روزشمار انتخابات ۱۴ بهمن ۱۳۸۷/ نوباوه: میرحسین را یک اصولگرای واقعی می دانم که در خط امام است
چکیده :حسين فدايي دبير كل جمعيت ايثارگران در جلسه هفتگي انصار حزبالله گفت: در بين اصولگرايان حرف و حديثي مبني بر اين هست و برخي اصولگرايان حرفها و انتقاداتي دارند. فرض ميكنم انتقادات و اشكالات اين افراد درست است؛ حال از آنها سوال ميكنم آيا با اين برداشتي كه داريد راهحلش را تضعيف و تغيير ميدانيد؟ آيا راهحل را دميدن در كوره نقد ميدانيد؟ اگر من به وسيله اين سوالات و اشكالات منجر به اين شوم كه سبد راي اصولگرايان تضعيف شود، به سبد كدام ريخته ميشود؟...
روزشمار تاریخ؛ انتخابات دهم
مقاله روز کلمه/ ميرمصطفي ميگفت: ميرحسين ذخيره انقلاب است
۱۴ بهمن ۱۳۸۷
سرخط خبرها
– مهدي كروبي: طي اين سي سال هرگز عافيتطلبي و سکوت نكردم (ایسنا)
– حسين فدايي: آيا راه حل برخي مشكلات تضعيف و تغيير دولت است؟ (ایسنا)
– علی اکبر ناطق نوری: به خاتمي براي كانديداتوري مشاوره ندادم (فارس)
– كروبي فردا به استان خوزستان ميرود (فارس)
– احمدی نژاد: عدهاي در مناطق مرفه شهر عليه فعاليتهاي دولت حرفهاي بيريشه ميزنند (فارس)
– قاسم روانبخش: میرحسین اگر با گفتمان احمدينژاد بیاید مردم به اصلش رأي ميدهند (فارس)
– موسوي لاري: خاتمي تصميم گرفته در انتخابات كانديدا شود (فارس)
– جمعي از دانشجويان فردا با ميرحسين موسوي ديدار ميكنند (فارس)
– بیژن نوباوه: میرحسین را يك اصولگراي واقعي ميدانم (فارس)
– رئیس ستاد انتخابات میرحسین موسوی معرفی شد (خبرآنلاین)
– سعید رضوی فقیه بازداشت شد (آفتاب نیوز)
– معصومه ابتکار: تقابلی میان خاتمی و میرحسین نیست (ایرنا)
– ميرمصطفي ميگفت: ميرحسين ذخيره انقلاب است (کلمه)
فراتر از خبر
– قاسم روانبخش از شاگران مصباح و دبير سياسي هفته نامه پرتو سخن درباره كانديدا شدن ميرحسين موسوي بدون توجه به شخصیت او که 8 سال نخست وزیر دفاع مقدس بود اظهار داشت: ميرحسين موسوي دو راه بيشتر ندارد، اينكه يا با گفتمان خاتمي و يا با گفتمان احمدينژاد ميآيد، از اين رو سئوال است كه با چه گفتماني ميخواهد به عرصه انتخابات ورود كند اگر با گفتمان خاتمي باشد كه خود خاتمي هست و اگر با گفتمان احمدينژاد باشد كه خوب ايشان هم هست و مردم به اصلش رأي ميدهند.
وي در مورد وحدت اصوگرايان در رسيدن به كانديداي واحد خاطر نشان كرد: بايد تلاش شود كه تمام كساني كه در حيطه اصولگرايي قرار دارند با درصد كم و زيادش به شخص واحد برسند، البته استراتژي اصلاح طلبان اين است كه جبهه اصولگرايان را مورد تكثر قرار دهند و از آن طرف به وحدت برسند.
روانبخش تصريح كرد: امروز طيف اصولگرايان متوجه ماجرا شدند و مواضعي اتخاذ كردند كه در تأييد شخص احمدينژاد است و بسيار اميدواريم كه در آينده نزديك به وحدت مورد نظر برسند.
– بيژن نوباوه خبرنگار سابق صدا و سیما که به مجلس راه یافته بود در گفت و گو با خبرنگار فارس به دفاع از میرحسین در مقابل اصلاح طلبان پرداخت و گفت: طرح نام ميرحسين موسوي براي سوء استفاده از نام وي است.
عضو فراكسيون اكثريت مجلس با بيان ويژگيهاي ميرحسين موسوي تاكيد كرد: او را يك اصولگراي واقعي ميدانم كه در خط امام است. وي گفت: هر وقت شخص مهندس موسوي اعلام كرد كه در عرصه حضور مييابد بيشتر ميتوان نظر داد.
