محمدصادق ربانی املشی؛ بازنشستگی اجباری از دانشگاه و زندان
چکیده :هفته گذشته بدون احضار قبلی به منزل این استاد دانشگاه مراجعه و او را بازداشت کرده اند. دکتر ربانی برادر مرحوم آیت الله ربانی املشی دادستان اسبق کل کشور و عموی عروس مرحوم آیت الله العظمی منتظری است....
محمدصادق ربانی املشی بازداشت و برای اجرای سه سال حبس تعزیری به زندان اوین منتقل شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، محمدصادق املشی، استاد دانشکده علوم دانشگاه تهران و عضو هیات اجرایی شورای ملی صلح روز دوشنبه بیستم آذر ماه سال جاری بوسیله مامورین دادستانی تهران در منزلش بازداشت و به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
ربانی املشی روز عاشورای ۸۸ بازداشت و بیش از دو ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی بود و پس از آن با وثیقه ۵۰ میلیونی آزاد شد.
در سال ۸۹ شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، وی به سه سال حبس تعزیری محکوم شد که همین حکم عینا در دادگاه تجدید مورد نظر تایید قرار گرفت.
هفته گذشته بدون احضار قبلی به منزل این استاد دانشگاه مراجعه و او را بازداشت کرده اند. دکتر ربانی برادر مرحوم آیت الله ربانی املشی دادستان اسبق کل کشور و عموی عروس مرحوم آیت الله العظمی منتظری است.
زهرا ربانی املشی در خصوص چگونگی بازداشت محمدصادق املشی گفته است: روز یکشنبه پنجم دی 88 مصادف با عاشورای 1388 که معمولاًهمه شیعیان به قصد شرکت در عزای امام حسین(ع) از خانه خارج میشوند، به همراه یکی از اقوام به قصد رفتن به مسجد از خانه خارج شدند وموقع برگشت به خانه در تقاطع خیابانهای استاد نجات اللهی و طالقانی بازداشت می شوند. بنا به گفته خودشان، ماجرای بازداشت شان که ابتدا توسط افراد بسیجی بوده و گویا ایشان را از قبل شناسایی کرده بودند، به این شکل بوده است: “یکی به بقیه گفت: این منافق را بگیرید. سپس آن قدر پر زور مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند که از چندین جای سرم خون جاری شد. یک چشمم با اسپری نامشخصی آسیب دید. حد اقل در دو جای بازویم شوک الکتریکی دادند. ساق های پایم در چندین نقطه آسیب های منجر به خون ریزی پیدا کرد. یکی از دنده هایم با ضربات عمودی باتوم توسط مردی قوی هیکل شکست و دنده دیگرم به شدت آسیب دید. پس از اتمام دستگیری، مرا در کنار فرد دیگری بر روی زمین در محل درب ورودی یک ساختمان اداری خواباندند.” والبته پس از آن و با چنين حالي ايشان را به بازداشتگاه انفرادی منتقل كردند.
ماه گذشته دکتر ربانی املشی برای اجرای حکم، به زندان منتقل شدند. لطفا در خصوص حکم صادره برایمان بگویید؟
دکتر محمد صادق ربانی املشی روز دوشنبه بیستم آذر ماه سال جاری به وسیله ماموران دادستانی تهران در منزلش بازداشت و برای اجرای حکم به بند 350 زندان اوین منتقل شد. ایشان در سال 89 درشعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، به سه سال حبس تعزیری محکوم شدند که همین حکم عیناً در دادگاه تجدید نظر مورد تایید قرار گرفت.
اولین بازداشت دکتر به حوادث پس از انتخابات سال 88 بر می گردد. نحوه بازداشتشان چگونه بود؟
روز یکشنبه پنجم دی 88 مصادف با عاشورای 1388 که معمولاًهمه شیعیان به قصد شرکت در عزای امام حسین(ع) از خانه خارج میشوند، به همراه یکی از اقوام به قصد رفتن به مسجد از خانه خارج شدند وموقع برگشت به خانه در تقاطع خیابانهای استاد نجات اللهی و طالقانی بازداشت می شوند. بنا به گفته خودشان، ماجرای بازداشت شان که ابتدا توسط افراد بسیجی بوده و گویا ایشان را از قبل شناسایی کرده بودند، به این شکل بوده است: “یکی به بقیه گفت: این منافق را بگیرید. سپس آن قدر پر زور مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند که از چندین جای سرم خون جاری شد. یک چشمم با اسپری نامشخصی آسیب دید. حد اقل در دو جای بازویم شوک الکتریکی دادند. ساق های پایم در چندین نقطه آسیب های منجر به خون ریزی پیدا کرد. یکی از دنده هایم با ضربات عمودی باتوم توسط مردی قوی هیکل شکست و دنده دیگرم به شدت آسیب دید. پس از اتمام دستگیری، مرا در کنار فرد دیگری بر روی زمین در محل درب ورودی یک ساختمان اداری خواباندند.” والبته پس از آن و با چنين حالي ايشان را به بازداشتگاه انفرادی منتقل كردند.
اتهامی که به ایشان وارد کردند، چه بود؟
اتهامات ایشان عبارت است از: اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور، اخلال در نظم و آسایش عمومی، عضویت درشورای ملی صلح، ملاقات باآقای کروبی، حضور در راهپیمایی 25/3/88 – روز قدس- 13 آبان و عاشورای 88 و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر.
آیا برگزاری دادگاه روند قانونی داشت؟
اینگونه دادگاهها از آن نظر که برای رسیدگی به اتهامات سیاسی است باید مطابق اصل 168 قانون اساسی در حضور هیأت منصفه تشکیل شود و در غیر این صورت ظلم به متهم و در نتیجه خلاف شرع است.
