پروفسور فرید العطاس: آرمان اخلاقی حسین(ع)، الگویی برای انسان امروز
چکیده :مراسم مردمی ایام محرم به همت گروهی از جوانان سبز اندیش و با حضور گسترده ایرانیان در مالزی برگزار شد و با دعا برای آزادی زندانیان سیاسی و رهبران جنبش سبز همراه بود. این مراسم در سه شب آخر دهه محرم و نیز ظهر روز عاشورا برگزار شد و در آن پروفسور العطاس، دکتر سنجری و حجت الاسلام بنایی به سخنرانی پرداختند. متن ترجمه مقاله ای که فرید العطاس در این مراسم ارائه کرد، برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته است....
پروفسور فرید العطاس، جامعه شناس و استاد دانشگاه ملی سنگاپور، با اشاره به الگوهای رهبری در جوامع اسلامی کهن و جدید، رهبری مطلوب در جوامع اسلامی را نیازمند الگویی آرمانی و اخلاقی دانست که به زعم وی، می توان آن را در قهرمانی و مبارزه ی امام حسین (ع) در واقعه ی کربلا و تقابل ارزش های او با یزید یافت.
به گزارش کلمه، فرید العطاس این سخنان را در مراسم مردمی بزرگداشت ایام شهادت ابا عبدالله الحسین (ع) ایراد کرد که همانند سالهای گذشته به همت گروهی از جوانان سبز اندیش در مالزی برگزار شد و با دعا برای آزادی زندانیان سیاسی و رهبران جنبش سبز همراه بود.
این مراسم در سه شب آخر دهه محرم و نیز ظهر روز عاشورا برگزار شد و در آن علاوه بر پروفسور العطاس، آقایان دکتر سنجری و حجت الاسلام محمد حسن بنایی نیز به سخنرانی پرداختند. مراسم روز عاشورا نیز با حضور اقشار مختلف ایرانیان ساکن مالزی برگزار شد و پس از سخنرانی و سوگواری، نماز ظهر عاشورا اقامه شد.
در این مراسم ها که با عزاداری و سینه زنی برای سالار شهیدان نیز همراه بود، سخنرانان با موضوع حقوق مردم در حکومت دینی، با مراجعه به قرآن و نهج البلاغه به تشریح ابعاد زندگی فردی و اجتماعی اهل بیت علیهم السلام و چگونگی ارتباط آنها با مردم پرداختند.
دکتر سنجری در سخنرانی خود با بر شمردن 14 حق مخالفین در حکومت اسلامی، به تشریح جایگاه انسان در یک جامعه اسلامی پرداخت. حجت الاسلام محمد حسن بنایی نیز با استناد به قرآن و نهج البلاغه، به تشریح نحوه ی مواجه حاکم بر مردم بر اساس معیار های دینی پرداخت.
پروفسور فرید العطاس نیز با ارائه مقاله ای، ضمن اشاره به به شیوه حکومت داری حضرت علی (ع) و عمربن عبدالعزیز، به تبیین چگونگی پیاده سازی آرمان های متعالی در حکومت پرداخت و از همین منظر به تحلیل قیام امام حسین (ع) پرداخت.
فرید العطاس، فرزند پروفسور حسین العطاس، جامعهشناس مسلمان و متفکر مشهور مالزیایی است که چند سال قبل درگذشت و چندی بعد هم همایش «علم بومی» در دانشگاه تهران به یادمان او برگزار شد. معرفی العطاس پدر به روایت غلامعباس توسلی را در اینجا بخوانید.
پسر وی، فرید العطاس، نیز در مقاله اش که در مراسم مردمی محرم در مالزی ارائه کرده، اشاره های مکرری به اندیشه ها و دیدگاه های پدر دارد و پنج الگوی رهبری جامعه اسلامی از نگاه وی را مطرح می کند.
متن کامل ترجمه مقاله پروفسور فرید العطاس را که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته است، در ادامه بخوانید و تصاویری از مراسم مردمی بزرگداشت ایام شهادت ابا عبدالله الحسین (ع) در مالزی را هم در زیر همین خبر ببینید:
مقدمه
می خواهم درباره ی رابطه ی بین اتفاقی که در تاریخ صدر اسلام افتاد، یعنی شهادت امام حسین (ع) در کربلا، با مشکلات نحوه رهبری در جهان امروز صحبت کنم. جدای از اینکه در تاریخ اسلام چه رویدادی جریان داشته، من تلاش می کنم کاربرد تاریخ را در زمانه ی خودمان نشان بدهم.