– حسين فدايي دبير كل جمعيت ايثارگران در جلسه هفتگي انصار حزبالله گفت: دولت نهم كه روي كار آمد حوزه تلاش و فعاليتش معطوف به حل مشكلات شد. وقتي جلوتر رفت ديد بايد نظام بانكي را عوض كند، بعد ديد نظام توليد، گمركي و مالياتي و بهرهوري مشكل دارد؛ يعني با مشكلات واقعي مردم مواجه شد و خواست آنها را حل كند، ولي مگر ميگذارند حل كند؟ نميگذارند؛ مانع ميتراشند و مشكل درست ميكنند. گاهي هم با نداشتن تحليل ، شيطان گولمان ميزند و ما به آنها كمك ميكنيم.
در ادامه اين جلسه از فدايي درباره طرح عبور از احمدينژاد سوال شد كه وي اظهار كرد: در بين اصولگرايان حرف و حديثي مبني بر اين هست و برخي اصولگرايان حرفها و انتقاداتي دارند.
دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي ادامه داد: فرض ميكنم انتقادات و اشكالات اين افراد درست است؛ حال از آنها سوال ميكنم آيا با اين برداشتي كه داريد راهحلش را تضعيف و تغيير ميدانيد؟ آيا راهحل را دميدن در كوره نقد ميدانيد؟ اگر من به وسيله اين سوالات و اشكالات منجر به اين شوم كه سبد راي اصولگرايان تضعيف شود، به سبد كدام ريخته ميشود؟ اين حرف كه از احمدينژاد عبور كنيم، يعني از چه چيز احمدينژاد عبور كنيم؟ اگر از ايدهها ميخواهيم عبور كنيم، كه يعني از گفتمان اصولگرايي و گفتمان انقلاب ميخواهيم عبور كنيم. پس آن طرف جوي هستي و ما اين طرف جوي.
برگزیده ها
مقاله روز/ کلمه
ميرمصطفي ميگفت: ميرحسين ذخيره انقلاب است
کلمه – محسن ایزدخواه: پس از پايان كار رسمي دولت جناب آقاي ميرحسين موسوي، مرحوم استاد ميرمصطفي عالينسب عليرغم درخواستهاي مكرر براي ادامه حضور در نهاد رياست جمهوري، به دليل انتقاد به جهتگيريهاي اقتصادي دولت پس از جنگ و اعتقاد به اينكه در يك شرايط تضاد نميتوان كار كرد، ترجيح دادند كنارهگيري كنند و به تعبير خودشان از دوره حكومت جناب آقاي هاشمي رفسنجاني دوباره به سطح خردهفروشي برگشتند. منظورشان از خردهفروشي همان كارهاي عامالمنفعهاي بود كه قبل از انقلاب انجام ميدادند و دوباره در دستور كار قرار دادند، از جمله كارهاي عامالمنفعه ايشان از سال 1368 تا پايان عمر مبارك و پربركتشان ايجاد يك ستاد مدرسهسازي به منظور ساختن مدرسه فقط در مناطق روستايي بود.
به هر حال، پس از سال 1368 براي دوستداران ايشان فرصت مناسبي پيش آمد تا به طور منظم جلسات هفتگي يا ماهانه در خدمت ايشان داشته باشند. در چند سال اول، ايشان به واسطه ارادتي كه به مرحوم شهيد بهشتي داشتند در شوراي احياي آثار شهيد بهشتي شخصاً تشريف ميآورند و در آن جلسات، مسائل اقتصادي روز ايران به بحث گذاشته ميشد كه علاقهمندان را راهنمايي ميفرمودند و مشكلات و بحرانهايي كه يكي بعد از ديگري دامنگير اقتصاد ايران شده را به صورت تئوريك تبيين ميكردند و مرتباً پيشبينيهاي خود را ارائه دادند. به طور قطع ميتوان گفت بدون استثناء همه آنها اتفاق افتاد و دولتهاي وقت ناگزير، آن سياستهاي غلط را متوقف ميساختند.
بعداً به علت كهولت و وضعيت جسمي اين جلسات منظم در منزل ايشان برگزار ميشد كه به خاطر دارم در چندين نوبت جناب آقاي ميرحسين موسوي و بعضي از وزراي پيشين و بعدي نيز حضور داشتند. يكي از نتايج اين جلسات تأسيس مؤسسه مطالعات دين و اقتصاد بود.
