاریخ؛ انتخابات دهم
دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب: اصولگرايان صف خود را از احمدي نژاد جدا خواهند کرد
۳۰ بهمن ۱۳۸۷
سرخط خبرها
– مهدی كروبي در جمع خبرنگاران: نظرم درباره حضور موسوي مثبت است (ایسنا)
– مشاور احمدینژاد: دولت نهم در تاریخ بینظیر است (آفتاب نیوز)
– صفار هرندی: خداوند متعال تمام برکات را در دولت نهم قرار داده است (ایرنا)
– فاطمه رجبی: خاتمی ، حتی ارزش اعدام انقلابی هم ندارد (عصر ایران)
– دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب: اصولگرايان صف خود را از احمدي نژاد جدا خواهند کرد (اعتماد)
– محمد عطریانفر: میرحسین خود را از حضور در انتخابات معاف خواهد کرد (فرارو)
فراتر از خبر
– محمد سلامتي دبيرکل سازمان مجاهدين انقلاب احتمال عبور اصولگرايان از احمدي نژاد را بسيار زياد دانست و گفت؛ «اصولگرايان در انتخابات آينده صف خود را از احمدي نژاد جدا خواهند کرد.» با اشاره به بحث عبور از احمدي نژاد در جريان اصولگرايان گفت: از مدت ها پيش، بخش زيادي از اصولگراها به دليل اينکه به ضعف مديريت اجرايي در تمام عرصه ها واقف هستند، سعي کردند حساب خود را از حساب دولت نهم جدا کنند.
وي افزود: اصولگرايان متوجه نارسايي در بخش هاي مديريتي به خصوص در عرصه سياست داخلي و خارجي شده اند و به همين دليل انتقادات خود را صريحاً يا تلويحاً اعلام مي کنند.
– محمد عطریانفر از اعضای کارگزاران گفت: «میان آقای خاتمی و میرحسین موسوی هیچ اختلافی وجود ندارد و با حضور خاتمی، میرحسین خود را از حضور معاف خواهد کرد.»
وی در گفت وگو با فرارو اظهار داشت: «آقای موسوی مؤید آقای خاتمی است»
وی افزود: منطق سیاسی حکم می کند بیان آقای خاتمی (یا من می آیم یا میرحسین) را ملاک جمع بندی قرار دهیم به این معنا که وقتی آقای خاتمی وارد عرصه شد، تلقی این است که آقای موسوی قطعاً خود را برای حضور معاف خواهند کرد.
– محسن امين زاده معاون وزير امور خارجه دولت اصلاحات گفت: يكي از نگراني هاي تندرو هاي اسرائيل و آمريكا از روي كارآمدن دولتي اصلاح طلب در ايران ، پيگيري سياست خردمندانه اصلاح طلب براي خنثي كردن اقدامات آنها عليه ايران است. محسن امين زاده با اشاره به اظهار نگراني يك مقام ارشد نظامي رژيم صهيونيستي از پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري آتي، به دليل آنچه كه اين مقام نظامي آن را سد راه تلاش هاي بين المللي براي توقف برنامه هسته اي كشورمان مي دانست، اظهار داشت: صنعت صلح آميز هسته اي ايران محصول سياست خارجي اعتمادساز دولت اصلاح طلب در ايران است.
برگزیده ها
یادداشت روز/ عصر ایران
فاطمه رجبی: خاتمی ، حتی ارزش اعدام انقلابی هم ندارد
فاطمه رجبی که چندی است همانند ماه های گذشته ، با نوشته هایش جنجال به پا نمی کند ، سایت شخصی خود را با مطلب تندی علیه خاتمی به روز کرد و طی آن با “پادشاهی” نامیدن دوران خاتمی ، او را “مهره سوخته آمریکا” نامید که “به دلیل افشا شدن پشتوانهای چون هاشمی رفسنجانی، سوختهتر شده است”.
این نویسنده افراط گرای اصولگرا که نوشته هایش همواره مورد انتقاد اصلاح طلبان و طیف هایی از اصولگرایان بوده است ، با نقل مصداق هایی از اقدامات فدائیان اسلام در خصوص حذف فیزیکی افرادی مانند منصور- نخست وزیر دوران پهلوی – و کسروی نوشت : “خاتمی را کسی از مؤمنان ترور نخواهد کرد.”
گفتنی است حامیان همسر سخنگوی دولت ، نوشته های او را مصداق آزادی بیان می دانند.
متن کامل نوشته جدید رجبی را بخوانید:
نمیدانم در سرمقاله کیهان چه نوشته شد تا بهانة دست مغضوبین و مطرودین ملت یعنی اصلاحطلبان برانداز قرار گیرد؟ مثلاً مجمع روحانیون مبارز که محض رضای خدا نه «روحانیت» دارند و نه مبارزهاشان از مبارزه با اسلام و ایران فراتر میرود، اطلاعیه بدهند.
مگر نه آنکه برای عمل حرام خاتمی در «دست دادن با زنان» و «سفر ضد ملی و ننگین او به واشنگتن» همین گروه به «مبارزه با اسلام و انقلاب برخاستند» تا از خاتمی و نه، بلکه از «آمریکا و اسلامستیزی و مذهبسوزی دفاع کنند»؟ حال ممکن است یکی دو نفر در آن گروه مستثنی باشند. این را هم نمیدانم؟!