جهان اسلام دوره ی سختی را تجربه می کند. در سلسله مراتب عواملی که این شرایط را ایجاد کرده اند، در وهله ی اول مسئله ی هدایت و رهبری است. به رهبرانمان چه باید بگوییم؟ خوب است از آن ها بپرسیم چه آرمان هایی دارند که براساس آن ها ارزش ها و به طبع آن قوانین را مشخص می کنند. جدای از آن می خواهیم تاریخچه ی زندگی ایدئال (آرمان های تاریخی زندگی) که پایه ی خوبی برای ارزش های ایدئال است را بدانیم.
ارزش رهبری مطلوب در جامعه اسلامی را می توان از طریق درک مبارزه و قهرمانی شخصیت های تاریخی و گروه های مذهبی مانند امام حسین (ع) در رویداد کربلا در دهم محرم سال 61 هجری فهمید و آن را گسترش داد. هدف از این مقاله، بحث درباره ی نقش ایدئال و متعالی در ساختار رهبری اخلاقی است. با اشاره به مبارزات و قهرمانی امام حسین (ع)، من سعی می کنم درکی از نوع انسان جدید که امروزه در جامعه ما مورد نیاز است، را ترسیم کنم. نوعی از انسان ها که ارزش های خود را از یک سنت قدیمی و با هدف ساخت جامعه ای مدرن و توسعه یافته به دست می آورند. قهرمانی و مبارزه ی امام حسین (ع) در واقعه ی کربلا، یکی از ویژگی های های منابع انسانی بر اساس آرمان های متعالی است.
مقاله را با بحث درباره ی تعبیر رویای متعالی با مراجعه به آثاری از یوهان هویزینگا (1872- 1945) و سید حسین العطاس (1928-2007) شروع می کنم؛ درک عمیق آرمان های به دست آمده اثر سید حسین العطاس و درک آرمان های تاریخ زندگی (آرمان های تاریخی زندگی) اثر یوهان هویزینگا. سپس به سراغ بحث قهرمانی و مبارزه ی امام حسین (ع) برای نشان دادن رویای متعالی متعلق به او، می روم.
در ادامه بحث درباره رابطه ی آرمان های متعالی با ایده ی نوع جدید بشر صحبت خواهم کرد. سید حسین العطاس واقعه ی مهمی در تاریخ را شرح داده است، یعنی تولد پنج نوع افراد در جامعه اسلامی در عصر مدرن. در این قسمت من ویژگی هایی که پایه رویای متعالی متعلق به امام حسین (ع) را شکل می دهند، را به یکی از پنج نوع بشر موجود در جامعه ی اسلامی مدرن ربط می دهم.
بلندپروازی متعالی
سید حسین العطاس در مقاله ی خود که در کارگاه آموزشی در سنگاپور در سال 1978 ارائه داده است، توضیحاتی برای درک مفهوم آرمان متعالی داده است. در اینجا هدف، درک و ارائه ی زندگی خوب، رضایت، عدالت و شرافت در جامعه است. آرمان های متعالی رواج یافته، بیانگر ستیز در برابر فساد، بی عدالتی اجتماعی، بیماری، قحطی، گرسنگی، جهل، فقر و تمامی فجایع و شرها در زندگی اجتماعی است.
در کارهای ایشان در رابطه با بهترین میراث تاریخی که در سخنرانی مراسم افتتاحیه دانشگاه ملی مالزی، در مورد نوعی رهبری مدرن صحبت کرده است. ویژگی های انواع رهبران که رویاهای متعالی داشته اند، در تاریخ شخصیت های برجسته ای چون امام علی، خلیفه عمر بن عبد العزیز و سلطان صلاح الدین ایوبی مشتق شده است. این با آمار و ارقام نشان داده شده توسط چهره هایی چون خیر خلفا، سلطان غیاث الدین بلبان و محمد تهلک در تضاد است. در جامعه ، انواعی از رهبران هم وجود دارند که کاملا توسط جاه طلبی هدایت می شوند و ماهیت شیطانی، احمق، متکبر و .. دارند که می تواند به فاجعه بینجامد.