طبيعتاً بعضي از جلسات مقارن با انتخابات رياست جمهوري و بحث و گفتگو پيرامون كانديداها و برنامههاي ارائه شده توسط آنها بود. استاد بزرگوار ميرمصطفي عالينسب به شدت برنامه و سياستهاي دولتها را به ويژه در حوزه سياستهاي كلان اقتصادي و مباحث عدالت اجتماعي و توسعه را رصد مينمودند و از طريق راديو و تلويزيون و مطبوعات و ارتباط گستردهاي كه با طبقات مختلف جامعه داشتند، دائماً در معرض آخرين اطلاعات و اخبار كشور بودند و گاهاً كه به بعضي از سياستها انتقاد داشتند اظهار مينمودند كه در چارچوب امر به معروف و نهي از منكر به دولتمردان تذكر ميدهم.
ايشان در جلسات از جناب آقاي مير حسين موسوي به نيكي ياد مينمودند. سلامت نفس، پركاري و پشتكار فوقالعاده در كنار توان اجرايي بالاي ايشان را همواره ميستودند. وي را طرفدار واقعي مستضعفين ميدانستند و همواره تأكيد داشتند آقاي مهندس موسوي به اين مسئله پايدار و پايبند ميباشند. همچنين استاد مرحوم عالينسب، ساده زيستي بدون تظاهر و خودنمايي در كنار تقوا و ديانت را از ديگر ويژگيهاي مهندس موسوي برميشمردند.
استاد بزرگوار ميرمصطفي عالينسب در اين جلسات همواره دغدغههاي خود را بيان مينمودند. ايشان به شدت نگران فاصله گرفتن از اصول و ارزشهاي اسلامي در دفاع از حقوق محرومين و مستضعفين بودند و معتقد بودند بعد از جنگ مروج اقتصاد بدون اخلاق و سياست شدهايم براي رشد و توسعهاي كه برآيند آن عدالت اجتماعي نباشد ارزشي قائل نبودند و … با طرح اين موضوعات و دلنگرانيها همواره با اين سؤال مواجه ميشدند كه چرا تلاشي نميشود با توجه به تجربيات و كولهبار مديريتي و اقتصادي كه جناب آقاي موسوي دارند مجدداً بار مسئوليت را بر دوش گيرند. ايشان با لهجه شيرين آذري ميفرمودند: «ايشان (مهندس موسوي) بايد بمانند براي زماني كه ديگر از كسي كاري ساخته نيست و در آن دوران كه فشارها زياد ميشود و نياز به مقاومت و پايمردي است وي وارد ميدان شود. آقاي مهندس موسوي ذخيره انقلاب است».
بيش از 3 سال است كه روح بزرگ استاد مير مصطفي عالينسب از جهان خاكي پركشيده است. اما بدون ترديد ناظر بر اعمال ما است و همچنان او دغدغه اجراي عدالت دارد. استاد عالي نسب عدالت را بزرگترين، عاليترين و متكاملترين هديه خداوند به هستي و به خصوص شريعت ميدانستند و به عبارت خودشان «عدالت ناموس خلقت است» و تأكيد داشتند هرگز از تلاش و مجاهده در بسط عدالت و محو استضعاف و محروميت و ساختن ايران آباد و توسعه يافته نبايد دست برداشت.
و امروز جناب آقاي ميرحسين موسوي نيز دغدغه استفاده ابزاري از عدالت و آزادي دارند و چنين سخن ميگويند: «ما يا عدالت را در مقابل توسعه قرار دادهايم و آن را محكوم كردهايم و يا كليشهاي به عنوان توزيع فقر ساختهايم تا عدالت را مورد حمله قرار دهيم و يا آن را در مقابل يك ارزش بنيادي ديگر مثل آزادي قرار دادهايم بدون آنكه توجه كنيم آزادي از دل عدالت بيرون ميآيد. گاهي هم ديدهايم كه عدهاي شعار عدالت را به ابزاري پوپوليستي براي جذب آراء و قلوب تبديل كردهاند. در اين مدت تقريباً تمام كليد واژههاي مرتبط با عدالت از ادبيات سياسي و اقتصادي ما حذف شده است».
استاد ميرمصطفي عالينسب عميقاً معتقد به تخصص در كنار تعهد و اعمال سياستهاي اقتصادي بر اين مبنا بودند. ايشان بارها اظهار ميداشتند كه آنقدر پايبند به مقوله كارشناسي بودند كه در طول عمر پربركتشان بدون تجويز پزشك حتي يك قرص و هيچ دارويي نخوردهاند و به هيچ كس هم دارو ندادهاند به طوري كه خودشان بارها اظهار داشتهاند: در زندگي حقير دو نكته اهميت زيادي داشته است يكي اينكه به كارشناسي اهميت دادهام و دوم اينكه با هر كسي مأنوس بودهام از او چيزي ياد گرفتهام.