اما مسأله ترور خاتمی که به سر مقاله کیهان نسبت داده شده و پیرامون آن هیاهو، به چند توضیح نیازمند است:
1. خاتمی مهره سوخته آمریکاست که البته اینبار به دلیل افشا شدن پشتوانهای چون هاشمی رفسنجانی، سوختهتر شده است.
از این رو منهای رسوایی اعمال حرام و سجده به پیشگاه امریکا و انگلیس و شاید؟! مورد غضب و نفرت ملت است. ملت یعنی ایرانیان وطندوست، مسلمانان مؤمن و وفادار به ولایتفقیه و دوستداران عزت و اقتدار ملی! اوباش و بیبندوبارها و مذهبستیزان و ذلتپرستان و سرمایهخواران صنفی دیگر هستند.
2. تروریسم را باید معنا کرد و دانست چه کسی تروریست است؟ اصلاحطلبي برانداز با پیشزمینه «توسعه»، یک «تروریسم کامل ایمانی» است. 8سال حاکمیت سیاه خاتمی نشان داد که هدف این برنامه امریکایی چیزی جز ترور ایمانهای مردم نیست. از اینرو ترور شخصیت و اندیشه یکی از سر فصلهای عملی خاتمی و هواداران امریکایی او بود. نمونهای چون حضرت آیتالله مصباح کافی است تا این تروریستهای ایمانی برای همیشه سیاهروی باقی بمانند.
3. تروریسم به معنای مصطلح آن یعنی «آدمکشی» را هم میتوان در صف اصلاحطلبان به عینه دید؟! میپرسم واقعا متهمان پرونده انفجار نخستوزیری که به شهادت شهیدان باهنر و رجایی انجامید در کدام صف قرار دارند؟ آیا آنها طلایهدار حمایت و نامزدی خاتمی برای براندازی نیستند؟ آن «سازمان مخوف» که شهید بزرگوار، سید جلیلالقدر لاجوردی در وصیت نامهاش مسؤولان نظام را نسبت به حضور آنها در عرصه قدرت هشدار داد، تروریستهایی هستند که لاجوردی تا آخرین لحظات عمر آنها را متهم میدانست.
4. شهید لاجوردی در دوران پادشاهی خاتمی به شهادت رسید! این نکته چه معنایی دارد؟ قاتل یا قاتلان او که بودند؟ همین که گفته شد قاتل وی در آبادان دیده شده و مثلا کشته شده یا… کافی بود؟
5. هر چند «دینسوزی»، «مذهبستیزی»، «وطن فروشی»، «بیگانهپرستی» در نظر بسیاری از دینمردان و وطندوستان راهی جز «اعدام دینی و انقلابی» ندارد و «كسروي ملحد» و «منصور خیانتکار» دو نمونه از آنها هستند، و «رزمآرای انگلیسی» نمونه سوم؛ اما:
الف- «کسروی» که هر چند عمل خاتمی را نداشت و تا زمانی که لباس دین بر تن او بود، به حرام آشکار نیالود، اما رادمردی چون شهید نواب صفوی اعدامش کرد.
ب- منصور نخستوزیر خائن نیز توسط شهدای بزرگواری از خیل متدینیان حسینی عليهالسلام اعدام شد.
و این دو نفر با فتوای شرعی مجتهدانی بزرگوار مجازات شدند.
رزم آرا اگر توسط فدائیان اسلام اعدام شده باشد قطعا دارای حکم شرعی بوده، و اگر آنگونه که شبههافکنان تاریخنگار مطرح میکنند از سوی شاه کشته شده باشد، باز هم وجهی داشته است. آن وجه «ترس شاه از قدرت انگلیسي او بوده است که موجب از چشم افتادن نوکری شاه نزد انگلیسیها ميشده است.»
آیا خاتمی حتی دارای قدرت رزمآراست که انگلیسیها و آمریکاییهای رقیب و در ردیف خود از او بترسند و به ترورش دست بزنند؟
همچنین وقتی دادگاه ویژه روحانیت حتی با شکایت گروههای مردمی، انجام وظیفه نكرد و خاتمی مجری عمل حرام را به دادگاه نکشانید، چگونه انتظار است کسی حکم اعدام او را بدهد تا متشرعان آن را اجرا کنند؟ غیرمتشرعان هم که دلبسته اویند. همینجا میگویم دادگاه ویژه فقط میتواند درخواستکنندگان سوال از هاشمی را به صلیب بکشاند و طلبه سیرجانی را زندانی و محکوم نماید. اجرشان با امام زمان صاحب اصلی کشور!
در نتیجه هر چند در روزگار 8 ساله سیاه حکومت خاتمی، حتی سیدالشهدا هم مورد تهاجم قرار گرفت، و حتی امام زمان عجلالله تعالي فرجه الشريف توسط برادر خاتمی – نعوذبالله – به استیضاح کشانیده شد و حتی… اما:
ارزش خاتمی کمتر از آن است که ترور شود یا اعدام انقلابی! او باید بماند. بار دیگر ماجرای هاشمی با همه غرور تکرار شود. صفوف مسلمانان او را متاسفانه در لباس دین به عنوان دینستیز عقب برانند و طرد کنند، مانند هاشمی!