در خصوص خصوصیات پنهانی مربوط به رهبران قدرت های بزرگ، آنچه به عنوان اهداف زندگی در تاریخچه ای که توسط هویزینگا نگاشته شده بررسی شده است، بسیار مهم است. تعریف اهداف زندگی در این تاریخچه درک آرمان کامل در تاریخ است. هویزنگا می گوید:
“بنابراین هدف از تاریخچه زندگی، می تواند به عنوان درک صحیحی از آرزوهای بشر در تاریخ عنوان شود. آرزوهای رهبران به عنوان هدفی کلی در طول یک دوره، الهام بخش فرهنگ، بخشی موثر از کشور یا نژاد، و برخی از همکاری های فردی باشد.”
دو نمونه در این رابطه توسط هویزینگا مطرح می شود: دوک بورگوندی دوم، چارلز بولد (1433-1477 م) و پادشاه سوئد، چارلز دوازدهم (1682-1718 م). در دوران حکومت چارلز، که از حاکمان عهد قدیم بود، قوانین زندگی رویایی به وجود آمدند. چارلز دوازدهم گوستاووس آدولفوس را به عنوان رهبر ایده آل زندگی تاریخی در مبارزه برای به دست گرفتن قدرت مطرح کرد.او سعی کرده بود زندگی گوستاووس آدولفوس را تقلید کند و بسیار شگفت انگیز است که او آرزو می کرد که مانند گوستاووس بمیرد.
بگذارید به نوع رهبری که در جامعه کهن اسلامی توسط سید حسین العطاس تولید شده است، بپردازیم. نخست در میان آنها نوع رهبری حضرت علی (ع) است. هدف اصلی این نوع رهبری رفاه مسلمانان است. زندگی شخصی آنها مثال خوبی است.
“آنها ثروت جمع نمی کنند، سواستفاده از قدرت، ظلم و ستم به ضعیف، عمل خودسرانه و منافع شخصی (از نظر آنها) نادرست است. اقدامات آن ها توسط ایده آل های متعالی و درست هدایت می شوند و اشکال حکومت شورایی بر اساس قوانین قرآن است.”
مبارزه برای آرمان های کامل، آرمان هایی که مانع از فجایع عظیم در زندگی می شوند، همچنان ادامه دارند.
ایده آل هایی که به عنوان فاجعه تعبیر می شوند، همه اموری هستند که کاملا جاه طلبانه است. می توانیم آن را به عنوان درک و تصویری از جامعه فقیر، ناعادلانه و بدون شرافت توصیف کنیم.
هنگامی که فاجعه گسترش پیدا می کند، حسی از نادیده گرفتن فساد، بی عدالتی اجتماعی، بیماری، قحطی، گرسنگی، جهل، از دست دادن اعتماد به نفس، فاجعه و معایب زندگی اجتماعی را ایجاد می کند. نمونه هایی از رهبرانی که فاجعه ساز بوده اند که شامل حاکمان مسلمین از بنی امیه و بنی عباس می شود. رویاهای فاجعه با قتل امام علی (ع) توسط ابن ملجم و آغاز سلسله اموی شروع شد.
نوع دوم از رهبران مورد بحث سید حسین العطاس، نوعی از روال جاری و فاجعه بار سلسله اموی به سمت رویای کامل، براساس اسلام بود. آرمان های ایده آلی که توسط خلیفه عمر بن عبدالعزیز (متوفی 802 م)، خلیفه هشتم بنی امیه نشان داده شده است. عمر بن عبدالعزیز، قبل از خلیفه شدن بسیار صالح شناخته شده بود.
محمد بن علی بن حسین گفته است که عمر بن عبدالعزیز بهترین در میان امویان بود. در طول حکومت خود به عنوان خلیفه، عدالت خود را الویت قرار داده بود. به عنوان مثال او همه ی دارایی هایی که به صورت نامشروع و ستمگرانه گرفته شده بود را برگرداند. غیر از آن او تغییرات زیادی را در جهت ترویج و توسعه و کسب و کار و اقتصاد انجام داد.