آیتالله منتظری در این مورد گفته اند: “اولاً در اتهامات سياسي در حقيقت، حاكميت و محكمه منسوب به آن يك طرف دعوا قرار دارد و طرف ديگر آن شخص متهم است و يكي از شرايط قطعي قاضي، بیطرف بودن او نسبت به موضوع مورد رسيدگي و قضاوت اوست؛ و در صورت ذینفع بودن حاكميت و قاضي آن در دعوا و گرايش به يك طرف، قاضي در معرض اتهام واقع است . بنابراين برفرض اينكه اتهام سياسي قابل تعقيب و محاكمه باشد محاكم منسوب به حاكميت شرعاً نميتوانند در اتهامات سياسي كه خود حاكميت يك طرف دعوا ميباشد به قضاوت بپردازند؛ بلكه باید در حضورهيأت منصفه ای که از طرف اقشار مردم و از بين افراد بیطرف و خبره نسبت به مسائل سياسي و حتي المقدور مرضي الطرفين دعوا انتخاب شدهاند تشکیل شود. ثانیاً دادگاه انقلاب در قانون پیش بینی نشده است”. (کتاب دیدگاههای آیت الله منتظری ص426)
از فعالیت های سیاسی- اجتماعي دکتر ربانی املشی بگویید؟
تا قبل از برنامه بازنشسته كردن اساتيد، آقای دکتر ربانی به عنوان استاد دانشکده علوم دانشگاه تهران و نیز دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه کاشان و دانشگاه آزاد مشغول به کار بودند. در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی نیز مدت زیادی در سازمان انرژی اتمی ایران با عنوان قائم مقام ریاست سازمان فعالیت میکردند. از فعالیتهای اجتماعی دیگر ایشان عضویت درهیات اجرایی شورای ملی صلح و نیز دبیر همایش صلح پایدار- راهی پر فراز و نشیب است.
خانم ربانی املشی، پس از حوادث سال 88 شما بارها در اعتراض به برخوردهای صورت گرفته با زندانیان سیاسی و خانواده هایشان خطاب به مراجع قضایی و مراجع دینی نامه نوشته اید و خواستار رسیدگی به این وضعیت شده اید. انگیزه شما از این نامه ها چه بوده است و فکر می کنید اعتراض مراجع و علما در قبال این ظلمها تا چه حد موثر خواهد بود؟
از مسائلی که در اسلام بر هر فردی واجب است و واجبات دیگر در مقایسه با آن همچون قطرهای در برابر دریا است، مسئله امر به معروف و نهی از منکر است. چه معروفی بالاتر از عدل و انصاف و چه منکری بدتر از ظلم و ستمی که بر بندگان خدا روا میشود. لذا وظیفه همگان است که احساس وظیفه کنند و در مقابل بی عدالتی اعتراض کنند، خواه نتیجه داشته باشد یا نه. چرا که هرکس مأمور به وظیفه است نه مأمور به نتیجه.
پیشنهاد شما برای برخورد با اینگونه اقدامات غیرقانونی و غیرشرعی با زندانیان سیاسی و خانوادههایشان چیست؟
همه ملت طبق فرموده نبی گرامی اسلام که فرمود “کلکم راع وکلکم مسئول عن رعیته”، در مقابل ظلم باید سکوت را بشکنند وبه آن اعترض کنند. مطمئناً اصلاح امور به نفع همگان است و خدای ناكرده اگر روزی آتش ظلم برافروخته شود همه را با هم خواهد سوزاند. اكرام و ديدار و همدلی از خانواده زندانيان سياسي حداقل كاري است كه از عهده همه برميآيد.
لطفا اشاره ای هم به دغدغه های مرحوم پدرتان آیتالله محمد مهدی ربانی بعنوان دادستان کل کشور داشته باشید.
از دغدغه های اساسی مرحوم پدرم در همان سال های اولیه دهه 60، انحراف انقلاب از اهداف اصلی آن یعنی اسلامیت و استقلال و دموکراسی بود. ایشان انقلاب را مانند فرزند خود میدانستند که برایش زحمت بسیار کشیده شده بود و حتی میدیدم که از فشاری که این انحراف در او ایجاد میکرد حتی در قنوت نماز شب خود با دعای “اللهم عجل وفاتی سریعاً” آرزوی مرگ میکرد. ایشان از اینکه بعضی کارهای خلاف را در تصمیم گیریها و اداره مملکت به نام اسلام و حکومت اسلامی اعمال میکردند و نیز از دروغ و ظلم و تبعیض حتی نسبت به غیر همفکران بسیار نگران بودند و احساس خطر میکردند.البته امروز شاهدیم که دغدغههای ایشان کاملاً به جا بوده و اگر آنروز به این دلسوزیها و دغدغهها ترتیب اثر داده می شد، حتماً مشکلاتمان کمتر از این بود.
یکی از کارهایی که از نظر ایشان باعث بهبود اوضاع می شد، ارتباط مستقیم و بدون حاجب مسئولان با مردم عادی و گرفتار بود. برای این کار روزهای چهارشنبه ملاقات مردمی داشت و همه میتوانستند با ایشان گفتگو کنند و حقوق ضایع شده خود را مطالبه کنند. ایشان از این جلسات بسیار راضی بود و حتی در مواردی که مشخص میشد بر اثر اشتباه قاضی شخص بیگناهی اعدام شده است دستور میداد دیه او را از بیتالمال پرداخت کنند. امیدوارم اینگونه یادآوریها در اصلاح مسیری که مسئولان نظام در پیش گرفتهاند اثر مثبت داشته باشد.