و امروز يكي از بزرگترين دغدغههاي مهندس ميرحسين موسوي پس از شكست سكوت 20 ساله خود در گفتگو با جمعي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي فاصله گرفتن از مسير عقلانيت در اداره كشور است و اظهار ميدارند: مسئله امروز كشور ما فراتر از مسائل جناحي، خدشهدار شدن تصميمسازي و سياستگذاري عقلاني است. هر فردي كه ميخواهد بيايد بايد در كلام خود اين تعهد را داشته باشد كه كشور را در مسير عقلاني هدايت كند.
مرحوم استاد عالينسب حتي تا آخرين لحظات كه چشم از دنيا فرو بستند يك لحظه از محرومين و مستضعفين غافل نبودند و به شدت خواهان پيشرفت كشور و رفاه مردم بودند و از اينكه عليرغم ثروتهاي طبيعي بسيار و نيروي كار يا استعداد كشور گرفتار فقر و بيكاري است به شدت رنج ميبردند ايشان اعتقاد داشتند در ميان مكاتب اقتصادي راه ميانهاي به عنوان اقتصاد اسلامي وجود دارد و بر اين باور بودند كه سياستهاي اقتصادي وارداتي كليشهاي كه با شرايط اقتصاد ايران سازگاري ندارد نميتواند نسخه شفابخشي براي اقتصاد ايران باشد كه در اين راه چه تهمتهايي را از سوي همكاران بازاري خود و تجديدنظرطلباني كه با تغيير دولت، وي را متهم به سوسياليسم و انگلس كردند، نشنيدند.
و امروز پس از 20 سال جناب آقاي ميرحسين موسوي وقتي در گفتگويي براي اولين بار ناگفتههايي از مديريت بحران در دهه نخست انقلاب اسلامي بازگو ميكنند و يا در مصاحبههاي ديگري لب به سخن ميگشايند اظهار ميدارند احساس من بر اين است كه نكات برجستهاي در اقتصاد اسلامي وجود دارد كه تاكنون روشن بيان نشده است. در اقتصاد اسلامي اخلاق و رفتار ويژهاي در تبادل و تعامل با مسائل اقتصادي جامعه وجود دارد كه جامعه را به سمت عدالت و قسط ميبرد.
در اين راستا ميتوان موارد بيشماري از دغدغه مشترك بين مرحوم استاد مير مصطفي عالينسب و جناب آقاي ميرحسين موسوي يافت با اين تفاوت كه امروز ديگر مير مصطفي عالينسب در ميان ما نيست اما انديشهها و آرمانهاي بزرگ اين پير خردمند همچنان خورشيدي در ميان ما ميدرخشد و ما را به تامل و تدبر واميدارد.
اسلام عالينسب، اسلام اغنيا و اسلام آدمهاي فاسد نبود، عالينسب ميهندوستي بود كه به استقلال همهجانبه به عنوان يكي از شعارهاي بنيادي كشور مينگريست، عالينسب كولهباري از دانش و تجربه بود و به تعبير جناب آقاي مهندس موسوي عالينسب نعمت الهي براي دولت در شرايط سخت جنگ بود. بارها افراد متفاوتي نقل كردهاند كه مرحوم شهيد رجايي در جلسات متعددي كه مرحوم استاد عالي نسب حضور داشتند اشك در چشمانشان حلقه ميزد و ايشان ميفرمودند: «وقتي دستهاي عالينسب ميلرزد قلب من ميلرزد، انقلاب ما خيلي دير به ثمر رسيد و اگر در دورهاي كه آقاي عالينسب توانايي جسمي بيشتري داشتند پيروز ميشد، بسياري از مشكلات اقتصادي به راحتي قابل حل بود».
متأسفانه امروز بايد با حزن و اندوه اذعان داشت كه شهيد رجايي و مرحوم عالي نسب در بين ما نيستند اما سيره و روش پاك و دلسوزانه اين بزرگواران و دغدغههاي آنها نزد ما كاملاً روشن و محسوس است و بدون ترديد اگر در زمان و فضاي كنوني استاد عالينسب حيات داشتند از ميرحسين موسوي ميخواستند زمان، زمان حضور در صحنه ايثار و فداكاري است و كشور در وضعيت خطيري قرار گرفته كه مجدداً مردان آبديده و فداكار را طلب ميكند.
دل من رأي تو دارد، سر سوداي تو دارد/ رخ فرسودة زردم ، غم صفراي تو دارد
جگر و جان عزيزان، چو رخ زهره فروزان/ همه چون ماه گدازان كه تمناي تو دارد