توهین به حضرت علی (ع) و فرزندانش در روز جمعه در منبر در بسیاری از مکان ها که در زمان خلیفه معاویه آغاز شده بود، توسط عمربن عبدالعزیز متوقف شد. او خواندن کلام خدا را جایگزین فحاشی کرد.
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
خدا به عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان می دهد و از فحشا و، زشتکاری و ستم نهی می کند شما را پند می دهد ، باشد که پذيرای پند شويد. (سوره نحل (16) آیه 90)
نوع سوم از رهبران کسانی هستند که هدف رویای کامل را در قوانین و مقررات حکومت برجسته می کنند، اما در آموزه های زندگی خود به راه انحراف کشیده می شوند. جدای از عملکرد شخصی در برابر دشمن و دوستان خارج گاهی اوقات بی رحم و ظالم می شوند. نمونه های داده شده توسط سید حسین العطاس از خلیفه ششم اموی، ولید بن عبدالمالک، است که از 707 م تا 715 م خلیفه بود.
او ذکر می کند که والدینش بیش از حد اورا نازپرورده می کنند تا بزرگ می شود و نوجوانی می شود که نجابت و اخلاق و علم ندارد. او به عنوان حاکمی ظالم و بی عدالت شناخته می شود.
او به این نیاندیشید که خلیفه می بایستی پاسخگو و مسئول باشد. در آن زمان و در عین حال او تلاشهای بسیاری در راستای گسترش قلمرو خود انجام داد و همچنین برای مدیریت یتیم ها، کوران و افراد مسن و سامانبخشی به ایشان تلاش می کرد. این تناقض بین عملکردهاست. جنگ بین خصوصیت های مثبت و منفی مشخصه نوع سوم این گونه رهبران است. ولی آنگونه که سید حسین العطاس اشاره می کند، نتایج کارهای ولید تنها به خود او محدود نمی شد. هرچند این کارها به پیشرفت جامعه کمک می کرد، اما او به اینگونه باورها متکی بود. حجاج ابن یوسف در تاریخ به عنوان اوج شقاوت و خشونت ورزی در تاریخ اسلام شناخته می شود. حجاج فرمان کشتن 120 هزار نفر را بدون در نظرگرفتن چیزی داد.
قهرمانی امام حسین در کربلا
اگر تاریخ حکومت یزید ابن معاویه ابن ابو سفیان را بررسی کنیم، او به عنوان یک فرد شیطان صفت، انسان احمق، متکبر و نماینده اهداف شوم شناخته می شود.
حوادث و کشتار صحرای کربلا جنگ بین راستی و دروغ بود. در این واقعه، نشانه های رفتاری امام حسین رفتار عالی ایشان بر مبنای دین را نشان می دهد. به بیان دیگر اولویت او برخورد با فاجعه یزید بود.
وقتی معاویه پدر یزید مرد، مردم سوریه به یزید وفادار بودند. سپس او کسی را برای بیعت به شهر مدینه فرستاد. اما امام حسین و عبدالله ابن زبیر از بیعت امتناع کردند. امام حسین نامه ای از مردم کوفه دریافت کرد که از او خواسته بودند تا به کوفه برود. بسیاری از همراهان امام حسین تلاش کردند تا او را از رفتن به کوفه بازدارند. اما موفق نشدند. امام حسین در اول ذی الحجه مدینه را به همراه بسیاری از همراهان و خانواده اش ترک کرد.
یزید بن معاویه بلافاصله عبیدالله بن زیاد، فرماندار کوفه را برای کشتن امام حسین (ع) فرستاد. عبیدالله لشگری چهار هزار نفری را تحت رهبری عمر بن سعد فرستاد. از شر و فشار عبیدالله، در نهایت مردم کوفه وعده انصراف از دفاع از امام حسین (ع) را دادند. امام حسین (ع) پیشنهاد می کند که لشگر عمر بن سعد به او اجازه ی بازگشت به مکه را بدهد یا به سوی یزید برود.
در طول سفر امام حسین (ع) و یاران او، غذای آن ها تمام شده و گرسنه و تشنه شدند. بخشی از لشکر سعی می کند از فرات آب بگیرد ، ولی با حمله ی لشکر عمربن سعد به شهادت می رسند.
