از وبلاگ ها/ التقاط حوزه و دانشگاه!
چکیده :از دیرباز بین حوزویها میان یک «منبری» با یک «عالم» و «فقیه» تفاوت وجود داشته است. هم منبریها متوجه این تفاوت بودهاند و هم مخاطبین آنها. اما افرادی که از آنها سخن گفتیم، سعی در کمرنگ کردن این مرز و تفاوت دارند؛ در واقع آنها منبریهایی هستند که سعی دارند مخاطب را به اشتباه انداخته و خود را در جایگاه یک عالم، فقیه، اندیشمند و نظریهپرداز نشان دهند....
یکی از دردناکترین بدفهمیها از مسأله «وحدت حوزه و دانشگاه»، ظهور افرادی است که هیچ جایگاه موجه و مقبولی میان محافل اصیل علمی حوزوی و دانشگاهی ندارند ولی خود را یک متفکر حوزوی و دانشگاهی میدانند و با بهرهگیری از تریبونها و رانتهایی که با لطائفالحیل به چنگ میآورند، راهکارهایی برای مقابله با پدیدههایی مثل «تحجر حوزوی» و «ترجمهزدگی دانشگاهی» ارائه میدهند و خود را برتر و ژرفاندیشتر از هر متفکر اصیل حوزوی یا دانشگاهی میدانند.
استفاده مکرر از ابزار سخنرانی، دوری عامدانه از ورود به مباحث علمی و تخصصی، عدم ارائه مستند و مکتوب آرا و باورها، فرار از هرگونه مناظره علمی و کنار هم قرار دادن چند کلمه خوش آب و رنگ حوزوی یا دانشگاهی بدون توجه به ملزومات و تبعات این سخنان و فرار از پذیرش آن تبعات و لوازم از مشخصههای این دسته از افراد است که تعدادشان در سایه برخی غفلتها و بیتدبیریها در حال افزایش است.
جالب است که بسیاری از آنها سعی وافری در بهره گرفتن از الگوهایی همچون شریعتی و فردید دارند و البته که با وجود امکانات آنچنانی، حتی در سطح مقلد امثال شریعتی و فردید نیز تثبیت نشدهاند و نخواهند شد، چه برسد به اینکه بخواهند دوشادوش آنان تأثیرگذار باشند.
از دیرباز بین حوزویها میان یک «منبری» با یک «عالم» و «فقیه» تفاوت وجود داشته است. هم منبریها متوجه این تفاوت بودهاند و هم مخاطبین آنها. اما افرادی که از آنها سخن گفتیم، سعی در کمرنگ کردن این مرز و تفاوت دارند؛ در واقع آنها منبریهایی هستند که سعی دارند مخاطب را به اشتباه انداخته و خود را در جایگاه یک عالم، فقیه، اندیشمند و نظریهپرداز نشان دهند.
آنها حاصل بدفهمی از آرمان «وحدت حوزه و دانشگاه» و از نمونههای پدیدهای هستند که میتوان آن را «التقاط حوزه و دانشگاه» نامید!
منبع: وبلاگ تورجان