او باید بماند تا روحانیت عظیمالشان بدون واهمه از خیل تروریست هواداران این دو نفر براي تعیین تکلیف کنند. چرا باید ترور شود؟ به لحاظ ارزشی که ندارد؟ یا آنکه برای پیشگیری از آبروریزیهایي که ممکن است در آینده بیشتر شود؟ در مورد این دومی احتمال دارد دوستارانش به صرافت بیافتند.
نکته پایانی آنکه «اسرائیل» آشکارا میگوید: «احمدینژاد باید ترور شود.»
امریکا آشکارا اعلان میکند: «هرکسی در ایران رأی بیاورد جز احمدینژاد.»
اصلاحطلبی برانداز به رهبری رفسنجانی امان و قرار از کف دادهاند تا احمدینژاد رأی نیاورد.
پرسش:
اگر آنچنانکه واقعیات جامعه نشان میدهد، بنا است تحریکات و تحرکات آمریکاییها و اسرائیلیها و مافیای داخلی رأی بیاورد، که چنین خواهد شد. انشاالله- چرا باید خاتمی ترور شود؟ مجمع روحانیون مبارز؟! یا آن سازمان مخوف يا مشارکت آمریکایی و به طور کلی مافیاگران برای مظلومنمایی و رأیآوری به دنبال حربهای دیگر بروند.
خاتمی را کسی از مؤمنان ترور نخواهد کرد. او ارزش این کار را ندارد و مؤمنان تروریست نیستند.
یادداشت روز/ روزنامه اعتماد

انتخابات فرصتي براي ميرحسين موسوي
رجبعلي مزروعي
ميرحسين موسوي توانست دوران جنگ را با کمترين تنش و هياهو سپري کند و کشور را با اتخاذ سياست هاي صحيح از دام جنگ بيرون آورد و کارنامه درخشاني از خودش بر جاي بگذارد. درايت وي در دوران نخست وزيري اش جهت کنترل اقتصاد و تامين بودجه براي جنگ تحميلي با توجه به نوپا بودن جمهوري اسلامي در عرصه جهاني پس از انقلاب ستودني است. اما ايشان پس از اينکه از قدرت کنار رفت، کاملاً از عرصه سياست کناره گيري کرد و بيش از يک دهه هيچ فعاليت سياسي انجام نداد. يکي از مشکلات جامعه ايراني ضعيف بودن حافظه تاريخي است و اين امر باعث شده نسل هاي بعدي انقلاب شناخت کمتري نسبت به فعاليت ها و سياست هاي وي پيدا کنند.
اگر ايشان تصميم جدي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دارند بايد حضور فعال تري در عرصه سياست داشته باشند. البته ميرحسين در روزهاي اخير چند مصاحبه و سخنراني داشته اما اين کافي نيست و براي حضور در انتخابات رياست جمهوري بايد فعاليت هاي سياسي شان را جدي تر پيگيري کنند. نسل فعلي شناختي از تفکرات وي ندارد و او بايد نظرات خود را در مورد مسائل روز به صراحت بيان کند تا شناخت از وي براي نسل امروز بيشتر شود.
از مجموع صحبت هاي اخير ايشان مي توان فهميد وي همپاي قشر اصلاح طلبان است و تمايل بيشتري به تفکرات اين طيف دارد. نگاه به حاکميت قانون و مردمسالاري در اصلاح طلبان تمايز بارزي نسبت به طيف هاي سياسي ديگر دارد و مي توان ميان صحبت هاي اخير ميرحسين موسوي گرايش وي را به طيف اصلاح طلبان به راحتي پيدا کرد. البته همان طور که اشاره کردم او بايد فعاليت خود را در عرصه سياسي کشور گسترش دهد. نسل سوم بايد با فعاليت هاي ميرحسين موسوي در دوران نخست وزيري اش آشنا شود و اين خلاء اطلاعاتي از شخصيت ميرحسين را مي توان ميان جوانان حس کرد زيرا اکثر جوانان شناختي نسبت به ديدگاه هاي وي در موضوعات مختلف و تصميماتي که در دوران نخست وزيري در بحران هاي مختلف گرفته، ندارند. من اطمينان دارم اگر ايشان فعاليت هاي سياسي اش را گسترش دهد طيف هاي گوناگوني از جوانان دوباره به اصلاحات روي خواهند آورد و جريان اصلاحات جان تازه يي خواهد يافت. من حضور ايشان را در عرصه سياسي کشور مغتنم مي شمارم. وي توانايي رساندن اصلاحات را به راس قدرت دارد. البته اين امر مستلزم اين است که وي با شفافيت کامل نظرات خود را بيان کند. جريان اصلاحات براي دستيابي به جايگاه واقعي خود نياز به افرادي مثل ميرحسين موسوي دارد و من اين فرصت را مغتنم مي دانم.