در دهم محرم سال 61 هجری، لشکر عمربن سعد، حمله به کاروان امام حسین (ع) را ادامه می دهد. تیری به گردن کودک امام حسین (ع) که نوزاد بود زدند و او را به شهادت رساندند.
در شب روز دهم محرم سال 61 هجری، بسیاری از یاران امام حسین (ع) شهید شدند و از بچه های او تنها چند زن و کودک باقی ماند. در این حال، او لشکر عمربن سعد را اینطور اندرز می دهد:
“وجدان خود را بیدار کنید تا به شما بگویم. مگر من پسر فاطمه و نوه پیامبر نیستم؟ بنگرید. مگر پیراهن من، پیراهن پیامبر (ص) نیست؟”
اما این اندرز در سپاه عمربن سعد کارساز نشد و به امام حسین (ع) حمله کردند. شاهدان این حمله زینب، و علی بن الحسین (ع)، پسرش و نجات یافتگان باقی مانده از زنان و بچه ها بودند.
لشگر عمر ابن سعد امام حسین را مورد هدف قرار دادند. سرانجام او در میان شهدای لشگرش بر زمین افتاد. در حال دیدن امام حسین بر زمین، شمر از لشگر عمر ابن سعد از اسب پیاده شد. پا بر سینه حسین گذاشت و سینه او را درید. سپس گلوی امام حسین را درید و سر از قفا از بدن او جدا کرد. و دراین هنگام و دیدن این صحنه بود که همسرش، زینب و کودکان خردسال بسیار ضجه زدند و گریستند.
در تاریخ دهم محرم سال 61 هجری، مطابق با 9 اکتبر 680، نبرد نامتناسب بین دو طرف در گرفت. در این نبرد امام حسین (ع) و پسران عبدالله با هم به شهادت رسیدند؛ ابوبکر و علی و برادرانش، عبدالله، جعفر، عثمان، عباس و محمد. امام حسین (ع) وهفتاد و دو تن از خانواده و یارانش، از جمله صحابه پیامبر (ص) به شهادت رسیدند. یزید برای سرگرمی در مهمانی سر امام حسین (ع) را بر نیزه کرد و در سراسر بغداد به نمایش گذاشت.
جدال بین امام حسین و یزید جدال بین دو سیستم ارزشگذاری است. یکی بر مبنای منتهی نیکی و دیگری بر مبنای منتهای پلشتی و زشتی. یزید روح زشتی را نمایندگی میکند. امام حسین نمی تواند به یزید ابراز وفاداری کند چرا که او نقض قوانین اسلامی را کرده بود. ابن خاطر می گوید: “یزید ابن معاویه می بایستی به دلیل دعوت دیگران به شرابخواری و عادت به آن مجازات شود.” ابن خاطر همچنین می گوید: ” روایت شده است که یزید در موسیقی، شرابخواری، آواز خوانی و شکار مشهور است. و هر روز مست است.” یزید به عنوان شرور، شرابخوار و قاتل شناخته شده بود. ابن خاطر همچنین میگوید: ” یزید جنایتکارانه واقعه ای را به فرماندهی مسلم ابن عقبه ایجاد می کند و دست او را بر دارایی، وسائل نقلیه، سلاح ها و حتی غذای مردم مدینه برای مدت سه روز باز می گذارد.” به نقل از امام سیوطی: یزید همچنین مسئول گناه واقعه ای است که در آن تعدادی از صحابه پیامبر (ص) و کودکانشان در این حادثه به قتل رسیدند. بنابراین بعید و غیرممکن است که کسی چون امام حسین با یزید بیعت کند.
انواع رهبری در عصر ما
اگر به مسئله ی انواع رهبری در عصر حاضر برگردیم، دو سوال در چهارچوب جامعه امروز ما در رابطه با واقعه کربلا به وجود می آیند:
1. چه نوع رهبرانی در عصر مدرن بر جامعه اسلامی تسلط دارند؟
2. چه کسانی از رهبران قدیم هستند که باید الگوی عالی برای رهبران زمان حاضر باشند؟
در جامعه مدرن اسلامی پنج نوع رهبر بر اساس پنج نوع انسان معاصر موجود در جامعه، وجود دارد.
سید حسین العطاس سوالی مهم را در تاریخ مطرح کرده است، یعنی تولد پنج نوع از وقایع بشر جدید در جامعه مسلمانان در عصر حاضر.
اولی نوع قدیمی است که جریان دارد، هر چند که آنها سعی می کنند خود را به عنوان تلاشگر توسعه ارائه کننند. این نوع شامل مشاهیر مانند مولانا مودودی و محمد قطب است. نوع چهارم نتیجه ی نفوذ آموزش و پرورش نوین است. مثال داده شده توسط سید حسین العطاس از تاریخ اندونزی مشتق می شود. این به این معنا نیست که چنین مثال هایی در جوامع دیگر وجود ندارند.
مثال از نوع اول سوکارنو (1901-1970) است. سوکارنو مسلمانی بود که به اسلام اعتقاد داشت، ولی خود را با حرکت اسلام درگیر نمی کرد. او به جنبش های اسلامی نمی پیوست ،چرا که بر این اعتقاد نبود که اسلام می بایستی بر امور چیره شود.
نمونه هایی از انواع انسان اسلامی جدید اولین نخست وزیر اندونزی و رهبر جریان سوسیالیستی غیر مارکسیست ، سلطان سیاهریر است. اسلام سیاهریر اسلام سوکارنو بود، ولی روح او درگیر علوم انسانی غرب بود. در نگاشته های سیاهریر امور اسلامی و هشدارهای اسلامی مشاهده نمی شود.
مثال هایی از نوع سوم بشر اسلامی جدید، داتو ابراهیم تان مالاکا (1897- 1949) از متفکرین کمونیست است. تان مالاکا از لحاظ معنی با سوکارنو و سیاهریر متفاوت بود از این منظر که تلاش می کرد اسلام را به عنوان یک نظام اعتقادی کنار بگذارد. در همان حال، او پیشنهاد می کند که پتانسیل انقلابی اسلام به عنوان یک نیروی محرکه توسط کمونیست ها استفاده شود. اندیشه کمونیستی تان ملاکا و فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک او اعتقاد به خدا و مذهب را تریاک جامعه می داند.
مثال هایی از نوع چهارم انسان اسلامی جدید، سیف الدین پراویرانگارا (1911-1989) است که رئیس جمهور فعال اندونزی در سال 1948-49 و نخست وزیر دولت انقلابی جمهوری اندونزی در سوماترا که به عنوان نتیجه ی شورش علیه سوکارنو پایه گذاری شد. او همچنین در چند کابینه ی اندونزی به عنوان نماینده شورای انجمن های مسلمان اندونزی ، وزیر شد. در مقایسه با نوع سوم سیف الدین، به اسلام نزدیک تر است.
او اسلام را به عنوان یک نیرو در صدر برنامه ریزی اقتصادی می دانست. تنها اسلام می تواند بر مشکلاتی مانند طمع، گزافه گری، تنبلی و فساد غلبه کند. سیف الدین دید که مشکلات نسبت داده شده به آزمون ها و رکورد اقتصادی تنها با توانایی شگفت آور مسلمانان قابل حل است. این تنها به بازگشت به ظاهر اسلام احتیاج نداشت. بلکه به بازگشت به کیفیت روحانی اسلام محتاج است. سید حسین العطاس بر این فرض است که سیف الدین به عنوان یکی از نمایندگان نوع انسان جدید در جامعه اسلامی مطرح است. این نوعی از داشتن دانش مدرن بر اساس اصول ارزشی ساختاری اسلامی است. خصوصیات نوع چهارم بر مبنای بهترین رویاهایی است که جهان تحت تسلط اسلام می تواند باشد.
به نظر می رسد نوع جدید بشر که ما می خواهیم به آن برسیم، مخصوصا به عنوان رهبران ما، از نوع چهارم هستند. سوال بعدی این است: چه کسی از رهبران قدیم باید منبع کامل برای بشر آرمانی نوع چهارم باشد؟ یزید یا امام حسین (ع)؟ من فکر می کنم که پاسخ واضح و به آسانی قابل درک است. چهارمین نوع براساس ارزش های اسلامی است. نوعی است که ارزش هایی که رویای کامل امام حسین (ع) را برجسته می کند، دارند و می گیرند. رهبران مسلمان مانند امام حسین می بایستی منبع آرمانی کامل برای نوع بشر اسلامی جدید هستند.
نتیجه
هدف ما در این سالها ترغیب رهبران به تقویت تواناییهای کمی و کیفی شان در اخلاقیات به موازات مهارت های تکنولوژیکی است.در واقع اخلاقیات مهترین بعد شخصیتی است. فاکتورهای اصلی و سببی سلسله مراتب رهبری مبانی اخلاقی یا اخلاقیات هستند.
برای مثال در این نوشته سید حسین العطاس اصرار دارد که تغیرات ساختاری دولت ها اگر همراه با تغییر رهبران در جهت اخلاقیات بالاتر نباشد تاثیرات خوبی به همراه نخواهد داشت.
دانش بدون اخلاقیات مخاطراتی دارد به این معنی که دانش بدون اخلاقیات دانشی بدون توانایی تشخیص منابع درست خواهد بود. شخصیتی که مکارم اخلاق ( شخصیت با شکوه) دارد، تشخیص محرز میان درست و غلط را دارد و ترس از از دست دادن ثروت و مقام را ندارد. بر طبق حدیثی از پیامبر:
ان الله بعثنی لاتمم مکارم الاخلاق و کمال محاسن الافعال
همانا خداوند مرا به تمام کردم مکارم اخلاق و به اوج رساندن خوبی های کارها مبعوث کرده است
فاکتورهای اخلاقی نیز در خدمت و جذب افرادی که به کمال رسیده اند هستند. وارسته ای از ایران، آیت الله مرتضی مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی می نویسد که امام علی ابن ابی طالب (ع) همیشه هر دو قدرت جذب و دفع را داشته اند. از ابتدای تاریخ اسلام، افرادی یافت شده اند که به سوی او جذب شده اند و با او رابطه نزدیک داشته اند و افرادی از او دفع شده اند. این یاد آور حدیثی از پیامبر است که می فرماید:
عن المرء لاتسأل وسل عن قرينه فكل قرين بالمقارن يقتدي
اگر می خواهید فردی را بشناسید ابتدا در مورد دوستانش تحقیق کنید، برای اینکه شخصیت هرکسی بستگی به همصحبتش دارد.
این بدان معنی است که افراد خوب، دوستان خوب برای خود انتخاب میکنند متقابلا افراد با روح شیطانی تمایل به انتخاب افراد کم اخلاق دارند.
من فکر میکنم که تمام زندگی روشنفکرانه استاد حسین العطاس برای اثبات این بود که حکومت ترس بر جامعه توسط افراد احمق گسترش میابد. در میان افرادی که حماقتشان آنها را در تحلیل مشکلات و حل آنها ناتوان میکند، ناتوانی در یادگیری انچه لازم است، عدم توانایی در هنر آموختن و عدم تشخیص حماقت. افراد انقلابی احمق در بسیاری از جوامعی که مستعمره بوده اند شکل میگیرند.
” قوانین استعماری مدیران سطح بالا خلق نمکنند. در پی عدم استقلال نخبگان، احمقها ( ناشایست ها) فرصت ظهور و تشکل میابند. به نظر پرفسور سید حسین العطاس با این مردم احمق ( ناشایست ها ) خویش و قوم پرستی، نگاه عقب مانده، حزب سیاسی استانی ، انتخاب و افزایش کنترل اداری در سلسله مراتب آمد بوجود آمده و عدم توانایی این افراد در کنترل شرایط منجر به تخریب معیارهای فداکاری و سخت کوشی برای رسیدن به موفقیت میشود. و به این ترتیب فساد قدرت از طریق آنها افزایش می یابد. جایی که افراد ناشایست قدرت میگیرند ارزش های جامعه تحت تاثیر تعابیر فردی آنها قرار گرفته و آگاهی فردی به آگاهی عمومی تعمیم می یابد…
این شرایطی است که رویاهای فاجعه بار ظهور کرده و بر زندگی ما مسلط می گردند.
بنابراین بطن جامعه ما تحت تاثیر آنها قرار می گیرد. چیزی که جوامع ما را تحت تاثیر قرار می دهد آرزوهای رهبرانی است که مخالف جاه طلبی فاجعه انگیز هستند. و این آرزوی دنیای ماست.


















